Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

به یاد دوران «تلویزیون با ریتم کند»

در سال ۱۹۹۵، ایستگاه رادیو و تلویزیون لانگ آن، کانال تلویزیونی LA34 را راه‌اندازی کرد. ما که به نسل اول تعلق داریم، از آن زمان تاکنون این فرصت را داشته‌ایم که یاد بگیریم، آشنا شویم، پیشرفت کنیم، سهم کوچک خود را ایفا کنیم و با هم فراز و نشیب‌ها را پشت سر بگذاریم، تا اینکه صنعت تلویزیون استان سی‌امین سالگرد خود را جشن گرفت. آن روزها واقعاً روزهای خاصی بودند و فقط کسانی که آنها را تجربه کرده‌اند، با تغییرات روبرو شده‌اند و هنوز در دوران چالش‌برانگیز فعلی تلاش می‌کنند، می‌توانند «طعم» بی‌نظیری را که فقط حرفه تلویزیون می‌تواند ارائه دهد، کاملاً درک کنند.

Báo Long AnBáo Long An22/06/2025

استان لونگ آن، با توپوگرافی متنوع خود که شامل سه منطقه اکولوژیکی مجزا است، الهام‌بخش مضامین اصلی متعددی در تولیدات تلویزیونی بوده است. از دشت سیلابی دونگ تاپ موئی در شمال گرفته تا باتلاق‌های حرا در جنوب و مناطق صنعتی و شهری در شمال شرقی، هر مکان پس‌زمینه‌ای پر جنب و جوش برای فیلمسازانی که زندگی و کار مردم محلی را به تصویر می‌کشند، ارائه می‌دهد. با این حال، دونگ تاپ موئی، به ویژه در فصل سیل، همچنان یک مکان فیلمبرداری چالش برانگیز اما جذاب برای متخصصان تلویزیون است.

رفت و برگشت با کشتی

در اواخر دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰، بزرگراه ملی ۶۲ که اکنون مدرن است، فقط یک جاده کوچک، باریک و گل‌آلود با شن قرمز بود. سفر از تان آن به مناطق شمالی مستعد سیل مانند موک هوا و وین هونگ تا حد زیادی به آبراه‌ها، عمدتاً قایق‌های مسافربری در امتداد رودخانه وام کو تای، وابسته بود.

کشتی مسافربری قدیمی (عکس: دوی خوی)

از اوایل دهه ۱۹۸۰، شرکت تعاونی کشتی‌های مسافربری کوئیت تانگ تأسیس شد و جایگزین ناوگان دولتی قبلی تونگ نات شد. با نزدیک به ۳۰ کشتی که در رودخانه فعالیت می‌کردند، آبراه تان آن - موک هوآ - وین هونگ به شریان حیاتی منطقه دلتای مکونگ تبدیل شد. مردم محلی معمولاً آنها را "کشتی‌های کوئیت تانگ" می‌نامیدند که حدود ۲۰ تا ۳۰ متر طول و ۳ تا ۴ متر عرض دارند و سقفی از دماغه تا عقب آنها را می‌پوشاند و تنها بخش کوچکی در جلو باز می‌ماند. دماغه‌ها به رنگ قرمز رنگ‌آمیزی شده و با چشمانی زنده و رسا نقاشی شده بودند.

برای فیلمبرداران، فرصت کار کردن از عرشه قایق، تجربه‌ای بی‌نظیر است. همچنان که قایق با سرعتی ثابت در امتداد رودخانه حرکت می‌کند، مناظر کناره رودخانه - مزارع و باغ‌ها، سقف‌های کاهگلی پنهان شده در پشت ردیف‌های پراکنده درختان نخل، درختان بلند و کوتاه که در امتداد رودخانه قرار گرفته‌اند - به نوبت از جلوی لنز دوربین عبور می‌کنند و جلوه‌ای عمیقاً فراگیر و «سیار» ایجاد می‌کنند، یک تجربه بصری منحصر به فرد که به جز زاویه دید پهپادهای امروزی، هیچ وسیله تصویربرداری دیگری نمی‌تواند جایگزین آن شود.

