Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

بهار بازگشتی هزار معکوس

(Baothanhhoa.vn) - صدای نسیم ملایم بهاری را می‌شنوم که از رودخانه‌های مداومی که از میان کوه‌ها، تپه‌ها و آبشارها فرسایش یافته‌اند، می‌وزد و سپس قبل از جاری شدن به سمت دریا، در اینجا جمع می‌شود. فضایی وسیع از کوه‌های سرسبز و خرم، مزارع حاصلخیز، مکان‌های تاریخی باستانی و جنب و جوش خیابان‌های شلوغ. اینجا شهر هوی شوان (منطقه کوان هوا) است - جایی که کوه‌ها به هم می‌رسند و آب‌ها به هم می‌پیوندند.

Báo Thanh HóaBáo Thanh Hóa13/04/2025


بهار بازگشتی هزار معکوس

منظره‌ای از شهر هوی شوان (کوان هوا). عکس: دو لو

۱. هنرمند مردمی کائو بنگ، نگیا، در خانه‌ی چوبی ساده‌اش که در محله‌ی خام شهر هوی شوان واقع شده است، با دقت آثار باستانی‌ای را که دهه‌ها از طریق تحقیقات میدانی خود به دنبالشان بوده، جمع‌آوری می‌کند. او سالی دو بار، علاوه بر رسیدگی به امور روستا، مراسم تشییع جنازه و سفر به کوان سون و مونگ لات برای آموزش نواختن فلوت بامبو و خط قومی تایلندی، به خانه برمی‌گردد تا آنها را تمیز و تحسین کند. برای این مرد که نزدیک به هشتاد سال سن دارد، این مانند هدف زندگی اوست، لذتی که توصیف آن دشوار است. در حالی که روبروی من نشسته است، او همان آدم سابق است، مشتاق و خونگرم، مانند کسی که در تبلیغات کار می‌کند، فقط با درک و تأملی عمیق‌تر و ژرف‌تر. او با شور و اشتیاق و اشتیاق در مورد سرزمین هوی شوان صحبت می‌کند، گویی آن را با شور و درک کامل روایت می‌کند.

به گفته آقای نگیا، با استناد به فرهنگ لغت ناحیه کوان هوآ، قبل از آوریل ۱۹۶۶، زمانی که هنوز کمون‌ها تقسیم نشده بودند، مرزهای اداری هوی شوان شامل چهار کمون و شهر امروزی می‌شد: شهر هوی شوان، و کمون‌های فو شوان، نام شوان (کوان هوآ) و ترونگ شوان (کوان سون). در سال ۱۹۸۷، شهر کوان هوآ با استفاده از بخشی از مساحت و جمعیت کمون هوی شوان، به عنوان مرکز بخش کوان هوآ تأسیس شد. پس از تقسیم کوان هوآ به سه منطقه در نوامبر ۱۹۹۶ (کوان هوآ، کوان سون و مونگ لات)، در دسامبر ۲۰۱۹، مطابق با سیاست حزب مبنی بر ساده‌سازی ساختار سازمانی، شهر کوان هوآ و کمون هوی شوان دوباره متحد شدند و به شهر هوی شوان تغییر نام دادند.

من درباره ریشه نام زیبای Hồi Xuân (بهار بازگشتی) پرسیدم و صنعتگر پیر سرش را تکان داد: «هر کسی توضیح خودش را دارد. بعضی‌ها می‌گویند این نام در دوران استعمار فرانسه به این منطقه داده شده، بعضی دیگر می‌گویند به این دلیل است که این سرزمین دختران زیبای زیادی دارد...» طبق فرهنگ لغت ناحیه کوان هوآ، از دوران فئودالی، ناحیه کوان هوآ دارای یک کمون Hồi Xuân متعلق به ناحیه فو لو بوده است. به گفته آقای نگی، توضیح پذیرفته‌شده‌تر این است که در طول یک جشنواره بهاری در دامنه کوه مونگ مونگ، روستا با آهنگ‌ها و رقص‌های شاد همراه با صدای گونگ، طبل و سرودهای آهنگین، شلوغ و پرجنب‌وجوش بود. وقتی این صداها در فضای وسیع و کوه‌های سنگی طنین‌انداز می‌شدند، طنین‌انداز می‌شدند و فضا را پر جنب‌وجوش‌تر و شادتر می‌کردند. روستاییان که آن را عجیب و زیبا یافتند، گویی کوه‌ها و جنگل‌ها در موسیقی شاد روستا نقش دارند، به اتفاق آرا موافقت کردند که از این پدیده برای نامگذاری این منطقه استفاده کنند. هوی شوان به معنای پژواک جشنواره بهاری است که بازمی‌گردد و طنین‌انداز می‌شود.

