Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

«کشور من، باریک چون قطره‌ای از ساز سنتور»...

(PLVN) - زمین به من اجازه می‌دهد بایستم و به آسمان خیره شوم، آب در خشکسالی تشنگی‌ام را فرو می‌نشاند... و همانطور که کسی زمانی گفته بود، وطن همچنین می‌تواند جایی باشد که روح با ریشه‌ها، فرهنگ و آرمان‌هایش برای آزادی در هم می‌آمیزد.

Báo Pháp Luật Việt NamBáo Pháp Luật Việt Nam10/05/2025

اما من هنوز کاملاً نمی‌توانم بفهمم: یک کشور چیست؟ شاید یک کشور مانند «دیگ برنج جادویی تاچ سان» باشد که هرگز خالی نمی‌شود و برای ملت ما «جنگل طلایی و دریای نقره‌ای» وسیعی را فراهم می‌کند که از میله پرچم لونگ کو تا دماغه کا مائو امتداد دارد، از طلای گرافیتی، سنگ‌های قرمز یاقوتی و جنگل‌های گرانبهای کوه‌های شمال غربی گرفته تا خاک آبرفتی غنی از ارتفاعات بالادست، جایی که رودخانه سرخ به ویتنام می‌ریزد، تا دشت‌های حاصلخیز دلتا. یا هوای شور دریا و ماهی و میگوی فراوان منطقه مرکزی و جنوب سخاوتمند...

شاید، این کشور همچنین یک بندر، یک فرودگاه یا پناهگاهی برای روح باشد؟ به طوری که هر فرد ویتنامی، پس از دستیابی به موفقیت و گشودن بال‌هایش، بتواند با استعداد و قدرت خود در پنج قاره پرواز کند - مهم نیست در کجای دنیا زندگی می‌کند، ویتنامی باقی می‌ماند، با خون قرمز و پوست زرد، قلب‌هایشان همیشه به سوی وطنشان است. یا ممکن است به دوردست‌ها سفر کنند، اما فقط برای بازگشت...

کشور من غرق در ترانه‌های محلی، ملودی‌های ساز سنتور، لالایی‌های مادران است - که هر روحی را الهام می‌بخشد، به تعالی عاطفی منجر می‌شود، سرشار از معنا است، و اشعاری که در طول سال‌ها ماندگار می‌شوند، همه از آنجا سرچشمه می‌گیرند. شاید، شاید... کشور من هم همین‌طور است، ساده و روستایی، مانند مزارع سرزمین مادری‌ام...

Khi tôi lớn lên, đất nước đã có rồi. (Ảnh minh họa - Nguồn: internet)

وقتی من بزرگ شدم، این کشور از قبل وجود داشت. (تصویر تزئینی - منبع: اینترنت)

و این کشور افسانه‌ای باشکوه از دوران باستان است، زمانی که مادر آو کو کیسه‌ای تخم‌مرغ به دنیا آورد و صد کودک به دنبال پدرشان به جنگل و مادرشان به دریا بزرگ شدند و تاریخ اژدها و فرزندان جاودانه را آغاز کردند... از تبار اژدها و جاودانه‌ها، کشور من، مردم من، بیش از ۴۰۰۰ سال است که تصویری تاریخی باشکوه را ترسیم کرده‌اند. این تصویر، جد کین دونگ وونگ، مادر آو کو و پدر لاک لونگ کوان است. این تصویر همچنین شامل ۱۸ پادشاه هونگ است که ملت را تأسیس و از آن دفاع کردند... به لطف این، در طول هزاران سال تاریخ، کشور من هنوز "مانند پشت مادر خمیده است"، مانند آرزوهای پدرم سر به فلک کشیده است. این تاریخی است که اجداد ما طی هزاران سال ساخته‌اند و به وضوح در اولین اعلامیه استقلال کشور من ثبت شده است:

«کوه‌ها و رودخانه‌های پادشاهی جنوبی متعلق به امپراتور جنوبی است

«سرنوشت به روشنی در کتاب آسمانی تعیین شده است…»

کشور من خیلی زیباست! و مانند نسل‌های پیش از من، تا زمانی که خون نوادگان لاک و هونگ را در رگ‌هایم دارم، می‌دانم که چگونه هر وجب از خاک، هر قطره خون و استخوانی که از اجدادم به جا مانده را گرامی بدارم و برایش ارزش قائل شوم.