چشم‌انداز زیبای کنار رودخانه دلتای مکونگ همیشه جذاب است و باعث می‌شود مقدار نوار ویدئویی به سرعت تمام شود، تا جایی که عوامل فیلم‌برداری مجبور بودند با دقت برنامه‌ریزی کنند تا از تمام شدن نوار در اواسط فیلمبرداری، به خصوص در مناطق دورافتاده و بدون دسترسی به منابع اضافی، جلوگیری شود.

مردم دونگ تاپ مویی وفادار و دلسوز هستند.

یک هفته کار معمولاً فقط برای یک یا دو گزارش خبری کافی بود، زیرا زمان سفر تقریباً نیمی از برنامه را به خود اختصاص می‌داد. و در آن زمان، فشار برای پخش به اندازه الان زیاد نبود. یک گزارش خبری، از فیلمنامه و کار میدانی گرفته تا پس از تولید، گاهی اوقات یک ماه کامل طول می‌کشید تا برای پخش برنامه‌ریزی شود. آن سفرهای یک روزه سریع مانند امروز وجود نداشت که در آن چندین روز در منطقه بمانید. به همین دلیل است که گفته می‌شود در آن زمان "تلویزیون با سرعت کمتری زندگی می‌کرد"!

سفر از تان آن به موک هوا با قایق یک روز کامل طول می‌کشد و حتی پس از رسیدن، اکثر مردم هنوز مجبورند سفر خود را با قایق، کانو یا پیاده ادامه دهند. با توجه به اینکه در دلتای وسیع مکونگ، با مساحت پانصد تا هفتصد هزار هکتار و بدترین زیرساخت‌های حمل و نقل در کشور، کار می‌کنیم، هنگام برنامه‌ریزی سفر، به جز وسایل شخصی، تجهیزات، نوار، باتری و غیره، تقریباً هیچ کس برای حمل و نقل برنامه‌ریزی نمی‌کند.

قایق مسافربری

دلیلی برای همه این‌ها وجود دارد. در میان سختی‌ها و کمبودها، حمایت و کمک مردم و مقامات محلی به ما اعتماد به نفس لازم برای انجام سفرهای طولانی را داد. بسیاری از مقامات منطقه از بردن گروه فیلمبرداری به سفرهای تمام روزه‌ی فیلمبرداری ابایی نداشتند، در حالی که مردم محلی به راحتی ماشین‌ها را می‌رساندند، حتی از محل کارشان می‌آمدند تا ما را سوار کنند، پیاده کنند و غذا و محل اقامت ما را طوری ترتیب می‌دادند که انگار یک خانواده هستیم. اگر می‌دانستند ما از ایستگاه تلویزیونی هستیم، همیشه می‌خواستند ما را به خانه‌هایشان دعوت کنند، یا حداقل می‌گفتند: "زود است، قبل از رفتن برای نوشیدن بیایید" یا با ما با این جمله احوالپرسی می‌کردند: "کجا می‌روید؟ فیلمبرداری؟ ناهار خورده‌اید؟ ظهر شده، برای ناهار بمانید و بعد بچه‌ها شما را به فیلمبرداری برمی‌گردانند." برای ما غیرمعمول نبود که مجبور شویم فیلمبرداری را متوقف کنیم زیرا به عنوان حسن نیت برای گرفتن چند بطری شراب برنج به محل کشیده می‌شدیم. آنها بین غریبه یا آشنا تفاوتی قائل نبودند و سود و زیان را محاسبه نمی‌کردند. آنها با مهمانان مانند مهمان رفتار می‌کردند و به عنوان روزنامه‌نگار، ما حتی رفتار ویژه‌تری دریافت می‌کردیم.

