Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

خاطرات مشترک

کیوتو - کوانگ تری فقط یک مکان جغرافیایی نیست؛ بلکه قلمرویی از خاطرات است، مکانی که به نظر می‌رسد زمان در آن متوقف شده است، صرف نظر از بادهای بی‌امان کوهستان و امواج همیشه خروشان رودخانه‌های تاچ هان، او لاو و بن های. مکان‌هایی مانند با لونگ، کون تین، خه سان، بزرگراه ۹... به نظر می‌رسد هنوز ردپای سربازان بی‌شماری را که به سمت نبرد رژه می‌روند، بر خود دارند و بسیاری از سربازان جوان خود بخشی از رودخانه‌ها و کوهستان شده‌اند. و بنابراین، سربازانی که در جنگ جنگیدند، کسانی که زمانی به میدان نبرد کوانگ تری متصل بودند، هنوز این مکان را سرزمین خاطرات می‌نامند.

Báo Quảng TrịBáo Quảng Trị01/05/2026

خاطره یک سرباز

آقای تران کیم که در سال ۱۹۶۷ در روستایی در شمال رودخانه بن های متولد شد، از رودخانه عبور کرد و به جبهه جاده ۹ رفت و عمدتاً در منطقه‌ای در دامنه تپه ۱۳۵ مستقر شد. آن روستا، روستایی با هفت خانه، سرزمینی از درختان بلوط، درختان انجیر و نهر لا لا بود.

«ببینید، آن سنگر یائو لی است، آن سنگر عمو دن است، و این مال من است...» - رفقای کیم، هر وقت از میدان نبرد قدیمی بازدید می‌کردند، اغلب این را به یکدیگر می‌گفتند. «سنگر» پناهگاه‌های سربازان بودند که به صورت مثلثی از سه سنگر جداگانه چیده شده بودند. در روز چهارم تت در سال ۱۹۶۹، کیم زخمی شد و توسط هفت رفیق به سمت شمال منتقل شد، اما وقتی به دامنه تره وانگ رسیدند، مورد اصابت موشک‌های یک هواپیمای OV10 آمریکایی قرار گرفتند. فقط او زنده ماند...

در آن زمان، آقای کی‌یم رویای نویسنده شدن را در سر می‌پروراند، اما کوله پشتی، دفترچه یادداشت و دفتر خاطراتش همگی توسط بمب‌های آمریکایی سوزانده شدند و آن رویا را برای همیشه در ذهنش رها کردند. اکنون، او از طریق قلم، کاغذ و دستانش با مردم ارتباط برقرار می‌کند. گوش‌های این سرباز پیر بسته شده است، ظاهراً برای حفظ صداهای جنگ. این صداها عبارتند از باد سوت‌زن از شکاف‌های کوه، صدای ملایم باران روی سایبان جنگل در بعد از ظهرها و عصرها، و غرش آتش توپخانه در تپه زین بامبوی طلایی، نهر آب سرد، تپه ۱۸۲... جایی که رفقایش هنوز برنگشته اند.

نویسنده (سمت راست) به همراه تران کیم، جانباز، در گورستان ملی شهدا در بزرگراه ۹ - عکس: T.L
نویسنده (سمت راست) به همراه جانباز تران کیم در گورستان ملی شهدا در بزرگراه ۹ - عکس: آرشیوی.

آقای لی با دونگ، اصالتاً اهل استان نگ آن ، سرباز سابق هنگ ۲۷، شاید عمیق‌ترین فردی باشد که با کوانگ تری ارتباط دارد. تقریباً هر سال، در ۳۰ آوریل و ۲۷ ژوئیه، سالگرد روز جانبازان و شهدای جنگ، او در کوه‌ها، جنگل‌ها و نهرهای این سرزمین سفر می‌کند. او با علاقه از سربازان جوانی یاد می‌کند که قبل از مرگشان، هنوز تصاویری از کوه‌های ترونگ سون را که در درخشش قرمز غروب آفتاب غرق شده بودند، مانند نقاشی، در ذهن خود نگه داشته بودند. در پایان هر زیارت، آقای دونگ به رودخانه تاچ هان که از میان ارگ کوانگ تری جاری است، بازمی‌گردد، رودخانه‌ای مانند گورستانی بدون سنگ قبر، "... دوستان من هنوز در کف رودخانه آرمیده‌اند."

