Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

باد هنوز در دو کرانه رودخانه هیِن لونگ می‌وزد.

در میراث ادبی گسترده و پرشور نویسنده، شوان دوک، پسر وین لین، کوانگ تری، ردپای عمیقی از خود در بسیاری از آثار مشهور به جا گذاشته است. رمان "دروازه باد" یکی از آثار شاخص اوست که از ارزش هنری استثنایی برخوردار است و به درستی عمق واقعیت جنگ را منعکس می‌کند. برخلاف رمان‌هایی که جنگ را از طریق پیروزی‌های باشکوه یا افسانه‌های قهرمانانه به تصویر می‌کشند، "دروازه باد" بر وحشیگری جنگ تمرکز دارد و میل شدید به بقا در میان ویرانی و انهدام را بیان می‌کند.

Báo Quảng TrịBáo Quảng Trị04/05/2025


باد هنوز در دو کرانه رودخانه هیِن لونگ می‌وزد.

در این رمان، باد به نمادی از آرزوی صلح تبدیل می‌شود، از میان درد و رنج می‌وزد و دو سوی خط جدایی را به هم پیوند می‌دهد. رودخانه بن های و پل هین لونگ - نمادهای جدایی دردناک - به عنوان شاهدی بر آرزوی اتحاد مجدد بازآفرینی شده‌اند. شوان دوک با تجربه عمیق از میدان نبرد، تصویری عمیقاً تأثیرگذار خلق کرده است که حقیقتی را تأیید می‌کند: باد هنوز در کرانه‌های هین لونگ می‌وزد و جنگ نمی‌تواند قلب‌های مردم ویتنام را از هم جدا کند.

نویسنده، شوان دوک، یکی از چهره‌های کلاسیک ادبیات مدرن ویتنام است. او با بیش از ۲۰ سال جنگ در میدان نبرد آتشین کوانگ تری ، آن تجربیات سخت را به نوشته‌هایی غنی از نظر احساسی و اصیل تبدیل کرد. اولین اثر او، رمان دو جلدی «دروازه باد»، درباره مردم و سرزمین‌های دو کرانه رودخانه هیِن لونگ، در سال ۱۹۸۲ جایزه انجمن نویسندگان ویتنام را دریافت کرد. در سال ۲۰۰۷، او جایزه دولتی ادبیات و هنر را برای سه اثر خود دریافت کرد: « مرد بدون نام خانوادگی »، « دروازه باد » و «مجسمه برنزی یک پا». در سال ۲۰۲۲، پس از مرگش، جایزه هوشی مین برای ادبیات و هنر را برای فیلمنامه‌های «وسواس»، «چهره‌های زودگذر»، «ماموریت انجام شد» و مجموعه نمایشنامه «گواهی زمان » دریافت کرد. او با این مشارکت‌های عظیم، اثری ماندگار در قلب خوانندگان و ادبیات ملی به جا گذاشته است.

«دروازه باد» رمانی عظیم و دو جلدی با ۴۲ فصل است که به شکلی واقع‌گرایانه و تأثیرگذار، زندگی و روحیه مبارز تزلزل‌ناپذیر مردم منطقه مرزی وین لین را در طول وحشیانه‌ترین سال‌های جنگ علیه ایالات متحده (۱۹۶۵-۱۹۶۸) به تصویر می‌کشد. «دروازه باد» با سبکی عمیقاً الهام گرفته از روح استان کوانگ تری و روایتی ساده اما عمیق، سبکی واقع‌گرایانه را مجسم می‌کند و آن را به شکلی انعطاف‌پذیر با عناصر مدرن در ساختار، لحن و عمق روانشناختی شخصیت‌هایش ترکیب می‌کند. این اثر یکی از ده اثر برجسته ادبی از دوره ۱۹۷۵-۱۹۸۵ محسوب می‌شود. «دروازه باد» عمیقاً واقعیت تاریخی را منعکس می‌کند و نقطه عطفی پیشگام در تجدید ادبی پس از جنگ است. لحن محلی متمایز آن، این اثر را مانند صدای میهن که از آن سال‌های فراموش‌نشدنی طنین‌انداز می‌شود، طنین‌انداز می‌کند.