هر چه انسان در زندگی مردم عمیقتر شود، به روشنی بیشتری به منش ساده، سخاوتمند و مهمان نواز آنها پی می برد. این گرمای انسانی، خستگی سفر طولانی را از بین می برد، مشکلات حمل و نقل را موقتاً کاهش می دهد و کمی از سختی ها و محدودیت های تجهیزات کاری آنها می کاهد.

حتی بعد از رفتن، هیچ‌کس نمی‌تواند نحوه‌ی احوال‌پرسی مردم دلتای مکونگ را هنگام جدایی از یکدیگر فراموش کند - بسیار ساده اما شیرین: «دفعه‌ی بعد که از اینجا رد می‌شوید، یادتان باشد سری هم بزنید!» این خیلی با زمان‌های بعد متفاوت است، زمانی که در جای دیگری، هر وقت خوک‌ها، مرغ‌ها، ماهی‌ها یا میگوها بیمار می‌شوند یا محصول برنج از بین می‌رود، همیشه به این دلیل است که یک گروه تلویزیونی برای فیلمبرداری از آن آمده است!

به یاد سیل سال ۱۹۹۹

در سال ۱۹۹۹، زمانی که تنها چند بخش از بزرگراه ملی ۶۲ تکمیل شده بود، پس از چندین باران شدید، سیل به طور غیرمنتظره‌ای بالا آمد. به محض دریافت خبر سیل قریب‌الوقوع، صبح یک روز آخر هفته بلافاصله راه افتادیم. من و یکی از همکارانم، با موتورسیکلت قدیمی Cub 78 خود، در حالی که دو برابر مقدار نوار چسبی که در ابتدا برنامه‌ریزی کرده بودیم را حمل می‌کردیم، سرشار از هیجان و عزم راسخ برای داشتن مقدار کافی برای سفری که قرار بود سخت باشد، به سمت موک هوا حرکت کردیم.

اما سیل سریع‌تر از پیش‌بینی از راه رسید. بعد از یک شب، آب بیش از ۶۰ سانتی‌متر بالا آمده بود و باعث شد موتورسیکلت کاب ما در پل با های مانگ خراب شود. در حالی که در محاصره آب بودیم، در یک دوراهی قرار گرفتیم. برگشتن به این معنی بود که موتورسیکلت دیگر قابل استفاده نیست، در حالی که تصاویر واضح فصل سیل همچنان ما را به ادامه دادن تشویق می‌کرد. ادامه دادن در این وضعیت بسیار خطرناک به نظر می‌رسید.

خاطرات فصل سیل در دونگ تاپ مویی (عکس: دوی بنگ)

خوشبختانه، هنوز زود بود و کشتی مسافربری هنوز نرسیده بود. ما به سرعت موتورسیکلت خود را تقریباً دو کیلومتر به سمت پل کابلی مای آن فوک در بخش مای آن هل دادیم، به این امید که به کشتی برسیم. موتورسیکلت زهوار در رفته کاب، که اخیراً کل "گروه تلویزیونی" را برای یک هفته کار در منطقه سیل زده حمل کرده بود، به یک بار سنگین تبدیل شده بود. ما نمی‌توانستیم وسیله نقلیه فرسوده را که مطمئناً در آب‌های سیل غیرقابل استفاده بود، با خود ببریم، اما نمی‌توانستیم آن را هم رها کنیم، به خصوص با نزدیک شدن کشتی. درست در همان لحظه، پیرمردی از خانه کوچکش بیرون آمد و سر صحبت را باز کرد. شاید به دلیل ظاهر ما، به نظر می‌رسید که او فوراً وضعیت ما را درک کرده است: "چطور می‌توانید موتورسیکلت خود را در این آب برانید؟ اگر می‌خواهید بروید، به وسط پل بروید تا به کشتی برسید. موتورسیکلت خود را در خانه من بگذارید؛ می‌توانید چند روز دیگر آن را بردارید. و باید عجله کنید، کشتی در حال آمدن است. اکنون مسافران زیادی هستند و جریان آب منتظر شما نخواهد ماند." در واقع، ملاقات با یک فرد مهربان می‌تواند بسیاری از مشکلات دشوار ما را در یک دقیقه حل کند. همه چیز هنوز در پیش است، اما با این عموی مهربان، سفر ما بسیار سبک‌تر و روان‌تر به نظر می‌رسد.

