Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

خاطرات یک سرباز در زمان صلح

BBK - این داستان نسلی از سربازانی است که در باک کان بزرگ شده‌اند، سربازانی که جوانی، رویاها و آرزوهای خود را کنار گذاشتند تا به ملت باشکوه و شاد امروز کمک کنند. به مناسبت پنجاهمین سالگرد آزادسازی جنوب و اتحاد مجدد کشور (30 آوریل 1975 - 30 آوریل 2025)، می‌خواهیم دو کتاب را که از خاطرات این جانبازان ثبت شده است، به خوانندگان خود معرفی کنیم.

Báo Bắc KạnBáo Bắc Kạn30/04/2025

«سربازان باک کان، سرزمینی از خونریزی و آتش.»

«خاطرات جنگ، گاهی نزدیک، گاهی دور، گاهی واضح، گاهی فراموش‌شده، که با گذشت زمان و گذر زمان، با سختی جنگ و زندگی قطع شده‌اند، در این صفحات ثبت شده‌اند... – نسلی از جوانان شجاع باک کان، در لحظات سرنوشت‌ساز آزمون‌های سرزمین پدری، آماده بودند تا «قلم‌ها و کتاب‌های خود را کنار بگذارند» تا علیه دشمن سلاح به دست گیرند، جوانی‌شان را در میدان‌های نبرد گذراندند، جان خود یا بخشی از بدن خود را برای زندگی مسالمت‌آمیزی که امروز داریم فدا کردند...»

img-3520.jpg

اینها اولین کلماتی هستند که نویسنده بویی کیم فونگ در کتابش «سربازان باک کان: زمان خون و آتش» به اشتراک گذاشته است. و با توجه به همین روحیه، خوانندگان آن سال‌های بمباران و گلوله‌باران را از طریق خاطرات خود سربازان، که توسط بویی کیم فونگ با شور و تحسین نوشته شده است، دوباره تجربه خواهند کرد...

کتاب با دو سطر از یک آهنگ آغاز می‌شود: «اگرچه ما عاشق گل رز هستیم، دشمن ما را مجبور می‌کند اسلحه را در آغوش بگیریم!» (نوشته‌ی آهنگساز دیپ مین توین)، و پس از آن داستان‌هایی که هم شاد و هم تأثرانگیز هستند : «ما در آخرین اردوی جذب نیرو در سال - سومین اردو، در ۱۲ دسامبر ۱۹۷۱، در گروهی متشکل از ۱۵۰ مرد جوان و مشتاق از کمون‌های منطقه باخ تونگ، منطقه نا ری و شهر باک کان - شرکت کردیم. ما با پیامی جدی آنجا را ترک کردیم: حتی در سختی‌ها هم تسلیم نشو! از پدرمان، و نصیحت اشک‌بار مادرمان: مراقب سلامتی‌ات باش، پسر!... ما تصویر عزیزی را که در قلب‌هایمان مخفی نگه داشته بودیم، حمل می‌کردیم، رازی که اکنون دیگر یک راز نیست، حتی اگر بسیاری از همکلاسی‌های ما با بی‌دقتی مهمانی‌های خداحافظی ترتیب می‌دادند، غافل از اینکه قلبی برای ما به شدت می‌تپید...» ( داستان‌های ثبت نام).

پس از آن همه سختی و احساسات اولیه، سربازان واقعاً در میان بمب‌ها و گلوله‌ها زندگی می‌کردند. از اینجا به بعد، هر صفحه از کتاب به یک سند تاریخی تبدیل می‌شود که هر لشکرکشی، نبرد و مکان را دنبال می‌کند. به لطف این، خوانندگان با داستان‌های ناگفته‌ی سربازان باک کان که در قلعه‌ی کوانگ تری می‌جنگیدند، آشنا می‌شوند؛ لشکرکشی تونگ دوک؛ لشکرکشی هوشی مین در سال ۱۹۷۵ - آزادسازی جنوب... جنگ ذاتاً بی‌رحم است و هر بخش از خاطرات دوران جنگ پر از وحشیگری و تراژدی است در «خاطره‌انگیز»؛ «اولین بار زخمی شدن»؛ «ضرر غیرمنتظره»؛ «رفقا! جا نخورید...»؛ «رویای سربازی که از B40 در پایگاه ۳۸۳ محافظت می‌کند»...

