Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

خاطرات روزهای «هانوی»

Báo Đại Đoàn KếtBáo Đại Đoàn Kết29/12/2024

یادداشت سردبیر: در سال ۱۹۷۲، در جریان نبرد دین بین فو در آسمان، روزنامه‌نگار تران تان فونگ - معاون سردبیر سابق روزنامه دای دوان کت، و سپس خبرنگار روزنامه نهان دان - مستقیماً شاهد روزهای دردناک و قهرمانانه پیروزی هانوی بر بمب‌افکن‌های B52 بود و آنها را ثبت کرد. این مقاله برگرفته از خاطرات روزنامه‌نگار فقید تران تان فونگ است.


ttxvn_dien-bien-phu-tren-khong-1.jpg
نیروی ویژه شبه‌نظامیان ناحیه تو لیم (هانوی) هوشیاری بالایی را حفظ کرد، سلاح‌های خود را به سرعت شلیک کرد و در کنار سایر واحدها در سرنگونی بسیاری از هواپیماهای آمریکایی مشارکت داشت.

ساعت ۱۲ ظهر ۲۱ دسامبر ۱۹۷۲ بود که ناگهان بلندگوهای عمومی هانوی که آهنگی دلنشین پخش می‌کردند، متوقف شدند. آژیر حمله هوایی ممتد به صدا درآمد. صدای گوینده با صدای بلند تکرار شد: «هواپیماهای دشمن در حال نزدیک شدن به هانوی هستند... هواپیماهای دشمن در حال نزدیک شدن به هانوی هستند...» ساکنان مجتمع مسکونی روزنامه «نهان دان»، متشکل از ۱۵ خانواده روزنامه‌نگار که در کوچه «لی تونگ کیه» پشت سفارت کوبا زندگی می‌کردند، یکی یکی به پناهگاه بمب رفتند.

زمین ساکت بود. ناگهان، غرش یک هواپیما با سرعت از کنارمان گذشت. سپس سکوت دوباره برقرار شد. همه، خسته از نشستن طولانی، می‌خواستند سنگر را ترک کنند که صدای گوینده با عجله به گوش رسید: "هواپیماهای دشمن در حال بازگشت به سمت هانوی هستند..." همه ساکت شدند و نگاه کردند تا ببینند چه کسی هنوز در طبقه بالا است و به سنگر نرفته است. ناگهان، یک سری انفجار - بوم! بوم! بوم! - سنگر را در هم شکست و ابرهای گرد و غبار و آوار را به هوا فرستاد. همه نفس خود را در سینه حبس کردند، سپس همزمان فریاد زدند: "مجتمع مسکونی ما بمباران شده است!"

سکوت حکمفرما شد. سپس آژیر خطر به صدا درآمد. صدای گوینده، آرام و شمرده، اعلام کرد: «هواپیماهای دشمن پرواز کردند و رفتند!...»

«

هانوی به اعتماد و محبت تمام ملت پاسخ داده است. هانوی وحشت نکرد. هانوی موضع «هانوی بودن» خود را حفظ کرد. هانوی نقطه کانونی آتش ما بود. آنها به حمله ادامه دادند و هانوی حریم هوایی خود را تقسیم کرد و مناطق شلیک مختلفی را برای اندازه‌های مختلف سلاح اختصاص داد.

وقتی از سنگر بیرون آمدیم، همه از صحنه‌ی آشفته‌ی ویرانی در هر دو ردیف خانه از یک سر کوچه تا سر دیگر آن، مبهوت شدند. پشت سر آنها ساختمان وزارت حمل و نقل قرار داشت که آن هم بمباران شده بود. ایستگاه هانگ کو (ایستگاه قطار هانوی)، تقریباً یک کیلومتر دورتر، بخش اصلی ایستگاهش ویران شده بود. ده دقیقه بعد، اعضای تیم دفاع شخصی روزنامه‌ی نهان دان از خیابان ۷۱ هانگ ترونگ، که بیل و بیلچه حمل می‌کردند، فرار کردند. آن موقع بود که متوجه ویرانی وحشتناک ناشی از بمب‌های آمریکایی شدیم. خانه‌ی روزنامه‌نگار کوانگ دام، با قفسه‌ی کتاب‌های ارزشمندش، به خیابان دا تونگ برده شده بود؛ فقط چند کتاب پیدا شد. قفسه‌های کتاب و بایگانی من و همسرم زیر آجر و کاشی دفن شده بود. روزنامه‌نگار لِ دین (که بعداً سردبیر روزنامه‌ی دای دوآن کت شد) که شب قبل در دفتر روزنامه‌ی نهان دان مشغول به کار بود، صبح روز بعد به کار خود ادامه داد و برای ناهار به خانه رفت. وقتی آژیر حمله هوایی به صدا درآمد، او فقط فرصت کرد تا به پناهگاه شخصی خود که زیر راه پله خانه‌اش بود، برود. پناهگاه محکم، روزنامه‌نگار لِ دین را که موهایش به سفیدی برف بود، نجات داد. در آن سوی خیابان، خانه آقای نگوین تان لِ، سخنگوی هیئت دولت ما در کنفرانس پاریس، قرار داشت که به شدت آسیب دیده بود. خانه‌های روزنامه‌نگاران ها دانگ، ها هوآ، هونگ لی و دیگران کاملاً ویران شده بود. از ابتدای کوچه، خانه‌های هنرمند کای لِ لِ تان و کارگردان دوک دو، آقای مین دائو، گوینده ایستگاه رادیویی صدای ویتنام ، و بسیاری از خانه‌های محکم دیگر یا ویران شده یا به شدت توسط بمب‌ها آسیب دیده بودند. اما جان افراد حاضر در آن روز در امان بود.

