بعد از مدتی که او را دنبال کردم، به طور فعال به او پیام دادم تا در مورد برنامه خیریهای که روی آن کار میکرد بپرسم. من به یک برنامه برای پروژه خیریه خودم نیاز داشتم. با اینکه ما خیلی صمیمی نبودیم، وو همیشه با دقت به سوالات من پاسخ میداد. کنجکاو بودم که چرا یک راننده پیک میتواند این همه دنبالکننده داشته باشد، برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد وو به صورت آنلاین جستجو کردم.
نتایج من را شوکه کرد. من فرض میکردم کسی که اینقدر زیاد میبخشد، از نظر مالی تأمین است یا حداقل زندگی آرامی دارد. اما وو زمانی هیچ چیز نداشت، حتی مدارک شناسایی مانند شناسنامه.
وو در خانوادهای با شرایط غیرمعمول متولد شد. والدینش با هم زندگی میکردند و بدون اینکه از نظر قانونی به رسمیت شناخته شوند، صاحب فرزند شدند. دوران کودکی وو مجموعهای از روزها بود که در آن از مایحتاج اولیه مانند غذا، لباس و پول و همچنین مدارک ضروری مورد نیاز برای شناخت اجتماعی محروم بود. وو در سال ۱۹۹۳ متولد شد. او نه شناسنامه دارد، نه ثبت نام خانوار، نه کارت بیمه سلامت و نه کارت شناسایی شهروندی... برای جامعه، او "نامرئی" است. برای رفتن به مدرسه، وو مجبور شد یک شناسنامه بیارزش با نام نگوین ویت تانگ قرض بگیرد.
بعدها، وو مدرسه را ترک کرد. او که در زندگی گم شده بود، به کافینتها پناه برد. مدت زیادی، وو خود را در دنیای مجازی غرق کرد تا از واقعیت فرار کند. وقتی تب بازی فروکش کرد، او برای امرار معاش شروع به فروش چای سرد و ذرت و سیبزمینی کبابی در کنار جاده کرد.
وو هر ماه به طور مرتب از انجمن بیماران دیالیزی بازدید میکند تا به بیماران هدایایی بدهد - عکس: ارائه شده توسط نویسنده.
در سن ۲۴ سالگی، اتفاق بزرگی رخ داد. به دلیل سادهلوحی و زودباوریاش، توسط جنایتکارانی که از او خواسته بودند بستهای کوچک برایشان نگه دارد، مورد سوءاستفاده قرار گرفت. وقتی او را بازرسی کردند، معلوم شد که بسته حاوی ۰.۵ گرم مواد مخدر بوده است. این سقوط نه تنها ضربهای از سرنوشت بود، بلکه دری بود که به روی آیندهاش بسته شد. در زندان، وو برای اولین بار احساس کسی را که از هر امیدی محروم شده بود، درک کرد. در همان جا بود که یاد گرفت در مورد خودش تأمل کند و در سکوت قسم خورد: «باید به هر قیمتی دوباره روی پاهایم بایستم.»
پس از بازگشت، او به امید یافتن شغل ثابت، به دنبال مناطق صنعتی و کارخانهها گشت. اما هر بار، با شنیدن اینکه او فاقد شناسنامه و کارت شناسایی است، مردم سرشان را به نشانهی مخالفت تکان میدادند. برخی حتی رک و پوستکنده به او میگفتند: «چه کسی کسی مثل تو را که مدرک شناسایی ندارد و سابقهی کیفری دارد، استخدام میکند؟» این حرف مانند سیلی محکمی بود که امیدهای او را برای آیندهای با یک شغل «مشروع» نقش بر آب کرد.
وو برای گذران زندگی، روزها کار بیوقفه را آغاز میکرد. هر روز صبح زود، با دوچرخه قدیمیاش، خیابانهای طولانی را طی میکرد و تقریباً ده کیلومتر از مین خای تا کائو گیای را طی میکرد. با یونیفرم رنگ و رو رفتهاش، با عجله در رستورانی غذا سرو میکرد، عرق از زیر ماسکش سرازیر میشد و دستانش هرگز آرام نمیگرفتند. بعد از استراحت ناهار، دوچرخهاش را برمیگرداند و به مین خای برمیگشت. او برای تکمیل درآمدش، به کار یدی دیگری، دشوار اما منظم، ادامه میداد. عصرها، وقتی خیابانها روشن میشدند و مردم برای شامهای گرم جمع میشدند، وو کیفش را به دوچرخهاش میبست، یک بادگیر میپوشید و با سرعت به میان ترافیک شلوغ میرفت. او تا دیروقت شب کالا تحویل میداد...
