فصل گلهداری بوفالو، جنبه فرهنگی منحصر به فردی را در خود جای داده است که به یک نقاشی جوهری پر جنب و جوش تشبیه شده است، جایی که انسانها و حیوانات با سخاوت طبیعت سازگار میشوند.
و با توسعه زندگی صنعتی، مردم ناگهان متوجه شدند که این تصویر به تدریج در حال محو شدن است و تنها تکههای پراکنده و ناچیزی از رنگ باقی میماند.
خاطرات گروههای قدیمی گلهداران بوفالو
برای مردم دلتای مکونگ، گلهداری گاومیش فقط یک فعالیت نیست، بلکه یک فصل است.

طبق تعریف سادهی نویسندهی فقید، سون نام، محقق فرهنگ ویتنام جنوبی، «گاومیشداری» به سادگی به معنای آزاد گذاشتن گاومیشها برای پرسه زدن است.
دلتای مکونگ، به ویژه استانهای بالادست هممرز با کامبوج مانند دونگ تاپ و آن گیانگ، همواره تحت حاکمیت رودخانه مکونگ بودهاند.
حدود ماه هفتم یا هشتم قمری، زمانی که آب از بالادست رودخانه سرازیر میشود و مزارع را سیل فرا میگیرد، فصل سیل نامیده میشود.
وقتی مزارع غرق در آب میشوند، شالیزارها و مراتع سرسبز برنج ناگهان به پهنههای وسیعی از آب تبدیل میشوند. غذا برای گاومیشها - که دارایی ارزشمندی برای کشاورزان است - کمیاب میشود.
برای اطمینان از سلامت و بقای گله گاومیش، دامداران، گاومیشها را برای یافتن غذا به مناطق دیگر، معمولاً به زمینهای مرتفعتر که دچار سیل نشدهاند، یا مزارع برنج درو شده در مناطق مرزی یا مجاور، میرانند. این سفر به عنوان سفر «گلهداری گاومیش» شناخته میشود.
در ماههای سیل، گاومیشها رها میشوند تا آزادانه چرا کنند، استراحت کنند و پس از یک سال طولانی شخم زدن و حمل برنج، قدرت خود را بازیابند. وقتی آب سیل فروکش میکند و علف دوباره در مزارع رشد میکند، مردم سوار بر گاومیشها میشوند و آنها را به عقب برمیگردانند تا در کنار خانههایشان یا در بیشههای بامبوی آشنا ببندند و برای فصل کاشت جدید آماده شوند.
«اواخر بعدازظهر، هنگامی که غروب آفتاب، نور خود را بر مزارع میتاباند، منظره مردان جوانی که سوار بر اسب بودند و گاومیشها را در مزارع میچراندند، به سرعت توجهم را جلب کرد.» این تصویر به تصویری پر جنب و جوش از طبیعت کمک میکند و حس آرامشی را برمیانگیزد که مختص این منطقه دلتای آرام است. |
و به این ترتیب، فصل گلهداری گاومیشها از دیرباز و برای مدت طولانی با منطقه دلتای مکونگ در هم آمیخته و شیوه زندگی هماهنگ و همسو با طبیعت را ایجاد کرده است.
یک ضربالمثل هست که میگوید: «گاومیش پایه و اساس معیشت است.» گاومیشها تمام سال را صرف شخم زدن، حمل برنج و کمک به کشاورزان در تولید میکنند. آنها بزرگترین سرمایه، منبع کار و معیشت کل خانوادهها در مناطق روستایی هستند.
بنابراین، ماههای فصل سیل زمانی است که صاحبان آنها به گاومیشها اجازه میدهند تا «استراحت کنند»، علف برای خوردن پیدا کنند، قدرت خود را بازیابند و برای فصل جدید که آب فروکش میکند، آماده شوند.
سفر گلهداری گاومیش راهی است برای کشاورزان تا قدردانی و توجه عمیق خود را نسبت به «دوستان» خود که در سختیهای بیشماری آنها را همراهی کردهاند، ابراز کنند.
مردم دلتای مکونگ، به ویژه نسل قدیمیتر، خاطرات فصل گلهداری گاومیش را مانند یک فیلم شاعرانه در خود دارند. این بخش جداییناپذیری از دوران کودکی آنهاست، صحنهای که زمانی شاهد آن بودهاند.
پدرم که از خانوادهای کشاورز در منطقه مرزی بالادست آمده بود، اغلب داستانهایی از فصل گلهداری گاومیشها از دوران کودکیام برایم تعریف میکرد، زمانی که هنوز گلههای گاومیش فراوان بودند.
در دوران کودکی، من با اقوامم به مزارع میرفتم و آنقدر خوش شانس بودم که گلههای گاومیش را در حال چرا میدیدم. خاطرات فصلهای چرای گاومیشها تا به امروز با من مانده است.
من قبلاً شاهد گلههای گاومیش، از چند ده تا چند صد رأس، بودم که در یک خط از یک مزرعه به مزرعه دیگر برای چرا میرفتند. این گلههای بزرگ اغلب توسط دامداران همراهی میشدند.
من افرادی از هر سنی را دیدم، از مردان جوان تنومند و باتجربه گرفته تا کودکانی ۹ یا ۱۰ ساله. در قدیم، در مناطق روستایی فقیرنشین که مردم فرصت رفتن به مدرسه را نداشتند، کار کردن به عنوان گلهدار گاومیش برای خانوادههای ثروتمند راهی برای امرار معاش بود.
فضای آن زمان در طول فصل گلهداری گاومیش فوقالعاده پر جنب و جوش و شلوغ بود. گلهداران گاومیش سبک زندگی کوچنشینی داشتند، چادر میزدند و برای پختن برنج در مزارع یا در ارتفاعات آتش روشن میکردند.
آنها در فصل سیلاب، گاومیشهایشان را برای چندین ماه آزادانه رها میکنند تا چرا کنند. آنها دور هم جمع میشوند تا گپ بزنند، شوخی کنند، تجربیات خود را با هم به اشتراک بگذارند و داستانهایی از حومه شهر و افسانههای رودخانه تعریف کنند.
شخصاً، من قبلاً فکر میکردم که فصل گلهداری گاومیشها مربوط به گذشته است، خاطراتی که فقط از طریق فیلمهای مستند قدیمی قابل مشاهده بودند.
با این حال، اخیراً، هنگام قدم زدن در مزارع هممرز با کامبوج در فصل سیل، بهطور غیرمنتظرهای با گله ای از گاومیشها روبرو شدم.
صحنه ای که فکر می کردم مدت ها پیش ناپدید شده، ناگهان جلوی چشمانم ظاهر شد. سعی کردم با دوربینم صحنه آرام گله گاومیش ها را ثبت کنم.
مواجهه با منظره گلهداری بوفالو هنوز هم یک اتفاق نادر و ارزشمند در دلتای مکونگ است.
با وجود تلاشهایم برای ثبت مجدد صحنه گله بوفالوها، متوجه شدم که گله کمجمعیت شده و دیگر در گلههای چند صد رأسی جمع نمیشود.
فضای پرجنبوجوش سوارکاری و گاومیشچرانی دیگر مثل سابق نیست؛ صحنهی گاومیشچرانیهایی که برای گپ زدن و شوخی دور هم جمع میشوند، دیگر مثل سابق شلوغ و پرجنبوجوش نیست.
وقتی بوفالو دیگر «اولین منبع امرار معاش این حرفه» نباشد
کاهش فصل سنتی گلهداری گاومیش یک رویداد تصادفی نیست، بلکه پیامد اجتنابناپذیر توسعه اجتماعی-اقتصادی است. مکانیزاسیون کشاورزی مستقیمترین و قدرتمندترین علت آن است.

