![]() |
ماکو نیشیمورا در گیفو (ژاپن) در سال 2025. |
نزدیک به ۴۰ سال، ماکو نیشیمورا در هیچ مبارزهای شکست نخورد. او این را به عنوان یک امر بدیهی تعریف میکند. نیشیمورا تنها حدود ۱.۵ متر قد دارد، اندامی ریزنقش، اما شاید تنها زنی باشد که تا به حال به یک یاکوزای واقعی تبدیل شده است - عضوی از دنیای زیرزمینیِ به شدت خشن و بیقانون ژاپن.
او چگونه توانست گانگسترهای مرد را شکست دهد؟
او با آرامش به گاردین گفت: «اول به پاهایش ضربه بزن. از یک چوب یا تخته برای زمین زدنش استفاده کن، بعد ادامه بده.»
یک "استثنا" در دنیای یاکوزا
این لجاجت نیشیمورا بود که او را در سال ۱۹۸۶، زمانی که تنها ۱۹ سال داشت و از خانه فرار کرده و مدتی را در یک بازداشتگاه نوجوانان در گیفو، نزدیک ناگویا گذرانده بود، مورد توجه یاکوزا قرار داد.
یک شب، آیا، دوست باردارش، درخواست کمک کرد. نیشیمورا با یک چوب بیسبال به سرعت به آنجا رسید و آیا را در محاصره پنج مرد یافت. وقتی یکی از آنها به شکم آیا لگد زد، نیشیمورا فریاد زد و از دوستش خواست فرار کند و سپس به کل گروه حمله کرد. زمانی که پلیس رسید، مهاجمان غرق در خون بودند و نیشیمورا ناپدید شده بود.
کمی بعد، یکی از اعضای ایناگاوا-کای - یکی از بزرگترین سازمانهای یاکوزای ژاپن - سعی کرد او را جذب کند. در آن زمان، نیشیمورا به باند بدترینها پیوسته بود، گروهی که در مسابقات خیابانی و سرقت شرکت میکردند و مانند خلبانان کامیکازه لباس میپوشیدند.
او همچنین شروع به کاوش عمیقتر در جرم و جنایت کرد: اداره یک حلقه فحشا، اخاذی از مشاغل محلی و فروش و مصرف متآمفتامین.
اگرچه او در ابتدا ایناگاوا-کای را رد کرد، اما زندگی یاکوزا برای نیشیمورا جذاب بود زیرا پول، احترام و احساس امنیت را ارائه میداد. در سن 20 سالگی، او مراسم ساکازوکی را انجام داد - نوشیدن ساکی برای پیوستن رسمی به باند سوگینو به رهبری ریوچی سوگینو، یک قاتل محکوم با کاریزمای منحصر به فرد.
او به سرعت در دنیای مردسالار یاکوزا به یک «استثنا» تبدیل شد. برخی از مردان او را به خاطر زن بودنش مسخره میکردند، اما آنها همچنین قدر پولی را که از فحشا و مواد مخدر به دست میآوردند، میدانستند.
![]() |
نیشیمورا به دلیل سابقه کیفریاش توسط باندهای یاکوزا جذب شد. |
در آن زمان، یاکوزاها در اوج خود بودند. برخلاف بسیاری از سازمانهای جنایی دیگر، آنها نیرویی حاشیهای در جامعه محسوب نمیشدند. یاکوزاها دفاتر ثبت شده و لوگوهای خود را داشتند، مانند مشاغل فعالیت میکردند و تصویری از "جنایتکاران میهنپرست" را در ذهن خود پرورش داده بودند که ادعا میکردند با طبقه سامورایی دوران فئودالی ارتباط دارند.
وقتی حباب اقتصادی ژاپن در اوایل دهه ۱۹۹۰ ترکید و مجموعهای از رسواییها، ارتباط بین جرایم سازمانیافته و سیاست را آشکار کرد، افکار عمومی به طور فزایندهای خواستار برخورد پلیس با یاکوزا شد. پس از سالها اعمال قوانین سختگیرانهتر و رقابت با باندهای تبهکار بینالمللی پیشرفته از نظر فناوری، یاکوزا اکنون به عنوان یادگاری از گذشته دیده میشود.
نیشیمورا دیگر عضو یاکوزا نیست. او در آپارتمان کوچکی نزدیک ایستگاه قطار گیفو زندگی میکند، احاطه شده با گیاهان گلدانی و عکسهای دو پسرش - که به دلیل گذشته جنایی و اعتیادش به مواد مخدر، بیشتر اوقات فقط میتواند از دور آنها را تماشا کند. نیشیمورا در ۵۹ سالگی هنوز نشانههای واضحی از دوران گانگستری خود را دارد: خالکوبیهایی که گردن، دستها و انگشت کوچک دست چپش را پوشانده است.
