Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

«نقاش اسب» و خاطرات کوانگ تری

کیوتو - هنرمند لو تری دونگ، کهنه سربازی است که در سال‌های ۱۹۷۲-۱۹۷۳ در کوانگ تری و در سال ۱۹۷۵ در لشکرکشی هوشی مین جنگیده است. دو تا از موفق‌ترین مضامین او جنگ و اسب‌ها هستند.

Báo Quảng TrịBáo Quảng Trị19/02/2026

این‌ها همچنین دو حوزه اصلی آفرینش هنری او هستند که از همان ابتدا که قلم‌مو به دست گرفت، شور و اشتیاق خود را به آن‌ها اختصاص داده است. به طور خاص، او نه تنها اسب‌ها را بسیار زنده نقاشی می‌کند، بلکه فلسفه‌های زندگی و جهان را نیز به شیوه‌ای بسیار شرقی منتقل می‌کند. تصاویر اسب‌ها در تابلوی «Le Tri Dung»، چه یال‌هایشان در حال تکان خوردن و سم‌هایشان کشیده باشد و چه در حال قدم زدن آرام، همگی زیبایی منحصر به فرد و متمایزی دارند. به همین دلیل است که مردم و همکارانش او را با محبت «نقاش اسب» می‌نامند.

در آستانه سال نو قمری اسب، با او تماس گرفتم تا قرار ملاقاتی برای بحث در مورد نقاشی‌های اسبش ترتیب دهم و او موافقت کرد. طبق برنامه، زنگ در خانه سه طبقه‌اش را در کوچه‌ای پر پیچ و خم در خیابان دانگ وان نگو ​​در هانوی به صدا درآوردم. این هنرمند به گرمی از من استقبال کرد و به جای سلام و احوالپرسی، با یک «اعلان» گفت: «امروز صبح، مجبور شدم پنج تماس تلفنی از افرادی که خود را روزنامه‌نگار معرفی می‌کردند و می‌خواستند برای نوشتن مقاله‌ای در مورد نقاشی‌های اسب با من ملاقات کنند را به تعویق بیندازم؛ من فقط موافقت کردم که به صورت خصوصی با شما ملاقات کنم!»

به شوخی گفتم: «ممنون. شاید به این خاطر است که لهجه‌ام خیلی جذاب است؟» هنرمند با صدای بلند خندید: «درسته، به محض اینکه صداتو شنیدم فهمیدم اهل کوانگ تری هستی، فهمیدم اهل منطقه کوانگ تری هستی...» قبل از اینکه بتوانم از حیرت کلمات «از منطقه کوانگ تری» که از دهان این هنرمند «اهل هانوی» بیرون می‌آمد، بیرون بیایم، او شروع به خواندن آهنگین کرد: «این سرزمین محبوب، مهربان و ساده / که هنوز معطر به زبان مادری سرزمین مادری کوانگ تری ماست...» و به این ترتیب گفتگوی ما با شور و شوق فراوان به موضوع کوانگ تری کشیده شد...

جانباز لو تری دونگ و کمیسر سیاسی سابق بوی تونگ، ۲۰۱۹ - عکس: ارائه شده توسط مصاحبه‌شونده.
جانباز لو تری دونگ و کمیسر سیاسی سابق بوی تونگ، ۲۰۱۹ - عکس: ارائه شده توسط مصاحبه‌شونده.

او تعریف کرد که قبل از سال ۱۹۷۵، سه بار از کوانگ تری بازدید کرده بود. اولین بار در ماه مه ۱۹۶۹ بود، زمانی که او سال سوم دانشگاه هنرهای زیبا بود و به گروهی برای یک سفر میدانی به وین لین پیوست. همه روی دوچرخه‌های زهوار در رفته خود، پر از کوله پشتی، کیسه‌های برنج، سه پایه و سایر وسایل، قوز کرده بودند. در آن زمان، هواپیماهای آمریکایی بمباران ویتنام شمالی را در شمال مدار ۱۷ درجه متوقف کرده بودند، اما وین لین هنوز فضای شدید جنگ را احساس می‌کرد. پس از بیش از سه ماه سختی در این "سرزمین آتش"، چه به معنای واقعی کلمه و چه به معنای مجازی، او صدها طرح خلق کرد که ویرانی ناشی از بمب‌ها و گلوله‌ها و تصاویری از سربازان و غیرنظامیانی را که همزمان در حال کار و آماده شدن برای نبرد بودند، به تصویر می‌کشید. در پایان ماه اوت، پس از پایان سفر میدانی، گروه با دوچرخه به سمت گذرگاه نگانگ رفتند و خبر مرگ رئیس جمهور هوشی مین را دریافت کردند. همه مصمم بودند که شبانه‌روز سفر کنند تا به موقع برای مراسم یادبود در میدان با دین به پایتخت برسند.