در لحظات تاریخی 30 آوریل 1975، سربازان جوان استان باک کان احساسات طاقت‌فرسای خود را اینگونه بازگو کردند: «اگر در آن زمان، از اسکله نها رونگ در آن سوی رودخانه، رئیس جمهور ما هوشی مین سرنوشت ملتی تحت سلطه بیگانگان را نپذیرفته بود و برای یافتن راهی برای بازیابی استقلال و آزادی ملت به سراسر جهان سفر کرده بود، پس فرزندان او نیز این رنج را نمی‌پذیرفتند.»

«راه رهایی تنها نیمی از راه پیموده شده است.»

هنوز نصف بدنم توی آب جوش بود.

یک بدن را نمی‌توان به دو قسمت تقسیم کرد.

«آتش شمشیرها نمی‌تواند کوه‌ها و رودخانه‌ها را بشکافد.»

(تو هو)

نسل اندر نسل، آنها از پی یکدیگر آمده اند و خون و جان خود را فدا کرده اند تا نیمی از کشور را بازپس گیرند... و امروز، درست همین جا، روی همین رودخانه، با جایگاه اربابان، سربازان با افتخار روی دماغه یک کشتی نظامی به بزرگی یک ساختمان چند طبقه ایستاده اند و به رودخانه زیبا خیره شده اند و می گویند: "عمو هو! کشور اکنون متحد است..."

(تصمیم گیری در آخرین لحظه)

برو به جنگ!

او خشمگین بود و سرش را بالا گرفته بود تا به نبرد برود.

من با تمام وجود و با قاطعیت از شما پیروی می‌کنم.

بیایید فعلاً روابط عاشقانه و قرار ملاقات را کنار بگذاریم.

«چمدان‌هایتان را بگذارید و به سمت محل تجمع بروید...»

(ورود به ارتش)

اینها اولین ابیات مجموعه شعر به زبان تای با عنوان «Khun tang tuc slac» (به معنی عازم شدن برای جنگ با دشمن) هستند. این کتاب توسط سرباز کهنه‌کار ها تیم تونگ از دفتر خاطرات میدان جنگ او بازنویسی شده است.

img-3454.jpg

آقای تونگ در سال ۱۹۲۸ متولد شد. از سنین جوانی عاشق مطالعه بود و رویای نویسنده شدن را در سر می‌پروراند. در اوایل سال ۱۹۴۸، این جوان از گروه قومی تای داوطلبانه به ارتش پیوست. در واحد خود، او یکی از معدود افراد باسواد بود، بنابراین به عنوان کارمند انبار مهمات استخدام شد. از آن زمان به بعد، او درگیر کارهای تبلیغاتی شد. در ابتدا، اشعار رئیس جمهور هوشی مین را به زبان تای ترجمه کرد، سپس شعارهایی نوشت و اطلاعاتی در مورد جنگ مقاومت ثبت کرد. این کار مطالبی را برای نوشتن دفتر خاطرات میدان جنگ او فراهم کرد.

در سال ۱۹۶۸، او دستور یافت تا سربازان را به میدان نبرد جنوب هدایت کند. پس از تجربیات عملی در راهپیمایی، سرباز کهنه‌کار ها تیم تونگ شروع به نوشتن در دفتر خاطرات خود کرد. او با دقت روزهای «آموزش»، «عزیمت» و «استقبال از سربازان» را در اشعار خود توصیف کرد. از آنجا که او این وقایع را از نزدیک شاهد و تجربه کرده بود، بسیاری از اشعار او به خوانندگان این امکان را می‌دهد که سختی‌ها و فداکاری‌های قهرمانانه نسل قبل را درک کنند. پس از بازگشت به کار در شمال، او به سرودن شعر در مورد فعالیت‌های مهم جنگ مقاومت ما ادامه داد. نقاط عطف تاریخی مانند «کارزار ارتفاعات مرکزی»، «کارزار هوئه-دا نانگ» و «کارزار هوشی مین» همگی در اشعاری سرشار از غرور ملی توصیف و ثبت شدند.