خانواده آقای چان، نمونه‌ای نمادین و نمونه‌ای از فداکاری‌های خاموش اما عظیم مردم ویتنام شمالی در طول جنگ است. آقای چان، مردی بیوه، با سه فرزندش زندگی می‌کند: کویون، تین و لوی. هر فرزند، دیدگاه متفاوتی از جنگ و جنبه‌ای متفاوت از زندگی را نشان می‌دهد. کویون، ماهیگیری که خطر را پذیرفت تا به تیم تدارکات جزیره کون کو بپیوندد، مظهر روحیه تزلزل‌ناپذیر و شکست‌ناپذیر مردم وین لین است. همسرش، تائو، تجسم زنی در جبهه داخلی است، هم قوی و هم آسیب‌پذیر، که بار ترس از دست دادن و گناه ناتوانی در منصرف کردن شوهرش را به دوش می‌کشد. لوی، کوچکترین پسر، پیوندی است که روح‌های درهم‌شکسته را پس از فقدان به ظاهر دائمی برادر بزرگترش به هم پیوند می‌دهد.

او ایمان، آرزوها و سرزندگی تجدید شده نسل بعدی را در خود حمل می‌کند و به آینده چشم دوخته است. آقای چان، پدر - ستون خانواده - سرنوشت "فرسایش کنار رودخانه" را بر دوش می‌کشد، تنهایی را تحمل می‌کند و احساس عقب ماندن در مبارزه مقاومت را دارد. شخصیت‌های دیگر، مانند کمیسر سیاسی تران وو، تران چین، فرمانده تونگ، فرمانده گردان لو ویت تونگ، فرمانده شبه‌نظامیان روستا، خانم تائو و چان کوچک، همگی در ارائه تصویری جامع از زندگی و مبارزات مردم منطقه مرزی نقش دارند. آنها نمونه کوچکی از یک کشور تقسیم شده هستند، اما قلب‌های مردم آن یکپارچه باقی مانده است.

نماد تکرارشونده در سراسر اثر، تصویر باد است که پژواک زندگی، آرمان و اتحاد را با خود حمل می‌کند. باد در میان خطوط نبرد، در میان تمام وحشیگری‌ها، می‌وزد و به خواننده یادآوری می‌کند که: «باد کرانه‌های هیِن لونگ را از هم جدا نمی‌کند.» «دروازه باد» از طریق هر فصل از رمان و شخصیت‌های چندوجهی آن، به عنوان یک وقایع‌نگاری پرجنب‌وجوش، حماسه‌ای اشک‌بار اما امیدوارکننده درباره بشریت و ملت ویتنام در دورانی از رنج و قهرمانی پدیدار می‌شود.

رمان «دروازه باد» اثر شوان دوک، شعری حماسی سرشار از ارزش‌های انسانی است که عمیقاً تراژدی جنگ و قدرت مردم ویتنام را در خطوط مقدم وین لین-کوانگ ترو بازآفرینی می‌کند. نویسنده از طریق فصل‌های شاخصی مانند فصل اول، فصل آخر و فصل‌های ۱۷، ۲۱، ۳۳...، واقعیت بی‌رحم جنگ را منعکس می‌کند و به وضوح ویژگی‌های افراد بی‌شماری را که در مبارزه برای بازپس‌گیری زندگی و کرامت خود مقاومت می‌کنند، به تصویر می‌کشد.

درست در فصل اول، با امواج کوبنده‌ی کوا تونگ مواجه می‌شویم که از وقایع قریب‌الوقوع خبر می‌دهند. «دریای کوا تونگ. یک شب آوریل ۱۹۶۵.» « صدای امواج سنگین‌تر و سنگین‌تر می‌شد... صدای برخورد آب به صخره‌ها مانند تلوتلو خوردن بود، سپس دوباره به بالا می‌خزید و با سرعت دور می‌شد. دوباره تلوتلو خوردن، دوباره بلند شدن، زیر لب فحش دادن...» - تصویر باد و امواج، یک منظره‌ی طبیعی، نمادی از واقعیت متلاطم و بی‌رحم است. این مقدمه‌ای بر شعر حماسی جنگ دفاع ملی است.

