در اواسط آوریل ۲۰۲۵، پس از بازگشت از یک دوره آموزشی اتحادیه کارگری نظامی، همسرم، سرهنگ دوم له دین لانگ، رئیس سابق اتحادیه کارگری کارخانه X61 (سپاه شیمیایی)، به طرز غیرمعمولی احساس خستگی می‌کرد، بنابراین او را برای معاینه به بیمارستان مرکزی نظامی ۱۰۸ بردم. وقتی نتایج را دریافت کردم، نمی‌توانستم آنچه را که می‌دیدم باور کنم. او همیشه سالم، فعال و عاشق ورزش بود... اما ناگهان با یک بیماری تهدیدکننده زندگی مواجه شد: کارسینوم هپاتوسلولار.

دکتر با صدای آهسته مرا به مطبش فراخواند: «بیمار نیاز به جراحی برای برداشتن دو سوم کبدش دارد. جراحی بسیار پیچیده خواهد بود. ما تمام تلاشمان را خواهیم کرد، اما خانواده نیز باید برای بدترین حالت ممکن آماده باشند.» گوش‌هایم وزوز می‌کرد، قلبم فشرده می‌شد و تصاویر دو فرزندم که هنوز در سن مدرسه بودند، از ذهنم می‌گذشت. اگر بدترین اتفاق ممکن رخ دهد، چه بر سر من و فرزندانم خواهد آمد؟ از مطب دکتر بیرون آمدم، اشک‌هایم را پاک کردم و سعی کردم در حالی که به سمت همسرم برمی‌گشتم، چهره‌ام را آرام نگه دارم.

در حالی که روی تخت بیمارستان دراز کشیده بود، با نگرانی از من پرسید: «دکتر چه گفت؟ آیا فوراً به عمل جراحی نیاز دارم؟» ناگهان صدایش خفه شد: «ابتلا به این بیماری... مثل این است که حکم اعدام دریافت کنی.»

شادی عشق خانوادگی بعد از یک روز طولانی انتظار برای درمان شوهرم.

آن حرف‌ها مثل نمک روی زخمم بود. قبل از آن، من و دکتر فقط به او گفته بودیم که همانژیوم دارد. اما با شهودش، متوجه چیزی بسیار جدی شد. دستم را گرفت و گفت که خودم و بچه‌ها را آماده کنم، مبادا اتفاق بدی بیفتد.

روزهای انتظار برای عمل جراحی طولانی‌ترین روزهای زندگی‌ام بودند. دلم برای شوهر ضعیف و خسته‌ام سوخت، از او پرسیدم که بیشتر از همه چه غذایی می‌خواهد تا برایش بیاورم.

او گفت: «اگر ممکن است، می‌توانی یک کاسه سوپ اسفناج با بادام زمینی برایم درست کنی؟»

این یک غذای بسیار ساده و روستایی از زادگاه من است؛ در آن دوران سخت، مادر شوهرم اغلب آن را می‌پخت. برای او، طعم شیرین و گوارای اسفناج آبی همراه با عطر آجیلی بادام زمینی تازه، فقط یک غذا نیست، بلکه قلمرو کاملی از خاطرات کودکی است.

تهیه سوپ بسیار ساده بود و شامل اسفناج آبکش شده تازه و شسته شده، مقدار کمی بادام زمینی تازه خرد شده و چاشنی‌ها بود. برای پخت، پیازها را تفت دهید تا معطر شوند، سپس اسفناج آبکش شده را اضافه کنید و کمی تفت دهید. سپس، بادام زمینی خرد شده را روی آن بپاشید، سریع هم بزنید، سپس آب اضافه کنید و چند دقیقه بجوشانید. با این حال، مشکل این بود که خانه من بیش از ۵۰ کیلومتر از بیمارستان فاصله داشت. اگر سوپ را در خانه می‌پختم و به بیمارستان می‌آوردم، سرد می‌شد و شوهرم از آن لذت نمی‌برد. بعد از فکر زیاد، تصمیم گرفتم مواد را به بیمارستان بیاورم و با جسارت پرسیدم که آیا می‌توانم آن را در آشپزخانه سلف سرویس بپزم.

بعد از شنیدن توضیحات من، کارکنان آشپزخانه لبخندهای دلسوزانه‌ای رد و بدل کردند. سرآشپز سر تکان داد و گفت: «بسیار خب، برو و برایش آشپزی کن.»

قابلمه کوچکی در دست داشتم و وسط آشپزخانه‌ای ناآشنا ایستاده بودم و در حالی که سعی می‌کردم جلوی اشک‌هایم را بگیرم، آشپزی می‌کردم. فهمیدم که در این لحظه، چیزی که او نیاز داشت فقط یک کاسه سوپ نبود، بلکه حمایت عاطفی بود، دلیلی برای ادامه تلاش و تسلیم نشدن.

