Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

چیزهایی که ماندگارند

در طول دوران نویسندگی‌مان در روزنامه هانوی موی، افتخار شرکت در بسیاری از کمپین‌های تبلیغاتی بزرگ و نوشتن مجموعه‌ای از مقالات در سراسر کشور را داشتیم.

Hà Nội MớiHà Nội Mới20/06/2025

هر سفر منحصر به فرد، سرشار از احساسات و محبت عمیق بود و برای مسئولان و خبرنگارانی که در آن سفرهای طولانی جمع‌آوری اطلاعات شرکت داشتند، پس از ماه‌ها تلاش و سختی، شادی و غرور به همراه داشت، با خاطراتی پرمعنا که برای همیشه در ذهنشان باقی خواهد ماند.

خبرنگار.jpg
تیمی از خبرنگاران روزنامه هانوی موی و سرهنگ خو نگوک بی در کنار بنای یادبود «مسیر هوشی مین در دریا» در کا مائو ایستاده‌اند.

یک «نقشه نبرد» تدوین کنید.

در اوایل ژوئیه ۲۰۱۱، هیئت تحریریه روزنامه هانوی موی، تیمی از خبرنگاران را مأمور یافتن شاهدان کشتی‌های «بدون شماره» کرد تا مجموعه‌ای از مقالات را برای بزرگداشت پنجاهمین سالگرد مسیر هوشی مین در دریا تهیه کنند. طرح تبلیغاتی برای اعضا ارسال شد و نظرات جمعی در مورد «برنامه‌ریزی» مقالات جویا شد. به طور کلی، باید بر دو موضوع اصلی تمرکز می‌شد: مسیر هوشی مین در دریا، مسیری که سربازان هنگ ۱۲۵ با ایمان تزلزل‌ناپذیر به پیروزی، صرف نظر از فداکاری، طی کردند؛ و بنادر مردم در امتداد سواحل جنوبی مرکزی و جنوبی، جایی که تقریباً نیم قرن پیش نمونه‌های بی‌شماری از ایثار در استقبال از کشتی‌های حامل سلاح برای پشتیبانی از میدان نبرد جنوبی پدیدار شد. کشتی‌ها و بنادر مانند لب و دندان هستند؛ یک بندر امن برای پهلوگیری ایمن کشتی‌ها ضروری است؛ هیچ کاری کوچک نیست.

چند روز بعد، دو گروه اول با فاصله ۳ تا ۴ روز از هم حرکت کردند. یک گروه، متشکل از تران چین و شوان ترونگ، مستقیماً به سمت جنوب مرکزی ویتنام حرکت کردند و از کوانگ نام تا توی هوا "جستجو" کردند، با تمرکز بر حادثه وونگ رو و درمانگاه دوک فو، و همچنین وظیفه انجام تحقیقات اولیه در مورد اقتصاد دریایی و شکل دادن به ایده‌هایی برای یک موضوع تحقیقاتی جدید. منطقه از تان هوا تا دا نانگ به گروه دوم، متشکل از نگوک تان، دونگ هیپ و هوی آن، واگذار شد که تمرکز آنها بر یافتن بقایای گروه ماهیگیری رودخانه گیانه، اولین گروه از افسران و سربازان شمالی که در کشتی‌های "بدون شماره" استخدام شده بودند، و جمع‌آوری اطلاعات برای تحقیقات آینده خود در صورت یافتن مکان‌هایی بود که به لطف دریا، زندگی در آنها خوب بود. وسیله اصلی حمل و نقل برای کل گروه یک ماشین بود. تران چین و شوان ترونگ تصمیم گرفتند به نها ترانگ پرواز کنند و سپس با تاکسی‌های موتوری و اتوبوس بروند و ماشین را به گروه دوم بسپارند، که این تصور را ایجاد می‌کرد که آنها "جانبازان" باتجربه‌ای هستند که می‌توانند به تنهایی از پس کارها برآیند.

حدود اواخر ماه ژوئیه، گروه نگوک تین و نگوین آن، مسئولیت منطقه جنوب شرقی، شهر هوشی مین، را بر عهده گرفتند و به اجرای وظایف مرتبط در شهر کان تو ، مکانی که با تاریخچه واحد ۹۶۲ مسئول بنادر و اسکله‌ها، مانند خلیج سرهنگ خوو نگوک، و داستان عاشقانه افسانه‌ای زوج تانگ و توی، یکی در اسکله‌ها و دیگری در کشتی‌های «بی‌شمار» برای سال‌های متمادی، مرتبط است، ادامه دادند.

