Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

یادگیری مادام‌العمر یا عقب ماندن؟

فراخوان «یادگیری مادام‌العمر» که دبیرکل تو لام در مقاله خود با عنوان «جوانان و آینده کشور» مطرح کرد، بسیار ملموس می‌شود، زیرا توقف یادگیری به معنای قرار دادن خود در خارج از جریان تغییر است.

VietNamNetVietNamNet29/03/2026

اخیراً، وقتی با گروهی از دانشجویان سال آخر صحبت می‌کردم، مکالمه آنها دیگر حول نمرات یا امتحانات فارغ‌التحصیلی نمی‌چرخید، بلکه یک نگرانی بسیار خاص مطرح بود: بعد از فارغ‌التحصیلی چه کار خواهند کرد؟

بعضی از دانشجویان این را به شیوه‌ای بسیار آشنا بیان کردند: از والدینشان خواستند که به آنها در یافتن شغل کمک کنند. اما اکثر آنها مسیر متفاوتی را انتخاب کردند. یکی از دانشجویان رشته مالی در حال گذراندن دوره‌های اضافی تحلیل داده است، دانشجوی دیگری در رشته بازاریابی در حال ثبت نام در یک دوره برنامه‌نویسی پایه است. آنها لزوماً نمی‌خواهند شغل خود را تغییر دهند، اما همه آنها این احساس را دارند که مدرکی که قرار است دریافت کنند ممکن است برای پیشرفت آنها کافی نباشد.

این احساس منحصر به فرد نیست، اما با غیرقابل پیش‌بینی شدن مسیرهایی که زمانی پایدار تلقی می‌شدند، در حال رایج‌تر شدن است. یک رشته تحصیلی که امروز «داغ» است، ممکن است تنها در عرض چند سال اشباع شود، مهارتی که زمانی یک مزیت محسوب می‌شد، ممکن است به سرعت جایگزین شود، و آنچه دیروز قطعی تلقی می‌شد، ممکن است امروز به چیزی تبدیل شود که باید در مورد آن تجدید نظر کرد.

عکس cu nhan 9.jpg

سود جمعیتی فرصتی است که فقط یک بار در طول زندگی پیش می‌آید، اما اینکه آیا باید از این فرصت استفاده کرد یا آن را از دست داد، مسئله‌ای است که به زمان حال مربوط می‌شود. عکس: نگوین هونگ

مشاهده این تغییر درست در سالن‌های سخنرانی دانشگاه‌ها کار سختی نیست. بیش از ده سال پیش، رشته‌هایی مانند اقتصاد ، بانکداری یا بازاریابی «بلیط‌های طلایی» برای بازار کار محسوب می‌شدند، جایی که نمرات پذیرش همیشه بالا بود، کلاس‌ها همیشه شلوغ بودند و بسیاری معتقد بودند که صرفاً دنبال کردن آن مسیر تقریباً آینده‌ای مطمئن را تضمین می‌کند.

با این حال، در سال‌های اخیر، این تصویر به سرعت تغییر کرده است. بسیاری از فارغ‌التحصیلان رشته‌هایی که زمانی «بسیار مورد توجه» بودند، برای یافتن شغل با مشکل مواجه هستند، در حالی که نیازهای کسب‌وکارها به طور قابل توجهی به سمت مهارت‌های کاملاً متفاوتی مانند علوم داده، فناوری، هوش مصنوعی و تجارت الکترونیک تغییر کرده است. این امر باعث شده است که مردم متوجه شوند که یک رشته تحصیلی «داغ» در واقع فقط برای مدت بسیار کوتاهی ارزشمند است و هیچ تضمینی وجود ندارد که پس از چند سال مزیت خود را حفظ کند.

همه این تغییرات در زمانی اتفاق می‌افتد که ویتنام در مرحله‌ای منحصر به فرد قرار دارد، جایی که ساختار جمعیتی آن مزیتی نادر ارائه می‌دهد. تقریباً ۶۳٪ از جمعیت در سن کار هستند، معادل بیش از ۶۰ میلیون نفر، که از این تعداد، گروه جوانان ۱۸ تا ۳۵ ساله به تنهایی بیش از ۳۰ میلیون نفر را تشکیل می‌دهند - نیروی کار بزرگ، جوان و پرانرژی.