بنابراین، در گذشته، حتی اگر «صد جسد از ما در مزارع بی‌پناه و هزار جسد از ما در پوست اسب پیچیده شده بود»، ما مصمم بودیم که «از مرزهای خود دفاع کنیم»؛ «نیروی انسانی می‌توانست سم‌های سواره‌نظام مغول را متوقف کند»؛ «حتی تیرک‌های چوبی منفرد می‌توانستند کشتی‌های مهاجم را سوراخ کنند...»

در آن زمان، در حالی که کشور در حال زوال بود و مردم رنج می‌بردند، ملت، که عمیقاً با وفاداری و فداکاری پیوند خورده بود، شخصیتی مقدس را به دنیا آورد که تمام زندگی خود را فدای کشور و مردمش کرد. پدر محترم ملت، سی سال تمام در جستجوی حقیقت برای ملت رنج کشید و در دوم سپتامبر ۱۹۴۵ کشور را به دنیا آورد. او ملت را از طریق جنگ‌های مقاومتی طولانی و دشوار به پیروزی عظیم در دین بین فو و اتحاد تاریخی کشور در ۳۰ آوریل ۱۹۷۵ رهبری کرد.

برای کشور، برای ملت، پدر «بدون نگاه به پشت سر رفت»، و «مسیری آفتاب‌گیر پوشیده از برگ‌های خزان‌زده» را پشت سر گذاشت؛ و مادر هنگام خداحافظی با پسرانش بارها اشک‌هایش را پاک کرد، در سکوت گریه می‌کرد زیرا «پسرانش دیگر برنمی‌گشتند»، و تنها چند کلمه از خود به جا گذاشت: «پسرم، تو برو، من می‌مانم، صد سال با موهای خاکستری زندگی می‌کنم. در نظر داشته باش که تو همیشه در کنار من خواهی بود. در نظر داشته باش که تمام عمرت را برای آینده سرزمین پدری زیسته‌ای...» گذشته از درد از دست دادن پسرش، مادر قهرمان افسانه‌ای ویتنام، اگرچه تنها دو سینه داشت، صدها جنگجوی چریکی را پرورش داد. حتی پس از رفتن آنها، مادر تو... هنوز هم با پسرانش خداحافظی می‌کند!

آن پسران و دختران به کشورشان، والدینشان یا عزیزانشان خیانت نکردند؛ برخی از سربازان از خون و گوشت خود برای جلوگیری از استقرار مسلسل‌ها استفاده کردند و هیچ‌کس سربازان عمو هو را فراموش نمی‌کند که از بدن‌هایشان برای متوقف کردن چرخ‌های توپخانه استفاده کردند...

برای درک بهتر این کشور، به زندان هوآ لو، جزیره کان دائو، جزیره فو کوک بروید... تا شاهد خسارات و رنج‌های ملت باشید، تا آن مردم کوچک و نحیفی را به یاد آورید که پوستشان پاره و گوشتشان دریده شده بود، استخوان‌هایشان با سوزن سوراخ شده بود، اما همچنان به پرچم ملی که به خون پدران و اجدادشان آغشته بود، نگاه می‌کردند... هرگز به خواسته‌های مادرانشان یا آرمان‌های پدرانشان خیانت نکردند.

آنجا، پاهایشان قوی و استوار بود، بنابراین در برابر توپ‌ها و نیزه‌های دشمن زانو نزدند. پسران به خاطر کشورشان از مادرانشان جدا شدند، اما وقتی سقوط کردند، کشور دوباره برخاست. و قلب مادرانشان برای همیشه پسرانشان را - مردان جوانی که برای همیشه بیست ساله باقی خواهند ماند - در آغوش خواهد گرفت، زیرا آنها با کوه‌ها، رودخانه‌ها، درختان و گیاهان یکی شده‌اند.

ما در صلحی به دنیا آمدیم که به قیمت خون و جسم اجدادمان به دست آمد. قلب هر ویتنامی هنوز روحیه‌ای قهرمانانه و شکست‌ناپذیر را در خود جای داده است و هرگز عشق پرشور به کشورمان را که مدت‌هاست در وجودمان ریشه دوانده است، از دست نخواهد داد. این کشور من است، زیبا همچون لالایی مادر، گویی هرگز جنگ‌های مقاومت طولانی، طاقت‌فرسا و غم‌انگیز را پشت سر نگذاشته است!

منبع: https://baophapluat.vn/dat-nuoc-toi-thon-tha-giot-dan-bau-post547886.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
مسابقه

مسابقه

ساحل دا نانگ

ساحل دا نانگ

زندگی روزمره در یک خانواده کوچک از قوم شاخدار دائو در مو سی سان.

زندگی روزمره در یک خانواده کوچک از قوم شاخدار دائو در مو سی سان.