Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

مرگی وجود دارد که به جاودانگی تبدیل می‌شود.

Việt NamViệt Nam12/10/2024



خاطراتی از گذشته‌ای نه چندان دور

برای نسل ما، آن سال‌های اولیه - دهه ۱۹۶۰ - بسیار خاطره‌انگیز بودند.

جنوب از جنایات رژیم‌های «دیم» و «خان» آمریکا در خشم و نفرت بود. قیامی عمومی در جریان بود که با عزم راسخ برای «بیرون راندن آمریکایی‌ها، سرنگونی رژیم دست‌نشانده»، آزادسازی جنوب و اتحاد کشور پیش می‌رفت. روحیه قهرمانانه «برخیزید، مردم قهرمان جنوب! برخیزید، در برابر طوفان‌ها مقاومت کنید! سوگند یاد می‌کنیم که ملت را نجات دهیم، سوگند یاد می‌کنیم که تا آخر فداکاری کنیم! شمشیر بردارید، تفنگ بردارید و به پیش بتازید!» پیروزی پشت پیروزی بود. قیام‌ها در بن تره و بین گیا، و پیروزی بزرگ در شکست جنگ ویژه، مردم ویتنام شمالی و جنوبی را به وجد آورد. پس از شکست آنها در میدان نبرد جنوب، در 5 آگوست 1964، امپریالیست‌های آمریکا حادثه خلیج تونکین را جعل کردند و یک عملیات هوایی دیوانه‌وار علیه شمال آغاز کردند تا اراده ما را برای اتحاد دو منطقه خنثی کنند.

سپس پاییز همان سال، اتفاق تکان‌دهنده‌ای رخ داد. ایالات متحده تصمیم خود را عوض کرد و کماندوی سایگون، نگوین ون تروی، را ساعت ۹:۳۰ صبح ۱۵ اکتبر ۱۹۶۴ اعدام کرد. در آن زمان، دریافت اخبار بسیار دشوار بود. همه چیز به اطلاعات ایستگاه رادیویی صدای ویتنام بستگی داشت که مردم عادی در دلتای شمالی از طریق رادیوهای ترانزیستوری خود به آن گوش می‌دادند... اما از طریق آن، شاهد موجی از خشم و نفرت نسبت به دشمن بودیم که در مردم ما و در بشریت مترقی در سراسر جهان بی‌سابقه بود. از طریق رادیو، گاهی با استفاده از گویش‌های محلی، گزارش‌های خبری از نگوین ون تروی پخش می‌شد، اشعاری او را نگوین ون تروی می‌نامیدند... و بعداً، همه چیز به عنوان نگوین ون تروی نامیده می‌شد...

خاطراتم مرا به یاد می‌آورد: برقکار نگوین ون تروی در روستای تان کوئیت، کمون دین تانگ، منطقه دین بان، استان کوانگ نام متولد و بزرگ شد. او فرزند سوم یک خانواده دهقان فقیر بود. فرانسوی‌ها وقتی او تنها سه سال داشت مادرش را کشتند و او با عمو و پسرعموهایش زندگی می‌کرد. در ۱۵ یا ۱۶ سالگی، برای کار و امرار معاش به سایگون رفت. او قبلاً به عنوان راننده سیکلو کار می‌کرد، سپس به عنوان برقکار شاگردی کرد و به سرعت برقکاری ماهر شد. او در کارگاه نگوک آن کار می‌کرد و با میهن‌پرستی عمیق و نفرت از دشمن، توسط حزب روشن شد و به اتحادیه جوانان پیوست. او به عنوان سرباز کماندو در نیروهای ویژه ۶۵، متعلق به جوخه انتحاری جنوب غربی سایگون، منطقه نظامی سایگون-گیا دین، خدمت کرد.

مرگ به جاودانگی تبدیل می‌شود (تصویر ۱)

نگوین ون تروی و همسرش پس از روز عروسی‌شان. عکس آرشیوی.

در سال ۱۹۶۴، او در پایگاه رانگ تام در دوک هوا (استان لونگ آن) آموزش جنگ چریکی شهری را فرا گرفت. او از طریق یکی از دوستان فان تی کوئین که در کارخانه پنبه باخ تویه کار می‌کرد، با او آشنا شد. آنها بیش از یک سال عاشق هم بودند و در ۲۱ آوریل ۱۹۶۴ ازدواج کردند. در ۲ مه ۱۹۶۴، او ماموریت یافت تا مین‌هایی را در پل کانگ لی (که اکنون پل نگوین ون تروی نام دارد) برای ترور یک هیئت عالی رتبه سیاسی و نظامی دولت ایالات متحده به رهبری وزیر دفاع رابرت مک نامارا، کار بگذارد.

