Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

بهار پشت سر می گذارد

مادربزرگم شش سال پیش فوت کرد، اما هر وقت خانواده دور هم جمع می‌شوند، احساس می‌کنم که او هنوز روی صندلی آشنایش نشسته و چشمانش از شادی برق می‌زند.

Báo Tuổi TrẻBáo Tuổi Trẻ13/01/2026

Mùa xuân - Ảnh 1.

خانواده گسترده، شامل پدربزرگ و مادربزرگ، در خانه جدیدشان - عکس: ارائه شده توسط نویسنده

خانه پدربزرگ و مادربزرگ مادری‌ام در بین دونگ (شهر هوشی مین فعلی) بود که قبلاً سونگ بی نام داشت. آن زمان‌ها، پدرم من و مادرم را با دوچرخه زهوار در رفته‌اش از شهر هوشی مین قدیمی می‌برد. به یاد دارم که یک کودک سه یا چهار ساله پشت سر پدرم نشسته بود و محکم به پشت خیس از عرق پدرم چسبیده بود، راه خانه پدربزرگ و مادربزرگم بی‌نهایت طولانی به نظر می‌رسید.

در فصل خشک، ابرهای گرد و غبار زیر چرخ‌ها بالا می‌آیند؛ و در فصل بارانی، جاده خاکی قرمز پر از چاله و چوله است، و من پوشیده از گل به خانه می‌رسم.

قبل از اختراع برق، خانه مادربزرگم شب‌ها با چراغ‌های نفتی کم‌نور می‌شد. تاریکی حومه شهر غلیظ و عمیق بود و تخیل کودکان را برای تجسم انواع چیزهای ترسناک الهام می‌بخشید، اما شب‌های مهتابی فوق‌العاده زیبایی را نیز برای من رقم می‌زد.

مهتاب حیاط را روشن کرده بود و همه دور سکوی چوبی جمع شده بودند. خبری از شراب، چای، کیک یا شیرینی نبود، فقط چند مکالمه‌ی پراکنده که با این وجود گوشه‌ای از باغ را پر از گپ و گفت‌های پرشور کرده بود.

بعدازظهرهای آرام در روستا خاطرات فراموش‌نشدنی زیادی را در ذهنم به جا گذاشت. اواخر بعدازظهر، وقتی خورشید شروع به غروب می‌کرد، پدربزرگم مرا به باغ می‌برد تا هیزم خشک برای روشن کردن آتش جمع کنم.

من و پدربزرگم به درخت ساپودیلا می‌رفتیم و در میان شاخ و برگ‌های سبز و انبوهش به دنبال میوه می‌گشتیم، یا به بوته گیلاس سر می‌زدیم تا توت‌های رسیده و قرمز آویزان از شاخه‌ها را بچینیم. گاهی اوقات او برای من بادام هندی می‌چید؛ گوشت بادام هندی را در نمک شیرین و ترش فرو می‌بردند و مغز آن را روی آتش برشته می‌کردند. عطر غنی و آجیلی بادام هندی برشته در ذهنم مانده است، رایحه‌ای عجیب و معطر و خاطره‌انگیز!

هر بهار، مادربزرگم بان چونگ (کیک برنجی سنتی ویتنامی) درست می‌کرد. او برگ‌ها را از باغش می‌چید، از گوشت خوک‌هایی که خودش پرورش داده بود استفاده می‌کرد و برنج چسبناک را از مزارع خودش برداشت می‌کرد - همه چیز به راحتی از باغش در دسترس بود، ساده و روستایی.

تمام خانواده دور چاه جمع شدند تا برگ‌ها را بشویند، برنج چسبناک را آبکشی کنند و گوشت را مزه‌دار کنند. مادربزرگ کیک‌ها را بدون قالب می‌پیچید و فقط از دستان چابک و ورزیده‌اش استفاده می‌کرد تا هر کیک را کاملاً مربع و مرتب درست کند. آن شب‌هایی که روی حصیر و زیر پتو کنار اجاق آشپزخانه دراز می‌کشیدیم و کیک‌ها را تماشا می‌کردیم که می‌جوشیدند، بوی دود آشپزخانه با عطر برگ‌ها و عطر غنی برنج چسبناک در هم می‌آمیخت، هنوز هم هر وقت آنها را به یاد می‌آورم، اشک به چشمانم می‌آورد.

بعد از حدود ده فصل پختن بان چنگ (کیک برنجی سنتی ویتنامی)، خانواده‌ام به مادربزرگم توصیه کردند که استراحت کند زیرا نگران بودند که خسته شود. همه از صحبت کردن در این مورد خودداری می‌کردند، زیرا می‌ترسیدند که با این فکر که نوه‌هایش نمی‌دانند چگونه سنت‌های قدیمی را حفظ کنند، او را ناراحت کنند. اما مادربزرگم فقط لبخند زد و گفت که امسال "بازنشسته" می‌شود.