بهار بازگشتی هزار معکوس غار فی، مکانی دیدنی در نزدیکی محل تلاقی رودخانه‌های لونگ و ما واقع شده است. عکس: دو دوک

من روی پل نا سای ایستاده بودم و به نسیم ملایمی که از رودخانه ما می‌وزید گوش می‌دادم، انعکاس آن در سبزه سرسبز مونگ مونگ می‌درخشید. پیدا کردن سرزمینی با این همه رودخانه و کوه آسان نیست. هوی شوان دره‌ای سرشار از سرسبزی است که از همه طرف با کوه‌ها و جنگل‌ها احاطه شده است. در دوردست، رشته کوه پو لونگ با شکوه امتداد یافته است و در مقابل من، قله با ابهت مونگ مونگ بلند و حیران‌کننده است. در وسط این دره، رودخانه‌های لونگ و لو، که به طور پیوسته از بالادست‌های دور خود جاری می‌شوند، قبل از اینکه در اینجا به رودخانه ما برسند، از میان کوه‌ها و تنداب‌های بی‌شماری عبور می‌کنند و خاک آبرفتی را برای تشکیل تپه‌ها و دشت‌ها رسوب می‌دهند.

آقای نگیا با خنده گفت: «اینجا میگو و ماهی فراوان است و هر غذایی که ما درست می‌کنیم طعم خوشمزه و بی‌نظیری دارد. بی‌نظیر است چون آنها در سه رودخانه مختلف شنا و تغذیه می‌کنند. طعم ماهی‌های این سه رودخانه هم متفاوت است.»

۲. شاید به دلیل اینکه در مکانی واقع شده است که کوه‌ها به رودخانه‌ها می‌رسند، با پوشش گیاهی سرسبز و ماهی و میگوی فراوان، این سرزمین از دیرباز محل سکونت مردمان باستان بوده است. داستان‌های مربوط به مونگ کا دا، همانطور که توسط صنعتگر کائو بانگ نگییا روایت شده است، مبهم و آسمانی هستند، اما پر از جزئیات جذاب.

داستان از این قرار است: مدت‌ها پیش، این سرزمین مونگ هونگ، مونگ هونگ (به نام دو دختر رئیس روستا) نامیده می‌شد. پادشاه دریا دو گاومیش به آنها هدیه داد، یکی با شاخ‌های برنزی و دیگری با شاخ‌های آهنی. هر جهتی که گاومیش‌ها صدا می‌زدند، همه گاومیش‌ها و گاوهای دیگر به آن سمت می‌دویدند. طولی نکشید که رئیس روستا جنگل را پر از گاومیش، مزارع را پر از گاومیش، و لباس و پارچه برای بخشیدن داشت. رئیس روستا که از زندگی پر از ثروت و تجمل خسته شده بود، به روستاها سفر کرد و راه‌هایی برای فقیر شدن پرسید.

به دنبال توصیه مردم روستای چو، آقای هونگ و خانم هونگ تورهای ماهیگیری خود را روی محراب انداختند و وانمود کردند که در حال ماهیگیری هستند. دستش توسط یک ترکش سوراخ شد، قرمز، متورم و بسیار دردناک شد؛ هیچ دارویی نمی‌توانست آن را درمان کند. او با اکراه به توصیه فالگیر گوش داد و هر دو گاومیشی را که پادشاه دریا به عنوان پیشکش به ارواح خانه به او داده بود، قربانی کرد. از آن روز به بعد، گاومیش‌هایی که قبلاً به روستای آنها آمده بودند، ناگهان ناپدید شدند. آقای هونگ و خانم هونگ به سرعت فقیر شدند، حتی کاساوا برای خوردن یا لباس برای پوشیدن نداشتند. آنها بی‌هدف در جنگل‌ها و کوه‌های دورافتاده پرسه می‌زدند، مزارعشان زرد و روستایشان متروک می‌شد.