آتش تفنگ‌ها در دریا زبانه می‌کشد، چراغ‌های چتر نجات سوسو می‌زنند، قایق‌های چوبی کوچک به محاصره دشمن فرو می‌روند... همه صحنه‌ای نفس‌گیر را خلق می‌کنند. در این فصل، شخصیت تائو به عنوان نمادی از درد زنان در جبهه داخلی ظاهر می‌شود: «او فرزندش را محکم به سینه‌اش چسبانده بود، گویی می‌ترسید آن آخرین آرامش را از دست بدهد. اشک از صورتش جاری شد و موهای فرزندش را خیس کرد .» این احساس منحصر به تائو نیست، بلکه احساس مشترک یک نسل کامل از زنان ویتنامی در طول جنگ است - کسانی که در سکوت فقدان و رنج را تحمل کردند، اما قوی‌تر و مقاوم‌تر ماندند و به ایجاد یک جبهه داخلی مستحکم، مانند یک قلعه نفوذناپذیر، کمک کردند و از خطوط مقدم در حمله بی‌رحمانه آنها حمایت کردند.

بازگشت غیرمنتظره‌ی کویون در فصل آخر، پایانی عمیقاً تأثیرگذار است. شخصیت آقای چان - پدری که به نظر می‌رسید درد از دست دادن پسرش را در سکوت پذیرفته است - از خبر زنده بودن کویون مبهوت می‌شود. «او بی‌حرکت ایستاده بود، چشمانش بی‌فروغ خیره شده بود، گویی دیگر نمی‌توانست چیزی را باور کند.» شادی طاقت‌فرسا است، اما با اضطراب‌هایی در مورد احساسات، در مورد مسئولیت اخلاقی، و بیان واقعی مردی که درد و فقدان زیادی را تجربه کرده است، همراه است.

جنگ، کرانه‌های رودخانه هیِن لونگ را از هم جدا کرد و رودخانه آرام بن های را به خط جدایی بین دو طرف کشور تبدیل کرد. با این حال، این جدایی نتوانست احساسات و میهن‌پرستی مردم هر دو منطقه را از هم جدا کند. با وجود زندگی در حالت جدایی، آنها ایمان، وفاداری و تمایل خود را برای فداکاری در راه آرمان اتحاد ملی حفظ کردند. عشق و وفاداری از جمله مضامین تکرارشونده هستند. در فصل ۴۲، تائو به خطوط مقدم بازمی‌گردد و «بازدید» می‌کند، نه صرفاً یک سفر، بلکه سفری از عشق و مسئولیت. او جرات نمی‌کند قولی بدهد، بلکه در سکوت فداکاری می‌کند. تونگ، سرباز، فقط جرات می‌کند «یادداشتی برای جان» بگذارد ، زیرا «اینجا چیزی نیست که بتوان به عنوان هدیه داد... من خیلی غمگینم، خواهر.» در پشت آن دست‌نوشته ساده، احساسی عمیق و ناگفته نهفته است.

در «درِ باد » ، روانشناسی شخصیت‌ها عمیقاً بررسی می‌شود و به وضوح درد و اشتیاق شدید آنها به زندگی را نشان می‌دهد. از احساسات گیج و نامطمئن تائو در مورد زنده ماندن کوئین گرفته تا ناامیدی‌اش پس از شنیدن خبر مرگ او، او همچنان موفق می‌شود خودش را جمع و جور کند و حقیقت را بپذیرد تا بر آن غلبه کند. جمله‌ی «باد هنوز می‌وزد، من هنوز زندگی می‌کنم، حتی اگر همه چیز از دست رفته باشد»، نشان دهنده‌ی روحیه‌ای مقاوم و آرامش شکننده‌ای است که او در درون خود می‌یابد، هرچند که هنوز غرق در غم و اندوه است. هر شخصیت در این اثر بار خود را به دوش می‌کشد؛ آنها نه تنها قربانیان جنگ هستند، بلکه افرادی هستند که به شدت آرزوی آینده‌ای صلح‌آمیز را دارند و رویای بقا و ساختن یک زندگی زیبا را گرامی می‌دارند، حتی در حالی که در آستانه‌ی مرگ دست و پا می‌زنند.