بار دوم در پایان ماه مه ۱۹۷۲ بود. پس از سه ماه آموزش مقدماتی در استان غربی تان هوآ ، به گردان «سربازان دانشجو»ی او دستور داده شد که «به بن تره» بروند. در آن زمان، ایالات متحده در حال آماده شدن برای از سرگیری بمباران در شمال بود، بنابراین از گذرگاه نگانگ به سمت جنوب، این واحد مجبور بود پیاده، اغلب در شب، راهپیمایی کند. بیش از شش ماه طول کشید تا آنها به قسمت بالایی رودخانه بن های برسند.

در حالی که در یک انبار نظامی جمع شده بودند و برای پیشروی به سمت شرق به سمت کوانگ تری آماده می‌شدند، از فرماندهی بالاتر دستوری دریافت کردند: سربازان لشکر ۳۳۸ که مدرس دانشگاه و دانشجویانی بودند که روی پایان‌نامه‌های فارغ‌التحصیلی خود کار می‌کردند، باید برای تقویت شاخه‌های فنی ارتش عقب‌نشینی کنند. او بعداً فهمید که این دستور فقط برای لشکر ۳۳۸ او صادر شده بود که در آن زمان متعلق به نیروهای مسلح هانوی بود و در جبهه‌های نبرد تقویت می‌شد. او همچنین بعداً فهمید که گردان «سربازان دانشجو» او برای آماده شدن برای دفاع از ارگ باستانی و شهر کوانگ تری در طول «تابستان آتش» در سال ۱۹۷۲ وارد شده بودند...

این سومین بار او در کوانگ تری بود، این بار به عنوان یک هنرمند. پس از اینکه در اوایل ژوئن ۱۹۷۲ به شمال فراخوانده شد، به سپاه زرهی منصوب شد. پس از سه ماه آموزش رانندگی تانک و آماده شدن برای نبرد، واحد او استعداد هنری او را کشف کرد و او را به ستاد سپاه منتقل کرد تا برای سیزدهمین سالگرد سنت سپاه زرهی (۱۹۵۹-۱۹۷۲) آماده شود. به دلیل عملکرد برجسته‌اش، پس از جشن سالگرد، به بخش سیاسی سپاه منتقل شد و به عنوان خبرنگار برای بولتن خبری سپاه زرهی کار کرد. در پایان سال ۱۹۷۲، او به کوانگ تری فرستاده شد، جایی که دسته‌های تیپ ۲۰۳ تانک از کمون کوآ ویت تا لانگ وای و خه سان مستقر بودند تا پوسترهای تبلیغاتی نقاشی کنند و برای بولتن خبری سپاه مقاله بنویسند.

سرباز درجه یک له تری دونگ، "فرستاده" مافوق‌هایش بود، بنابراین به او اجازه داده شد که در ستاد تیپ غذا بخورد و استراحت کند. به لطف این، او زمان قابل توجهی را نزدیک کمیسر سیاسی بوی تونگ گذراند. یک روز، هنگام بردن او به پناهگاه کمیسر سیاسی، رمان‌های عالی زیادی را در قفسه‌های کتاب دید، مانند: "رز طلایی"، "دن آرام"، "خاک بکر"، "جنگ و صلح" و غیره. له تری دونگ فریاد زد: "اوه، این کتاب‌ها از خانه مادرم هستند!" وقتی کمیسر سیاسی تونگ فهمید که دونگ پسر یک کارمند زن در کتابفروشی کواک ون ترانگ تین است، چنان خوشحال شد که گویی خواهر بزرگتر عزیزی را در آدرسی آشنا در کنار دریاچه هون کیم ملاقات کرده است. در روز خداحافظی‌شان قبل از رفتن به محل کار در میدان نبرد، کمیسر سیاسی یک روبان آبی و یک خنجر به او داد که هنوز هم آنها را نگه داشته است...

سال اسب آتشین ۲۰۲۶ - عکس: ارائه شده توسط مصاحبه‌شونده
سال اسب آتشین ۲۰۲۶ - عکس: ارائه شده توسط مصاحبه‌شونده

