Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

چراغ، فصلِ دیدارِ دوباره را بیدار می‌کند.

در انتهای شب، با نگاه به چراغ‌های زرد و گرم خیابان، ناگهان احساسی از بهار قدیمی را حس کردم، مانند دستی از خاطرات که به آرامی روی شانه‌ام قرار گرفت. در میان شهر پهناور، آن نور چیزهایی را که فکر می‌کردم مدت‌ها خفته بوده‌اند، بیدار کرد.

Báo Tuổi TrẻBáo Tuổi Trẻ10/01/2026

 mùa đoàn viên - Ảnh 1.

اینها انواع میوه‌هایی هستند که معمولاً برای پیشکش به اجداد در طول تت (سال نو قمری) انتخاب می‌شوند - تصویر: هوآی فونگ

سالی پرتلاطم، مانند سطح آب پس از وزش باد شدید، به پایان خود نزدیک می‌شود. اقتصاد کند شده و بلایای طبیعی مناطق روستایی را درنوردیده و قلب مردم را سنگین کرده است. در کارم در ارتباطات، در گردابی از ضرب‌الاجل‌ها و صورتحساب‌ها گرفتار شده‌ام و هر چه بیشتر عجله می‌کنم، بیشتر احساس می‌کنم در گردابی نامرئی گرفتار شده‌ام.

آخر هفته‌ی پیش، وقتی طرح نهایی را ارائه دادم، تقریباً ساعت یک بامداد بود. شهر به سبکی نفس کشیدن بود. کمی قدم زدم تا ذهنم را آرام کنم؛ نسیم صبحگاهی بوی خاک مرطوب و کمی از آخرین گل‌های فصل را که هنوز روی درختان مانده بودند، با خود آورده بود.

چراغ‌های زرد کم‌رنگ خیابان، نور ملایمی بر سنگفرش شبنم‌گرفته می‌انداختند و سایه‌ام را مانند طرحی تنها، تا مدت‌ها امتداد می‌دادند. مدت‌ها بود که سکوت چراغ‌های خیابان، همراهان خاموش شهر را به یاد نیاورده بودم.

آنها صبورانه و با پشتکار، بی‌حرکت ایستاده‌اند و فضایی آرام را برای هر کسی که از سفرش خسته شده است، حفظ می‌کنند. شاید عادی به نظر برسد، اما شاید دقیقاً همین سکوت است که بیشترین حس را به افراد می‌دهد.

نمی‌دانم از کی شروع شد، اما هر وقت خسته‌ام، غریزی به سمت این چراغ زرد کوچک می‌روم. و درست در همان لحظه، خاطراتی از گذشته‌های دور به ذهنم هجوم می‌آورند؛ چراغ قدیمی جلوی خانه‌ام را به یاد می‌آورم.

آن زمان، خانواده‌ی من فقیر بودند. پدرم جلوی ایوان، تیر چوبی کوچکی را کوبید تا یک لامپ کم‌نور و زردرنگ را از آن آویزان کند. نور آن فقط برای روشن کردن بخش کوچکی از حیاط کافی بود، اما برای بچه‌ای مثل من، تمام دنیا بود، با گرد و غبار چسبیده به خاک سرخ که زیر آن نور طلایی ساده می‌درخشید.

عطر دانه‌های خشک فلفل که از جلوی خانه می‌آمد، در آمیخته با بوی دود از آشپزخانه‌ی همسایه، باعث می‌شد باد موسمی مرزی گرمای عجیبی داشته باشد.

هر شب، بعد از شام، من و بچه‌های همسایه زیر لبه‌ی بام جمع می‌شدیم. بعضی‌ها کتاب‌های کمیک می‌خواندند، بعضی دیگر بازی «کی‌ساک» می‌کردند و بعضی دیگر هم با اشتیاق موشک‌های کاغذی را تا می‌کردند و در هوا رها می‌کردند، بال‌هایشان می‌لرزید و صدای خنده‌شان در حیاط می‌پیچید.

پدرم اغلب روی پله‌های خانه می‌نشست و به ستون خانه تکیه می‌داد و با دقت موتورسیکلت قدیمی‌اش را تعمیر می‌کرد تا صبح روز بعد بتواند به مزارع برود. مادرم دانه‌های فلفل تازه خشک شده را الک می‌کرد و دستانش با دقت هر دانه کوچک را زیر نور چراغ جدا می‌کرد. در روزهای منتهی به تت (سال نو قمری)، به دلیل شلوغی بازار، چراغ‌ها حتی زودتر روشن می‌شدند. نور زرد روی شاخه‌های پوشیده از شبنم شکوفه‌های زردآلو می‌تابید و جوانه‌های گرد و تپل مانند چشم‌های یک کودک را نمایان می‌کرد و مرا چنان هیجان‌زده می‌کرد که نمی‌توانستم بخوابم.

