Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

مثل کودکی که به روستا برمی‌گردد...

Việt NamViệt Nam07/03/2025


دونگ-وه-لانگ (1).jpg
جاده قدیمی بازگشت به زادگاهم پر از احساسات است. عکس: THUY BAT NHI

اینها تکه‌هایی از احساساتی هستند که به سختی می‌توان آنها را در قالب کلمات بیان کرد، از «نسل قدیمی‌تر» در شهر، با حسرتی ماندگار برای چیزهایی که مدت‌هاست از دست رفته‌اند...

آنهایی که «دلتنگ» هستند

آقای فام شوان کوانگ (ساکن تان خه، دا نانگ ) همیشه خود را فردی "گذشته نگر" می‌داند. او زادگاهش دای لاک را زمانی که هنوز دانش‌آموز بود ترک کرد. "در آن زمان، خانواده من خیلی فقیر بودند، پدر و مادرم مرا فرستادند تا با عمویم زندگی کنم تا بتوانم به مدرسه بروم. در طول جنگ، ما حتی یک دانه برنج هم در روستا نداشتیم، اما پدر و مادرم فقط امیدوار بودند که فرزندانشان بتوانند تحصیل کنند. بنابراین، وقتی عمویم اجازه داد بمانم و درس بخوانم، از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجیدم. تا الان هم اینگونه در دا نانگ زندگی کرده‌ام."

آقای کوانگ زمان را می‌شمارد، سال‌های حضورش در این شهر را می‌شمارد، «در یک چشم به هم زدن، چندین دهه گذشته است.» وقتی برای اولین بار به دانانگ آمد، منطقه اطراف تقاطع هوئه هنوز گلی و باتلاقی بود. خانه عمویش در نزدیکی جایی بود که اکنون خیابان هوینه نگوک هوئه است، اما هیچ جاده‌ای برای دسترسی وسایل نقلیه وجود نداشت و منطقه اطراف خانه پر از تپه‌های شنی بود. در آن زمان، کل منطقه تان خه پوشیده از انبوهی از بامبو بود. آقای کوانگ پس از یادگیری خواندن و نوشتن و سپس پیوستن به مقاومت و عضویت در کادر جنبش داوطلبان جوانان برای آزادسازی دانانگ، فکر می‌کرد که فقط می‌تواند به سرزمین «دور» خود نگاه کند.

آقای کوانگ با هیجان تعریف کرد: «اما بعد از بازنشستگی و سر و سامان گرفتن با فرزندانم، هنوز هم عاشق برگشتن به زادگاهم هستم. چندین بار در سال، وقتی دورهمی‌های خانوادگی و مراسم عبادت اجدادی برگزار می‌شود، همیشه برمی‌گردم. به روستا برمی‌گردم تا خانه پدر و مادرم را ببینم و به دیدار اقوام بروم.»

با این حال، راستش را بخواهید، وقتی به روستایش برگشت، احساس می‌کرد دوران کودکی‌اش را دوباره تجربه می‌کند. «خیلی خوش گذشت. از خیابان که به خانه می‌رفتم، دوستان دوران کودکی‌ام را به یاد می‌آوردم، به عموها و عمه‌هایم سلام می‌کردم، به یاد کسی که به من سیب‌زمینی شیرین داد، به یاد کسی که به من پول داد تا لباس تت بخرم... وقتی تت با لباس سنتی آمد، در حیاط ایستاده بود، به آسمان نگاه می‌کرد، عشق به پدر و مادرم را احساس می‌کرد، در آن فضای نشاط‌آور و مست‌کننده نفس می‌کشید، واقعاً فوق‌العاده بود، واقعاً غیرقابل توصیف.»

احساسات آقای کوانگ، آنطور که خودش می‌بیند، با معاصرانش - نسلی که در ویرانی‌های جنگ زیسته‌اند و شاهد شهری شدن تدریجی دانانگ بوده‌اند - طنین‌انداز می‌شود. او آن را با زادگاهش مقایسه می‌کند که سال به سال تغییر می‌کند و اینکه چگونه هر نسل از جوانان بزرگ می‌شوند و روستاهای خود را ترک می‌کنند. آنها وقتی کنار هم می‌نشینند، طبیعتاً یک احساس مشترک دارند. در گوشه‌ای خلوت از دانانگ، هوی آن یا هوئه، می‌توان به راحتی افراد مسن با موهای خاکستری را دید که تنها نشسته و در بعدازظهری در اواخر زمستان یا اواخر بهار غرق در تفکر هستند، ظاهراً در آرامش اما عمیقاً مالیخولیایی.