نیشیمورا همچنین اعتراف کرد که از دههها جرم و جنایت خود - که بخش عمدهای از آن زنان را هدف قرار میداد - احساس شرمندگی میکند و به دنبال رستگاری است. او خاطرات زندگی خود را به عنوان یک عضو یاکوزا مینویسد و برای سازمانی کار میکند که به اعضای سابق کمک میکند تا از باند خارج شوند.
«فرزند شیطان»
نیشیمورا از سنین پایین مجذوب فیلمهای یاکوزا با شخصیتهایی بود که با اصل «محافظت از ضعیف و مبارزه با قوی» زندگی میکردند. برای او، این به معنای شورش علیه پدر سختگیرش بود. به گفته نیشیمورا، پدرش اغلب فرزندانش را به خاطر اشتباهات جزئی مانند نمرات ضعیف یا نشستن در حالت نامناسب کتک میزد.
نیشیمورا در سن ۱۴ سالگی شروع به سیگار کشیدن، فرار از مدرسه و فرار از خانه کرد. وقتی موهایش را بلوند کرد، پدرش آنقدر عصبانی شد که سرش را تراشید و کچل کرد.
از آن به بعد، نیشیمورا زندگی کوچنشینی را سپری کرد، در ماشینش یا زیر شیروانی معابد میخوابید. او نام خود را به ماکو - به معنی «فرزند شیطان» - تغییر داد و شروع به خالکوبی روی خودش کرد. برخی از خالکوبیها را خودش با استفاده از یک سوزن دستی انجام میداد.
وقتی مادرش، هیروکو، فهمید که دخترش عضو یاکوزا شده است، تمام راه را تا مقر این باند در گیفو رفت تا از رئیس التماس کند: «لطفاً از دخترم مراقبت کنید.» اما نیشیمورا در آن لحظه احساس کرد که بالاخره «خانواده واقعی» خود را پیدا کرده است.
![]() |
نیشیمورا یک بار پس از دستگیری در حین مصرف مواد مخدر مجبور شد بخشی از انگشت کوچکش را قطع کند. |
در سالهای اولیه عضویتش در باند سوگینو، او مجبور بود انواع کارها مانند آشپزی، نظافت، کار به عنوان مسئول پذیرش یا بردن سگهای رئیس به گردش را انجام دهد. همزمان، او یاد گرفت که چگونه از مشاغل اخاذی کند و شبکههای پولسازی ایجاد کند.
یکی از بزرگترین منابع درآمد یاکوزاها، فحشا بود. نیشیمورا زنان را به واتاکانو - جزیرهای که به "جزیره فحشا" معروف است - میآورد. طبق خاطرات او، در یک مورد، دختری معتاد به مواد مخدر به نام ریکو قبل از اینکه به جزیره آورده شود، فرار کرد. نیشیمورا او را تا اوساکا ردیابی کرد و افرادی را برای بازگرداندن او استخدام کرد.
سالها بعد، نیشیمورا دوباره ریکو را ملاقات کرد. او بدهیهایش را پرداخت کرده بود، اما چشمانش خالی بود و دیگر نیشیمورا را نمیشناخت. نیشیمورا نقش خود را در این فاجعه پذیرفت، اما همچنین گفت: «اگر عضو یاکوزا باشی، نمیتوانی بدون انجام این نوع کارهای بد از نردبان بالا بروی.»
مواد مخدر، زندانها و افول یاکوزا.
نیشیمورا به خاطر بیباکیاش شناخته میشد، تا جایی که بسیاری او را «مرد کوچک» مینامیدند. اما با افزایش قدرت و پول، زندگی شخصی او نیز شروع به فروپاشی کرد. نیشیمورا به شدت به متآمفتامین معتاد شد و اغلب در آپارتمان کوچکش با گانگسترها برای تزریق مواد مخدر معاشرت میکرد.
وقتی رئیس مافیا، سوگینو، متوجه شد، نیشیمورا را مجبور کرد به سبک یاکوزا عذرخواهی کند: انگشت کوچکش را قطع کرد. او با استفاده از یک شمشیر کوتاه انگشتش را برید و سپس قسمت بریده شده را برای رئیس مافیا آورد. بعدها، بسیاری از یاکوزاهای دیگر از او خواستند تا این کار را برایشان انجام دهد.
نیشیمورا بعداً به دلیل حمل مواد مخدر دستگیر و به ۲.۵ سال زندان محکوم شد. در سال ۱۹۹۰، پس از آزادی در سن ۲۴ سالگی، با صفی از اعضای یاکوزا که در بیرون دروازههای زندان منتظر بودند، روبرو شد. اما در آن زمان، دنیای یاکوزا نیز رو به زوال بود.
پس از ترکیدن حباب اقتصادی ژاپن در اوایل دهه ۱۹۹۰، مجموعهای از رسواییها که روابط بین یاکوزا و سیاستمداران را آشکار کرد، افکار عمومی را علیه این باندها برانگیخت. پارلمان ژاپن متعاقباً قوانینی علیه یاکوزا وضع کرد که امکان توقیف داراییها و محدودیتهایی را بر فعالیتهای مالی آنها فراهم میکرد.
