مسئولین... خیلی متفاوتند!
این زمزمهای است که در میان کارمندان در مورد کسانی که از زمان مدیر یا رئیس شدن، به طور قابل توجهی بدتر شدهاند، شنیده میشود. در واقعیت، بسیاری از افراد کارمندان بسیار خوبی، اجتماعی، محترم، دلسوز و مفید برای همکاران خود بودند؛ اما به محض اینکه رئیس میشوند، به تدریج تغییر میکنند. در ابتدا، آنها کمتر با زیردستان تعامل میکنند و به طور فزایندهای از آنها فاصله میگیرند، سرد و بیتفاوت میشوند. برخی از مدیران حتی از همکاران سابق خود روی برمیگردانند و طوری رفتار میکنند که گویی آنها را نمیشناسند. در موقعیتهایی که تعامل ضروری است، آنها دست دادن سرسری، پاسخهای کوتاه میدهند یا حتی لحنی متکبرانه و تحقیرآمیز به خود میگیرند. در همین حال، آنها نسبت به مافوق خود مطیع، چاپلوس و چاپلوس میشوند.
«تفاوت زیاد رؤسا» همچنین در این واقعیت نهفته است که آنها به عنوان کارمند، اغلب سختیها و مشقتهای همکاران خود را در زندگی و کار به اشتراک میگذاشتند، از مافوقهای خود به دلیل عدم رسیدگی سریع به مشکلات و کاستیها و نداشتن سیاستها و مزایای کافی برای مراقبت از کارگران انتقاد میکردند؛ حتی تعداد کمی از آنها با جسارت اعلام کردند: «اگر من رئیس بودم، اوضاع فرق میکرد...». با این حال، وقتی رئیس میشوند، همه چیز را فراموش میکنند؛ پیشنهادات زیردستان را نادیده میگیرند. برخی از رؤسای جدید حتی به اندازه رؤسای قدیمی به حل نظرات و آرمانهای مشروع کارگران اهمیت نمیدهند و فقط بر منافع شخصی تمرکز میکنند. این «تفاوت زیاد» باعث میشود زیردستان و کارگران احساس دلسردی کنند، ایمان خود را از دست بدهند و انگیزه خود را برای تلاش از دست بدهند.»
| عکس مصور: Chinhphu.vn |
این یک مسئولیت است که باید انجام شود، نه یک لطف.
پدیدهای که فوراً باید مورد توجه و اصلاح قرار گیرد این است که برخی از مسئولان، مسئولیتها و تعهدات خود را به طور کامل درک نمیکنند. آنها به جای مراقبت و حل و فصل حقوق و منافع مشروع زیردستان و کارمندان خود، فرض میکنند که زیردستان باید التماس و خواهش کنند، در حالی که مافوقها حق دارند «لطف کنند» و اگر از آنها خوششان نیاید، آنها را رد کنند. این یکی از دلایل اصلی «لابیگری» است که بسیاری از کارمندان و کارگران را، حتی برخلاف میلشان، به یافتن راههایی برای نزدیک شدن، چاپلوسی و پذیرایی از مافوقهای خود سوق میدهد تا لطف و توجه و «کمک» آنها را به دست آورند.
این واقعیت که روسا احساس میکنند حق دارند «لطف و لطف» کنند، عواقب جدی دارد. این امر نه تنها از طریق لابیگری، شکل گستردهای از فساد و تخلف ایجاد میکند، بلکه منجر به تفرقه داخلی، نگرشهای منفی در بین کارمندان و حتی خود-تحول و تکامل میشود. علاوه بر این، مانع توسعه سازمانها، واحدها و مشاغل میشود زیرا رقابت منفی ایجاد میکند: افراد با استعداد و با فضیلتی که نمیدانند چگونه «لابیگری» کنند، توسط مافوقهایشان ارزشی ندارند؛ کسانی که مجبور به «لابیگری» هستند، پس از اینکه رئیس میشوند، سعی میکنند «سرمایهگذاری خود را جبران کنند»، فقط به زیردستان خود «لطف و لطف» میکنند و چرخه «لابیگری» ادامه مییابد...
برخی از مدیران، به محض اینکه رئیس میشوند، ناگهان نسبت به زیردستان و کارمندان خود رفتاری سرد و بیتفاوت اتخاذ میکنند. همکاران سابق اغلب در مورد آنها زمزمه میکنند: «یک رئیس سرد و بیتفاوت، زیردستان را میترساند؛ آنها برای دریافت توجه و کمک مجبورند چاپلوسی و تملق آنها را بگویند. اگر آنها در انجام مسئولیتهای خود دوستانه، قابل دسترس، بیطرف و بیغرض بودند... پول از کجا میآمد؟!»
دوری از مردم، زمینهساز بسیاری از اشتباهات است.