اگر صرفاً خاطرات جشن‌های تت گذشته، آداب و رسوم قدیمی و داستان‌های دوران کودکی را در ذهن آن افراد زنده کنید، به افرادی کاملاً متفاوت تبدیل می‌شوند، بی‌وقفه می‌خندند و پرحرفی می‌کنند و مدام داستان تعریف می‌کنند...

به خودت برگرد

وقتی پیرمردهای هفتاد و چند ساله دور هم جمع می‌شوند، اغلب صحبت‌هایشان را با داستان‌هایی درباره زادگاهشان شروع می‌کنند.

z6324850298020_1cbac5e231fb2d47b0e5fe4cdb319c95.jpg
مردم شهر در طول جشنواره بهاری، در اولین روز عید تت در دین بان، برای بازدید از قبور اجدادی به زادگاه خود بازمی‌گردند. عکس: شوان هین

در قلب آن دوستان قدیمی، فضای وسیعی از خاطرات وجود دارد، به همین دلیل آنها یکدیگر را با نام‌های غیررسمی و «نام‌های پیرمردانه» صدا می‌زنند. به خصوص صحنه‌های معابد و بتکده‌های دوران کودکی‌شان، جشنواره‌های روستایی در ماه‌های اول و دوم سال برای آن کودکان فقیر گذشته... احساسات این «فراز از دوران اوج» واقعاً هرگز محو نمی‌شود.

وو دین دیو، داروساز، که دو سوم عمر خود را در دا نانگ گذرانده و سه سال پیش حرفه داروسازی را ترک کرده است، اذعان می‌کند که هرگز زادگاهش کائو های ( توا تین هو ) را فراموش نکرده است.

در سال‌های اخیر، می‌توان با اطمینان گفت که او بیش از نیمی از سال را صرف بازگشت به روستایش می‌کند و به امور مختلف، از امور خانوادگی گرفته تا امور روستا، رسیدگی می‌کند. خودش اظهار داشت که هر بار که به روستا برمی‌گردد، دوباره احساس کودکی می‌کند، "در امتداد جاده قدم می‌زند"، مناظر را می‌بیند و زادگاهش را به یاد می‌آورد، درختان را می‌بیند و مردم را به یاد می‌آورد...

این داروساز پیر اظهار داشت: «در واقع، افرادی مثل من، چون خیلی پیر هستیم، وقتی داستان‌های گذشته را تعریف می‌کنیم، فقط فقر و سختی را می‌بینیم؛ جوانان امروزی آن را مرتبط نمی‌دانند. اما چیزی که همیشه باید تأکید کنیم این است که از طریق تجربیات زندگی خود، باید به نسل جوان کمک کنیم تا قوانین، اخلاق و آداب و رسومی را که اجداد ما نسل به نسل پرورش داده‌اند و به عنوان پایه‌های محکم و ریشه‌دار به نسل‌های آینده منتقل می‌کنند، فراموش نکنند.» با این فکر، او تصمیم گرفت که بازدیدهایش از روستا فرصتی برای ثبت و مستندسازی آداب و رسوم لازم باشد تا نسل بعدی ریشه‌های خود را فراموش نکند و احترام و تکریم به اجداد خود را فراموش نکند.

برای افرادی مانند آقای فام شوان کوانگ و داروساز وو دین دیو، بازگشت به زادگاهشان صرفاً به معنای زنده کردن خاطرات نیست. آنها به روستای خود بازمی‌گردند، یا بهتر بگوییم، سفر آنها به روستایشان بازگشت به خود واقعی‌شان است!



منبع: https://baoquangnam.vn/nhu-tre-tho-chan-sao-ve-lang-3150152.html

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
جایی که معماری مدرن به طرز بی‌نظیری با طبیعت باشکوه در هم می‌آمیزد.

جایی که معماری مدرن به طرز بی‌نظیری با طبیعت باشکوه در هم می‌آمیزد.

روزتان را با انرژی شروع کنید

روزتان را با انرژی شروع کنید

برادران

برادران