دوران سربازی هو دای دونگ، که در هنگ ۲۰۹، لشکر اول خدمت می‌کرد، ارتباط نزدیکی با میدان نبرد ارتفاعات مرکزی داشت. با این حال، در طول بیش از ۱۵ سال جستجوی رفقایش، او از مناطق مختلفی از جمله کوانگ تری بازدید کرد. این سفرها، سفرهایی برنامه‌ریزی نشده و گاهی بسیار شتاب‌زده بودند.

منطقه جنگلی کوهستانی در شمال بزرگراه ملی ۹، در طول جنگ علیه ایالات متحده برای نجات کشور، میدان نبرد سختی بود. نام مکان‌ها و دژها همچنان در خاطرات سربازان حک شده‌اند، مانند کون تین، تپه ۱۰۲، تپه ۱۸۲ (که به "تپه خون" نیز معروف است)، کوه هو خه-دا باک، ساحل کو دین-با دِ، شیب تو بون... اینها "زخم‌های" زمان بر سرزمین کوانگ تری هستند.

برای آقای دونگ، جستجوی رفقایش همیشه آسان نبود. پیری و زمین‌های کوهستانی صعب‌العبور همیشه چالش‌های سختی بودند. وقتی پاهایش درد می‌گرفت و خسته می‌شد، سرباز پیر در نیمه راه کوه می‌نشست... ناگهان، او فکر کرد که برای سربازانی مثل او، تقریباً هیچ تقسیم‌بندی منطقه‌ای وجود ندارد؛ کوه‌ها و جنگل‌های ارتفاعات مرکزی هیچ تفاوتی با کوه‌ها و جنگل‌های غرب کوانگ تری ندارند. هر کجا که در این نوار S شکل زمین بودند، برای یک سرباز، آنجا وطنشان بود.

پیوند گذشته و حال

پس از جنگ علیه ایالات متحده برای نجات ملت، کار کهنه سرباز نگوین ون هان، از بخش کوانگ تری، به عنوان رشته‌ای ارتباطی بین واقعیت و گذشته، بین کسانی که زنده هستند و کسانی که کشته شده‌اند، عمل می‌کند... اگرچه او مستقیماً با دشمن نجنگید، اما با بیش از 10 سال جستجو و جمع‌آوری بقایای سربازان کشته شده، آقای هان شاید کسی باشد که بیشترین «لمس» جنگ را داشته است. او اجساد سربازانی را که از زمین پیدا شده‌اند، سربازان پیر و از گوشت و خون که هنوز در جنگل‌ها و نهرها برای یافتن رفقای خود قدم می‌زنند، لمس کرده است، عشق و اشتیاق مادرانی را که به دنبال پسرانشان هستند، همسرانی را که به دنبال شوهرانشان هستند، فرزندانی را که به دنبال پدرانشان هستند و زنان جوانی را که مشتاقانه به دنبال معشوقانشان می‌گردند، لمس کرده است...

کوه‌ها و جنگل‌های کوانگ تری، و برخوردهای اتفاقی، دو سرباز از دو نسل را به هم رساند: آقای لو شوان هوین از لشکر ۳۰۴، اصالتاً اهل های فونگ، و آقای هان. اگرچه مدت حضور آقای هوین در میدان نبرد کوانگ تری خیلی طولانی نبود، اما ذهن او تقریباً کاملاً به یاد آوردن این سرزمین اختصاص داشت. مسیر تانک‌هایی که نقاط مرتفع ۲۷۵، ۲۳۵ و ۳۶۷ را به هم متصل می‌کرد؛ «رودخانه با لونگ با آوازهای بلندش»، غار کو تین، کوه چوا نگا؛ «چهارراه کوا» که سربازان اغلب قبل از نبرد در آن توقف می‌کردند؛ و برخوردهای اتفاقی با دختران محلی که آنها را راهنمایی می‌کردند، آذوقه و مهمات را حمل می‌کردند - خانم لان، خانم هو، خانم هونگ... - که گاهی اوقات یک گل وحشی را در کلاه‌های مخروطی خود فرو می‌کردند...

