Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

پس از شنیدن توضیحات، آنها ساکت ماندند.

Báo Gia đình và Xã hộiBáo Gia đình và Xã hội14/02/2025

پیرمرد ۷۰ ساله که امیدوار بود در دوران پیری به پسرش تکیه کند، از رفتار پسرش عمیقاً ناامید شد. در نهایت، تصمیمی قاطع گرفت که پسر و عروسش را از آن پشیمان نکرد.


این داستان که توسط آقای چی در پلتفرم رسانه اجتماعی بایدو چین به اشتراک گذاشته شد، با واکنش بسیاری از مردم مواجه شده است.

پیریِ تنها.

اسم من چی گودونگ است، من ۷۰ سال سن دارم، بازنشسته هستم و دو فرزند دارم، یک پسر و یک دختر. قبلاً هرگز نگران پیری نبودم زیرا به فرزندانم اعتماد داشتم که از من به خوبی مراقبت کنند.

با این حال، هرگز تصور نمی‌کردم زندگی در سال‌های پایانی عمرم تا این حد دشوار باشد. دو سال پیش، همسرم بر اثر سکته مغزی درگذشت و من را تنها گذاشت. در ابتدا، زندگی راحت و بی‌دغدغه‌ای داشتم، زیرا می‌توانستم همه کارها را خودم انجام دهم. اما از زمانی که بیمار شدم و در بیمارستان بستری شدم، متوجه شدم که زندگی بدون کسی که از من مراقبت کند، چقدر می‌تواند دشوار و تنها باشد.

یک صبح سرد زمستانی، در حالی که برف همه جا را پوشانده بود، به طور تصادفی روی یک تکه یخ لغزنده پا گذاشتم و افتادم، استخوان‌هایم آسیب دید و درد شدیدی گرفتم.

بعد از اینکه توسط همسایه‌ها به بیمارستان منتقل شدم، پزشک شکستگی شدید پا را تشخیص داد و گفت که نیاز به عمل جراحی دارم. بیمارستان مبلغ 20،000 یوان (تقریباً 70 میلیون دانگ ویتنام) به عنوان ودیعه درخواست کرد و بعد از اینکه یکی از اعضای خانواده برای امضای برگه‌های عمل آمد، سریع با پسرم تماس گرفتم.

وقتی پسرم به بیمارستان رسید، با کمال تعجب شنیدم که گفت فقط می‌تواند ۱۰ هزار یوان برای جراحی بپردازد چون هنوز باید هزینه مدرسه دخترش را بپردازد و از من خواست که با دخترش تماس بگیرم تا بقیه هزینه را بپردازد.

از کارهای پسرم هم دلم شکست و هم غمگین شدم، اما کاری جز تماس با دخترم از دستم برنمی‌آمد. وقتی دخترم رسید، با دستپاچگی پرسید که حالم خوب است، آیا درد دارم یا نه، و به سرعت کل هزینه جراحی را پرداخت کرد.

آن شب، دامادم غذاهای مقوی هم پخت و نوه‌ها را به دیدنم آورد تا مرا دلداری دهد و برای بهبودی سریعم دعا کند.

Cụ ông U70 có 7 tỷ đồng tiền bán nhà nhưng chia cho con gái 1 nửa, con trai tay trắng gọi điện: Nghe lời giải thích đành nín lặng - Ảnh 2.

تصویر گویا.

در طول مدت بستری بودنم در بیمارستان، دختر و دامادم با دقت و توجه زیادی از من مراقبت کردند؛ دخترم تمام هزینه‌های جراحی و بیمارستان من را پرداخت کرد.

برعکس، من از رفتار نسنجیده پسر و عروسم ناامید و ویران شده بودم. آنها همیشه بهانه می‌آوردند که سرشان شلوغ است و به ندرت به دیدن من می‌آمدند.

قلب پسرت را نشان بده.

وقتی از بیمارستان مرخص شدم، پزشک گفت که به کسی نیاز دارم که از من مراقبت کند، بنابراین من با آمادگی کامل پیشنهاد محبت‌آمیز دختر و دامادم را رد کردم و به خانه پسرم رفتم تا در آنجا بمانم. به محض اینکه به آنجا نقل مکان کردم، متوجه رفتار غیردوستانه آنها شدم؛ رفتار ناخوشایندشان در تک تک حرکاتشان مشهود بود.

وقتی دخترم به ملاقاتم آمد، می‌خواستم او را برای یک وعده غذایی نگه دارم، اما عروسم رک و پوست‌کنده به او گفت که برود و گفت: «هیچ غذایی در خانه نیست؛ این چند روز گذشته آنقدر سرمان شلوغ بوده که نتوانسته‌ایم چیزی بخریم.»

با دیدن واکنش عروسم، احساس عصبانیت و غم کردم. دخترم هم شرایط نامناسب مرا درک می‌کرد، بنابراین خودش پیش‌قدم شد و رفت و گفت دفعه‌ی بعد دوباره می‌آید.