وو در بیمارستان K بین بیماران فقیر غذا توزیع میکند - عکس: ارائه شده توسط نویسنده
او تمام آن کارها را برای دامن زدن به رویای خود انجام داد: خرید موتورسیکلت شخصیاش. او امیدوار بود وسیله نقلیه بهتری نسبت به وسیله نقلیه زهوار در رفته فعلیاش داشته باشد تا تلاشش برای امرار معاش کمتر طاقتفرسا باشد. هر شب، چراغهای جلوی موتورسیکلت در خیابانهای کوچک میدرخشید و سایه مردی را که در سکوت از نو شروع میکرد، میانداخت. از آن روزهای سرگردانی، او کمکم متوجه چیزی شد: در آن بیرون، افراد بیشماری با فقر و سختی دست و پنجه نرم میکردند، درست مانند گذشته او.
به طور غیرمنتظره دریافت کردن و سپس بخشیدن.
او در اوقات فراغتش، ویدیوهای نقد غذا میساخت و آنها را در تیکتاک منتشر میکرد. به طور غیرمنتظرهای، ویدیوهای او به سرعت پخش شدند و توجه زیادی را به خود جلب کردند. فونگ وو به دلیل شخصیت فروتن و صمیمیاش، به یکی از کاربران محبوب تیکتاک تبدیل شد. با درآمد اضافی از رستورانهایی که نقد میکرد، بار معیشت سبکتر شد و وو به گروههای خیریه پیوست.
از سال ۲۰۱۹، وو نه تنها رانندهی پیک بوده، بلکه همراه و همدم کسانی بوده که با سختیها روبرو هستند. او به من گفت که در روزهای اول و پانزدهم هر ماه قمری، مرتباً یک وعده غذای گرم و یک هدیه کوچک برای بیخانمانها میآورد. برای بسیاری، این چیزی نیست، اما برای آنها، بیخانمانها، آن هدیه کوچک پر از گرما و عشق است. او به همین جا بسنده نمیکند، بلکه دوستان و افراد مهربان را نیز برای جمعآوری کمکهای مالی بسیج میکند و هفتگی این وعدههای غذایی دلسوزانه را به بیماران فقیر در بیمارستان انکولوژی و بیمارستان تان نهان تحویل میدهد.
وو همچنین تعریف کرد: «بازدید از محله بیماران دیالیزی باعث شد بفهمم که خدا چقدر در زندگی به من لطف داشته است. اینجا، بیماران اغلب باید سه بار در هفته به بیمارستان بروند. هر بار یک مصیبت دردناک است، مبارزهای برای پرداخت بهای زنده ماندن. هر ماه، من مرتباً به آنجا میروم تا هدیه بدهم و رنج این بیماران را میبینم... با وجود بیماری و سختیهایشان، آنها هنوز هم سعی میکنند با رانندگی تاکسیهای موتوری، فروش چای یخزده، جمعآوری ضایعات فلزی امرار معاش کنند... یک روز، ۱۱۰ بسته هدیه آوردم اما به من گفته شد که فقط ۱۰۹ بسته مورد نیاز است. خواهر، هر بار که این اتفاق میافتد، زبانم بند میآید... چون میفهمم... که یک نفر دیگر اینجا نیست.»
وو همچنین هنگام انجام کارهای داوطلبانه، وقتی مردم میگفتند: «او به والدینش رسیدگی نمیکند، اما در امور دیگران دخالت میکند» غمگین میشد. آنها نمیدانستند: «پدر و مادرم از دنیا رفتهاند. من پول زیادی ندارم، اما افراد زیادی را در سختی میبینم که نمیتوانم جلوی خودم را بگیرم که آنها را با آنها تقسیم نکنم.» برای او، فقط یک تشکر، یک سر تکان دادن، کافی است تا تمام خستگی قلبش از بین برود.
وو در بیمارستان تان نهان غذا توزیع میکند - عکس: ارائه شده توسط نویسنده
وو در کنار کارهای خیریه، خندههای گرم و قلب همیشه متمرکزش بر کمک به دیگران، زندگی خصوصی پر از غم و اندوهی نیز دارد. او زمانی عاشق دختری بود، زمانی قلبش را به روی او گشود. اما بعد، آن دختر نیز او را ترک کرد.
از او رنجیده خاطر نبود، چون در اعماق وجودش میدانست که او اشتباه نمیکند. فقط حقیقت بیش از حد بیرحمانه بود: او به اندازه کافی برای حمایت از زنی که دوستش داشت، قوی نبود. درد، بلند یا فریادزن نبود، بلکه به درونش نفوذ میکرد، میسوزاند و هر رگ و پی، هر فضای خالی در روحش را میجوید.
نقطه عطفی در زندگی او زمانی رخ داد که روزنامهنگار گیا هین - که اتفاقاً از طریق رسانههای اجتماعی از داستان او مطلع شده بود - تحقیق کرد و یک مستند کوتاه درباره وو ساخت. سپس مقامات محلی وارد عمل شدند. آنها اطلاعات او را تأیید کردند، از او حمایت کردند و وو را در مراحل لازم راهنمایی کردند.
