Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

خاطرات شیرین دوچرخه‌سواری

در دوران یارانه‌ها، ماشین کالای لوکسی بود، موتورسیکلت به‌شدت کمیاب بود و دوچرخه به وسیله‌ای تبدیل شد که خبرنگاران می‌توانستند با آن در هر کوچه و روستایی تردد کنند و اطلاعات جمع‌آوری کنند.

Báo Hải DươngBáo Hải Dương21/06/2025

بک-خان.jpg
وو دین خان، روزنامه‌نگار و سردبیر سابق روزنامه‌های های هونگ و های دونگ ، هر وقت روزنامه های های دونگ را می‌خواند، خاطرات شیرین کار با دوچرخه را به یاد می‌آورد.

دوچرخه، در خاطرات روزنامه‌نگاران پیشکسوت، بیش از آنکه وسیله‌ای برای رفت و آمد باشد، همچون همراهی است که شاهد فراز و نشیب‌های سفرهای روزنامه‌نگاری آنها بوده است.

روزنامه‌نگار تیو ها مین (متولد ۱۹۴۹)، معاون سابق مدیر ایستگاه رادیو و تلویزیون استانی های دونگ (که اکنون روزنامه و ایستگاه رادیو و تلویزیون های دونگ است)، یکی از روزنامه‌نگاران های دونگ است که مدت‌هاست در سفرهای گزارشگری خود با دوچرخه همراه بوده است. به گفته وی، در سال‌های پس از ۱۹۷۵، با اتحاد کشور، زندگی اقتصادی هنوز بسیار دشوار بود. بنابراین، در آن زمان، داشتن دوچرخه برای سفر خبرنگاران به محل کار، یک کالای لوکس محسوب می‌شد.

در سال ۱۹۷۷، آقای مین در ایستگاه رادیویی استانی های هونگ کار می‌کرد و وظیفه پخش اطلاعات در مورد تولید و توزیع محصولات کشاورزی را بر عهده داشت. این منطقه، منطقه وسیعی را پوشش می‌داد که استان‌های امروزی های دونگ و هونگ ین را در بر می‌گرفت، بنابراین گذراندن دو تا سه روز در مزرعه امری عادی بود.

«روزهایی بود که لاستیک‌ها پنچر می‌شدند و صدای تق‌تق ایجاد می‌کردند و ما مجبور بودیم آنها را با لاستیک بپیچیم یا یک لاستیک شکسته دیگر روی آنها اضافه کنیم. هوا خیلی گرم بود و من غرق در عرق بودم. همیشه یک چوب با خودم حمل می‌کردم تا در صورت شل شدن زنجیر، بتوانم از آن برای هل دادن لاستیک به جای خود و جلوگیری از کثیف شدن دست‌هایم استفاده کنم. زنجیر هر شلوار به لبه آن ساییده می‌شد؛ ما به شوخی آنها را «شلوارهای جویده شده توسط وزغ» می‌نامیدیم. ما در طول روز سخت کار می‌کردیم، اما عصرها، با پشتکار و بدون نشان دادن هیچ نشانه‌ای از خستگی، مقالاتی می‌نوشتیم.» این را روزنامه‌نگار تیو ها مین به اشتراک گذاشت.

دانگ تی آن (متولد ۱۹۴۹)، روزنامه‌نگار باتجربه روزنامه‌های های هونگ و های دونگ (که اکنون روزنامه و ایستگاه رادیویی-تلویزیونی های دونگ است)، تعریف می‌کند که از کودکی مجذوب صفحات روزنامه‌ها و گزارش‌های خبری بوده است. همین رشته نامرئی او را به حرفه روزنامه‌نگاری سوق داده است.

در سال ۱۹۷۳، پس از فارغ‌التحصیلی از مدرسه مرکزی تبلیغات (که اکنون آکادمی روزنامه‌نگاری و ارتباطات نام دارد)، خانم آنه در روزنامه های هونگ مشغول به کار شد و تا زمان بازنشستگی‌اش در سال ۲۰۰۴ در این روزنامه ماند. در آن زمان، دفتر تحریریه کارکنان کمی داشت. او مأمور شد تا تبلیغات سازمان‌های مردمی، جبهه میهن و بعداً بخش‌های بهداشت و آموزش را پوشش دهد. اگرچه او بیش از ۲۰ سال است که بازنشسته شده است، اما خانم آنه هنوز هم هنگام بازگو کردن سال‌های سخت و طاقت‌فرسای شغلی‌اش، که با دوچرخه به انجام تکالیف می‌پرداخت، عمیقاً متأثر است و همان احساسات را حفظ می‌کند.