Cụ ông U70 có 7 tỷ đồng tiền bán nhà nhưng chia cho con gái 1 nửa, con trai tay trắng gọi điện: Nghe lời giải thích đành nín lặng - Ảnh 4.

با ناراحتی از خودم پرسیدم که چرا پسرم می‌تواند اینقدر سنگدل باشد (تصویر تزئینی).

چون پایم هنوز کاملاً خوب نشده، برای راه رفتن به کمک نیاز دارم و با توجه به سنم، شب‌ها مرتباً نیاز به دستشویی رفتن دارم. هر بار که از پسرم کمک می‌خواهم، عصبانیت و اکراه او را به وضوح می‌بینم.

پسرم مدام غر می‌زند که دیگر نباید اینقدر آب بنوشم و نباید بچه‌ها و نوه‌هایم را عذاب بدهم. بعد از اینکه دوباره توانستم راه بروم، با پشتکار در کارهای خانه کمک می‌کردم، اما رفتار آنها بدون تغییر ماند. یک بار، داشتم با لباس‌های خیس زمین را تمیز می‌کردم که عروسم نزدیک بود بیفتد.

روز بعد، عروسم چمدانی به من داد و از من خواست که خانه را ترک کنم. من واقعاً شوکه و عمیقاً پریشان شده بودم، هرگز تصور نمی‌کردم که روزی عروسم مرا از خانه بیرون کند.

با دخترم تماس گرفتم، نمی‌توانستم جلوی اشک‌هایم را بگیرم. او با دیدن گریه من، وحشت کرد و مدام می‌پرسید چه اتفاقی افتاده است. من حقیقت را به او نگفتم، فقط گفتم که او آمده تا من را ببرد و من مدتی در خانه او اقامت دارم.

وقتی رسیدم، دخترم برای جواب دادن اصرار نکرد؛ فقط دلداری‌ام داد و مرا به خانه برد. داماد و نوه‌هایم به گرمی از من استقبال کردند و گفتند خوشحالند که آمده‌ام با آنها زندگی کنم و می‌توانند از من به خوبی مراقبت کنند.

از وقتی که با دختر و دامادم زندگی می‌کنم، احساس شادی و رضایت زیادی دارم. هر روز، فرزندانم از من به خوبی مراقبت می‌کنند و نوه‌هایم دور هم جمع می‌شوند تا حالم را بپرسند. آخر هفته‌ها، تمام خانواده برای پیاده‌روی به پارک و بیرون رفتن برای غذا خوردن می‌روند.

در این مدت، پسرم فقط یکی دو بار گهگاه با من تماس گرفت تا حالم را بپرسد که واقعاً ناامیدم کرد.

ثروتی عظیم و تصمیمی غیرمنتظره.

بعد از سه ماه زندگی با دختر و دامادم، قرار شد خانه‌ام در حومه شهر تخریب شود و من تا سقف ۲ میلیون یوان (تقریباً ۶.۹۸ میلیارد دانگ ویتنام) غرامت دریافت کردم.

تصمیم گرفتم ۱ میلیون یوان (۳.۴۹ میلیارد دانگ ویتنام) را در یک حساب پس‌انداز نگه دارم و بقیه را به دخترم بدهم. تصمیم گرفتم هیچ پولی به پسر یا عروسم ندهم.

وقتی دخترم تصمیم من را شنید، به من توصیه کرد که ارث را به طور مساوی با برادرم تقسیم کنم تا از اختلاف جلوگیری شود. علاوه بر این، پسرم تماس گرفت و گفت: «بابا، باید خوب فکر کنی. فراموش نکن که دخترت ازدواج کرده و در پیری، فقط پسر، عروس و نوه‌هایت از او مراقبت خواهند کرد.»

شنیدن حرف‌های پسرم باعث خنده‌ام شد، اما ناامیدی‌ام از او به اوج خود رسید و با عصبانیت خطاب به او گفتم: «با اینکه پیر شده‌ام، هنوز هم به اندازه کافی تیزهوش هستم. در عوض با کسانی که با من خوب رفتار کنند، خوب رفتار خواهم کرد. در مورد تو و همسرت، انتظار نداشته باشید که حتی یک ریال هم از من بگیرید.»

بعد از آن مکالمه، احساس سبکی و آرامش بیشتری کردم. تصمیم خودم را دنبال کردم و از دوران پیری بی‌دغدغه‌ای در کنار فرزندان و نوه‌هایم لذت بردم.

شیشه



منبع: https://giadinh.suckhoedoisong.vn/cu-ong-u70-co-7-ty-dong-tien-ban-nha-nhung-chia-cho-con-gai-1-nua-con-trai-tay-trang-goi-dien-nghe-loi-giai-thich-danh-nin-lang-172250213161021195.htm

برچسب: پیرمرد

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
رقص

رقص

جشنواره نان را تجربه کنید.

جشنواره نان را تجربه کنید.

یک روستای جزیره‌ای آرام.

یک روستای جزیره‌ای آرام.