متأسفانه، در حین انجام مأموریت، ساعت ۱۰ شب ۹ مه ۱۹۶۴ توسط دشمن دستگیر شد. نگوین ون تروی در زندان، با وجود تحمل شکنجه‌های وحشیانه متعدد و پیشنهادهای وسوسه‌انگیز از سوی دشمن، در امتناع از خیانت به رفقایش ثابت قدم ماند و به حزب، سازمان و آرمان‌هایی که برگزیده بود وفادار ماند. برای نجات او، یک سازمان چریکی در کاراکاس، ونزوئلا، خواستار مبادله سرهنگ نیروی هوایی ایالات متحده، مایکل اسمولن، که به تازگی توسط این گروه چریکی ربوده شده بود، شد و اعلام کرد: «اگر نگوین ون تروی در ویتنام اعدام شود، یک ساعت بعد آنها سرهنگ اسمولن را در ونزوئلا اعدام خواهند کرد.»

با این حال، اندکی پس از آزادی مایکل اسمولن، دادگاه نظامی جمهوری ویتنام، نگوین ون تروی را ساعت ۹:۴۵ صبح ۱۵ اکتبر ۱۹۶۴ در باغ سبزیجات زندان چی هوا در سایگون اعدام کرد. او در حالی که به سمت محل اعدام می‌رفت، آرام ماند. او در مقابل جمعیت زیادی از روزنامه‌نگاران داخلی و خارجی، جنایات امپریالیسم آمریکا را افشا کرد. وقتی دشمن چشمانش را بست، چشمانش را از چشمانش باز کرد و گفت: «نه، من باید این سرزمین، سرزمین محبوبم را ببینم.» قبل از مرگ، فریاد زد: «سخنان مرا به خاطر بسپارید! مرگ بر امپریالیسم آمریکا! مرگ بر نگوین خان! زنده باد ویتنام! زنده باد هوشی مین!»

عبارت «زنده باد هوشی مین!» سه بار توسط او فریاد زده شد. روحیه مبارزه و فداکاری قهرمانانه نگوین ون تروی در میدان اعدام به نمادی برای جوانان ویتنامی در طول جنگ ضد آمریکایی تبدیل شد. رهبر محبوب ما، رئیس جمهور هوشی مین، بر روی عکسی از تروی نوشت: «برای میهن، برای مردم، شهید نگوین ون تروی شجاعانه تا آخرین نفس علیه امپریالیسم آمریکا جنگید. روحیه شکست‌ناپذیر قهرمان تروی، نمونه انقلابی درخشانی برای همه میهن‌پرستان، به ویژه برای جوانان است که باید از آن درس بگیرند.»

«لحظاتی هستند که تاریخ را می‌سازند.»

مرگی وجود دارد که به جاودانگی تبدیل می‌شود.

کلماتی وجود دارند که از هر آهنگی قدرتمندترند.

افرادی هستند که به عنوان تجسم حقیقت به دنیا می‌آیند...»

به هوو

فداکاری قهرمانانه آن تروی برای مردم سراسر جهان شناخته شده است و تأثیر گسترده‌ای داشته است؛ حتی ۶۰ سال بعد، من هنوز حال و هوای آن سال‌ها را به یاد دارم...

داستان نویسنده تران دین ون درباره کتابش «زندگی مثل او»

در کار روزنامه‌نگاری‌ام، چندین بار با روزنامه‌نگار تای دوی – تران دین وان (دو بار در خانه‌اش در خیابان لی تونگ کییت، پلاک ۸ و یک بار در سمیناری در موزه روزنامه‌نگاری ویتنام)، نویسنده‌ی کتاب «زندگی مانند او»، داستانی مشهور و تأثیرگذار درباره‌ی قهرمانی انقلابی، ملاقات کرده‌ام، اما به ندرت فرصتی برای گپ زدن با این روزنامه‌نگار کهنه‌کار داشتم...