به تدریج، مکانیزاسیون مدرن فزاینده در تولید محصولات کشاورزی جایگزین نیروی کار انسانی شده و کار گاومیشهای بزرگ و قوی را به عهده گرفته است.
شخم، کلنگ و کمباین کاملاً جای کار طاقت فرسای گاومیش ها را گرفته اند. دیگر منظره گاومیش هایی که مانند ایام قدیم در مزارع مشغول شخم زدن، کلنگ زنی و حمل برنج بودند، دیده نمی شود.
با ظهور ماشینآلات، گاومیش دیگر مانند گذشته جایگاه «پایه و اساس معیشت» را ندارد.
کشاورزان دیگر گاومیشهای زیادی را برای تولیدات کشاورزی پرورش نمیدهند، بلکه فقط تعداد کمی را برای فروش یا اهداف دیگر نگه میدارند.
تعداد گاومیشها در دلتای مکونگ دیگر به اندازه قبل زیاد نیست، و این باعث شده که دیدن گلههای چند صد گاومیشی که پس از برداشت برنج در مزارع چرا میکنند، اگر نگوییم غیرممکن، اما به ندرت اتفاق بیفتد.
علاوه بر مکانیزاسیون، تغییرات در مدلهای کشاورزی نیز به طور قابل توجهی بر فصل پرورش گاومیش تأثیر گذاشته است: بسیاری از مناطق به کشت سه محصول برنج در سال روی آوردهاند و سیستمهای سد بسته برای جلوگیری از سیل ساختهاند که منجر به ناپدید شدن فصل سیل طبیعی مانند قبل شده است.
کشت مداوم برنج یا تغییر کاربری زمین منجر به کاهش مراتع طبیعی میشود و گاومیشها جایی برای جستجوی غذا ندارند.
امروزه، تصویر متمایز فصل گلهداری گاومیش، که ارتباط نزدیکی با فرهنگ دلتای مکونگ دارد، با گذشت زمان و تغییرات در محیط زندگی، به تدریج در حال محو شدن است.
دونگ، یوتا
منبع: https://baodongthap.vn/ky-uc-mua-len-trau-a235251.html






نظر (0)