اما کمیت به تنهایی اگر با کیفیت همراه نباشد، قدرت ایجاد نمی‌کند.

با نگاهی به بازار کار، این موضوع کاملاً واضح است. نرخ بیکاری کلی برای کل کشور در سال ۲۰۲۵ تنها حدود ۲.۲۲ درصد است که در مقایسه با بسیاری از اقتصادهای دیگر رقم پایینی محسوب می‌شود، اما وقتی گروه جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله را جدا می‌کنیم، این نرخ به ۸.۶۴ درصد افزایش می‌یابد و تنها در سه‌ماهه چهارم سال ۲۰۲۵ از ۹ درصد فراتر رفته و مناطق شهری حتی از ۱۱ درصد نیز فراتر رفته‌اند.

در عین حال، تقریباً ۱.۴ میلیون جوان در وضعیت «سه گزینه‌ی نه» قرار دارند: بی‌شغل، بی‌تحصیل و بی‌آموزش حرفه‌ای که حدود ۱۰٪ از کل جمعیت جوانان را تشکیل می‌دهد. کنار هم قرار دادن این ارقام، واقعیت نسبتاً روشنی را آشکار می‌کند: کمبود شغل وجود ندارد، اما کمبود افراد مناسب برای آن مشاغل وجود دارد.

با بررسی عمیق‌تر، تصویر لایه‌های متعددی را آشکار می‌کند. در مناطق روستایی، نسبت جوانانی که فاقد نیازهای اولیه هستند (بدون تحصیلات، بدون مدرسه، بدون پیشینه خانوادگی، بدون تحصیلات، بدون مهارت، بدون تحصیلات، بدون تحصیلات) به طور قابل توجهی بیشتر از مناطق شهری است؛ زنان جوان نیز با فشار بیشتری نسبت به مردان روبرو هستند؛ و اگرچه این تعداد نسبت به سه ماهه قبل اندکی کاهش یافته است، روند سالانه افزایش را نشان می‌دهد که نشان می‌دهد این یک نوسان کوتاه مدت نیست، بلکه یک مشکل ساختاری است.

در همین حال، بسیاری از کسب‌وکارها هنوز شکایت دارند که به دلیل فقدان مهارت‌های عملی، عدم سازگاری با محیط بین‌المللی و حتی فقدان مهارت‌های اولیه مانند ارتباطات یا کار تیمی، نمی‌توانند افرادی را که می‌توانند بلافاصله شروع به کار کنند، استخدام کنند. بنابراین، شکاف در تعداد دانشجویان نیست، بلکه در این است که آیا آنها واقعاً می‌توانند پس از فارغ‌التحصیلی کار را انجام دهند یا خیر، و به نظر می‌رسد این شکاف در حال گسترش است.

در حالی که در گذشته، بسیاری از مردم ممکن بود مسیر شغلی را به صورت یک خط مستقیم - تحصیل در یک رشته، فارغ‌التحصیلی، کار در آن حرفه و ماندن در آن برای مدت طولانی - تصور کنند، امروزه این مسیر بسیار پر پیچ و خم‌تر شده است، به طوری که بسیاری از افراد پس از چند سال کار، شغل خود را تغییر می‌دهند و مهارت‌های جدید سریع‌تر از سرعت آموزش ظاهر می‌شوند.

در چنین دنیایی ، دیگر سوال این نیست که از همان ابتدا حرفه مناسب را انتخاب کنیم، بلکه این است که یک فرد چند بار می‌تواند در طول زندگی کاری خود چیزی را از نو بیاموزد.

در این مرحله است که الزام «یادگیری مادام‌العمر» که دبیرکل تو لام در مقاله خود با عنوان « جوانان و آینده کشور » مطرح کرد، بسیار ملموس می‌شود، زیرا توقف یادگیری به معنای قرار دادن خود در خارج از جریان تغییر است.