آن نور، دوران کودکی‌ام را در بر گرفت، آنقدر روشن که می‌توانستم کسی را که دوست داشتم ببینم، اما آنقدر کم‌نور که اسرار لطیف خاطره را در خود نگه دارد. در دوران رشد، فکر می‌کردم آنقدر بالغ شده‌ام که خودم را با آن چیزهای کوچک اذیت نکنم. اما در حالی که در آن شهر وسیع، زیر آن نورهای ناآشنا ایستاده بودم، ناگهان متوجه شدم که هیچ تفاوتی با کودکی که زمانی بودم، ندارم و به دنبال آن تکه نور کوچک می‌گشتم تا ترسم از تاریکی را کاهش دهم.

 mùa đoàn viên - Ảnh 2.

دوره منتهی به عید تت (سال نو قمری) خاطرات زیادی را در ذهن همه به جا می‌گذارد - عکس از: چی کانگ

بزرگسالان روزهای خود را با نگرانی‌های زندگی روزمره، اضطراب‌های مالی، جلسات بی‌پایان، کاهش سلامتی و تغییرات غیرقابل پیش‌بینی در قلب‌هایشان می‌گذرانند. اما خاطرات همچنان آرام باقی می‌مانند. خانه، چه دور باشد و چه فقط چند سواری، همچنان یک تکیه‌گاه نامرئی است و هر زمان که خسته باشیم، به آرامی دست خود را بر پشت ما می‌گذارد.

مدتی زیر چراغ ایستادم، تا اینکه متوجه شدم چشمانم خیس شده است، نه از غم، بلکه به این دلیل که قلبم ناگهان سبک‌تر شد. تمام نگرانی‌هایم هنوز سر جایشان بودند، اما می‌دانستم که کاملاً تنها نیستم. در میان لایه‌هایی از خاطرات، چراغ ایوان هنوز می‌درخشید، فقط خیلی وقت بود که به گذشته نگاه نکرده بودم.

آن شب، تصمیم گرفتم که در این تعطیلات عید تت، زودتر به زادگاهم برگردم. با پدر و مادرم روی ایوان می‌نشستم و به صدای حشرات و باد که در میان درختان باغ می‌پیچید گوش می‌دادم.

صبح زود بیدار می‌شوم تا به بازار بروم، صدای مردم را بشنوم. به پدر و مادرم می‌گویم که حالم خوب است، نه به این خاطر که زندگی آرام و بی‌دردسر است، بلکه به این خاطر که هنوز جایی برای بازگشت دارم.

روزهای آخر سال به سرعت می‌گذشتند. هر بار که ماشین مرا در حاشیه روستا پیاده می‌کرد، هوا رو به تاریکی می‌رفت. از دور، می‌توانستم چراغ جلوی خانه را ببینم که هنوز روشن بود، نور زرد آشنایش نشان می‌داد که فصل دیدار نزدیک است. پدر در را باز کرد و مادر به دنبالش آمد. صدای «فرزندم، خانه‌ای؟» در نسیم خنک طنین‌انداز شد و عطر گل‌های وحشی و دود مزرعه تازه روشن شده کسی را با خود به همراه داشت.

ساکت ایستاده بودم. نور بر چهره پدر و مادرم می‌تابید، چین و چروک‌های زمان را برجسته می‌کرد، اما در عین حال چشمانشان را روشن می‌کرد، پر از شادی‌ای که قبلاً فرصت دیدنش را به وضوح نداشتم. فهمیدم که مهم نیست بیرون چه اتفاقی می‌افتد، همیشه اینجا نوری گرم برای من وجود خواهد داشت.

قدم به ایوان گذاشتم، قلبم سبک شده بود. و می‌دانستم که از این به بعد، هر وقت در تاریکی شب چراغ را ببینم، دیگر احساس گمگشتگی نخواهم کرد. زیرا در اعماق وجود هر فرد، همیشه یک چراغ کوچک و پایدار وجود دارد که مسیر ما و مسیر هر کسی را که به نوری برای بازگشت نیاز دارد، روشن می‌کند.

از خوانندگان دعوت می‌کنیم تا در مسابقه نویسندگی «خانه بهاری» شرکت کنند.

روزنامه‌ها به عنوان منبع تغذیه معنوی در طول فصل سال نو قمری، جوانان ما به همراه شریک خود، شرکت سیمان INSEE، همچنان از خوانندگان دعوت می‌کنیم تا در مسابقه نویسندگی «خانه بهاری» شرکت کنند و خانه خود - پناهگاه گرم و دنج خود، ویژگی‌های آن و خاطرات فراموش‌نشدنی‌اش - را به اشتراک بگذارند و معرفی کنند.