روز بعد، دفتر روزنامه‌ی نهان دان مرا «مجبور» کرد که برای چند روز به طور موقت به منطقه‌ی تاچ دات (که قبلاً استان ها تای نام داشت) نقل مکان کنم. چند روز بعد، نامه‌ای از همسرم دریافت کردم که شامل این متن بود: «عزیزم، می‌خواهم چیزی به تو بگویم: دیروز صبح، وقتی از تدریس به خانه آمدم و کف زمین را پوشیده از آجرهای شکسته دیدم، قلبم به درد آمد. آن را بررسی کردم و دفترچه‌ای حاوی آدرس اقوام و دوستانمان پیدا کردم. لگن قدیمی و پیراهنم درست زیر میزی بود که معمولاً روی آن کار می‌کردیم. آنها هنوز هم قابل پوشیدن هستند.»

پنج روز بعد، در ۲۶ دسامبر ۱۹۷۲، از محل تخلیه‌ام به محل کارم در روزنامه‌ی نهان دان برگشتم. داشتیم در دفتر شام می‌خوردیم که برق رفت. دفتر تحریریه چراغ‌های نفتی را روشن کرد و به آماده‌سازی مقالات برای شماره‌ی روز بعد ادامه داد. آن شب، هانوی به‌شدت سرد بود. دریاچه‌ی هوان کیم در مه و غبار فرو رفته بود. ناگهان بلندگوها اعلام کردند: هواپیماهای دشمن ۱۰۰ کیلومتر، ۸۰ کیلومتر و سپس ۶۰ کیلومتر از هانوی فاصله دارند... سپس بلندگوها دستور را پخش کردند: «دشمن در حال توطئه برای حمله‌ای شدید به پایتخت، هانوی، است. همه‌ی نیروهای مسلح باید آماده‌ی جنگ و نابودی دشمن باشند. رفقای پلیس، شبه‌نظامیان و نیروهای دفاع شخصی باید قاطعانه وظایف خود را انجام دهند! همه باید به پناهگاه‌ها بروند. هیچ‌کس اجازه ندارد به خیابان‌ها برود...» سپس آژیر حمله‌ی هوایی به صدا درآمد. تمام کادرها، خبرنگاران و کارکنان روزنامه نهان دان که آن شب کار می‌کردند، به پناهگاه‌ها رفتند. این پناهگاه در خیابان «له تای تو» و تنها چند قدم با لبه دریاچه هو گوم فاصله دارد. در کنار درخت باستانی بانیان، یک پناهگاه زیرزمینی عمیق وجود دارد که سردبیر، معاون سردبیر و سایر اعضای تحریریه در صورت تشدید درگیری‌ها از آن برای کار و ارائه روزنامه استفاده می‌کردند. در همین پناهگاه بود که روزنامه‌نگار «تپ موی» مقاله معروفی در مورد حقوق اجتماعی نوشت که در ۲۶ دسامبر ۱۹۷۲ در روزنامه نهان دان با عنوان «هانوی، پایتخت کرامت انسانی» منتشر شد.

کل خیابان خم تین، که از تقاطع خیابان نام بون (که اکنون خیابان له دوآن نام دارد) و خیابان نگوین تین هیون تا او چو دویا، نزدیک کنسرواتوار ملی موسیقی، امتداد دارد، ناگهان بر اثر رگبار بمب‌هایی که توسط هواپیماهای B52 پرتاب شده بودند، لرزید. جرقه‌های نور، انفجارهای طولانی - هر چیزی که روی زمین بود منفجر شد، فرو ریخت و خرد شد. می‌توانیم صحنه ویرانی و هرج و مرج کامل ناشی از پرتاب چندین تن بمب B52 در امتداد یک خیابان پرجمعیت در شب را تصور کنیم. و البته، حتی امروز، همه می‌دانند که هیچ پایگاه نظامی در خیابان خم تین وجود نداشت.