شاید برایتان جالب باشد
پشت بامِ خنک، با شکوه تمام در میان جزیره مرواریدگون تاسمانی قد برافراشته است.
پشت بامِ خنک، با شکوه تمام در میان جزیره مرواریدگون تاسمانی قد برافراشته است.VTV.vn - بازدید از تاسمانی بدون قدم گذاشتن بر قله کونانی (کوه ولینگتون) یک سفر ناقص محسوب می‌شود.
برای جشن دومین سالگرد تأسیس، سان ورلد سم سان یک مهمانی تابستانی با صدها کارت تشکر شگفت‌انگیز برگزار می‌کند.
برای جشن دومین سالگرد تأسیس، سان ورلد سم سان یک مهمانی تابستانی با صدها کارت تشکر شگفت‌انگیز برگزار می‌کند.پارک آبی سان ورلد سام سون، به مناسبت دومین سالگرد تأسیس خود، از 30 ژوئن، با صدها کارت تشکر، چرخش‌های شانس، مینی‌گیم‌های هیجان‌انگیز و بسیاری از فعالیت‌های تجربی، از بازدیدکنندگان خود در یک جشن تولد بزرگ پذیرایی می‌کند. پس از دو تابستان، بزرگترین پارک آبی در شمال ویتنام به مقصدی محبوب برای بسیاری از خانواده‌هایی تبدیل شده است که در حال گشت و گذار در پارک آبی سام سون هستند.
بازدید و حمایت از خانواده‌هایی که قایق‌های ماهیگیری‌شان در آتش‌سوزی از بین رفته است.
بازدید و حمایت از خانواده‌هایی که قایق‌های ماهیگیری‌شان در آتش‌سوزی از بین رفته است.بعدازظهر روز 30 ژوئن، هیئتی به رهبری آقای نگوین دین هونگ، عضو کمیته دائمی کمیته حزب استانی و نایب رئیس دائمی کمیته جبهه میهن ویتنام در استان نِگه آن، به همراه نمایندگانی از رهبری محلی کمون‌های کوین فو و کوین لو، نمایندگانی از ایستگاه مرزبانی کوین توآن (فرماندهی مرزبانی نِگه آن) و سایر سازمان‌ها، از خانواده‌هایی که قایق‌های ماهیگیری‌شان صبح روز 30 ژوئن هنگام لنگر انداختن در رودخانه هائو (کمون کوین فو، استان نِگه آن) در آتش سوخت، بازدید، تشویق و از آنها حمایت کردند. از سه قایق ماهیگیری که آتش گرفتند، دو قایق متعلق به ماهیگیرانی از کمون کوین لو و یک قایق متعلق به ماهیگیرانی از کمون کوین فو بود.

وقتی کاسه سوپ داغ را جلویش گذاشتم، مدت زیادی به آن خیره شد و دو قطره اشک بی‌صدا از گوشه چشمانش سرازیر شد. او به آرامی، قاشق به قاشق، غذا را خورد، انگار که از هر طعم آشنا لذت می‌برد، سپس به آرامی گفت: «خوشمزه است! درست مثل طعم زادگاهم.» برای اولین بار پس از روزها، دیدم که او با چنین لذتی غذا می‌خورد. به نظر می‌رسید هر قاشق سوپ دردش را تسکین می‌دهد و به او انرژی و ایمان تازه‌ای می‌دهد تا بر جاده چالش‌برانگیز پیش رو غلبه کند.

دستش را محکم گرفتم و تشویقش کردم: «خوشبین باش! به پزشکان و پرستاران اعتماد کن! به خاطر تو، به خاطر خانواده‌مان، ایمان دارم که بر این مشکل غلبه خواهی کرد!»

در ۲۱ آوریل ۲۰۲۵، شوهرم به اتاق عمل رفت.

در راهروی بیمارستان نشسته بودم، قلبم سنگین بود. هرگز به نظر نمی‌رسید که زمان اینقدر کند بگذرد. ​​عمل جراحی ساعت ۷ صبح شروع شد و تقریباً تا ساعت ۳ بعد از ظهر طول کشید. وقتی دکتر بیرون آمد و اعلام کرد که عمل موفقیت‌آمیز بوده است، نزدیک بود از حال بروم. بعد از روزها تلاش برای قوی بودن و سرکوب ترسم، فقط در آن لحظه جرات گریه کردن پیدا کردم.

بیش از یک هفته پس از جراحی، او تقریباً هفت کیلوگرم وزن کم کرد. برش طولانی راه رفتن را بسیار دشوار کرده بود. با این حال او همچنان لبخند می‌زد و سعی می‌کرد به من اطمینان دهد: «نگران نباش، من به زودی بهبود خواهم یافت.» قدرت او مرا سرشار از ترحم و تحسین کرد.