سفری پر از احساسات به پایان رسیده است.

بعد از تقریباً یک هفته، تمام بخش بزرگراه ملی ۶۲ به شدت دچار آبگرفتگی شد و عبور از آن برای هرگونه وسیله نقلیه جاده‌ای غیرممکن شد. ما سفر خود را با قایق ادامه دادیم و با یک سواری به شهر کای لی (استان تین گیانگ ) رفتیم و سپس با اتوبوس به تان آن رفتیم.

اما داستان به اینجا ختم نشد. روز بعد، وقتی برای برداشتن موتورسیکلتمان به پل مای آن فوک برگشتیم، تمام منطقه زیر آب رفته بود و سقف پارکینگ تقریباً به آب سیل رسیده بود. اما منظره داخل خانه واقعاً تأثیرگذار بود. صاحبخانه موقتاً نقل مکان کرده بود، اما موتورسیکلت کاب ما با دقت روی سقف بالا کشیده شده بود تا از غرق شدن در آب جلوگیری شود. در میان خانه کوچک، که تقریباً کاملاً زیر آب رفته بود، شاهد سخاوت عظیم قلبی مهربان بودیم.

یک سفر، یک هفته، نمی‌تواند به طور کامل دوره‌ای از روزنامه‌نگاری را که هم دشوار و هم فوق‌العاده پر جنب و جوش و از نظر احساسی غنی بود، بازسازی کند. تصاویر و خاطرات بسیار اصیل و بسیار روزنامه‌نگارانه هستند، اما وقتی اکنون بازگو می‌شوند، مانند داستان به نظر می‌رسند.

عکاسان سال‌های گذشته که با دوربین فیلمبرداری VHS-M9000 «زندگی را با سرعت کمتری می‌گذراندند»، اکنون جای خود را به نسلی جوان‌تر، مدرن‌تر، سریع‌تر و حرفه‌ای‌تر از روزنامه‌نگاران داده‌اند که از PMW 200، Z190، Z280 و مدل‌های دیگر استفاده می‌کنند. درست همانطور که قطارهای Quyết Thắng که زمانی منحصراً مسافران را بین شهر و روستا در رودخانه Vàm Cỏ Tây جابجا می‌کردند، اکنون جای خود را به وسایل نقلیه مدرن داده‌اند که نه تنها در معابر اصلی، بلکه حتی به کوچکترین روستاها نیز دسترسی دارند.

فصل سیل در ویتنام، با مردمانی دلسوز، سفرهای دشوار، و تصاویری که علیرغم محدودیت‌های تکنولوژیکی، سرشار از احساس بودند، و منعکس‌کننده‌ی زمانی بودند که تلویزیون منبع ضروری تغذیه‌ی معنوی برای مردم بود... نسلی از «تلویزیون با ریتم کند» از سر گذرانده شده است، که اکنون به خاطره، بخشی از تاریخ، تعلق دارد، اما همیشه آغاز و پایه و اساس تلویزیون مدرن در استان برای فتح اهداف توسعه‌ی جدید در آینده خواهد بود.

وو ون هوی

منبع: https://baolongan.vn/nho-mot-thoi-truyen-hinh-song-cham-a197437.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
ویتنام

ویتنام

اولین روز مدرسه پسرم.

اولین روز مدرسه پسرم.

آوردن تت (سال نو ویتنامی) برای مامان به خانه.

آوردن تت (سال نو ویتنامی) برای مامان به خانه.