آخرین سفر در اوایل ماه اوت بود. نگوک تان و هوی آن به همراه نویسنده کتاب «خاطرات کشتی‌های بدون شماره» - نویسنده زن، ما تین دونگ - با ماشین در سراسر با ریا و وونگ تاو سفر کردند تا شاهدانی را پیدا کنند که در سفر دریایی به شمال برای درخواست سلاح از گروه سربازان با ریا شرکت کرده بودند. سپس نگوین تریو، لو هوانگ آن و دوآن آن توان کار در منطقه جنوب غربی را به دست گرفتند، و هدفشان چیزی بیش از کسب اطلاعات در مورد واحد ۹۶۲ نبود، واحدی که به خاطر دستاوردهای خاموشش در حفاظت از بنادر و محل‌های پهلوگیری کشتی‌های «بدون شماره» شایسته لقب قهرمانانه بود.

خلاصه کنم، در واقع بیش از یک ماه طول کشید تا از آموخته‌هایمان تا حدودی راضی شویم.

سفری به طول هزار مایل با یک قدم آغاز می‌شود...

بیشتر شرکت‌کنندگان در این سفر، در جریان دو کمپین تبلیغاتی بلندمدت در سال‌های ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ حضور داشتند و بنابراین از تجربه‌ی کافی برخوردار بودند.

دو گروه اول، پس از سه روز اقامت در تان هوآ، نگ آن و نها ترانگ، با مسائل غیرمنتظره و قابل توجهی روبرو شدند. از جنوب، تران چین تماس گرفت: «من داستان‌هایی از اینجا در مورد بسیاری از ماهیگیران در کشتی‌های ثبت نشده شنیده‌ام که بدشانسی آورده‌اند، برخی از آنها دوران سختی را می‌گذرانند. یادتان باشد که بفهمید آنجا چه خبر است. وقتی به دانانگ می‌روید، آقای وو تان ایچ را پیدا کنید و از او در مورد آن بپرسید.» عصر روز بعد، شوان ترونگ تلفن را بمباران کرد: «من به چند مکان اینجا رفته‌ام و به طور فزاینده‌ای متوجه می‌شوم که اقتصاد دریایی فقط مربوط به ماهیگیری و نحوه چسبیدن ماهیگیران به دریا نیست. این همچنین مربوط به سیاست‌هایی برای حمایت از آنهاست. در مورد سوخت، راهنمایی در مورد مناطق جدید ماهیگیری چطور؟ نکته اصلی فرهنگ و طرز فکر دریایی است، نه فقط مفهوم همزیستی و کمک به یکدیگر در مواقع مشکل. و سپس برنامه‌ریزی شهری ساحلی وجود دارد. یادتان باشد که هوئه و دانانگ را در آنجا بررسی کنید.»

تیم دو نفره با عبور از نگه آن و کوانگ بین، با نگوین تریو و دوان آن توان تماس گرفت و نظرات آنها را جویا شد. حتی پس از ورود به دونگ هوی، آنها پیشنهاد کردند که روز بعد به جنوب گذرگاه نگانگ به کمون کان دونگ بازگردند تا شاهدان تازه پیدا شده را پیدا کنند و اتفاقاً ایده‌هایی را جمع‌آوری کنند که می‌تواند به ساخت مستندی درباره دهکده ماهیگیری کمک کند. وقتی آنها با "مالک" بندر ماهیگیری کان دونگ ملاقات کردند و داستان دو کاپیتان را شنیدند که قصد داشتند مناطق ماهیگیری جدیدی را در نزدیکی ترونگ سا دنبال کنند، آنچه را که شوان ترونگ شب قبل در مورد آن صحبت کرده بود، بهتر فهمیدند: اینکه اقتصاد دریایی یا تکیه بر دریا، فقط به معنای شناور نگه داشتن ناوگان ماهیگیری و اطمینان از سفرهای منظم ماهیگیران نیست. یک سیاست بزرگ نیاز به برنامه‌های بلندمدت دارد که شرایط اساسی را برای توسعه پایدار مناطق ساحلی ایجاد کند... اواخر همان شب، دونگ هیپ به رانندگی برای یافتن شاهدان کشتی‌های "ثبت نشده" ادامه داد، در حالی که هوی آن به اسکله رفت تا ببیند دهکده ماهیگیری پس از یک سفر طولانی در ساحل از شوهر و فرزندانش استقبال می‌کند. تونگ نگوک تان استراحت کرد و از سفر طولانی خود از طریق هونگ لین، کان لوک و کام شوین در استان ها تین، بهبود یافت.

سفر گروه به منطقه جنوب شرقی، شهر هوشی مین و کان تو موفقیت‌آمیز اما دشوار بود. نگوک تین به مالاریا مبتلا شد و مجبور شد در بیمارستان چو ری بستری شود، احتمالاً تنها یک یا دو روز پس از یافتن شاهدان قابل اعتماد در شهر هوشی مین، نگوین آن را در ماشین تنها گذاشت تا به کان تو برود و با زوج کهنه‌کار تانگ و توی ملاقات کند.

