من یک دوست صمیمی از دوران دانشگاه دارم. وقتی ازدواج کردم، او یک سکه طلا به عنوان هدیه عروسی به من داد. ده سال بعد، او ازدواج کرد و من هم با یک سکه طلا لطفش را جبران کردم، اما به خسیس بودن متهم شدم.
در دوران دانشگاه، من کاملاً درونگرا بودم، بنابراین دوستان زیادی نداشتم، فقط یک دوست صمیمی زن داشتم. کمتر از یک سال پس از فارغالتحصیلی، ازدواج کردم. در آن زمان، بهترین دوستم یک حلقه طلا به من هدیه داد. من واقعاً از آن قدردانی کردم، زیرا هر دوی ما تازه فارغالتحصیل شده بودیم و وضعیت مالی خوبی نداشتیم، با این حال بهترین دوستم همچنان به عنوان نقطه شروع، یک حلقه طلای کامل به من داد.
به دلیل جشنهای عروسی، دوستیهای چندین ساله دچار مشکل شد (تصویر تزئینی، منبع: KT).
بعد از ازدواج، من و همسرم برای تجارت به جنوب نقل مکان کردیم. به لطف مهارتمان در تجارت، اوضاع مالیمان به طور قابل توجهی بهبود یافت.
مدت زیادی بود که به هانوی نرفته بودم، اما من و بهترین دوستم هنوز مرتب با هم در ارتباط بودیم. یک ماه پیش، دوستم ازدواج کرد و من خیلی برایش خوشحال بودم چون بالاخره شریک زندگیاش را پیدا کرده بود. برای دخترم و شوهرش بلیط هواپیما رزرو کردم تا برای عروسیاش به هانوی بیایند.
در روز عروسیات، به نشانهی محبتم به پدر و مادرت ۲ میلیون دانگ ویتنامی میدهم، و همچنان یک انگشتر طلا به تو میدهم، درست مثل همان انگشتری که قبلاً هدیه گرفتهام.
اما بعد از آن روز، متوجه شدم که رفتار دوستم با همیشه فرق دارد. دوستم مستقیماً این را به من نگفت، اما به دوستان دیگرش گفت که من خسیس هستم، که یک سکه طلا از ده سال پیش که هیچ چیز نداشتیم با یک سکه طلا الان که ثروتمند شدهایم کاملاً متفاوت است.
آن پیامها را افراد مختلفی برای من فوروارد کردند. بعد از خواندنشان، خیلی ناراحت شدم. فکر میکردم طلای عروسی، به عنوان هدیه، نماد خوششانسی و محبت است، اما هرگز انتظار نداشتم دوستم اینطور فکر کند.
بعد از عروسی، برایش پیام فرستادم که جویای حالم شود، اما دیگر جواب نداد و فقط اشاره کرد که کنار آمدن با آدمهای حسابگر و بیملاحظه سخت است. هرگز تصور نمیکردم که رابطهمان به خاطر مسئلهی طلای عروسی تا این حد خراب شود.
منبع: https://giadinh.suckhoedoisong.vn/mat-ban-vi-chuyen-mung-cuoi-bang-vang-172241027213118303.htm