مادربزرگم عموها و عمه‌هایم را به خاطر خرید همه چیز و هدر دادن پول سرزنش می‌کرد، چون آن زمان خانواده ما در مضیقه بود. حالا که زندگی بهتر شده، می‌توانیم خودمان چیزهایی بسازیم یا بخریم، البته تا زمانی که همه خوشحال و راحت باشند؛ به این ترتیب، تت واقعاً رضایت‌بخش خواهد بود.

Mùa xuân ngoại để lại  - Ảnh 2.

مراقبت از گل‌ها برای پاسخگویی به تقاضای گل برای جشن‌های تت (سال نو قمری) - عکس تصویری

زندگی ادامه داشت و خانه پدربزرگ و مادربزرگ مادری‌ام چندین بار مورد بازسازی اساسی قرار گرفت، اما مادربزرگم مطلقاً اجازه نمی‌داد که کف کاشی‌کاری شده قدیمی و فرسوده را عوض کنند. مادرم تعریف می‌کرد که در قدیم، هر وقت کمی پول پس‌انداز می‌کردند، پدربزرگم مادربزرگم را می‌برد تا هر آجر را جداگانه بخرد تا برای ساخت خانه پس‌انداز کند.

وقتی بالاخره پول کافی برای ساختن داشتیم، آجرها به دلیل مدت‌ها بلااستفاده ماندن لکه‌دار شده بودند. پدربزرگ و مادربزرگم آنها را به چاه می‌بردند و با زحمت تک تک آنها را تمیز می‌کردند تا ما، نوه‌هایشان، بتوانیم خانه‌ای زیبا و آبرومند داشته باشیم. این آجرها که دوره‌ای طولانی از زندگی مادربزرگم را سنگفرش کردند، ما را به یاد دوران فقر، اما در عین حال سخت‌کوشی و اتحاد می‌اندازند. این بزرگترین دارایی است که پدربزرگ و مادربزرگم برای فرزندان خود به یادگار گذاشتند.

خانه قدیمی غیرقابل نفوذ به نظر می‌رسید، اما با افزایش تعداد پسرعموها و پسرعموهایم، مادربزرگم به عموها و عمه‌هایم گفت که آن را خراب کنند و خانه جدیدی بسازند. ما بی‌تفاوت بودیم و با هیجان از خانه جدید و بزرگمان جشن می‌گرفتیم، فکر می‌کردیم مادربزرگم فقط کمی ناراحت خواهد شد، همانطور که در بازسازی‌های قبلی خانه‌ها ناراحت شده بود.

بعد از فوت مادربزرگ، هنگام تمیز کردن اتاق، یک آجر قدیمی و لب‌پریده پیدا کردیم که ته کمد پنهان شده بود و ناگهان چشمان همه پر از اشک شد. چیزهایی هست که وقتی آنها را می‌فهمیم، دیگر فرصتی برای عذرخواهی وجود ندارد.

مادربزرگم با دوست داشتن نوه‌هایش بیشتر از خودش، به ما آموخت که حفظ سنت‌های خانوادگی به معنای پایبندی به آداب و رسوم منسوخ شده نیست. چیزی که او می‌خواست ما برای خود تضمین کنیم، آینده‌ای شاد و رضایت‌بخش برای فرزندانش بود.

هر بهار، وقتی تمام خانواده دور هم جمع می‌شوند، احساس می‌کنم مادربزرگم هنوز روی صندلی آشنایش نشسته است، چشمانش از گذر زمان کم‌فروغ شده اما از شادی برق می‌زند، وقتی من و خواهر و برادرهایم را تماشا می‌کند که شادمانه می‌خندیم و بازی می‌کنیم.

خانه حالا فرق کرده است؛ کف آجری قدیمی از بین رفته، اما معماری سنتی که مادربزرگم از خود به جا گذاشته، دست نخورده باقی مانده است. شش سال از فوت او می‌گذرد...

از خوانندگان دعوت می‌کنیم تا در مسابقه نویسندگی «خانه بهاری» شرکت کنند.

روزنامه‌ها به عنوان منبع تغذیه معنوی در طول فصل سال نو قمری، جوانان ما به همراه شریک خود، شرکت سیمان INSEE، همچنان از خوانندگان دعوت می‌کنیم تا در مسابقه نویسندگی «خانه بهاری» شرکت کنند و خانه خود - پناهگاه گرم و دنج خود، ویژگی‌های آن و خاطرات فراموش‌نشدنی‌اش - را به اشتراک بگذارند و معرفی کنند.