بهار بازگشتی هزار معکوس

نگیا، هنرمند مردمی کائو بنگ، در کنار آثار باستانی که جمع‌آوری کرده است، ایستاده است. عکس: دو دوک

بعدها، گروهی از مردم که به عنوان ارتش غول‌پیکر ارباب گیوی شناخته می‌شدند، برای کشت و زرع به این سرزمین که در محل تلاقی دو رودخانه قرار داشت، آمدند. به برکت طبیعت، مزارع و کشتزارها به زودی شکوفا شدند و خانه‌ها متعدد و سرزنده شدند. با این حال، داشتن روستایی بدون رهبر، بدون کسی که بر جامعه حکومت کند، همه چیز به تأخیر افتاد، مختل شد و بین مافوق‌ها و زیردست‌ها اختلاف و درگیری وجود داشت.

روزی، جسدی در ساحل رودخانه ما به گل نشست. همزمان، دسته‌ای از کلاغ‌ها از بالای سرشان پرواز کردند و به جسد نوک زدند. پس از مدتی، مرد مرده تکان خورد و دوباره زنده شد. روستاییان کنجکاوانه به سواحل رودخانه ما هجوم آوردند تا شاهد این رویداد باشند و احترام خود را به مردی که دوباره زنده شده بود نشان دهند. سپس او را تا روستای خود همراهی کردند و به عنوان بنیانگذار روستا از او تجلیل کردند. از آن به بعد، روستاییان در هماهنگی زندگی کردند، مزارع را کشت کردند و با هم برای مبارزه با حیوانات وحشی و سیل تلاش کردند. زندگی به طور فزاینده‌ای رونق گرفت و روستا پر از آهنگ و خنده شد. نام روستای کا دا - روستایی که کلاغ‌ها در آن نجات یافتند - از این داستان سرچشمه گرفته است. مردم کا دا ماهیگیران ماهری در رودخانه و شکارچیان ماهری در جنگل بودند، اما همیشه کلاغ‌ها را نیکوکار خود می‌دانستند و هرگز آنها را نمی‌کشتند.

تا قرن پانزدهم، پس از دفع مهاجمان مینگ، ژنرال لو خام بان از طرف پادشاه له اجازه یافت تا در این منطقه ساکن شود، هم برای تأمین امنیت مرز و هم برای حفظ صلح. از آن زمان به بعد، مونگ کا دا به طور فزاینده‌ای پرجمعیت و شلوغ شد. روستاییان به پاس قدردانی از ژنرال، معبدی به افتخار او ساختند که در تمام طول سال در آن عود سوزانده می‌شود و روستا را به نام او نامگذاری کردند. محله‌های خام و بان گواه این موضوع هستند.

داستان‌های باستانی خیالی هستند و درستی یا نادرستی آنها مشخص نیست. تنها چیزی که لازم است این است که عشق به عظمت، مردم این منطقه را در هاله‌ای افسانه‌ای فرو برده و سرزمین و مردمش را آرمانی و ستایش کند. برای آقای کائو بانگ نگیا، این شکوه و شخصیت غنی در جشنواره‌ها، آیین‌ها، گلدوزی‌ها و رنگرزی نیلی نیز یافت می‌شود... و برای حفظ این ارزش‌های اجدادش، از جوانی تا پیری، سختی‌های بی‌شماری را تحمل کرده، از تپه‌ها و نهرها عبور کرده، کارهای میدانی انجام داده و اطلاعات جمع‌آوری کرده است.

۳. بیش از ۱۵ سال پیش، من برای اولین بار کائو بانگ نگی، چهره‌ای با استعداد اما نوستالژیک، را زمانی که رئیس بخش تبلیغات کمیته حزب منطقه کوان هوا بود، شناختم. در این منطقه، او فردی است که فرهنگ سنتی را عمیقاً درک می‌کند و به آن اهمیت می‌دهد. او نه تنها در اشکال مختلف اجراهای محلی مهارت دارد، بلکه می‌تواند بسیاری از آلات موسیقی سنتی مانند فلوت پارویی، فلوت بامبو و ساز دهنی را نیز ماهرانه بنوازد و همچنین ترانه‌ها و سرودهای سنتی را اجرا کند. چند سال پیش، او به همراه چهره‌های "ارشد" پیشکسوت مانند ها نام نین، ها ون تونگ و غیره، در اجرای پروژه "تحقیق، جمع‌آوری، تدوین اسناد، ایجاد فونت‌ها و دیجیتالی کردن خط باستانی تایلندی در تان هوا؛ تحقیق و تدوین فرهنگ لغت تایلندی-ویتنامی در تان هوا" شرکت کرد. این پروژه بعداً در سال ۲۰۲۰ جایزه علم و فناوری تان هوا را دریافت کرد و اکنون به طور گسترده در آموزش در بین اقلیت قومی تایلندی در تان هوا به کار گرفته می‌شود. علاوه بر این، او به طور مستقل به تحقیق و جمع‌آوری اسناد باستانی پرداخت تا افسانه‌ها، داستان‌ها و طلسم‌های منطقه باستانی کا دا را بازسازی کند. به گفته وی، این گنجینه‌ای عظیم از فرهنگ عامیانه است که از نظر تاریخ، فرهنگ و زندگی معنوی غنی مردم قومی تایلندی استان تان هوآ، ارزش عظیمی دارد.

