Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

سربازان از میان آتش گلوله‌ها رژه رفتند.

در آن روزهای تاریخی آوریل، زمانی که کشور با پرچم‌ها و گل‌ها به مناسبت پنجاه و یکمین سالگرد آزادسازی جنوب و اتحاد ملی (30 آوریل 1975 - 30 آوریل 2026) مزین شده بود، خاطرات جنگ در منطقه آن مین (استان آن گیانگ) به آرامی بازگشت. در این جریان خاطرات، داستان خانواده‌ای متشکل از 13 خواهر و برادر که پنج نفر از آنها در انقلاب شرکت داشتند، مانند یک تصنیف حماسی روایت می‌شود که از طریق زندگی کسانی که آتش جنگ را تحمل کردند، بازگو می‌شود.

Báo An GiangBáo An Giang28/04/2026

سه چریک سابق به مزارع گذشته بازگشتند، جایی که یک پایگاه دشمن توسط نیروهای انقلابی نابود شده بود و اکنون در میان سرسبزی و آرامش میهنشان احیا شده بود.

در آن خانواده، آقای فام ون تام از اولین کسانی بود که اسلحه به دست گرفت. در سال ۱۹۶۰، در جوانی، به نیروهای مخفی چریکی پیوست و مانند هر شهروند دیگری در طول روز کار می‌کرد و شب‌ها آماده‌ی جنگیدن بود.

آقای فام ون تام اولین نبرد خود علیه یک پایگاه نظامی مستحکم را روایت کرد و روحیه‌ای از عزم راسخ برای جنگیدن تا پای جان برای کشورش را نشان داد.

تنها چند ماه بعد، او برای خدمت در نبرد در پست یو مین ۱۵ در روزهای منتهی به تت (سال نو قمری) اعزام شد. آقای تام با صدایی که هنوز حال و هوای جوانی‌اش را حفظ کرده بود، به یاد می‌آورد: «قبل از شروع جنگ، وقتی افسران از من و چند جوان دیگر که می‌خواستند داوطلب شوند خواستند که بمانیم، زیرا رفتن به معنای مرگ حتمی بود، هیچ‌کس نمی‌خواست به خانه برگردد. همه درخواست کردند که بمانیم و بجنگیم.»

در آن نبرد اول، نیروهای ما ۱۷ اسیر گرفتند و بسیاری از سلاح‌های دشمن را به غنیمت گرفتند. اما آنچه که حتی عمیق‌تر باقی می‌ماند، روحیه تزلزل‌ناپذیر کسانی است که جرأت کردند برای استقلال ملی با مرگ روبرو شوند.

در سال‌های بعد، در شرایط بسیار دشوار، آقای تام و رفقایش حتی با ابتدایی‌ترین سلاح‌ها، مانند تپانچه و مین‌های زمینی، جنگیدند. یک بار، در جریان کمین در ساحل کانال، با وجود اینکه قبلاً هرگز از چنین سلاحی استفاده نکرده بود، با آرامش ماموریت را پذیرفت. او مجبور شد از طناب الیاف موز برای محکم کردن اسلحه استفاده کند تا از پس زدن آن جلوگیری شود، سپس منتظر ماند تا دشمن قبل از شلیک به برد آن برسد. دود سیاه ناشی از انفجار در باتلاق پیچید و آغاز حمله چریکی را رقم زد.

آقای تام گفت: «آن زمان، ما نمی‌دانستیم ترس چیست. وقتی می‌دیدیم دشمن به مردم ظلم می‌کند، باید می‌ایستادیم و مبارزه می‌کردیم.»

اعضای جوان‌تر خانواده آقای تام، به پیروی از برادر بزرگترشان، راه او را ادامه دادند. در میان آنها آقای فام مین تام، پسر ششم، نیز حضور داشت که در سن ۱۶ سالگی به نیروهای چریکی پیوست و در نبردهای شدید در منطقه پایگاه یو مین به بلوغ رسید.

آقای فام مین تام با علاقه اولین باری را که با اسلحه‌اش به دشمن در باتلاق حرا حمله کرد، به یاد آورد.

آقای تام هنوز هم به وضوح اولین سپیده دمی را که اسلحه به دست گرفت و به همراه رفقایش در کنار جنگل حرا به دشمن کمین کرد، به یاد دارد. به محض اینکه سربازان ظاهر شدند، ناگهان صدای شلیک گلوله‌ای بلند شد که آغاز سال‌ها نبرد بی‌وقفه را رقم زد.

آقای تام گفت: «ما همه چیز کم داشتیم، اما وقتی اسلحه داشتیم، مجبور بودیم بجنگیم.»

در سال ۱۹۷۲، میدان نبرد وارد مرحله‌ی شدیدی شد. دشمن با تشدید کنترل و اعمال تحریم غذایی، زندگی را برای مردم و نیروهای انقلابی به شدت دشوار کرد. در آن شرایط، آقای تام مأموریت یافت تا فرماندهی کمین کماندوهای دشمن را بر عهده بگیرد تا مسیری برای انتقال غذا به مردم و انقلاب باز شود.

