
سفر... نفسمان را حبس کرد.
حدود ساعت ۳ بعد از ظهر اول اکتبر، وقتی ماشین ما داشت آماده میشد تا از گردنه گیا باک در بزرگراه ملی ۲۸ به سمت بخش هام توآن باک پایین بیاید، با مشکلی مواجه شدیم. در جلو، صفی از ماشینها در امتداد گردنه کوهستانی پر پیچ و خم، بدون هیچ دلیل مشخصی، متوقف شده بودند و سپس به دشتها سرازیر میشدند. محل حادثه از دید پنهان بود. باران شدیدی بارید و باعث شد همه، با وجود کنجکاویشان، تمایلی به پیاده شدن از ماشینهایشان نداشته باشند. شاید باران شدید زمین را سست کرده و باعث شده بود سنگها روی جاده بغلتند؟ یا شاید درختان افتاده بودند؟ ما از خود میپرسیدیم که آیا کسی آسیب دیده است... بعد از حدود ۱۰-۱۵ دقیقه انتظار، صف پشت ماشین من طولانیتر شد. باران فروکش کرد. چندین راننده برای بررسی رفتند. زنی از عقب ماشین به شیشه زد و پرسید: «آیا اینجا جادهای به یک منطقه مسکونی منتهی میشود؟» او احتمالاً یک توریست ناآشنا با منطقه بود. «نه خواهر. این تنها جاده است. اگر برگردی، مستقیماً به دا لات میرسی. فقط صبر کن و ببین، احتمالاً به زودی پاکسازی میشود!» با اطمینان خاطر جواب دادم. اما وقتی به اطراف نگاه کردم، احساس ترس در درونم فوران کرد؛ جنگل انبوه، مه چرخان، تصاویری از بیش از ۱۰۰ سال تاریخ، از ساخت این جاده توسط فرانسویها و فداکاریهای مردم کهو ناپ و کین را تداعی میکرد. زیارتگاههای کوچک و مخروبه پنهان در امتداد جاده گواه این موضوع بودند...
یک ساعت بعد بود که ماشینهای جلویی شروع به حرکت کردند. وقتی به محل حادثه رسیدیم، دیدیم که سربازان درخت افتاده را به قطعات کوچک بریده و روی هم انباشته بودند. ارتفاع درخت حدود 30 تا 40 متر تخمین زده میشد و وزن آن سیمهای برق کنار جاده را قطع کرده بود و باعث قطعی گسترده برق شده بود. همه ماشینها با خوشحالی از کنار توده برگهای افتاده که هنوز پاک نشده بودند، عبور میکردند. اما وقتی ماشین من از آنجا رد شد... بنگ! لیموزین 12 نفره به طرز خطرناکی کج شد. راننده با چهرهای ترکیبی از تنش و ناامیدی فریاد زد: «خدای من!» بوق زد، با اینکه جاده پیش رو خالی بود. و من متوجه یک زیارتگاه کوچک در کنار جاده شدم...

ماشین همچنان به همان شکل کج میشد، تقتق میکرد و مثل یک ماشین معمولی که از سرعتگیرهای جاده عبور میکند، تقتق میکرد. توریستهای عقب از هم سوالهایی میپرسیدند که میدانستم از چینیها بود، در مورد اینکه مشکل ماشین چیست. باران شدیدتر و شدیدتر میشد. جاده لغزنده بود، انگار که روغنکاری شده باشد. ماشینهای دیگری که در همان جهت حرکت میکردند، یکی پس از دیگری بوق میزدند و رد میشدند. احساسی از اضطراب به من دست داد، شبیه به 30 سپتامبر، زمانی که ماشین در گذرگاه کوهستانی دای نین - بزرگراه ملی 28B از فان تیت به دا لات - در حال حرکت بود، جایی که در بسیاری از قسمتها، چرخها توسط زمین گلآلود به اطراف رانده میشدند و باعث میشد همه سرنشینان ماشین نفسشان را حبس کنند. به دلیل ماموریتی که باید انجام میدادیم، من و همراهانم تصمیم گرفتیم از این مسیر برویم، مسیری که تنها دو روز قبل، در ۲۸ سپتامبر، مطبوعات در کیلومتر ۴۰ گزارش داده بودند که سنگ و خاک روی جاده ریخته و راه را مسدود کرده و باعث شده صف طولانی از ماشینها با صخرهای در یک طرف و درهای با شیبی که در حال ساخت و ساز بود در طرف دیگر، منتظر بمانند.
حالا، در گردنه گیا باک - در بزرگراه ملی ۲۸ به فان تیت - لاستیک اتوبوس پنچر شده بود و در باران رانندگی میکرد... راننده به مسافران اطمینان داد، انگار که به خودش هم اطمینان خاطر میداد: «نگران نباشید، کمی بعد خوب میشود!» و واقعاً خوب بود. وقتی اتوبوس به کمون هام توآن باک رسید، باران متوقف شد و سفر را روانتر کرد. جاده خشک نشان میداد که حداقل تمام روز باران نباریده است. طوفان بوآلوی شماره ۱۰ فقط باعث باران گسترده در ارتفاعات شد. دشتهای ساحلی در جنوب شرقی استان نیز تحت تأثیر قرار گرفتند، اما فقط با چند رگبار سبک.
جادههای آشنا، جادههای «ناآشنا»
قبل از اینکه طوفان شماره ۱۰ حتی فروکش کند، دریای شرقی مورد اصابت طوفان شماره ۱۱ قرار گرفت. در سوم اکتبر، ما برای یک جلسه از فان تیت به دا لات سفر کردیم. اتوبوس پر از مقامات و کارمندان بود، کسانی که کارشان ایجاب میکرد در سطح مردم عادی بمانند. حتی یک گردشگر هم نبود. "چه کسی این روزهای باران و باد ناگهانی را برای سفر انتخاب میکند، مخصوصاً در جادهای که در حال ساخت است و به طور فزایندهای عجیب میشود؟" - این فکر آقای ت.، رانندهای بود که بیش از ۲۰ سال است در مسیر فان تیت-دا لات رانندگی میکند. قبل از وجود مسیر دای نین، به دلیل اینکه نیروگاه برق آبی دای نین ساخته نشده بود، او مجبور بود از گردنه نگوان موک در فان رانگ به دا لات برود. پس از مدتی، مسیر دای نین گسترش یافت و تعمیر شد و وزارت حمل و نقل آن را به بزرگراه ملی ۲۸B تغییر نام داد و او از آن زمان به رانندگی در این مسیر روی آورد. بنابراین، جاده، هرچند باریک و پر از چاله و چوله، اما برایش آشنا شده است زیرا او هر روز از آن عبور میکند.