از اوج بیش از ۱۸۴۰۰۰ عضو در دهه ۱۹۶۰، تعداد یاکوزاها به شدت کاهش یافت. باندهای خارجی شروع به دستاندازی به بازارهای مواد مخدر و فحشا کردند.
مادر میخواهد اشتباهاتش را جبران کند.
نیشیمورا در سن ۲۹ سالگی از یکی از اعضای یاکوزا از یک باند رقیب باردار شد. مادر شدن تقریباً یک شبه او را تغییر داد.
او گفت: «هرگز فکر نمیکردم برای کسی بمیرم. اما وقتی بچهدار شدم، فکر کردم ممکن است این کار را بکنم.»
نیشیمورا سعی کرد مواد مخدر را ترک کند، ارتباطش را با باند قطع کند و زندگی عادی داشته باشد. اما با بدن پوشیده از خالکوبی و انگشت از دست رفتهاش، نیشیمورا به سختی میتوانست کار ثابتی پیدا کند. در نهایت، او به روشهای قدیمی خود بازگشت: اداره یک سالن ماساژ و فروش متآمفتامین.
![]() |
نیشیمورا پس از ترک یاکوزا با خانوادهاش آشتی کرد. |
او در سن ۳۹ سالگی پسر دوم خود را به دنیا آورد. نیشیمورا برخلاف پدرش، فرزندانش را کتک نمیزد، اما اعتراف میکند که اکنون تا حدودی سختگیریهای پدرش را درک میکند.
سالها، او از یاکوزای قدیمی فاصله گرفت و به عنوان یک "همسر گانگستر" زندگی کرد و برای زیردستان شریک زندگیاش آشپزی و نظافت میکرد. زندگی به طور فزایندهای ناامیدکننده شد. او به طور افراطی از داروهای آرامبخش استفاده کرد و پس از مصرف کافی که بدنش را فلج کرد، در بیمارستان بستری شد.
وقتی نیشیمورا دوباره با دوستان قدیمیاش در یاکوزا ارتباط برقرار کرد، متوجه شد که اوضاع تغییر کرده است. باندهایی که زمانی ادعا میکردند «از افراد ضعیف محافظت میکنند» حالا درگیر کلاهبرداریهای آنلاین با هدف قرار دادن سالمندان شده بودند. مدت کوتاهی پس از آن، نیشیمورا برای همیشه یاکوزا را ترک کرد.
پس از سال ۲۰۱۱، ژاپن به تشدید قوانین ضد یاکوزا ادامه داد. اعضای باندها قادر به باز کردن حساب بانکی، خرید خودرو یا حتی ثبت نام برای سیم کارت تلفن نبودند. سازمانهای جنایی سنتی به تدریج جای خود را به گروههای کوچکتری دادند که به صورت آنلاین فعالیت میکردند.
در سال ۲۰۲۰، نیشیمورا با ساتورو تاکهگاکی، یکی از اعضای ارشد سابق باند یاماگوچی-گومی، که دنیای زیرزمینی را ترک کرده بود تا سازمانی را برای حمایت از اعضای سابق یاکوزا در بازگشت به جامعه تأسیس کند، ملاقات کرد. همکاری با این سازمان به نیشیمورا کمک کرد تا هدف جدیدی در زندگی پیدا کند. او شعبهای را در نزدیکی مقر سابق باند در گیفو افتتاح کرد و به اعضای سابق یاکوزا در زمینه ترک اعتیاد، مسکن و اشتغال کمک کرد.
او گفت: «میخواهم مردم بدانند که گذشته هر چه که بوده، هنوز هم میتوان با آینده روبرو شد.»
اما چیزی که نیشیمورا بیش از همه آرزویش را داشت، خانواده بود. در سال ۲۰۲۴، پس از دههها جدایی، او برای اولین بار در خانه قدیمیشان با مادرش نشست. چند ماه بعد، نیشیمورا در کافهای در گیفو با برادر کوچکترش دیدار کرد. او گفت زمانی که خواهرش خانه را ترک کرد، "جهنم" بود. و مادر پیرش، هیروکو، وقتی از دخترش صحبت میکرد، اشک میریخت.
نیشیمورا اکنون توانسته است با پسر بزرگش که اکنون بیست و چند ساله است، دوباره ملاقات کند. با این حال، پسر کوچکترش هنوز آماده بخشش نیست.
او گفت: «فهمیدم خانواده چقدر مهم است.» سپس آرام خندید و جزئیات نادری از زندگیاش به عنوان یک جنایتکار را فاش کرد: «اگر مرد بودم، احتمالاً مدتها پیش به قتل میرسیدم.»
منبع: https://znews.vn/cuoc-doi-kho-tin-cua-nu-yakuza-duy-nhat-o-nhat-ban-post1653156.html












نظر (0)