تصاویر اسبهای داستان کیو بر روی یک خیابان نقاشی دیواری در ها تین ، زادگاه شاعر بزرگ نگوین دو، به تصویر کشیده شده است. |
آمار نشان میدهد که اسبها ۱۳ بار در ۱۲ بیت «افسانه کیو» ظاهر میشوند، بهویژه دو بار در بیت ۱۱۱۸: «صفوفی از اسبها، یکی در جلو و دیگری در عقب». علاوه بر این، نگوین دو از کلمات جایگزین مانند «اسب» و «زین» برای تداعی تصویر اسبها بدون نام بردن مستقیم از آنها استفاده میکند: «سمهای اسب ناهموار بودند، چرخها ناهموار بودند»، «قبل از زین، او قبلاً غرغر و التماس میکرد»، «سین قبلاً به برج قرمز رسیده بود و پیاده شده بود» ... این جزئیات نشان میدهد که اسب در این اثر به عنوان عنصری آشنا از زندگی اجتماعی و در عین حال، ابزاری برای بیان ظریف احساسات شخصیتها حضور دارد.
سفر اسبها و کالسکهها در «داستان کیو» با صحنهی شلوغ جشنوارهی تان مین آغاز میشود: «اسبها و کالسکهها مانند آب، لباسها محکم به هم چسبیده.» اما بلافاصله پس از این شلوغی و هیاهو، مقبرهی تنهای دام تین با عبارت «ردپای کالسکه اسبی پوشیده از خزه سبز کمرنگ است» قرار دارد - تضادی چشمگیر که سرنوشت غمانگیز توی کیو را پیشبینی میکند. همچنین در طول این گردش بهاری است که کیم ترونگ با ظرافت سوار بر اسب و با گامهایی آرام ظاهر میشود: «او با رها کردن افسار، در امتداد مسیر یخی گام برمیدارد.» وقتی آنها از هم جدا میشوند، نگوین دو تنها از یک بند شش سطری برای به تصویر کشیدن محبت شیرین و ماندگار عشق اولشان استفاده میکند: «مهمان سوار اسب خود شده است، اما دیگری هنوز دنبالش میکند.» از گامهای آرام اسب گرفته تا عمل «سوار شدن و پیاده شدن»، همه چیز با سفر عاطفی این مرد جوان با استعداد و زن زیبا ارتباط نزدیکی دارد.
پس از آن لحظات زودگذر شادی، زندگی کیو در دریایی از رنج فرو رفت. از لحظهای که کیو خود را برای رهایی پدرش فروخت، تصویر اسب با درد، تحقیر و سرنوشتی نامعلوم پیوند خورد: «سمهای اسب لغزیدند، چرخها به هم خوردند.» اسب و کالسکه ما گیام سین او را به فاحشهخانه بردند و ۱۵ سال عذاب را آغاز کردند. در آن صحنه، به نظر میرسید چرخهای کالسکه با سرنوشت او در تضاد هستند، در حالی که سمهای اسب با هر وزش باد زندگی سخت، تکان میخوردند.
دومین اسبی که با زندگی کیو مرتبط است، اسب سو خان است - مرد لافزنی که «اسبی دارد که باد را دنبال میکند». نگوین دو تنها با سه کلمه ، «شکستن افسار»، خیانت و خیانت را به تصویر میکشد، در حالی که همزمان حیرت مطلق کیو را از رها شدن در دل شب منتقل میکند. در اینجا، اسب نه تنها وسیلهای برای فرار است، بلکه نمادی از شکستگی و خیانت نیز هست.
در مقابل، اسب توک سینه از کیفیتی انسانیتر و غناییتر برخوردار بود. هنگام خداحافظی با کیو و بازگشت به زادگاهش، سمهای اسب به ریتم جدایی تبدیل شدند:
«بعضی سوار اسب شدند، بعضی دیگر لباسهایشان را تقسیم کردند.»
جنگل افرای پاییزی رنگ مناطق مرزی را به خود گرفته است.
وقتی هوان تو راه را برای بازگشت توئی کیو به خانه هموار کرد، نگوین دو از تصویر سم اسب برای توصیف امید شکوفا شده توک سین استفاده کرد:
«شنیدن چنین کلماتی مثل این است که وزن آدم از روی زمین برداشته شود.»
«سمهای اسب، کوهها و رودخانههای سرزمینی بیگانه را درنوردیدهاند.»
الهام از اسبها به الهام از فضا منجر میشود و باعث میشود منظره و حال و هوا در یک نقاشی شاعرانه با هم ترکیب شوند.
در نهایت، مهمترین اسب مرتبط با شخصیت توی کیو، اسب توی های است - نمادی از روحیه قهرمانانه. تان تام تای نهان، توی های را با «هزاران اسب و هزاران سرباز» توصیف میکند. با این حال، نگوین دو از یک تصویر مختصر استفاده میکند: «او با شمشیر و زین، سفر خود را آغاز میکند.»
اسب اینجا به اندازه رمان اصلی خشن نیست، اما زیبایی بکر روح و رویای دستیابی به دستاوردهای بزرگ را در خود دارد. تو های هنگام بازگشت پیروزمندانه برای استقبال از کیو، سوار بر اسب با شکوه به نظر میرسد: «تو های شخصاً برای استقبال از کیو در دروازه بیرونی سوار شد.» و سپس، پس از انجام مأموریتش، آن اسب بیسروصدا ناپدید میشود، مانند روحی شاعرانه، و تنها در لحظاتی ظاهر میشود که زندگی کیو صفحه جدیدی را ورق میزند.
نگوین دو با حضور متعدد اسبها و کالسکههای اسبی در «افسانه کیو»، که هر کدام به نقطه عطف مهمی در طرح داستان و احساسات شخصیتها مرتبط هستند، اسب را به زبانی هنری تبدیل کرد: گاهی اوقات احساسات ظریف را بیان میکند، گاهی اوقات ویژگیهای شخصیتی را به تصویر میکشد و گاهی اوقات فضای فرهنگی یک دوره را میگشاید. به لطف این، اسب در «افسانه کیو» صرفاً یک تصویر واقعگرایانه نیست، بلکه نمادی از سرنوشت است - سرنوشتی که هم زیبا، هم غمانگیز و هم تراژیک است، بسیار شبیه به زندگی خود توی کیو.
نگوک مای
منبع: https://baotuyenquang.com.vn/van-hoa/202602/ngua-trong-truyen-kieu-14d2869/







نظر (0)