به عنوان کادرها و اعضای حزب، همه مطمئناً گفته رئیس جمهور هوشی مین را میدانند: «کارهای صد برابر آسانتر بدون حمایت مردم غیرممکن است، اما کارهای هزار برابر سختتر را میتوان با مشارکت مردم انجام داد.» این یک درس ارزشمند، یک نصیحت عمیق از عمو هو به کادرها و اعضای حزب در مورد اهمیت «در اولویت قرار دادن مردم» است. حتی کارهای آسان را نمیتوان بدون اجماع، حمایت و مشارکت مردم انجام داد. برعکس، با توافق و مشارکت مردم، حتی سختترین کارها را میتوان با موفقیت انجام داد. به گفته او، «مردم صد گوش و هزار چشم دارند»، زیرا مردم همه جا هستند و میتوانند به سرعت درست و غلط، خوب و بد را تشخیص دهند، بنابراین هیچ کس نمیتواند تخلف را از مردم پنهان کند. بنابراین، رهبران باید به نقش مردم احترام بگذارند، به آنها گوش دهند، به آنها اعتماد کنند و آن را ارتقا دهند. برای مبارزه با بوروکراسی، فساد و اسراف، باید دموکراسی اعمال شود. مردم باید آگاه، مورد مشورت و قادر به بازرسی و نظارت باشند. تمرین دموکراسی همچنین نیروی محرکه توسعه جامعه و همچنین هر سازمانی است.
با این حال، هنوز بسیاری از مقامات از مردم فاصله دارند، به حرف زیردستان و کارگران خود گوش نمیدهند و این منجر به عدم درک واقعیت برای صدور سیاستهای مناسب، مؤثر و عملی میشود؛ در برخی موارد، آنها حتی مقررات «غیرواقعبینانه»ای صادر میکنند که با مخالفت افکار عمومی مواجه میشود زیرا نمیتوان آنها را در زندگی واقعی اجرا کرد و منجر به اشتباهات و شکستها میشود.
با گذشت زمان، درسهای زیادی در مورد این موضوع آموختهایم، مانند: برخی از ایستگاههای عوارضی BOT (برای جبران سرمایهگذاری برای پروژههای ساخت و ارتقاء زیرساختها) در مکانهای اشتباه قرار گرفتند و افکار عمومی را در نظر نگرفتند که منجر به واکنش شدید عمومی، تعلیق جمعآوری عوارض یا جابجایی ایستگاهها شد. برخی از پروژههای BOT حتی با تحقیقات و مجازاتهایی به دلیل تخلفات مواجه شدند. سیاست محدود کردن ورود موتورسیکلتها به مرکز شهر هانوی (2017-2021) برای کاهش ازدحام ترافیک و آلودگی محیط زیست نیز نتوانست به اندازه کافی با افکار عمومی مشورت کند و فاقد گزینههای حمل و نقل عمومی جایگزین مناسب بود، که آن را غیرقابل اجرا میکرد.
در مقیاس کوچکتر، بسیاری از مقامات مستبد و مردسالار وجود دارند که نظرات زیردستان و کارگران را نادیده میگیرند و این امر منجر به تصمیمات نادرست و ناکارآمد بسیاری میشود. قابل سرزنشترین کار، ارزیابی، استفاده و انتصاب مقامات بر اساس احساسات شخصی، بدون مشورت یا احترام به نظرات زیردستان است. در واقعیت، بسیاری از افراد «حرفهای بزرگ میزنند اما کم عمل میکنند»، برای جلب نظر مافوق خود چاپلوسی و تملق میکنند، وانمود میکنند که بسیار خوب هستند تا نظر آنها را جلب کنند و ارتقا پیدا کنند. با این حال، آنها در انجام نقش خود به عنوان یک مقام شکست میخورند، شخصیت اخلاقی آنها بیارزش است و باعث نارضایتی و پرورش افکار منفی میشود. در ارزیابی و انتصاب مقامات، اگر افراد صاحب قدرت، عملکرد کاری را در اولویت قرار دهند و صادقانه نظرات زیردستان و کارگران را جویا شوند و اطلاعات را به طور کامل تجزیه و تحلیل کنند، حقیقت را خواهند دانست و از اشتباه جلوگیری خواهند کرد.
برای کسب احترام و اعتماد واقعی زیردستان و کارگران، هر مقام مسئول باید به طور منظم و جدی به خودشناسی و اصلاح کاستیهای خود بپردازد. بهترین راه برای انجام این کار، نزدیک بودن به زیردستان و کارگران و گوش دادن صمیمانه به نظرات آنهاست. بدیهی است که مقامات وظایف و روابط زیادی برای رسیدگی دارند و زمان کمی برای ملاقات و تعامل با زیردستان و عموم مردم باقی میگذارند. با این حال، اگر مقامات واقعاً فداکار و شایسته باشند و واقعاً به خیر عمومی متعهد باشند، راههای مناسبی برای کسب احترام و اعتماد زیردستان خود پیدا میکنند و از تبدیل شدن به مقاماتی که "مدیون" کارگران هستند و مورد انتقاد عموم قرار میگیرند، اجتناب میکنند.
لام پسر
*لطفاً برای مشاهده اخبار و مقالات مرتبط، به بخش حفاظت از بنیان ایدئولوژیک حزب مراجعه کنید.
![]() |
منبع: https://www.qdnd.vn/phong-chong-tu-dien-bien-tu-chuyen-hoa/lam-can-bo-dung-mac-no-nguoi-lao-dong-826530







نظر (0)