
یونیفرمهایی که دانشآموزان در فعالیتهای محیط زیستی میپوشیدند... تبدیل به لباسهای عکاسی عروسی بائو وی و با آن شدند - عکس: ارائه شده توسط این زوج.
زندگی پایدار و توجه به حفاظت از محیط زیست به یک آرمان مشترک برای این زوج تبدیل شده است. با آن با لبخند گفت: «ما تصمیم گرفتیم بعد از سه سال با هم بودن، با هم زندگی کنیم و میتوان گفت ما زوجی هستیم که به لطف عشق مشترکمان به محیط زیست، عشق را پیدا کردهایم.»
از یک کمپین زیستمحیطی
داستان بائو وی و با آن با چهارمین کمپین «پاکسازی ویتنام» در دسامبر ۲۰۲۲ توسط جامعه سبز ویتنام آغاز شد. این فعالیت هزاران داوطلب را برای جمعآوری زباله و پاکسازی محیط زیست در مقیاس ملی جذب کرد.
در آن زمان، با آن (Ba An) رهبر هماهنگکننده در ستاد شهر هوشی مین و مسئول ارتباطات و سازماندهی برنامهها بود. از آنجا که این کمپین در سطح کشور بود، حجم کار بسیار زیاد بود و آن (An) تقریباً هیچ زمانی برای استراحت در نقش خود به عنوان هماهنگکننده کل نداشت.
در آن زمان، بائو وی دانشجوی سال سوم دانشگاه صنعتی شهر هوشی مین بود. او از طریق یک پست استخدام داوطلب در رسانههای اجتماعی از این برنامه مطلع شد و همچنین این اولین باری بود که در یک کمپین زیستمحیطی در مقیاس بزرگ شرکت میکرد.
وی تعریف کرد که وقتی ثبتنام کرد خیلی هیجانزده بود، اما کمی بعد به دلیل نیاز به بیدار شدن ساعت ۴ صبح مردد شد، اما در نهایت ثبتنام کرد. وی با خنده گفت: «این تصمیم باعث شد نیمهی دیگرم را ملاقات کنم.»
داستان عشق آنها نمونه کاملی از «یک لحظه کوچک، یک ارتباط بزرگ» است. در طول این رویداد، با آن نیاز داشت با اسپانسر عکس بگیرد، بنابراین از داوطلبی که در نزدیکی بود خواست تا مدارکش را برایش نگه دارد. وی مدارک را نگه داشت و مدتی منتظر ماند، اما آن برنگشت. از ترس اینکه مبادا او فراموش کرده باشد، او به دنبالش رفت تا آنها را برگرداند.
بعد از این کمپین، با آن درخواستهای دوستی بیشتری در شبکههای اجتماعی از داوطلبان دریافت کرد و وی یکی از آن دوستان جدید بود. این دختر پیام را با تبریک تولد آغاز کرد که به گفته با آن، اولین باری بود که این دو واقعاً با هم ارتباط برقرار کردند.

یونیفرمهایی که دانشآموزان در فعالیتهای محیط زیستی میپوشیدند... تبدیل به لباسهای عکاسی عروسی بائو وی و با آن شدند - عکس: ارائه شده توسط این زوج.
عشق مشترک به محیط زیست
حجم کار در انجمن سبز ویتنام بسیار سنگین بود، بنابراین با آن از وی خواست تا در این سازمان کمک کند. وی از یک داوطلب، به تدریج به یکی از اعضای اصلی و مسئول تدارکات تبدیل شد که برای هر برنامهای ضروری است. در حالی که با آن رهبری ارتباطات، شبکهسازی و هماهنگی را بر عهده داشت، وی عقبنشینی کرد تا به جزئیات کوچکی مانند آب، تجهیزات و تخصیص نیروی انسانی رسیدگی کند تا اطمینان حاصل شود که همه چیز به خوبی پیش میرود.
وی گفت که آن (An) بسیار واضح، گاهی اوقات کاملاً جدی و با جدیت کار میکند، و در ابتدا، وی او را کمی "سرد" یافت. با این حال، پس از مدتی کار با او، متوجه شد که او بسیار مسئولیتپذیر است و همیشه در خفا به همه اهمیت میدهد. شخصیتهای متضاد آنها در واقع در بسیاری از فعالیتها در سراسر کشور، از چند ده نفر گرفته تا کمپینهای بزرگ با هزاران داوطلب، مکمل یکدیگر بودند. و به این ترتیب، عشق آنها به یکدیگر بیشتر شد.
خاطرهانگیزترین تجربه، کمپین ساحل کان جیو بود. پنج عضو اصلی باید اطمینان حاصل میکردند که تمام جنبههای سازمانی برای ۴۰ داوطلب انجام میشود.
همه آنقدر سخت کار کردند که وی نزدیک به پایان برنامه غش کرد. با آن گفت که در آن زمان واقعاً نگران بود زیرا «مسئله فقط نگرانی برای یک داوطلب نبود، بلکه چیزی بسیار بزرگتر از آن در میان بود.»
خوشبختانه، وی کمکهای اولیه دریافت کرد و پس از مدتی استراحت، توانست به کارش ادامه دهد. این اتفاقات کوچک، کاتالیزوری شد که این دو دوست را به هم نزدیکتر کرد. سپس، بسیاری از افراد در جامعه ویتنام سبز از داستان آنها مطلع شدند و با هم عشق شخصی خود را در عشق مشترک به اقدام برای محیط زیست پرورش دادند.
برخی افراد در ابتدا از روی کنجکاوی به این کمپین پیوستند، اما بعداً به معنای این فعالیت پی بردند و برای مشارکت دوباره بازگشتند. این دو جوان گفتند که بزرگترین ارزش هر کمپین در پاکسازی یک منطقه نیست، بلکه در تغییر آگاهی جامعه است که با آن اقدام کوچک آغاز میشود.
رفتن برای جمعآوری زباله و «پیدا کردن» یکدیگر.
بائو وی و با آن پس از سه سال زندگی مشترک، تصمیم به ازدواج گرفتند. آنها عروسی خود را در ماه مارس گذشته برگزار کردند، که ماه جوانان نیز هست - ماهی که جوانان در اوج فعالیتهای اجتماعی خود هستند. برای آنها، این فقط یک نقطه عطف شخصی نیست، بلکه ادامه سفر مشترکشان است.
این زوج لباسهای عکاسی عروسی را انتخاب کردند که همان پیراهنهای پرچم قرمز و زرد و روسریهای چهارخانهای بود که نمایانگر رنگهای جامعه سبز ویتنام، جایی که برای اولین بار با هم آشنا شدند، بود. با آن گفت که شاید کارهایی که هر دو با هم انجام میدادند «آنها را به هم نزدیک کرد». بائو وی به شوخی اضافه کرد: «اگر آن روز زود بیدار نمیشدیم تا شرکت کنیم، احتمالاً امروز همدیگر را ملاقات نمیکردیم.» هر دو به شوخی گفتند: «ما رفتیم زبالهها را جمع کردیم و همدیگر را «پیدا» کردیم.»
منبع: https://tuoitre.vn/nen-duyen-nho-cung-nhat-rac-20260607085015538.htm







