Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

وقتی ققنوس سرخ بازمی‌گردد

در ماه مه، درختان پر زرق و برق بار دیگر در حیاط مدرسه با رنگ قرمز می‌درخشند. برای کسانی که دوران مدرسه خود را تجربه کرده‌اند، آن رنگ قرمز همیشه خاطرات پایان سال تحصیلی، صفحات سالنامه‌ها و دوران گذشته‌ی لباس‌های سفید را تداعی می‌کند.

Báo An GiangBáo An Giang08/05/2026

شکوفه‌های درخت شعله، زیبایی ناب دوران مدرسه را مجسم می‌کنند. عکس: تان تین

در طول سفرهایم، بار دیگر با شکوفه‌های پر زرق و برق درختان مواجه شدم، گلبرگ‌های قرمز پر جنب و جوش آنها بر روی شاخه‌های برهنه می‌درخشیدند. خورشید هوا را غرق در نور می‌کرد و گرمای شدید طبیعت را به صورتم می‌کوبید، با این حال شکوفه‌های پر زرق و برق، احساسی وصف‌ناپذیر از خیال‌پردازی را در من بیدار می‌کردند. این احساس هجده یا بیست ساله بودن بود، با احساسات خالص و پاک دوران مدرسه‌ام.

نسل ما، متولد دهه ۱۹۸۰، در یک دوره گذار بزرگ شد، از زمانی که اینترنت مفهومی دور و ناآشنا بود تا زمانی که رسانه‌های اجتماعی به بخش جدایی‌ناپذیر زندگی تبدیل شدند. به لطف این، ما احساس حسرت‌آمیز بیان شده در این آهنگ را کاملاً درک می‌کنیم: «هر سال که تابستان از راه می‌رسد، قلبم پر از غم می‌شود...».

هنوز آن فصل‌های دور شکوفه‌های پر زرق و برق را به یاد دارم، زمانی که نه آنقدر بزرگ بودیم که احساساتمان را به روشنی تعریف کنیم، و نه آنقدر جوان که بی‌خیال زیبایی آن گل‌ها باشیم. آن روزها که درخت پر زرق و برق پیر حیاط مدرسه با شکوفه‌های قرمز می‌درخشید، غمی مبهم و وصف‌ناپذیر در قلبم می‌جوشید. همکلاسی‌هایم ناگهان ساکت شدند و به «پروانه‌های قرمز» که در میان برگ‌های تابستانی بال می‌زدند، خیره شدند. ما پسرها دست از مسخره کردن یکدیگر برداشتیم؛ برخی حتی متفکر به نظر می‌رسیدند، مانند پیرمردهای کوچک.

آن زمان، با حس مبهمی از اضطراب به کلاس می‌رفتیم، از این می‌ترسیدیم که با گذشت هر روز، فاصله بین ما بیشتر شود. بیش از ۲۰ سال پیش، هیچ‌کدام از ما تلفن‌های همراه قدیمی نداشتیم، چه برسد به گوشی‌های هوشمند برای گشت و گذار در شبکه‌های اجتماعی مثل الان. بنابراین، وقتی تابستان از راه می‌رسید، تقریباً هرگز افرادی را که می‌خواستیم ببینیم، نمی‌دیدیم. احساس دلتنگی برای مدرسه، دلتنگی برای کلاس درس، دلتنگی برای میزهای آشنایمان، قلب‌هایمان را به شدت تحت فشار قرار می‌داد. اما چیزی که بیشتر از همه دلتنگش می‌شدیم، نگاه معصومانه‌ی... یک نفر بود!

در روزهای پایانی سال تحصیلی، ما در خیابان‌های چائو داک دوچرخه‌سواری می‌کردیم. در آن زمان، جاده‌های چائو داک به اندازه الان مدرن و مرتب نبودند، اما درختان شعله قدیمی زیادی وجود داشت. حس دوچرخه‌سواری زیر آن درختان شعله، و تپش قلبم با چیزهایی که می‌خواستم بگویم، هنوز هم به وضوح در حافظه‌ام حک شده است.