۸ مه ۲۰۲۵، نقطه عطفی فراموشنشدنی برای وو بود. برای اولین بار در زندگیاش، او شناسنامهای در دست داشت. او رسماً صاحب نام و خانوادهای شد و با به رسمیت شناختن دولت و جامعه، در این دنیا حضور داشت. او با چشمانی اشکبار گفت: «نگوین و تران نام خانوادگی والدین من هستند. و فونگ وو نامی است که خودم انتخاب کردم.» وو این نام را به عنوان بیانیهای برای زندگی خود انتخاب کرد: صرف نظر از طوفانها، او باید محکم بایستد و قلبی مهربان داشته باشد.
نگوین تران فونگ وو نامی است که اخیراً به رسمیت شناخته شده است، اما روح فردی که این نام را بر خود دارد، مدتهاست که به زیبایی و بامعنا زندگی کرده است. او قهرمان نیست و به دنبال شهرت یا افتخار هم نیست. او مظهر اعمال کوچک، ماندگار و گرم مهربانی است که آنها را گرد هم میآورد تا برای زندگیهایی که به نظر میرسید تمام امید خود را از دست دادهاند، معجزه بیافریند.
پنجمین مسابقه نویسندگی «زیبا زیستن» با هدف تشویق مردم به نوشتن درباره اقدامات شریفی که به افراد یا جوامع کمک کرده است، برگزار شد. امسال، این مسابقه بر تقدیر از افراد یا گروههایی تمرکز دارد که با انجام اعمال خیرخواهانه، امید را به افراد در شرایط دشوار هدیه دادهاند.
یکی از نکات برجسته، بخش جدید جوایز زیستمحیطی است که به آثاری که الهامبخش و مشوق اقدام برای محیط زیست سبز و پاک هستند، اهدا میشود. برگزارکنندگان امیدوارند از این طریق، آگاهی جامعه را در مورد حفاظت از کره زمین برای نسلهای آینده افزایش دهند.
این مسابقه شامل دسته بندی ها و ساختارهای جوایز متنوعی است، از جمله:
دسته بندی مقالات: مقاله، گزارش، یادداشت یا داستان کوتاه، حداکثر ۱۶۰۰ کلمه برای مقاله و ۲۵۰۰ کلمه برای داستان کوتاه.
مقالات، گزارشها و یادداشتهای ویژه:
- جایزه اول: 30،000،000 دونگ ویتنامی
- ۲ جایزه دوم: ۱۵،۰۰۰،۰۰۰ دونگ ویتنامی
- ۳ جایزه سوم: ۱۰،۰۰۰،۰۰۰ دونگ ویتنامی
- ۵ جایزه تشویقی: ۳،۰۰۰،۰۰۰ دونگ ویتنامی
داستان کوتاه:
- جایزه اول: 30،000،000 دونگ ویتنامی
- جایزه دوم: 20،000،000 دونگ ویتنامی
- ۲ جایزه سوم: ۱۰،۰۰۰،۰۰۰ دونگ ویتنامی
- ۴ جایزه تشویقی: ۵،۰۰۰،۰۰۰ دونگ ویتنامی
دسته عکس: مجموعهای از حداقل ۵ عکس مرتبط با کار داوطلبانه یا حفاظت از محیط زیست، به همراه عنوان مجموعه عکس و توضیحی کوتاه ارسال کنید.
- جایزه اول: 10،000،000 دونگ ویتنامی
- جایزه دوم: ۵،۰۰۰،۰۰۰ دونگ ویتنام
- جایزه سوم: ۳،۰۰۰،۰۰۰ دونگ ویتنامی
- ۵ جایزه تشویقی: هر کدام ۲،۰۰۰،۰۰۰ دونگ ویتنامی
جایزه محبوبترین آهنگ: ۵،۰۰۰،۰۰۰ دونگ ویتنامی
جایزه برای مقاله برجسته با موضوع محیط زیست: ۵،۰۰۰،۰۰۰ دونگ ویتنامی
جایزه فرد مورد تقدیر: 30،000،000 دونگ ویتنامی
آخرین مهلت ارسال آثار ۱۶ اکتبر ۲۰۲۵ است. آثار ارسالی در دور مقدماتی و نهایی توسط هیئتی از داوران مشهور داوری خواهند شد. برگزارکنندگان برندگان را در صفحه ویژه «زندگی زیبا» اعلام خواهند کرد. برای جزئیات بیشتر به thanhnien.vn مراجعه کنید .
کمیته برگزاری مسابقه « زیبا زیستن»
منبع: https://thanhnien.vn/mot-trai-tim-khong-ngung-cho-di-185250918115149259.htm






نظر (0)