در ۵ جولای ۲۰۱۹، خانم فان تی کویین، همسر شهید قهرمان نگوین ون تروی، درگذشت. این روز همچنین پنجاه و پنجمین سالگرد فداکاری تروی بود. من به دیدار روزنامه‌نگار تای دوی - تران دین ون (با نام واقعی تران دوی تان) رفتم، کسی که به ما کمک کرده تا از طریق ادبیات و روزنامه‌نگاری، فداکاری و ویژگی‌های والای جوانان را بیشتر درک کنیم. اثر او، «زندگی مانند او»، یک راهنمای بالینی است. مانند «ملت برمی‌خیزد»، «هون دات»، «داستانی نوشته شده در بیمارستان»، «خانواده مادر بِی»، «مادر با اسلحه» و غیره، «زندگی مانند او» مانند فراخوانی از سوی ملت است که نسل‌ها را به جنگ، بیرون راندن دشمن و آزادسازی میهن خود فرا می‌خواند.

او به طور محرمانه گفت: در سال ۱۹۶۴، او خبرنگار روزنامه آزادی، ارگان کمیته جبهه آزادیبخش ملی ویتنام جنوبی بود که دفتر تحریریه آن در تای نین قرار داشت. پس از مرگ نگوین ون تروی، مطبوعات رژیم سایگون گزارش‌های گسترده‌ای از این رویداد منتشر کردند. در آن زمان، تران دین ون در لانگ آن، تنها ۳۰ کیلومتر با سایگون فاصله داشت. از طریق آن، ما اطلاعات بیشتری در مورد نبرد ناموفق در پل کونگ لی به دست آوردیم. او و همکارانش به عنوان خبرنگاران جنگی، با شنیدن این داستان، همگی فکر کردند که باید کاری برای بزرگداشت شجاعت تروی انجام دهند. بعدها، تران دین ون فهمید که فان تی کوین، همسر شهید نگوین ون تروی، توسط کماندوهای سایگون به پایگاه جبهه آزادیبخش ملی آورده شده و در کنگره قهرمانان و مبارزان ویتنام جنوبی شرکت کرده است. او ابتدا مقاله‌ای با عنوان «آخرین دیدارهای خانم کوئین و آقای تروی» نوشت که در روزنامه لیبراسیون منتشر شد. اما سپس، روزنامه‌نگار تای دوی دستورالعمل‌هایی دریافت کرد مبنی بر اینکه به کتابی درباره آنه تروی نیاز است، بنابراین تصمیم گرفت به کو چی برود تا با رفقایی که با آنه تروی کار کرده و زندانی شده بودند ملاقات کند و اطلاعات بیشتری جمع‌آوری کند... پس از اتمام کتاب با عنوان «آخرین دیدارها»، آژانس از یک خبرنگار شوروی خواست تا آن را از طریق سفر هوایی کامبوج به هانوی ارسال کند...

روزنامه‌نگار تای دوی به یاد آورد: «بعدها فهمیدم که رفقا در دفتر سیاسی و دبیرخانه به این کتاب بسیار علاقه‌مند بودند. نخست وزیر فام ون دونگ نام کتاب را «زندگی مانند او» گذاشت. عمو هو مقدمه را نوشت. درست حدود یک ماه پس از ارسال آن، ما در میدان جنگ «زندگی مانند او» را با صدای بلند از رادیو صدای ویتنام شنیدیم... در سال ۱۹۶۶، روزنامه‌نگار تای دوی برای کار به شمال منتقل شد. او چند بار دیگر با خانم کوئین ملاقات کرد. یک روز پس از آزادی، در ۱ مه ۱۹۷۵، روزنامه‌نگار و نویسنده تای دوی از مزار آن تروی در زادگاه مادری‌اش بازدید و به او ادای احترام کرد...»

طبق قانون طبیعی، نویسنده تای دوی-تران دین وان نیز در سن نزدیک به صد سالگی درگذشت. اما او کسی بود که الگوی اخلاقی و سبک متعهدانه یک روزنامه‌نگار و هنرمند انقلابی را حفظ کرد. و شهید قهرمان نگوین وان تروی، برای ۶۰ سال گذشته و برای همیشه، با میهن خود یکی شده است، که در نام خیابان‌ها، مدارس و الگوی «زندگی مانند او» تجسم یافته است...

هوو مین



منبع: https://www.congluan.vn/co-cai-chet-hoa-thanh-bat-tu-post316511.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
سرگرمی

سرگرمی

فانوس دریایی موی دین

فانوس دریایی موی دین

با وجود خونریزی و عرق ریختن، مهندسان هر روز با زمان رقابت می‌کنند تا به برنامه ساخت پروژه ۵۰۰ کیلوولتی لائو کای-وین ین برسند.

با وجود خونریزی و عرق ریختن، مهندسان هر روز با زمان رقابت می‌کنند تا به برنامه ساخت پروژه ۵۰۰ کیلوولتی لائو کای-وین ین برسند.