شادی یک مادر
Tai Thi Tho - دبیرستان Si Ma Cai No. 1
عرق مادرم در هوای سرد جاری بود.
کمر مادرم زیر بار کیسههای ذرت خم شده بود.
چشمان مادرم از شادی برق زد.
مادرم در حالی که از میان جویبار به سختی عبور میکرد تا به مزارع برسد، لبخند میزد.
کودک با تعجب از مادرش پرسید:
مامان چطور میتونه با اینکه اینقدر خستهست، هنوز خوشحال باشه؟
مادرم گفت شادی بزرگی وجود دارد.
فردا روزیه که میرم مدرسه.
مامان میخواد یه کیف مدرسه جدید داشته باشی.
کفشهای راحتی برای مسافتهای طولانی وجود دارد.
آیندهای برای فرزند شما ساخته خواهد شد.
زیر سقف مدرسه قدیمی که مادرم همیشه آرزویش را داشت.
به سوی فردایی روشن گام برمیدارم.
مامان با معلم همکاری خواهد کرد تا رویای تو را پرورش دهد.
Tai Thi Tho - دبیرستان Si Ma Cai No. 1
عرق مادرم در هوای سرد جاری بود.
کمر مادرم زیر بار کیسههای ذرت خم شده بود.
چشمان مادرم از شادی برق زد.
مادرم در حالی که از میان جویبار به سختی عبور میکرد تا به مزارع برسد، لبخند میزد.
کودک با تعجب از مادرش پرسید:
مامان چطور میتونه با اینکه اینقدر خستهست، هنوز خوشحال باشه؟
مادرم گفت شادی بزرگی وجود دارد.
فردا روزیه که میرم مدرسه.
مامان میخواد یه کیف مدرسه جدید داشته باشی.
کفشهای راحتی برای مسافتهای طولانی وجود دارد.
آیندهای برای فرزند شما ساخته خواهد شد.
زیر سقف مدرسه قدیمی که مادرم همیشه آرزویش را داشت.
به سوی فردایی روشن گام برمیدارم.
مامان با معلم همکاری خواهد کرد تا رویای تو را پرورش دهد.
منبع: http://laocai.edu.vn/goc-van-nghe/niem-vui-cua-me-275659