شاید این یکی از معدود مجموعه اشعار به زبان تای باشد که در میدان نبرد در جنوب ویتنام در طول جنگ مقاومت علیه ایالات متحده سروده شده است. این ۳۶ شعر به عنوان دفتر خاطرات جنگی، توسط سرباز ها تیم تونگ در طول ۱۰ سال تکمیل شده است. از میان این اشعار، او شعر «پیروزی کامل ویتنام» را به وضوح به یاد دارد.

او گفت که همه مضطرب بودند، به تلفن چسبیده بودند، آماده بودند تا وقتی تلفن زنگ می‌خورد، قلم و کاغذ بردارند و به دستورالعمل‌های فرمانده و آنچه باید ثبت می‌شد گوش دهند. با شنیدن صدای فرمانده که تقریباً فریاد می‌زد «پیروزی کامل ویتنام» که بارها و بارها تکرار می‌شد، در حالی که قلمش را در دست داشت، ترکیبی از شادی و لرزش را احساس کرد - احساسی واقعاً خارق‌العاده. پس از آن، به او و همه دستور داده شد که تمام بنرها، شعارها و برزنت‌های قدیمی را جمع کنند، آنها را تمیز بشویند و فقط چهار کلمه «پیروزی کامل ویتنام» را بنویسند تا روز بعد آویزان کنند. و بنابراین، در آن 30 آوریل تاریخی، قلم را روی کاغذ گذاشتم و نوشتم:

خبر پیروزی بزرگ در همه جهات طنین‌انداز شد.

پیروزی کامل! ویتنام به پیروزی کامل دست یافته است...

کاش عمو هو اینجا بود.

سی بهار، این بهار کامل شد...»

(ویتنام به پیروزی کامل دست یافت)

در سال ۲۰۱۸، نویسنده مجموعه شعر «Khửn tàng tức slấc» تمام تلاش خود را صرف ترجمه آن به زبان ویتنامی استاندارد کرد، به این امید که آن را برای نسل‌های آینده حفظ کند. و «آرزوی مادام‌العمر» این جانباز محقق شد زیرا انتشارات فرهنگ ملی این کتاب را به دو زبان تای-ویتنامی تجدید چاپ کرده است.

با پایان هر کتاب درباره جنگ که در زمان صلح نوشته شده است، بسیاری از خوانندگان، مانند ما، مطمئناً شعله‌ای از غرور را در قلب خود برای نسلی از اجداد شجاع و استوار احساس خواهند کرد. اجازه دهید این مقاله را با چند کلمه دلگرم‌کننده به پایان برسانم: «... ارزش هر لحظه‌ای که در صلح زیسته شده، با خون و استخوان‌های پسران و دختران برجسته بی‌شماری مبادله شده است: نگذارید خون‌هایی که از آن روزها ریخته شده‌اند، هدر بروند! کسانی که هر لحظه صلح را در زمان حال گرامی می‌دارند، تمام تلاش خود را می‌کنند تا دوباره شاهد ریخته شدن خون همنوعان خود نباشند! اگر این چیزها را به یاد نیاوریم، چگونه می‌توانیم شایسته آن فداکاری باشیم؟» (گزیده ای از مقاله «بهای پیروزی» در کتاب «سربازان باک کان: زمان خونریزی»).

منبع: https://baobackan.vn/ky-uc-nguoi-linh-giua-hoa-binh-post70572.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
به سینمای ویتنام افتخار می‌کنیم

به سینمای ویتنام افتخار می‌کنیم

رنگ‌های پنجشنبه تیم ۲

رنگ‌های پنجشنبه تیم ۲

پاییز به آبشار درای نور می‌رسد.

پاییز به آبشار درای نور می‌رسد.