بین مرگ و زندگی، آنها حتی فرصت نکرده بودند که چهره یکدیگر را به وضوح ببینند، فقط خنده‌هایی مثل مه صبحگاهی بر فراز قله کوه و سوالات بازیگوشانه و خودمانی از آنها به گوش می‌رسید: «هی، سرباز خوش‌تیپ، اهل کجایی؟» یا «شما بچه‌ها کی برمی‌گردید که بدانیم منتظرتان باشیم...؟»

کهنه سرباز نگوین ون هان (چپ) و وو ویت نی در تپه 235 - عکس: T.L
کهنه سرباز نگوین ون هان (چپ) و وو ویت نی در تپه 235 - عکس: آرشیو

خاطرات آقای هان و آقای هوین فقط دفتر خاطرات دقیقی نیست که تاریخ‌ها، مکان‌ها یا تعداد دکمه‌ها، کمربندها، ننوها، قمقمه‌ها، ظرف‌های غذاخوری، خشاب‌های مهمات و نوک خودکارها را ثبت کند؛ آنها همچنین با دقت اشعاری را که با عجله نوشته شده بودند، پشت عکس‌های دخترانشان که سربازان قبل از رفتن به نبرد حمل می‌کردند، رونویسی می‌کنند... و سپس، در بعضی از بعدازظهرها، این دو مرد در سکوت به سرچشمه‌های رودخانه خیره می‌شوند، رشته‌کوه‌های بی‌پایان که هنوز منتظر بازگشت ابرها پس از یک روز سرگردانی هستند. در پای کوه‌ها، رودخانه‌ها هنوز به سمت دریا جریان دارند، اما به نظر می‌رسد خاطرات انسان در جهت خلاف جریان آب حرکت می‌کنند...

از بالای رشته‌کوه‌های بی‌نام و نشان مشرف به دریا، در دوردست‌ها گورستان‌های سربازان کشته‌شده دیده می‌شوند: های لانگ، های فو و های ترونگ، که در امتداد بزرگراه ملی ۱A واقع شده‌اند. گورستان‌ها با ردیف‌هایی از سنگ قبرها، برخی با نام و برخی دیگر ناشناس، پوشیده شده‌اند. از گورستان، رشته‌کوه‌ها، که زمانی میدان نبرد بودند، هنوز در آفتاب صبحگاهی و باران بعدازظهر غرق می‌شوند و بادهای جنگل وسیع زمزمه می‌کنند. و در میان کسانی که از گورها بازدید می‌کنند، شاید همه به آن گورستان‌های بی‌نام و نشان نگاه می‌کنند، که گویی در میان ابرها معلق هستند، جایی که خاطرات باقی می‌مانند، اما هنوز به زمین‌های پست بازنگشته‌اند...

در کوه‌ها و جنگل‌های غرب کوانگ تری، صدها جویبار کوچک خستگی‌ناپذیر از میان تنداب‌ها و آبشارها عبور می‌کنند تا به رودخانه تبدیل شوند. با فرا رسیدن ماه آوریل، در رشته‌کوه‌های مرتفع، شکوفه‌های ظریف گل صد تومانی در باد می‌رقصند، گویی هنوز به ردپای سربازانی که در راه نبرد هستند، چسبیده‌اند... و آن مکان برای بسیاری از مردم امروز و آینده، قلمرو خاطرات است.

فان تان لام

منبع: https://baoquangtri.vn/xa-hoi/202605/chung-mien-ky-uc-ee368fa/


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
مادربزرگ نیلوفرهای آبی چید.

مادربزرگ نیلوفرهای آبی چید.

روز ملی مبارک

روز ملی مبارک

پرواز بر فراز منطقه میراث فرهنگی

پرواز بر فراز منطقه میراث فرهنگی