دبیرکل تو لام تأکید کرد که اگر یادگیری را متوقف کنیم، دانش امروزی می‌تواند به سرعت منسوخ شود و یادگیری نه تنها برای به دست آوردن شغل، بلکه برای داشتن ظرفیت لازم برای به عهده گرفتن مسئولیت‌های بزرگتر در مواقع نیاز کشور نیز ضروری است.

یادگیری، قبل از هر چیز، به معنای عقب نماندن است. اما این به تنهایی کافی نیست، زیرا آنچه جوانان نیاز دارند نه تنها همگام شدن، بلکه داشتن ظرفیت برای پیشرفت بیشتر است.

اما یادگیری فقط یک موضوع فردی نیست، زیرا اگر جوانان نیاز دارند که دائماً یاد بگیرند که چگونه سازگار شوند، محیط اطرافشان نیز باید اجازه دهد که این اتفاق واقعاً رخ دهد.

یک سیستم آموزشی که هنوز هم به شدت بر حفظ کردن به جای تفکر انتقادی تأکید دارد، در تربیت افراد سازگار با محیط مشکل خواهد داشت. وقتی زبان‌آموزان به جای حل مسئله به حفظ کردن طوطی‌وار عادت کنند، هنگام ورود به محیطی که به سرعت در حال تغییر است، دچار مشکل خواهند شد.

این شکاف زمانی بیشتر می‌شود که ارتباط بین مدارس و کسب‌وکارها ضعیف باشد. بخش عمده‌ای از آنچه در کلاس درس آموخته می‌شود، در شغل مورد نظر کاربرد ندارد، در حالی که مهارت‌های مورد نیاز کسب‌وکارها در برنامه‌های آموزشی گنجانده نشده است.

علاوه بر این، محیطی که در آن آزمایش همیشه با ریسک بیش از حد همراه است، افراد را از تلاش در وهله اول منصرف می‌کند. وقتی اشتباهات پرهزینه باشند، گزینه ایمن همیشه در اولویت قرار می‌گیرد و تمایل به ریسک‌پذیری به تدریج از بین می‌رود.

برعکس، اگر آزمون و خطا پذیرفته می‌شد، و اگر کسانی که جرات امتحان کردن داشتند، مجبور نبودند بهای گزافی برای شکست‌هایشان بپردازند، آنگاه یادگیری می‌توانست فراتر از کتاب‌های درسی برود. در آن صورت دانش دیگر نظری باقی نمی‌ماند، بلکه می‌توانست به محصولات ملموس و ارزش‌های ملموس تبدیل شود.

بنابراین، نیروی کار جوان نه تنها طبقه کارگر، بلکه مصرف‌کننده و خالق مستقیم بازار برای محصولات جدید نیز هستند. اگر این نیروی کار از نظر مهارت و درآمد ارتقا نیابد، تأثیر آن نه تنها به تولید محدود می‌شود، بلکه به مصرف نیز گسترش می‌یابد. و سپس، «جمعیت طلایی» می‌تواند به راحتی به یک عدد روی کاغذ تبدیل شود، نه یک مزیت واقعی.

بنابراین، نکته‌ی حیاتی این نیست که ویتنام چند جوان دارد، بلکه این است که آیا این جوانان توانمند، سازگار با تغییر و قادر به خلق ارزش‌های جدید هستند یا خیر.

سود جمعیتی فرصتی بی‌نظیر در تاریخ توسعه است، اما اینکه آیا این فرصت را به یک قابلیت تبدیل کنیم یا اجازه دهیم از دست برود، موضوعی است که به زمان حال مربوط می‌شود. این دنیایی است که بسیاری آن را VUCA می‌نامند - جایی که همه چیز به سرعت تغییر می‌کند، غیرقابل پیش‌بینی است و دیگر از قوانین آشنا پیروی نمی‌کند.

و در چنین جهانی، یادگیری مادام‌العمر دیگر یک گزینه نیست. بدون آن، «جمعیت طلایی» ناپدید نخواهد شد، اما فرصت‌هایی که ارائه می‌دهد ممکن است از دست برود.

منبع: https://vietnamnet.vn/hoc-suot-doi-hay-bi-bo-lai-phia-sau-2501318.html



نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
یک سفر

یک سفر

مناطق شهری

مناطق شهری

۲/۹

۲/۹