بلافاصله پس از بمب‌گذاری، خبرنگاران روزنامه نهان دان و بسیاری از روزنامه‌ها و ایستگاه‌های تلویزیونی دیگر به خام تین هجوم آوردند. من درخواست رفتن کردم، اما آنها اجازه ندادند. آنها گفتند که اخباری دارند مبنی بر اینکه دشمن ممکن است بعداً به هانگ دائو، هانگ نگانگ، بازار دونگ شوان، پل لانگ بین و خیابان‌های دیگر حمله کند... آنها باید نیروهای خود را برای "جبهه‌های" دیگر ذخیره کنند.

خیابان عریض روبروی کلیسای بزرگ خیابان نها چانگ پر از کامیون‌ها و ماشین‌های بی‌شماری با اندازه‌های مختلف بود و مردم در آنجا جمع شده بودند. مردم در سرما ایستاده بودند و درباره جنگی که آن شب و روزهای آینده رخ داده بود بحث می‌کردند. تعداد کمی از آنها ترس نشان می‌دادند. آنها صرفاً از مهاجمان آمریکایی عصبانی بودند و برای پیروزی هورا می‌کشیدند، زیرا آنها به طور متوالی بسیاری از بمب‌افکن‌های B-52 نیروی هوایی ایالات متحده را سرنگون کرده بودند.

بمباران بمب‌های B52 در خام تین داستان دلخراشی داشت که مطبوعات آن زمان گزارش کردند و قلب مردم را عمیقاً تکان دادند. این داستان درباره «ها»ی کوچک بود. آن شب، بمب‌ها روی بلوک ۴۱ باریدند و خانه‌ای را فرو ریختند و آجر و کاشی روی سنگری که «ها»ی کوچک در آن بود، افتاد. او نمی‌توانست بیرون بیاید و مدام فریاد می‌زد: «مامان، من را بیرون ببر! مامان!» مادر «ها»، «لین»، با عجله به محل حادثه رفت اما نمی‌توانست آجرهای سنگین را بلند کند. در داخل، «ها» همچنان فریاد می‌زد: «مامان، من را بیرون ببر!» مردم نزدیک صدای گریه‌های او را شنیدند و برای کمک دویدند. همه برای نجات او هجوم آوردند. «مامان، من را نجات بده!» فریادهای «ها» ضعیف و ضعیف‌تر می‌شد. حفاران تمام قدرت خود را برای بیرون کشیدن آوار به کار گرفتند. وقتی بالاخره او را بیرون کشیدند، «ها» دیگر از دنیا رفته بود. مادرش جسد او را در آغوش گرفته بود و گریه می‌کرد. اطرافیانش دندان‌هایشان را به هم می‌فشردند و تحمل می‌کردند... تا بعد از ظهر، هنوز اجساد در کوچه «تو تین» از خاک بیرون آورده می‌شدند. کامیون‌های حامل تابوت از راه رسیدند. شال‌های عزا، سر بسیاری از مردم را اینجا و آنجا در میان انبوهی از آجر و دیوارهای فروریخته زینت داده بود.

خبر نابودی خام تین توسط بمب‌افکن‌های B52 به سرعت در سراسر شهر پخش شد. در آن شب زمستانی هیچ‌کس در هانوی نخوابید. ساعت دو بامداد، رادیو هانوی خبر پیروزی را پخش کرد: "ما یک B52 را سرنگون کردیم و خلبان را اسیر کردیم." آهنگ نگوین دین تی "مردم هانوی" در اواخر شب طنین‌انداز شد. همه بیدار بودند، گوش می‌دادند و احساس غرور می‌کردند. هانوی هرگز بیدار نبوده و چنین شب باشکوهی را تجربه نکرده بود. پیش از این، هانوی فقط تفنگ‌های فتیله‌ای، بمب‌های سه‌شاخه و نارنجک‌های بطری داشت. امروز، هانوی با موشک، توپخانه ارتفاع بالا و بمب‌افکن‌های مدرن MiG-19 مهاجمان را شکست داده بود.



منبع: https://daidoanket.vn/ky-uc-nhung-ngay-ha-noi-dien-bien-phu-tren-khong-10297394.html

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
عکس گرفتن با آیدل‌ها (2)

عکس گرفتن با آیدل‌ها (2)

هورتانسیا

هورتانسیا

حیاط مدرسه در تاریخ 30 آوریل

حیاط مدرسه در تاریخ 30 آوریل