در طول سال‌های حضورش در کوانگ تری، خاطرات فراموش‌نشدنی بی‌شماری داشت. خاطره‌انگیزترین آنها زمانی بود که در وین لین، در حالی که دانشجو بود و دوره کارآموزی خود را می‌گذراند، توسط چند چریک زن زنده دستگیر شد. در آن زمان، اگرچه ایالات متحده بمباران شمال مدار ۱۷ درجه را متوقف کرده بود، اما اوضاع در امتداد هر دو ساحل رودخانه بن های همچنان بسیار پرتنش بود. ورود به وین لین بدون ورود به قلب منطقه جنگی مانند وارد نشدن به قلب منطقه جنگی بود. با این فکر، یک شب مهتابی، او ریسک کرد و به سمت اسکله کشتی تونگ لوات رفت. از دهکده روک در کمون وین کیم، از میان سنگرها به سمت کمون وین گیانگ (که اکنون هر دو کمون متعلق به کمون کوا تونگ هستند) خزید، از میان مزارع دوید و به سمت اسکله کشتی رفت. وقتی تنها چند قدم با لبه آب فاصله داشت، صدایی تیز و واضح او را خشک کرد: "ایست!" و به دنبال آن صدای کلیک پر کردن مجدد فشنگ شنیده شد. "دست‌ها بالا!" او فوراً اطاعت کرد. «من... من دانش‌آموزی از گروه ویت هستم.» ویت رهبر گروه بود؛ او به محض ورود به مقامات محلی گزارش داده بود و «گروه ویت» به یک رمز مخفی تبدیل شده بود. «برگرد، و دقیقاً همان ردپاهایی را که در مسیر پایین به جا گذاشتی، وارد کن!»

سه چریک، یک زن و دو مرد، او را تا سنگری در حاشیه میدان همراهی کردند. پس از یک «بازجویی» بسیار دقیق، که تأیید کرد او واقعاً دانشجوی هنر است، گروه چریکی به او اطلاع دادند که او به تازگی از یک میدان مین سنگین عبور کرده است، به عنوان احتیاط در برابر کماندوهای غواص. چریک زن مدام تکرار می‌کرد: «چقدر عجیب! شگفت‌انگیز! چطور روی حتی یک مین هم پا نگذاشتی؟»...

تلاش او برای عبور از رودخانه بن های شکست خورد. تا سال ۲۰۱۷ طول کشید تا او بتواند آرزوی جوانی خود را برآورده کند. در آن زمان، او دختر و داماد کمیسر سیاسی بوی تونگ را که برای بازدید از میدان جنگ سابق پدرش از خارج از کشور بازگشته بودند، همراهی کرد. شوهر او یک مجموعه‌دار آثار هنری آمریکایی بود. او که از طریق تجارت با او آشنا شده بود، فهمید که موکلش داماد کمیسر سیاسی بوی تونگ است و داماد نیز فهمید که او زمانی در ارتش پدرزنش خدمت کرده است...

ناگهان موضوع فروش نقاشی‌ها به ذهنم رسید و پرسیدم: «آقا، چه چیزی باعث شد که شما «نقاش اسب» شوید؟» صدایش آرام‌تر شد و گفت که پس از سال ۱۹۷۵، بسیاری از رفقایش در میدان نبرد کوانگ تری در معرض سموم شیمیایی قرار گرفتند و عواقب غم‌انگیزی برای فرزندان خود به جا گذاشتند. بنابراین، او بسیار نگران خودش بود. در سال ۱۹۷۸، او صاحب اولین پسرش شد که سالم و طبیعی بود، اما هنوز احساس ناراحتی می‌کرد. خوشبختانه، کودک به خوبی رشد کرد، باهوش و سالم بود. در سال ۱۹۹۰، در دوازدهمین سالگرد تولد پسرش، به او الهام شد که یک اسب باشکوه را به عنوان هدیه نقاشی کند. همه زیبایی آن را ستایش می‌کردند و بسیاری قیمت‌های بالایی پیشنهاد می‌دادند، اما او از فروش خودداری کرد. از آن به بعد، اشتیاق او به موضوع اسب حتی بیشتر شد…

در این لحظه، او با هیجان مرا به طبقه بالا هدایت کرد تا نقاشی‌ها را ببینم. دنیایی از اسب‌ها پیش روی ما گشوده شد، هر کدام منحصر به فرد، توصیف آنها با کلمات دشوار بود... اینها اسب‌هایی بودند که او در مجموعه نقاشی‌های اسب خود بیش از همه دوست داشت؛ او آنها را به هر قیمتی نمی‌فروخت. در کنار آنها، نقاشی‌های جدیدتری از اسب‌ها قرار داشت که بیشتر آنها به سفارش روزنامه‌ها برای شماره بهار ۲۰۲۶ آنها کشیده شده بود. همه پر جنب و جوش، درخشان و خیره کننده بودند... گویی آماده بودند تا با فرا رسیدن بهار تاخت و تاز کنند!

مای نام تانگ

منبع: https://baoquangtri.vn/van-hoa/202602/hoa-si-ngua-va-ky-uc-quang-tri-a246e6c/


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
عکس گروهی

عکس گروهی

تت آئو دای

تت آئو دای

زندگی روزمره

زندگی روزمره