نسبت نیروی کار دارای آموزش رسمی هنوز پایین است.
خبرنگار:
دانشیار، دکتر تو تی مای هونگ: منابع انسانی باکیفیت ویتنام در حال حاضر پتانسیل بالایی دارند، به خصوص در نسل جوان: باهوش، سریع یادگیرنده و ماهر در سازگاری با فناوریهای جدید، اما هنوز به طور کامل الزامات یک اقتصاد دانشبنیان را برآورده نمیکنند. ما هنوز فاقد نیروی کار واقعاً توانمند و آماده برای رهبری علم و فناوری و نوآوری هستیم.
طبق آمار، درصد کارگران آموزشدیده دارای مدرک و گواهینامه در ویتنام در سال ۲۰۲۵ تنها به ۲۹.۲ درصد و در سهماهه اول سال ۲۰۲۶ به ۲۹.۶ درصد خواهد رسید. این رقم نشان میدهد که نسبت نیروی کار آموزشدیده طبق استانداردهای حرفهای و مهارتی در مقایسه با نیازهای یک اقتصاد مدرن که به شدت به دانش، فناوری و بهرهوری وابسته است، هنوز ناچیز است.
پی وی:
دانشیار، دکتر تو تی مای هونگ: به نظر من، رایجترین نقطه ضعف بسیاری از کاندیداهای امروزی، شکاف بین دانش آکادمیک و توانایی آنها برای کار در محیط کسب و کار است. در کنار آن، محدودیتهایی در زبانهای خارجی، اخلاق کاری و به ویژه سازگاری وجود دارد. در زمینه فناوری که به سرعت در حال تغییر است، کسب و کارها نه تنها به افرادی با دانش موجود نیاز دارند، بلکه به افرادی که میتوانند چیزهای جدید یاد بگیرند، به سرعت بهروزرسانی شوند و با شغل خود توسعه یابند نیز نیاز دارند. این یک شرط بسیار مهم است، اما برای بسیاری از جوانان همچنان یک نقطه ضعف محسوب میشود.
![]() |
| دانشیار، دکتر تو تی مای هونگ. عکس توسط سوژه ارائه شده است. |
علاوه بر این، فقدان یک استاندارد مشترک بین مدارس و مشاغل نیز یک مانع عمده است. مدارس معمولاً برنامههایی را بر اساس استانداردهای آموزشی و منطق آکادمیک تدوین میکنند، در حالی که مشاغل بر اساس عملکرد شغلی، قابلیتهای اجرایی و سازگاری استخدام میکنند. این دو رویکرد متناقض نیستند، اما بدون یک استاندارد مشخص که آنها را به هم متصل کند، شکافی بین آموزش و اشتغال ایجاد خواهد شد.
آموزش منابع انسانی باید با واقعیتهای عملی همسو باشد.
پی وی:
دانشیار، دکتر تو تی مای هونگ: برای دستیابی به همکاری مؤثر بین "سه ذینفع"، باید از هماهنگی رسمی به طراحی مشترک و مسئولیت مشترک تغییر رویه دهیم. دولت نه تنها باید مدیریت کند، بلکه باید سازوکارهای کاملاً واضحی را نیز برای تشویق مشاغل به شرکت در آموزش ایجاد کند، مانند آموزشهای سفارشی، حمایت از کارآموزی، ارائه امکانات آزمایشگاهی مشترک یا ارائه مشوقهایی برای مشاغل جهت سرمایهگذاری در توسعه منابع انسانی.
از دیدگاه مدرسه، مهمترین تغییر مورد نیاز در تفکر طراحی برنامه درسی است. مدارس نباید فقط با این سوال شروع کنند که «چه چیزی برای آموزش داریم؟»، بلکه باید با این سوال شروع کنند که «جامعه محلی به چه چیزی نیاز دارد، کسبوکارها چه کمبودی دارند و دانشآموزان برای ورود به بازار کار آینده به چه چیزی نیاز دارند؟» این امر مستلزم افزایش زمان آموزش عملی، افزایش تعداد دورههای مربوط به کسبوکارها، افزایش ترمهای کارآموزی و افزایش تعداد مسائل دنیای واقعی در پروژهها و پایاننامهها است.
![]() |
| فعالیتهای آموزشی در دانشگاه علوم و فناوری هانوی. عکس توسط سوژه ارائه شده است. |
از دیدگاه کسبوکارها، باید مشارکت عمیقتر و زودهنگامتری در فرآیند آموزش وجود داشته باشد. کسبوکارها میتوانند با مدارس همکاری کنند تا استانداردهای شایستگی را تعریف کنند، متخصصان را برای تدریس موضوعات تخصصی اعزام کنند، کارآموزان دانشآموزی را بپذیرند، مشکلات دنیای واقعی را تعیین کنند، بر پروژهها نظارت مشترک داشته باشند و در ارزیابی نتایج مشارکت کنند.
پی وی:
دانشیار، دکتر تو تی مای هونگ: به نظر من، پنج گروه مهم از راهحلها وجود دارد. اول، نوآوری در برنامه آموزشی به سمت رویکردی بازتر، بینرشتهایتر و کاربردیتر است. نوآوری در برنامه فقط به معنای اضافه کردن چند دوره در مورد هوش مصنوعی یا کارآفرینی نیست، بلکه نیاز به تغییر در کل منطق آموزش دارد: کاهش یادگیری غیرفعال و افزایش یادگیری مبتنی بر پروژه، یادگیری مبتنی بر مسئله، کاربرد عملی، یادگیری مبتنی بر تحقیق و یادگیری همسو با نیازهای بازار کار.
دوم، تقویت ارتباط بین آموزش و کسبوکارها، آزمایشگاهها و پروژههای دنیای واقعی بسیار مهم است تا یادگیرندگان بتوانند در معرض محیط کار دنیای واقعی قرار گیرند.
سوم، بهبود مهارت در زبان خارجی، مهارتهای دیجیتال، مهارتهای نرم و تواناییهای خودآموزی بسیار مهم است، زیرا اینها عوامل کلیدی تعیینکننده سازگاری بلندمدت هستند.
راه حل چهارم، سرمایهگذاری روی اساتید و مدرسان است. اگر خود کادر آموزشی به طور منظم در معرض فناوریهای جدید، تحقیقات مدرن و نیازهای عملی کسبوکارها قرار نگیرند، نمیتوانیم نیروی کار باکیفیتی داشته باشیم.
در نهایت، تقویت فرهنگ نوآوری در مدارس و جامعه ضروری است. منابع انسانی باکیفیت نه تنها کسانی هستند که مهارتهای حرفهای خوبی دارند، بلکه کسانی هستند که میدانند چگونه سوال بپرسند، جرات آزمایش کردن داشته باشند، مهارتهای تفکر انتقادی داشته باشند، توانایی همکاری داشته باشند و شجاعت یادگیری از شکست را داشته باشند. اگر سیستم آموزشی فقط افراد را برای پیروی از رویهها آموزش دهد بدون اینکه خلاقیت را تشویق کند، ایجاد نیروی کاری که بتواند تغییرات عمده را رهبری کند، بسیار دشوار خواهد بود.
پی وی:
منبع: https://www.qdnd.vn/giao-duc-khoa-hoc/cac-van-de/doi-moi-dao-tao-de-nang-cao-chat-luong-nhan-luc-1042080










نظر (0)