با توجه به آشنایی با مسیر، رانندگی به اندازه الان که ساخت بزرگراه ملی ۲۸B در حال انجام است، استرسزا نبود. جاده ناگهان هر روز برایش عجیب و ناآشنا به نظر میرسد. علاوه بر این، در روزهای اخیر، طوفانهایی در دریای شرقی در حال وقوع است و به سرزمین اصلی نزدیک میشود، اما باران هنوز به دا لات میرسد. برای تعریض جاده، خاک بازالت روی گردنه کنده شده، پاشیده شده و با آب باران مخلوط میشود، همراه با جریان مداوم وسایل نقلیه، سطحی نرم و گلآلود ایجاد میکند که چسبندگی لاستیکها را به چالش میکشد. در طول روز، این وضعیت قابل کنترل است. اما ساعت ۲ یا ۳ صبح دوشنبهها، سفرهایی که مقامات و کارمندان دولت را از فان تیت به مرکز اداری استان منتقل میکنند، که خود به تنهایی دشوار است، در این شرایط استرسزاتر میشود.
راننده دیگری که ۱۵ سال در این حرفه بوده است، هر بار که شرکت، سفری را برای جابجایی مقامات و کارمندان دولت در اواخر شب و در اولین روز هفته به او محول میکند، مانند دانشجویی که وارد اتاق امتحان میشود، عصبی است. این فقط به این دلیل نیست که او در اواخر شب، در جادههای کوهستانی پر پیچ و خم، با باران و باد و جادههای گلی زیر چرخها رانندگی میکند. همچنین به این دلیل است که مسافران همگی مقامات و کارمندان دولت هستند - افرادی که او آنها را توانمند میداند - که میتوانند خانوادههای خود را مدیریت کنند و به دور از خانه سفر کنند. او جایی شنیده است که مقامات یک سرمایه ملی هستند. هر حادثهای میتواند کسب و کار شرکت حمل و نقل او را خراب کند. با نگاهی به گذشته از زمان ادغام استان، فصل بارندگی بوده است، بنابراین شبهای صاف و صبحهای زود با نسیم خنک نادر است. بیشتر اوقات، وسایل نقلیه در باران و مه حرکت میکنند. اخیراً، چندین طوفان شدید، باران سنگین و قدرتمند ارتفاعات را تشدید کرده و وسایل نقلیه کوچکی را که در کوههای وسیع حرکت میکنند، بیشتر ترسانده است.
به دلیل این ترس، رانندگانی که مقامات را جابجا میکردند، حتی محتاطتر بودند. به لطف این، هنوز هیچ حادثهای رخ نداده است. من اتفاقاً مکالمه بسیار سرگرمکنندهای بین راننده و یک کارمند دولت شنیدم. "وای، از ماه گذشته لاغرتر و پیرتر به نظر میرسی، نه؟" "به آینه نگاه نمیکنی؟ رانندگی اینقدر چین و چروک به صورتت نمیاندازد!" "بله، آقا، درآمد من بیشتر از قبل است، اما نمیدانم چرا، صورتم همیشه چروکیده است، هه هه." "خب، چین و چروک چیزی نیست. ما در گذشته به خوبی بر مشکلات و چالشها غلبه کردهایم. بیایید به همکاری ادامه دهیم!"
طبق پیشبینیها، در اکتبر امسال، احتمال تشکیل ۲ تا ۳ طوفان یا فرونشست گرمسیری در دریای چین جنوبی وجود دارد. اگرچه این دو رویداد به هم مرتبط نیستند، اما در طول این دورهها، دا لات همیشه باران بیوقفهای را تجربه میکند که طبق معمول در گذرگاههای کوهستانی و تا ساحل پخش میشود. وسایل نقلیه با وجود باران و مشکلات پیش رو، به سفر خود ادامه میدهند...
منبع: https://baolamdong.vn/nhung-chuyen-xe-thang-mua-395357.html






نظر (0)