کیپ ورد با یک گل خیرهکننده، قهرمان دو دوره جهان را از پیش رو برداشت تا شبی تاریخی را در میامی آغاز کند. اگرچه مسابقه با تساوی ۲-۲ به پایان رسید، اما این تیم کوچک غرب آفریقا بار دیگر با بازی نزدیک و روحیه تیمی خود جهان را تحت تأثیر قرار داد. این تساوی، کیپ ورد را به جایگاه دوم پس از اسپانیا رساند و به آنها شانس زیادی برای صعود به مرحله حذفی داد. این یکی از جذابترین شگفتیهای گروه H بود.
اشکهای بازیکنی که آن گل تاریخی را برای تیمش به ثمر رساند، بسیاری را نیز تحت تأثیر قرار داد. پینا در آغوش همتیمیهایش، با چشمانی اشکبار به سکوها نگاه میکرد. احتمالاً این مهاجم که دوران کودکی خود را در بروکتون گذرانده و خانوادهاش به آمریکا نقل مکان کردهاند، در تلاش بوده تا اقوامی را پیدا کند تا شادی خود را با آنها تقسیم کند.
بعد از بازی، مرد جوان خاطرات دوران کودکیاش را مرور کرد، زمانی که با دوستانش در گوشه خیابانها فوتبال بازی میکرد. فوتبال خیابانی ناگهان در خاطراتش زنده شد، غلتید و گذشته را به او یادآوری کرد. همان پاهایی که گل اول آن مسابقه هیجانانگیز در ورزشگاه هارد راک را به ثمر رسانده بودند، زمانی با پشتکار در زمینهای فوتبال دوران کودکی او بازی میکردند.
صحنه فوتبال خیابانی، به طور اتفاقی، پس از آنکه لامین یامال، بازیکن اسپانیا، گل اول را در پیروزی ۴-۰ مقابل عربستان سعودی به ثمر رساند، نیز مورد توجه قرار گرفت. یامال در ۱۸ سالگی، پس از پله افسانهای که در سال ۱۹۵۸ برای برزیل مقابل ولز گلزنی کرد، به دومین بازیکن جوانی تبدیل شد که گل اول را در یک مسابقه فینال جام جهانی به ثمر رسانده است.
یامال با وجود بزرگ شدن در لاماسیا، آکادمی فوتبال مشهور بارسلونا، همیشه به فوتبال خیابانی احترام گذاشته و ادعا میکند که این آکادمی، گهوارهای بوده که استعداد و اشتیاق او به این ورزش را پرورش داده است. این گهواره با حمایت پدرش و مراقبتهای محافظتی مادرش به خانه خانوادگی او متصل است. یامال اغلب اولین باری را که او و مادرش غرق در تماشای بازی کلمبیا-اروگوئه در جام جهانی ۲۰۱۴ بودند، به یاد میآورد، زمانی که او تنها شش سال داشت. عشق او به این ورزش در فضای گرم با مادرش و بعدازظهرهای شادی که با دوستانش در پیادهروها فوتبال بازی میکرد، شکل گرفت.
از بازی در خیابانها و سپس گذراندن تمرینات سخت در یک آکادمی مدرن، ۱۲ سال بعد، آن مرد جوان به بازیکنی کلیدی برای تیم ملی تبدیل شد و انتظار میرفت فرصتهای جدید و هیجانانگیزی را برای او به ارمغان بیاورد. یامال اغلب اعتراف میکرد که جرات فکر کردن به این رویا را نداشته، اما این رویا به طرز شیرینی محقق شد. حتی مادرش هم اغلب از پیشرفت پسرش شگفتزده میشد. یک بار، وقتی از اتوبوس در ایستگاهی در وسط خیابان پیاده شد، به پوستری در کنار جاده خیره شد که تیم ملی را تشویق میکرد و پسر با استعدادش را به تصویر میکشید. مادر با اشکهایی که در چشمانش حلقه زده بود، مدت طولانی در میان جمعیت ساکت ایستاد...
منبع: https://baodanang.vn/nho-bong-da-duong-pho-3341466.html