آخرین گروهی که به منطقه جنوب غربی رفتند، احتمالاً خوش شانس‌ترین گروه بودند، هرچند نگوین تریو حالش خوب نبود. او عمدتاً اعضای جوان‌تر را راهنمایی می‌کرد و با وجود گذراندن روزهای متوالی زیاد در جاده، با وعده‌های غذایی نامنظم و دوره‌های استراحت، بر روی مسائل خاص تمرکز داشت. پس از اتمام کار، دوباره به جاده برگشتند. گذشته از همه اینها، آنها توانستند از دماغه کا مائو دیدن کنند تا به قهرمان کشتی "بی‌شمار"، بونگ ون دیا، ادای احترام کنند و داستان‌هایی درباره استقبال کشتی‌ها در تان فو - بن تره - بشنوند... له هوانگ آنه و دوآن آنه توان بسیار مشغول بودند و از روستاها به دریا می‌رفتند تا بندرهای قدیمی را جستجو کنند و گاهی اوقات در یک روز از چهار یا پنج استان عبور می‌کردند.

بعدها، پس از بازگشت به پایتخت، بسیاری متوجه شدند که این سفر درس‌های بسیار ارزشمندتری از آنچه تصور می‌کردند برایشان به ارمغان آورده است. مسیر هوشی مین در دریا نه تنها خانه کاپیتان‌ها و کمیسرهای سیاسی بود، بلکه قهرمانان گمنام دیگری - مکانیک‌ها، ملوانان، اپراتورهای رادیو - را نیز در خود جای داده بود که هنوز نامی از آنها برده نشده است. نبرد شدید فقط مربوط به کشتی‌هایی نبود که به سلامت به بندر می‌رسیدند؛ بلکه شامل کسانی نیز می‌شد که جان خود را فدا کردند، آن افراد شجاع اما بدشانس، برخی هنوز زنده بودند اما شاید بسیاری دیگر را از دست داده بودند.

فکر کردن به آنها باعث می‌شود بفهمم که باید زندگی بهتری داشته باشم.

در مسیر بازگشت به هانوی، چه هنگام عبور از قله باشکوه آ رونگ در رشته‌کوه ترونگ سون، چه هنگام انتظار برای عبور کشتی از رودخانه بزرگ نزدیک اسکله هام لونگ، و چه صرفاً هنگام توقف در طول مسیر، موضوع یافتن شاهدان کشتی «بدون شماره» اغلب در ذهن خبرنگاران هانوی‌موی مطرح می‌شد.

هنوز لحظاتی را که با جانباز نگوین ون وین، یک جانباز غرق کشتی، در مای توی، وین لین، کوانگ تری گذراندم، به یاد دارم. خانه کوچکش در شن‌های سفید قرار داشت، سه نفر که در زیر بار بدهی ناشی از وام کوچکی که برای تعمیر خانه گرفته بودند، از یکدیگر حمایت می‌کردند. می‌خواستم کمی به آنها کمک کنم، چیزی ناچیز، اما به دلیل غرور خانواده جانباز جرات نکردم درخواست کنم.

هنوز تصویر همسر کاپیتان فام کوک هونگ در کان دونگ، کوانگ بین، را به یاد دارم، با کمری خمیده و موهایی سفید پس از سال‌ها حمل فرزندش و گدایی برای غذا در حالی که شوهرش در کشتی‌های «بی‌شمار» دور بود. هنوز تصویر خانم موی ریو، مادر جانباز لی ها، را به یاد دارم که سال‌ها پیش با قایق از با ریا به شمال رفته بود تا درخواست سلاح کند و بدون هیچ تردیدی، ده شمش طلا خرج کرد تا قایقی برای فرزندانش بخرد تا از دریا عبور کنند و به شمال برگردند. جانباز کوچک و نحیف را در کام شوین به یاد دارم که با وجود مواجهه با شرایط مرگ و زندگی، اکنون در خانه‌ای اجاره‌ای زندگی می‌کند. سخنان جانباز نگوین دین سین را در نگه آن به یاد دارم که می‌گفت آنها هیچ چیز عجیب و غریبی نمی‌خواهند، فقط وقتی هوا تغییر می‌کند، معاینه پزشکی در اولویت است و جامعه کسانی را که هنوز رنج می‌برند به یاد دارد...

در بحبوحه زندگی روزمره، خاطراتی دوباره زنده می‌شوند، انگار همین دیروز اتفاق افتاده‌اند، در کنار قهرمانانی که زمانی خود را فدای کشور کرده بودند اما اکنون بخت کمتری دارند و قادر به دستیابی به همان موفقیت نیستند. ناگهان، احساس وظیفه می‌کنم که زندگی بهتری داشته باشم.

منبع: https://hanoimoi.vn/nhung-dieu-con-mai-706284.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
خوش گذرانی در مهمانی پایان سال.

خوش گذرانی در مهمانی پایان سال.

«زنان جوان با لباس سنتی ویتنامی»

«زنان جوان با لباس سنتی ویتنامی»

تبادل فرهنگی

تبادل فرهنگی