برای رساندن به موقع اخبار، روزهایی بود که او مجبور بود ساعت ۴ صبح از خواب بیدار شود تا با دوچرخه به محل گزارش برود. گاهی اوقات، وقتی محل گزارش دورتر بود، خانم آن مجبور بود بعدازظهر قبل از رفتن، در خانه یکی از اهالی بخوابد تا صبح روز بعد سر کار برود. بارها، در طول مسیر، دوچرخه‌اش ناگهان خراب می‌شد - لاستیک‌هایش پنچر، پنچر یا زنجیرش پاره می‌شد. در آن مواقع، تنها گزینه پیاده‌روی بود. خانم آن به یاد می‌آورد: «یک روز، باران شدیدی بارید، جاده گلی بود، گل تا نصف چرخ‌ها رسیده بود و رکاب زدن را غیرممکن می‌کرد، بنابراین مجبور بودم دوچرخه را حمل کنم. بعضی روزها، کاملاً خیس شده به محل کار می‌رفتم، لباس‌هایم پوشیده از گل بود.»

به گفته روزنامه‌نگار وو دین خان، سردبیر سابق روزنامه‌های های هونگ و های دونگ، او «تمام کارهای روزنامه را انجام داده بود». در سال ۱۹۶۷، زمانی که روزنامه های دونگ تازه به کمون پونگ هونگ (که اکنون شهر گیا لوک است) منتقل شده بود، او در تصحیح خطاهای چاپی کار می‌کرد. در آن زمان، چاپخانه هنوز در کمون نگوک سون، منطقه تو کی (که اکنون بخشی از شهر های دونگ است)، حدود ۷ کیلومتری کمون پونگ هونگ واقع شده بود. این روزنامه دو بار در هفته، چهارشنبه‌ها و شنبه‌ها منتشر می‌شد. بنابراین، عصرهای سه‌شنبه و جمعه، پس از دوچرخه‌سواری از پونگ هونگ به نگوک سون، او مجبور بود برای تصحیح چاپ در آنجا بخوابد و منتظر بماند تا روزنامه صبح روز بعد منتشر شود و سپس آن را به دفتر برگرداند. در برخی روزهای بارانی، جاده خاکی لغزنده بود و گل به چرخ‌ها می‌چسبید و نسخه خطی را سنگین می‌کرد. او مجبور بود برای رکاب زدن و یافتن راه‌هایی برای محافظت از آن در برابر خیس شدن، تلاش کند.

آقای خان به یاد آورد که آنقدر با دوچرخه به محل کار می‌رفت که لاستیک‌هایش ساییده می‌شد و مجبور بودند آنها را محکم در لاستیک بپیچند، اما هر وقت خراب می‌شدند، آنها را تعمیر می‌کرد تا بتواند روز بعد به سفرش ادامه دهد. این سختی‌ها همیشه به او انگیزه می‌داد تا تلاش کند و تمام وظایف یک روزنامه‌نگار را با موفقیت به پایان برساند.

bac-minh.jpg
تیو ها مین، روزنامه‌نگار، حتی پس از بازنشستگی نیز به خواندن منظم کتاب و روزنامه ادامه می‌دهد.

یکی از خاطره‌انگیزترین تجربیات روزنامه‌نگار تیو ها مین در طول دوران دوچرخه‌سواری‌اش تا محل کار، زمانی بود که او و روزنامه‌نگاران تران لو لوات و وو توان نگی به کمون دوان کت (منطقه تان مین) رفتند تا مقاله‌ای در مورد افشای فساد بنویسند. آنها مجبور بودند برای همکاری با کمون و سپس منطقه، بین کمون دوان کت و شهر تان مین رفت و آمد کنند. از ترس اینکه خوردن ناهار در کمون ممکن است بی‌طرفی در مقالاتشان را به خطر بیندازد، رهبران منطقه به روزنامه‌نگاران پیشنهاد کردند که برای ناهار با دوچرخه به منطقه برگردند و سپس بلافاصله با دوچرخه به کمون برگردند تا کار خود را ادامه دهند. اگرچه بسیار خسته‌کننده بود، اما پس از سفر، آنها با دقت اطلاعات جمع‌آوری کردند و مجموعه‌ای از مقالات تحقیقی را در مورد افشای فساد در تولید کشاورزی محلی نوشتند که در آن زمان مورد استقبال دولت و افکار عمومی قرار گرفت.

دوچرخه فقط یک وسیله حمل و نقل نیست؛ بلکه مانند شاهدی بر بسیاری از داستان‌های زندگی و تجربیات حرفه‌ای روزنامه‌نگاران پیشکسوت است. دوچرخه‌های گذشته اکنون چیزی از گذشته هستند، اما خاطرات آنها، از دوران سختی روزنامه‌نگاری، در قلب‌هایشان زنده مانده است. این داستان یک نسل کامل از روزنامه‌نگاران است که بی‌سروصدا خود را وقف رساندن اطلاعات به خوانندگان با تمام وجود و مسئولیت خود کردند.

فان ان‌جی‌ای

منبع: https://baohaiduong.vn/ky-uc-xe-dap-than-thuong-413770.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
ویتنام شاد

ویتنام شاد

یک سفر

یک سفر

دانشجویان ویتنامی

دانشجویان ویتنامی