خانه‌ای که پدربزرگ و مادربزرگ، والدین و خودتان در آن به دنیا آمده و بزرگ شده‌اید؛ خانه‌ای که خودتان ساخته‌اید؛ خانه‌ای که اولین عید تت (سال نو قمری) خود را با خانواده کوچکتان در آن جشن گرفتید... همه را می‌توان برای معرفی به خوانندگان در سراسر کشور به مسابقه ارسال کرد.

مقاله «خانه ای گرم در بهار» نباید قبلاً در هیچ مسابقه نویسندگی شرکت داده شده باشد و یا در هیچ رسانه یا شبکه اجتماعی منتشر شده باشد. مسئولیت کپی رایت بر عهده نویسنده است و در صورت انتخاب مقاله برای انتشار در نشریات، کمیته برگزارکننده حق ویرایش مقاله را دارد. جوانان حق امتیاز دریافت خواهند کرد.

این مسابقه از اول دسامبر ۲۰۲۵ تا ۱۵ ژانویه ۲۰۲۶ برگزار خواهد شد و همه مردم ویتنام، صرف نظر از سن یا حرفه، می‌توانند در آن شرکت کنند.

مقاله «خانه‌ای گرم در یک روز بهاری» به زبان ویتنامی باید حداکثر ۱۰۰۰ کلمه باشد. استفاده از عکس و فیلم توصیه می‌شود (عکس‌ها و فیلم‌های گرفته شده از رسانه‌های اجتماعی بدون حق چاپ پذیرفته نمی‌شوند). آثار فقط از طریق ایمیل پذیرفته می‌شوند؛ برای جلوگیری از گم شدن آثار، پست پذیرفته نمی‌شود.

آثار باید به آدرس ایمیل maiamngayxuan@tuoitre.com.vn ارسال شوند.

نویسندگان باید آدرس، شماره تلفن، آدرس ایمیل، شماره حساب بانکی و شماره شناسایی شهروندی خود را ارائه دهند تا برگزارکنندگان بتوانند با آنها تماس بگیرند و حق امتیاز یا جوایز را ارسال کنند.

کارکنان روزنامه جوانان اعضای خانواده می‌توانند در مسابقه نویسندگی «گرمای بهاری» شرکت کنند اما برای دریافت جوایز در نظر گرفته نخواهند شد. تصمیم کمیته برگزارکننده قطعی است.

Mái nhà của ngoại trong mùa gió nắng - Ảnh 1.

مراسم اهدای جایزه پناهگاه بهاری و رونمایی از نسخه ویژه بهار جوانان

هیئت داوران شامل روزنامه‌نگاران مشهور، چهره‌های فرهنگی و نمایندگان مطبوعات بودند. جوانان هیئت داوران، آثاری را که از مرحله مقدماتی عبور کرده‌اند، بررسی و برندگان را انتخاب خواهند کرد.

مراسم اهدای جوایز و رونمایی از شماره ویژه Tuoi Tre Spring قرار است در پایان ژانویه 2026 در خیابان کتاب نگوین ون بین، شهر هوشی مین برگزار شود.

جایزه:

جایزه اول: ۱۰ میلیون دانگ ویتنام + گواهی، یک نسخه بهاری از Tuoi Tre؛

جایزه دوم: ۷ میلیون دانگ ویتنام + گواهی، یک نسخه بهاری از Tuoi Tre؛

جایزه سوم: ۵ میلیون دانگ ویتنام + گواهی، یک نسخه بهاری از Tuoi Tre؛

۵ جایزه‌ی تقدیری: ۲ میلیون دونگ ویتنامی برای هر نفر + گواهی‌نامه، یک نسخه از مجله‌ی بهاری Tuoi Tre.

۱۰ جایزه برگزیده خوانندگان: ۱ میلیون دونگ ویتنامی برای هر کدام + گواهی، نسخه بهاری Tuoi Tre.

امتیازهای رأی‌گیری بر اساس تعامل با پست محاسبه می‌شوند، به طوری که ۱ ستاره = ۱۵ امتیاز، ۱ قلب = ۳ امتیاز و ۱ لایک = ۲ امتیاز.

برگردیم به موضوع
کوین ین

منبع: https://tuoitre.vn/mua-xuan-ngoai-de-lai-20260113082948323.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
ویتنام در زمان صلح

ویتنام در زمان صلح

چمن تکانده شده

چمن تکانده شده

بانوج برنج در بان می

بانوج برنج در بان می