ما در حال گذر از تابستان به پاییز هستیم، به نظر میرسد زمان در رقصی آرام از تغییر فصلها کند میشود. مردم اغلب تغییر فصلها را با دختری نوجوان با خلق و خوی دمدمی مزاج مقایسه میکنند. گاهی آسمان آفتاب سوزان میبارد، و گاهی باران نمنم و سوزناکی را میطلبد.
جایی، درختان شعلهور با عجله به رنگ قرمز آتشین آتش میزنند، گویی میخواهند آسمان را به آتش بکشند؛ درختان گل تلفونی شکوفههای خود را در سراسر مسیر منتهی به خانه کسی مانند فرش قرمز نرمی زیر پا میپاشند. هوا طوفانها و بادها را به همراه دارد، ناگهان میآیند و میروند و احساسی ماندگار و تهی را به جا میگذارند. نسلهاست که تغییر فصلها همیشه احساسی از شادی اثیری، اندکی پشیمانی، اندکی اشتیاق در تفکر عمیق را برای مردم به ارمغان آورده است...
در طول فصل گذار، خورشید نسبت به اوج تابستان شدت و شدت کمتری دارد، اما همچنان بسیار قدرتمند است، و هنوز هم آزمون سختی برای مردم و همه موجودات زنده قبل از رسیدن پاییز است. هنگام ظهر که در جادههای گرم قدم میزنیم، لباسهای کارمان از عرق خورشید خیس شده و انگار پوستمان را میسوزاند. ناگهان، آرزو میکنیم که بارانی ببارد یا بادی وزیدن بگیرد و از پنجرهها نفوذ کند تا فضا را خنک و قلبمان را روشن کند.
زندگی همین الان هم پر از نگرانی است و تغییر فصلها بر بار طوفانها و سیلها میافزاید. اعلام خبر تبدیل شدن فرونشستهای گرمسیری به طوفان، بارانهای شدید در سراسر کشور، سیلهای ناگهانی و رانش زمین که در ماه ژوئیه باعث فاجعه برای مردم و خانوادهها شد، ما را عمیقاً نگران کرده است. همه آرزوی صلح و آرامش در زندگی روزمره خود را دارند. اما برای دستیابی به این آرامش، بسیاری در میان باران و سیل در تلاش هستند.
در گرمای سوزان یا بارانهای سیلآسا در فصول متغیر، تصویر سربازان، نیروها و افسران پلیس که دائماً در مناطق فاجعهزده، در میان جریانهای خروشان خطر، برای نجات جان انسانها، نجات خانهها و تأمین وسایل افراد بدشانس که رنج میبرند، میجنگند... احساسات عمیقی را در همه برمیانگیزد. ما به ویتنامی بودن خود بسیار افتخار میکنیم و مفتخریم. باور تزلزلناپذیر تمام ملت، که در مواقع سختی و مصیبت در کنار هم ایستادهاند، بر بلایای طبیعی و چالشها غلبه خواهد کرد. این سرود قهرمانانهای است که از عشق به زندگی زاده شده و سرشار از بینشهای عمیق فلسفی است.
تغییر فصلها سیلی از خاطرات را تداعی میکند، زمانی که بیشترین احساسات را برای دانشآموزان و فارغالتحصیلان مشتاق به ارمغان میآورد، زمانی که در آستانه زندگی پر از احساسات متناقض است. تجدید دیدارها، خداحافظیها، خاطراتی که با عجله نوشته شدهاند، اشکهای معصومانهای که برای یکدیگر ریخته میشوند زیرا باید مدرسه، معلمان و دوستان عزیز را ترک کنند تا زندگی مستقلی را آغاز کنند.
در طول دوره گذار بین فصول، نه تنها دانشآموزان، بلکه والدین، پدربزرگها و مادربزرگها و پدربزرگها و مادربزرگهای بزرگ نیز ترکیبی از اضطراب، نگرانی و هیجان وصفناپذیر را تجربه میکنند، زیرا فرزندان و نوههای خود را در طول فصل امتحانات همراهی میکنند، به این امید که آنها به رویاهای خود برسند و نقطه عطفی در زندگی خود رقم بزنند. با شنیدن نمرات بالا یا سخنان تشویقآمیز، تسلیبخش و دلداری برای کسانی که به نتایج دلخواه خود نرسیدهاند، شادی و اشک در چشمانشان جاری میشود. درهای بسیاری در زندگی به روی جوانان باز میشود تا قدم بگذارند و به پرورش آرزوها و رویاهای خود ادامه دهند. در میان آسمان پهناور، آفتاب درخشان و بارانهای فصلی، ما عشق بیحد و حصر عزیزان را نسبت به فرزندان و نوههایشان کاملاً احساس میکنیم.
با استقبال از تغییر فصلها، دور از خانه، زیر آسمانی طوفانی، قلبم از حسرت وطنم به درد میآید. در روستای قدیمیام، این فصل طوفانها و سیلهای ناگهانی را به همراه دارد. بعضی سالها، سیل بیوقفه میبارد. خانههای کوچک، مردم فقیری که در امتداد رودخانه برای عبور از سیل و طوفان تقلا میکنند. مزارع درو نشده، محصولاتی که باد آنها را با خاک یکسان کرده است - منظرهای دلخراش، پر از غم و ناامیدی. هر ساقه برنج، هر سبزی که از مزارع سیلزده نجات داده میشود، با تلخی و سختی روستاییان عجین شده است.
من در یک منطقه روستایی با شالیزارهای برنج کمارتفاع، سواحل رودخانهها و باغهای بامبو به دنیا آمدم، بنابراین سختیهای پدربزرگها و مادربزرگها و والدینم، آن دسته از افرادی با دستهای پینه بسته و لباسهای کهنه را که همیشه مجبور بودند «صورت خود را به زمین و پشت خود را به آسمان بفروشند» درک میکنم تا برنج و سیبزمینی تولید کنند که نسلها را زنده نگه میداشت. همین به تنهایی کافی است تا احساسات محبت و دلتنگی را برانگیزد، کافی است تا با تغییر فصلها در زادگاه قدیمیام اشک به چشمانم بیاورد...
منبع: http://baolamdong.vn/van-hoa-nghe-thuat/202408/mien-man-giao-mua-8962c69/






نظر (0)