بهار بازگشتی هزار معکوس

حرکت دسته‌جمعی پالانکین حامل ژنرال لو خام بان، فرمانده ارتش، در طول جشنواره کا دا مونگ. عکس: دو دوک.

همانطور که او گفت، گذشته از افسانه‌ها و داستان‌ها، سرودهای شمنی در منطقه کا دا مونگ بسیار غنی و متنوع هستند. هر آیین، سرود شمنی خاص خود را دارد، مانند سرود شمنی برای مراسم احضار ارواح، سرود شمنی مراسم تشییع جنازه، سرود شمنی بالا بردن سقف برای ساخت خانه، و سپس سرودهای شمنی برای خدای نگهبان روستا و خدای زمین... هر سرود معمولاً دارای قافیه و ریتم است، گاهی آهسته و آرام، گاهی اوج‌گیر، گاهی آهنگین، مناسب با زمینه و فضای رویداد، که به خاطر سپردن و فهمیدن آن را آسان می‌کند، مانند ترانه‌ها و ضرب‌المثل‌های عامیانه مردم کین. سرودهای شمنی مانند مسیری منحصر به فرد به گذشته در آیین‌ها و مراسم مردم باستانی تایلندی کا دا مونگ هستند، مانند مراسم شین مونگ، جشنواره چا چینگ... آقای نگیا با اطمینان گفت: «سرودهای شمنی بخشی از روح و هویت منطقه کا دا مونگ هستند. با درک این موضوع، من تمام تلاشم را برای خلق آنها به کار گرفتم. امیدوارم نسل جوان کمی یاد بگیرد.»

حتی اکنون، در جشنواره‌ها، گردهمایی‌ها و کلاس‌های درس، هنوز هم می‌توان هنرمند مسنی را دید که با پشتکار وردها و آیین‌ها را می‌خواند، یا به نسل جوان‌تر فلوت سنتی، ساز دهنی و خط تایلندی را آموزش می‌دهد، به این امید که این میراث به چیزی از گذشته تبدیل نشود. کائو بانگ نگییا همچنان همان است، مشتاق و پرشور، گویی عشقی عظیم به سرزمین و مردم سرزمین مادری خود دارد.

در اواخر بهار، آب‌های بالادست به آرامی مانند ابریشم جاری می‌شوند. من سوار بر قایقی که در مه صبحگاهی تکان می‌خورد، در حالی که چشمانم به غار آرام فی، استالاکتیت‌های هزار ساله‌اش و سپس به محل تلاقی وسیع رودخانه ما خیره شده بود، حرکت می‌کردم. از این محل تلاقی، کمی پایین‌تر از محل تلاقی، به محل تلاقی رودخانه باشکوه لو رسیدم. در امتداد کرانه‌های رودخانه، شهری شلوغ و پر جنب و جوش امتداد داشت. گهگاه، زنگ معبدی در دوردست به صدا در می‌آمد و من در رویاهای ناملموس دوران اولیه تأسیس روستا و جامعه غرق می‌شدم. آب در محل تلاقی دو رودخانه، هزاران سال رسوبات آبرفتی را رسوب داده و غار فی، بتکده اونگ، غار با، ستون یادبود ژنرال خام بان و حتی جشنواره‌های پر جنب و جوش و رنگارنگ... فصل بهار را شکل داده است.

یادداشت‌های دو دوک

منبع: https://baothanhhoa.vn/nguoc-ngan-hoi-xuan-245465.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
برای شادی و آرامش مردم.

برای شادی و آرامش مردم.

یک داستان شاد

یک داستان شاد

آرزوهای معلق

آرزوهای معلق