با فرا رسیدن شب، نیروهای ما خود را در علفزارهای کنار کانال چو وانگ پنهان کردند. هنگامی که دشمن، با دست کم گرفتن ما، پیشروی کرد، آتش توپخانه ما به طور غیرمنتظره‌ای فوران کرد و نارنجک‌ها بسیار مؤثر واقع شدند. در مدت کوتاهی، ۱۲ سرباز دشمن را از بین بردیم، موقعیت را امن کردیم و مسیر تدارکات را دوباره باز کردیم. این پیروزی دشمن را مجبور به عقب‌نشینی و خودداری از تجاوز بیشتر برای مدت قابل توجهی کرد.

در سال ۱۹۷۴، آقای تام به مشارکت خود در عملیات از بین بردن رئیس بی‌رحم گارد امنیتی که مرتکب جنایات بی‌شماری علیه مردم شده بود، ادامه داد. او و رفقایش که تجهیزات کافی نداشتند، هوشمندانه از نارنجک‌های دستی استفاده کردند و با صبر و حوصله در طول شب منتظر ماندند. وقتی فرصت پیش آمد، نبرد به سرعت آغاز شد و هدف را از بین برد و به برچیدن دستگاه سرکوب در محل کمک کرد.

در حالی که برادران سوم و ششم کهنه سربازان باتجربه‌ای بودند، فام ون هیپ، هفتمین برادر خانواده، مظهر یک چریک جوان شجاع و کاردان بود.

آقای فام ون هیپ با افتخار از نبردهای جسورانه‌ای که با استفاده از تاکتیک‌های مخفی انجام می‌شد و دشمن را زنده در استحکاماتش اسیر می‌کرد، یاد می‌کرد.

در سال ۱۹۷۳، در سن ۱۸ سالگی، آقای هیپ در حمله‌ای به یک پاسگاه مستحکم با استفاده از تاکتیک‌های مخفی شرکت کرد. در یک شب مهتابی، نیروی مخفی به حصار سیم خاردار نزدیک شد، در حالی که مین‌ها به طور استراتژیک در دو طرف دروازه کار گذاشته شده بودند. تنها ۳۰ متر از پاسگاه اصلی فاصله داشت، هر اقدامی باید کاملاً دقیق می‌بود.

وقتی فرصت پیش آمد، حمله‌ای غافلگیرانه آغاز شد و رئیس بی‌رحم روستا را درجا از بین برد و تمام نیروهای داخل آن را خنثی کرد. بسیاری زنده دستگیر شدند و سلاح‌ها و اسنادشان ضبط شد. آقای هیپ در حالی که چشمانش از غرور می‌درخشید، روایت کرد: «حمله تمام شد و پاسگاه بزرگ کناری کاملاً بی‌خبر بود.»

تا سال ۱۹۷۵، او به عنوان رهبر شبه‌نظامیان روستایی خدمت کرد و مستقیماً در حملات آزادسازی ویتنام جنوبی شرکت داشت. پس از اتحاد مجدد کشور، او به وظیفه بین‌المللی خود در کامبوج ادامه داد و در نبردهای بسیاری جنگید تا اینکه زخمی شد و به خانه بازگشت.

در طول سال‌های جنگ، پنج عضو آن خانواده‌ی ۱۳ خواهر و برادری در انقلاب شرکت کردند. برخی زخمی شدند، برخی چندین بار با مرگ روبرو شدند، اما هیچ‌کدام عقب‌نشینی نکردند. از سومین فرزند بزرگتر تا ششمین، هفتمین... همه آرمان مشترکی داشتند: مبارزه با دشمن و دفاع از میهن.

در منطقه دونگ شینگ در گذشته، چریک‌ها در شرایط بسیار سختی می‌جنگیدند. آنها مجبور بودند لباس و غذای خود را تهیه کنند و سلاح‌ها را با التماس یا گرفتن از دشمن به دست می‌آوردند. با این حال، دقیقاً در همین سختی‌ها بود که روحیه مبارزه آنها بیشتر تقویت می‌شد.

پشت سر سربازان، مردم بودند - کسانی که در سکوت به آنها پناه دادند، آنها را تأمین و محافظت کردند. پیوند نزدیک بین ارتش و مردم، قدرت پایداری ایجاد کرد و به انقلاب کمک کرد تا بر همه چالش‌ها غلبه کند. امروز، با برقراری صلح، آن مردم گذشته موهایشان خاکستری شده است. اما هر بار که ماه آوریل از راه می‌رسد، خاطرات جنگ به وضوح دوباره زنده می‌شود.

آقای تام با صدای آهسته گفت: «ما موفقیت فعلی خود را مدیون افراد بی‌شماری هستیم که جان خود را فدا کرده‌اند. تا زمانی که زنده هستم تا این داستان را تعریف کنم، همچنان سپاسگزارم.»

از میان جنگل‌های حرا، کانال‌ها و مرداب‌های آن سال‌ها، نسلی با شجاعتی تزلزل‌ناپذیر جنگ را تحمل کرد. و همین افراد عادی از خانواده‌های دهقانی بودند که در نوشتن حماسه‌ای جاودانه مشارکت کردند و شادی کامل ملت را در روز تاریخی 30 آوریل تضمین کردند.

متن و عکس‌ها: دانگ لین

منبع: https://baoangiang.com.vn/nhung-nguoi-linh-di-qua-lua-dan-a484013.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
سرباز مهندسی

سرباز مهندسی

ملات

ملات

روز ملی مبارک

روز ملی مبارک