خسته از دوچرخه‌سواری تفریحی، کنار یک دکه آبمیوه نیشکر کنار جاده توقف کردیم. سایه درخت شعله قدیمی در حین گپ زدن‌های بی‌هدف، خنکی خاصی به فضا می‌داد. سپس، به‌طور غیرمنتظره‌ای، دوستم یک دفترچه یادداشت دست‌نویس دست‌نخورده به من داد. وقتی صفحات را ورق زدم، دست‌خط‌های مرتب و اشعار تأثیرگذاری دیدم. همچنین پیام‌هایی از دوستان نزدیکم پیدا کردم، از جمله دست‌خط بدخط مردی که جلوی من نشسته بود!

«این صفحه را برای تو رزرو کرده‌ام!» حرف‌هایش باعث شد قلبم تند بزند و پاهایم بلرزد. معلوم شد که من هم در خاطراتش جایی دارم. کنار آن صفحه در دفتر امضایش، چندین پروانه قرمز را دیدم که از شکوفه‌های درخت شعله گرفته شده بودند. آنها گلبرگ‌هایی بودند که چند روز پیش در پیاده‌روی‌شان از من خواسته بود برایش بچینم. در آن لحظه، قلبم از شادی وصف‌ناپذیری لبریز شد، شادی‌ای که هرگز فراموش نخواهم کرد!

در یک چشم به هم زدن، بیش از ۲۰ فصل شکوفه‌های پر زرق و برق گذشته است. محوطه مدرسه آن روزها اکنون با رنگ‌های زمان رنگ‌آمیزی شده است. دوستان قدیمی من اکنون درگیر شلوغی و جنب و جوش امرار معاش هستند. فقط خاطرات باقی مانده است. اکنون، فصل شکوفه‌های پر زرق و برق هنوز با چرخه طبیعت بازمی‌گردد، فقط زمان را نمی‌توان به عقب برگرداند! من هم مشغول سفرهای گزارشگری‌ام هستم. گهگاه، از آن روزها به جاده برمی‌گردم، اما دیگر نمی‌توانم دکه آب نیشکر زیر درخت پر زرق و برق قدیمی آن زمان را تشخیص دهم.

شاید درخت شعله به بخش جدایی‌ناپذیری از منطقه چائو داک - کوه سام تبدیل شده باشد. مردم همچنان به کاشت مجدد درختان شعله می‌پردازند و آنها را جایگزین درختان قدیمی و پژمرده گذشته می‌کنند. جاده تان لو کیو لونگ اکنون ظاهری مدرن و جادار دارد، با این حال هنوز هم مرا به برخی از خاطراتم از فصل درخت شعله متصل می‌کند.

در طول سفرهایم، هنوز هم به پسرها و دخترهای مدرسه‌ای برمی‌خورم که زیر درختان پر زرق و برق پرسه می‌زنند و با هیجان عکس می‌گیرند تا خاطرات دوران مدرسه‌شان را حفظ کنند. این روزها، احتمالاً بچه‌های مدرسه‌ای مثل ما آن زمان به آن دفترچه‌های امضا نیاز ندارند. خاطرات توسط رسانه‌های اجتماعی، از تصاویر گرفته تا ویدیوهای فوق‌العاده واضح، حفظ می‌شوند. شاید این یک پیشرفت اجتناب‌ناپذیر جامعه باشد. اما برای من، آن دفترچه امضا بخش زیبایی از دوران مدرسه‌ام است. ساده، بی‌تکلف و صمیمانه است، درست مثل زندگی‌هایمان در آن زمان.

فصل دیگری از شکوفه‌های پر زرق و برق از راه رسیده است، و با خود رنگ قرمز غم‌انگیزی را به ارمغان می‌آورد که چشمان دانش‌آموزان مدرسه را می‌پوشاند. به مردم این فرصت داده می‌شود که دهه بیست زندگی خود را دوباره تجربه کنند، و آن آهنگ‌های بی‌خیال را که در آنها "همه می‌فهمند جز یک نفر" را به یاد آورند. و بعد، من شعر را به یاد می‌آورم: "هر بار که تابستان از راه می‌رسد، خاطرات بازمی‌گردند، اما کجا می‌توانم آدم‌های گذشته را پیدا کنم...!"

تان تین

منبع: https://baoangiang.com.vn/khi-phuong-do-lai-ve-a484983.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
جشنواره قایق‌رانی Ngo (جشنواره Oóc Om Bóc)

جشنواره قایق‌رانی Ngo (جشنواره Oóc Om Bóc)

هویت ملی خود را حفظ کنید.

هویت ملی خود را حفظ کنید.

هی، کافه!

هی، کافه!