تصویر «باد» در عنوان، عنصری طبیعی و نمادی تکرارشونده است. باد در میدان نبرد و در میان زندگی‌های متلاشی‌شده می‌وزد؛ باد حس حرکت را به ارمغان می‌آورد - زندگی با وجود فقدان عظیم ادامه دارد. «باد دو کرانه‌ی هیِن لونگ را از هم جدا نمی‌کند» - این تأکید نمادین، حقیقت را بیان می‌کند: کشور ممکن است از نظر جغرافیایی تقسیم شده باشد، اما قلب‌های مردم همیشه متحد و احساساتشان جدایی‌ناپذیر است.

در فصل آخر، زندگی همچنان طلوع می‌کند، مانند ایمان جاودانه در قلب سرباز، مادر، همسر. « من زندگی خواهم کرد، باید زندگی کنم! مرگ باید از آن آنها باشد. در غیر این صورت، چگونه حقیقتی در این دنیا می‌تواند وجود داشته باشد!» - سخنان زمزمه‌وار و مصمم تونگ، گواه روحیه‌ای شکست‌ناپذیر است که هرگز تسلیم نخواهد شد.

«دروازه باد» نوشته‌ی نویسنده، ژوان دوک، تأکیدی است بر اینکه جنگ نمی‌تواند قلب‌های استوار در عشق به کشور را از هم جدا کند. شخصیت‌هایی مانند آقای چان، تائو، تونگ، کوئین... همگی با این باور زندگی می‌کنند که پس از رنج، اتحاد و پس از جدایی، اتحاد فرا می‌رسد. این اثر، دعایی برای صلح و فردایی روشن‌تر است، جایی که «باد دیگر فریاد نیست، بلکه سرودی برای اتحاد است».

«دروازه باد» در بیش از ۴۰ فصل، داستانی از دوران جنگ را روایت می‌کند - این داستان احساسات را برمی‌انگیزد، ما را به گریه می‌اندازد و ما را متقاعد می‌کند که مردم ویتنام می‌توانند از طریق عشق، ایمان و فداکاری خاموش بر هر فاجعه‌ای غلبه کنند.

رمان «دروازه باد» اثر شوان دوک به لطف سیستم تصاویر نمادین غنی از کیفیت شاعرانه، مانند باد، کناره‌های رودخانه، مزارع، نامه‌ها و چشمان همسر، تأثیر عمیقی بر مخاطب می‌گذارد... این تصاویر فضایی هنری با بار احساسی ایجاد می‌کنند که عمیقاً روح و سرنوشت مردم را در دوران جنگ منعکس می‌کند. سبک نوشتاری شوان دوک ساده اما عمیق است و به طور هماهنگ واقعیت تلخ را با غنای شعر ترکیب می‌کند و سبکی منحصر به فرد خلق می‌کند. صدای او هم اصیل و هم عمیقاً احساسی است و به تصویر کشیدن شاهکاری سرشار از هویت محلی و اهمیت تاریخی-انسانی کمک می‌کند.

«دروازه باد» حماسه‌ای تراژیک از مردم منطقه مرزی در طول سال‌های سخت جنگ است. شوان دوک از طریق تصویر باد - که نمایانگر آزادی، سرزندگی و ایمان است - پیامی عمیق را به تصویر کشیده است: قلب انسان مانند بادی است که دو کرانه هیِن لونگ را به هم متصل می‌کند، جنگ نمی‌تواند آنها را از هم جدا کند. تصویر باد در «دروازه باد» نمادی از آزادی و سرزندگی است و آرزوی گسترش صلح در همه جا را تداعی می‌کند، همانطور که نوازنده ترین کونگ سون زمانی نوشت: «باد صلح در همه جهات می‌وزد... سپیده دم آینده را روشن می‌کند.»

لو نام لین

منبع: https://baoquangtri.vn/gio-van-thoi-doi-bo-hien-luong-193381.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
«زنان جوان با لباس سنتی ویتنامی»

«زنان جوان با لباس سنتی ویتنامی»

ساختمان خنک‌کننده نیروگاه حرارتی NGHI SON

ساختمان خنک‌کننده نیروگاه حرارتی NGHI SON

غروب خورشید

غروب خورشید