خانه‌ای که پدربزرگ و مادربزرگ، والدین و خودتان در آن به دنیا آمده و بزرگ شده‌اید؛ خانه‌ای که خودتان ساخته‌اید؛ خانه‌ای که اولین عید تت (سال نو قمری) خود را با خانواده کوچکتان در آن جشن گرفتید... همه را می‌توان برای معرفی به خوانندگان در سراسر کشور به مسابقه ارسال کرد.

مقاله «خانه‌ای گرم در بهار» نباید قبلاً در هیچ مسابقه نویسندگی شرکت داده شده باشد و یا در هیچ رسانه یا شبکه اجتماعی منتشر شده باشد. مسئولیت کپی‌رایت بر عهده نویسنده است و کمیته برگزارکننده حق ویرایش مقاله را هنگام انتخاب برای انتشار دارد. جوانان حق امتیاز دریافت خواهند کرد.

این مسابقه از اول دسامبر ۲۰۲۵ تا ۱۵ ژانویه ۲۰۲۶ برگزار خواهد شد و همه مردم ویتنام، صرف نظر از سن یا حرفه، می‌توانند در آن شرکت کنند.

مقاله «خانه‌ای گرم در یک روز بهاری» به زبان ویتنامی باید حداکثر ۱۰۰۰ کلمه باشد. استفاده از عکس و فیلم توصیه می‌شود (عکس‌ها و فیلم‌های گرفته شده از رسانه‌های اجتماعی بدون حق چاپ پذیرفته نمی‌شوند). آثار فقط از طریق ایمیل پذیرفته می‌شوند؛ برای جلوگیری از گم شدن آثار، پست پذیرفته نمی‌شود.

آثار باید به آدرس ایمیل maiamngayxuan@tuoitre.com.vn ارسال شوند.

نویسندگان باید آدرس، شماره تلفن، آدرس ایمیل، شماره حساب بانکی و شماره شناسایی شهروندی خود را ارائه دهند تا برگزارکنندگان بتوانند با آنها تماس بگیرند و حق امتیاز یا جوایز را ارسال کنند.

کارکنان روزنامه جوانان اعضای خانواده می‌توانند در مسابقه نویسندگی «گرمای بهاری» شرکت کنند اما برای دریافت جوایز در نظر گرفته نخواهند شد. تصمیم کمیته برگزارکننده قطعی است.

Mái nhà của ngoại trong mùa gió nắng - Ảnh 1.

مراسم اهدای جایزه پناهگاه بهاری و رونمایی از نسخه ویژه بهار جوانان

هیئت داوران شامل روزنامه‌نگاران مشهور، چهره‌های فرهنگی و نمایندگان مطبوعات بودند. جوانان هیئت داوران، آثاری را که از مرحله مقدماتی عبور کرده‌اند، بررسی و برندگان را انتخاب خواهند کرد.

مراسم اهدای جوایز و رونمایی از شماره ویژه Tuoi Tre Spring قرار است در پایان ژانویه 2026 در خیابان کتاب نگوین ون بین، شهر هوشی مین برگزار شود.

جایزه:

جایزه اول: ۱۰ میلیون دانگ ویتنام + گواهی، یک نسخه بهاری از Tuoi Tre؛

جایزه دوم: ۷ میلیون دانگ ویتنام + گواهی، یک نسخه بهاری از Tuoi Tre؛

جایزه سوم: ۵ میلیون دانگ ویتنام + گواهی، یک نسخه بهاری از Tuoi Tre؛

۵ جایزه‌ی تقدیری: ۲ میلیون دونگ ویتنامی برای هر نفر + گواهی‌نامه، یک نسخه از مجله‌ی بهاری Tuoi Tre.

۱۰ جایزه برگزیده خوانندگان: ۱ میلیون دونگ ویتنامی برای هر کدام + گواهی، نسخه بهاری Tuoi Tre.

امتیازهای رأی‌گیری بر اساس تعامل با پست محاسبه می‌شوند، به طوری که ۱ ستاره = ۱۵ امتیاز، ۱ قلب = ۳ امتیاز و ۱ لایک = ۲ امتیاز.

برگردیم به موضوع
تران تی فونگ

منبع: https://tuoitre.vn/ngon-den-danh-thuc-mua-doan-vien-20260110171256117.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
ویتنام - سرزمین شادی و عشق

ویتنام - سرزمین شادی و عشق

فرهنگ، مسیر ملت را هدایت می‌کند.

فرهنگ، مسیر ملت را هدایت می‌کند.

۲/۹

۲/۹