Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

مادر و برداشت محصول

خانواده در مجموع شش هکتار شالیزار برنج کشت می‌کردند. با وجود فرزندان زیاد و نداشتن منبع درآمد دیگر به جز چند گاو، خوک و جوجه در انبار، معیشت خانواده عمدتاً به برداشت محصول بستگی داشت. مادرم اغلب می‌گفت: «همه چیز به آن چند دانه برنج بستگی دارد». کشاورزی عمدتاً به کار برای سود بستگی دارد، که یکی دیگر از ضرب‌المثل‌های رایج مادرم است. بیشترین نیروی کار در فصل برداشت مورد نیاز است، بنابراین علاوه بر برداشت محصولات از مزارع خود، کسانی که مهارت دارند می‌توانند به صورت آزاد کار برداشت محصول را انجام دهند. نگرانی در مورد نداشتن قدرت کافی نیست، بلکه در مورد کمبود کار است.

Báo Phú YênBáo Phú Yên11/05/2025

وقتی ساقه‌های برنج شروع به خم شدن می‌کنند و خوشه‌ها شروع به زرد شدن می‌کنند، مادرم به پدرم یادآوری می‌کند که مرتباً مزارع را بررسی کند؛ به محض رسیدن برنج، آن را برداشت کند، مبادا باران‌های تابستانی و بادهای شدید آن را واژگون کنند. او به پدرم دستور می‌دهد که زمان رسیدن را تخمین بزند و تاریخ برداشت را از قبل تعیین کند تا بتواند به طور پیشگیرانه ترتیب دهد که کار برداشت را به صورت اجاره‌ای انجام دهد یا به دیگر روستاییان کمک کند. خلاصه، در فصل برداشت، مادرم هیچ روز آزادی ندارد. او در مزارع بیرون برداشت می‌کند. او در مزارع داخل برداشت می‌کند. اگر کار کمتری در نزدیکی باشد، اگر کسی او را صدا کند، به مزارع دورتر می‌دود...

استخدام کسی برای برداشت برنج در مزارع دوردست به معنای بیدار شدن زود، خوردن برنج مانده برای سیر شدن و سپس رفتن بود. معمولاً دروگران استخدام شده فقط یک روز صبح کار می‌کردند، کار مزرعه را تمام می‌کردند و بعد از ظهر استراحت می‌کردند. اما اگر کسی او را برای برداشت در بعد از ظهر استخدام می‌کرد، مادرم این کار را به عهده می‌گرفت: صبح برای یک مشتری برداشت می‌کرد و بعد از ظهر برای مشتری دیگر برداشت می‌کرد! دیگران فقط یک داس می‌آوردند، اما مادرم یک جفت چوب حمل بار اضافی حمل می‌کرد. در راه خانه، او کنار دستگاه خرمن‌کوبی می‌ایستاد تا برای گاوها کاه تازه درخواست کند. او می‌گفت: «کاه تازه خوشمزه و شیرین است؛ بعد از پایان فصل کجا آن را پیدا خواهیم کرد؟ من کمی بیشتر تلاش می‌کنم تا گاوها چیزی برای خوردن داشته باشند...» او فقط از موقعیت «سوء استفاده» می‌کرد، اما قبل از فصل برداشت، به سرعت به سراغ زمین‌داران آشنا که گاو پرورش نمی‌دادند می‌رفت تا کاه درخواست کند. امروزه مردم کاه می‌فروشند، اما در قدیم، اگر گاو پرورش نمی‌دادید، کاه برداشت شده سخاوتمندانه و رایگان داده می‌شد. با این حال، مادرم بسیار فهمیده بود: برای جبران زحمات کسانی که به او کاه داده بودند، ترتیب می‌داد که فصل بعد چند روز در برداشت محصول به آنها کمک کند. او همچنین ممکن بود در خشک کردن برنج یا جمع‌آوری کاه کمک کند...

روزهایی که حالش خوب بود، بعد از برداشت محصول در طول روز، شب‌ها مادرم به حیاط انبار می‌رفت تا کاه را تکان دهد و دنبال برنج باقی‌مانده بگردد. اگر کاهی نبود، با زحمت انبوه دانه‌های برنج خالی را الک می‌کرد یا حیاط‌های خشک‌کن کاشی‌کاری‌شده را جارو می‌کرد و تمام «دانه‌های طلایی» مخلوط با خاک و شن را که در شکاف‌های کاشی‌ها پنهان شده بودند، جدا می‌کرد. به نظر کم می‌آمد، اما تا پایان فصل، می‌توانست یک کیسه کامل برنج نیمه خالی (برنج مخلوط با خاک و شن) جمع کند. مادرم خیلی راضی به نظر می‌رسید. گفت: «حداقل برای تغذیه مرغ‌ها و اردک‌ها تقریباً به مدت یک ماه کافی است و در مصرف برنج در انبار غله صرفه‌جویی می‌شود...»

حالا که فصل برداشت از راه رسیده، کمباین‌ها در کمتر از یک هفته مزارع را درمی‌نوردند، خیلی متفاوت از روزهای برداشت دستی که ماه‌ها طول می‌کشید! راستش را بخواهید، من خودم یک «کشاورز برنج» واقعی هستم، اما از فصل برداشت وحشت دارم. کار به اندازه کافی سخت است، اما گرد و غبار برنج آدم را می‌سوزاند و خارش می‌دهد. یک بار، ناگهان گفتم: «کاش فصل برداشت سریع تمام می‌شد، اما چرا هنوز این همه برنج در مزارع هست...؟» مادرم حرفم را شنید و با بی‌تفاوتی پاسخ داد: «کاش تا ابد ادامه داشت، اما اینطور نیست. برای کشاورزان، برداشت برنج در تمام مدت بهترین چیز است، فرزندم...»

منبع: https://baophuyen.vn/sang-tac/202505/me-va-mua-gat-f291b34/


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
یک بعد از ظهر در زادگاهم

یک بعد از ظهر در زادگاهم

کودک عاشق کشور است.

کودک عاشق کشور است.

خیلی خوشحالم، سرزمین من! 🇻🇳

خیلی خوشحالم، سرزمین من! 🇻🇳