در پایان آن ماه، او از بیمارستان مرخص شد تا درمانش را در خانه ادامه دهد. تمام خانواده‌ام از اینکه می‌توانستند دوباره دور میز شام خانوادگی جمع شوند، بسیار خوشحال بودند. من هر وعده غذایی را با دقت آماده می‌کردم، غذاهای مورد علاقه‌اش را می‌پختم، گزینه‌های سبک و سالمی را برای کمک به بهبودی سریع او.

سه ماه بعد، سلامتی او به طور قابل توجهی بهبود یافته بود. او گفت: «وقتی کاملاً سالم شوم، ورزش متوسط ​​​​انجام خواهم داد و هر روز زود به خانه می‌آیم تا به موقع با همسر و فرزندانم شام بخورم.»

از آن به بعد، هر شب، میز شام خانوادگی ما پر از خنده می‌شد. روزهایی که سوپ اسفناج با آب و بادام زمینی می‌خوردیم، او به شوخی با بچه‌ها می‌گفت: «این داروی نجات‌بخش باباست!»

دختر بزرگتر شیطون جواب داد: «داروی بابا در واقع عشق مامانه. این سوپ فقط یه کاتالیزوره!» همه خانواده زدند زیر خنده.

دو فرزند من نیز از آن وعده‌های غذایی، تفکرشان رشد کرد. آنها دیگر مثل قبل از رستوران‌ها فست فود نمی‌خواستند، بلکه در عوض از مادرشان می‌خواستند که طرز تهیه سوپ اسفناج آبی با بادام زمینی را به آنها یاد بدهد. یکی بادام زمینی را آسیاب می‌کرد، دیگری سبزیجات می‌چید و پیاز پوست می‌گرفت، صدای خنده‌شان در سراسر آشپزخانه کوچک می‌پیچید. موقع غذا، بدون اینکه کسی کلمه‌ای بگوید، خواهر بزرگتر از پدرش پذیرایی می‌کرد و خواهر کوچکتر از مادرش پذیرایی می‌کرد، و هر دو مشتاقانه منتظر بازخورد والدینشان در مورد غذاهایی بودند که خودشان تهیه کرده بودند.

با دیدن شوهرم که هر روز شادتر و سرحال‌تر می‌شد، احساس کردم تمام زحماتی که برای کمک به او در غلبه بر بیماری جدی‌اش کشیده بودم، ارزشش را داشته است.

حالا که به آن دوران سخت نگاه می‌کنم، می‌فهمم که بعد از بزرگترین اتفاقات زندگی، چیزی که آدم‌ها را کنار هم نگه می‌دارد، گاهی اوقات فقط چیزهای کوچک است: یک وعده غذایی گرم، یک کاسه سوپ آشنا، یک نگاه منتظر یا یک کلمه دلگرم‌کننده به موقع. و شاید همین عشق آرام و پایدار است که معجزه‌آساترین «دارو» است و به مردم قدرت می‌دهد تا بر بیماری، بدشانسی و سخت‌ترین چالش‌های زندگی غلبه کنند.

ویتنام شرکت‌های آمریکایی را به گسترش سرمایه‌گذاری در فناوری پیشرفته تشویق می‌کند.
ویتنام شرکت‌های آمریکایی را به گسترش سرمایه‌گذاری در فناوری پیشرفته تشویق می‌کند.صبح روز 26 ژوئن، در دفتر مرکزی دولت، هو کوک دونگ، معاون نخست وزیر، آقای جف پلیس، مدیر زنجیره تأمین گروه Coherent (ایالات متحده آمریکا) را به حضور پذیرفت. در طول این دیدار، معاون نخست وزیر تأیید کرد که ویتنام، کسب و کارهای آمریکایی را به گسترش سرمایه‌گذاری، به ویژه در صنایع فناوری پیشرفته، نوآوری و نیمه‌هادی، تشویق می‌کند.
تشویق کسب‌وکارهای آمریکایی به گسترش سرمایه‌گذاری در بخش‌های فناوری پیشرفته.
تشویق کسب‌وکارهای آمریکایی به گسترش سرمایه‌گذاری در بخش‌های فناوری پیشرفته.هو کوک دونگ، معاون نخست وزیر، گفت که ویتنام از گسترش فعالیت‌های شرکت‌های آمریکایی در ویتنام، به ویژه در صنایع پیشرفته و بخش‌هایی با ارزش افزوده بالا، استقبال می‌کند.
ویتنام و ایالات متحده همکاری خود را در مقابله با پیامدهای جنگ تقویت می‌کنند.
ویتنام و ایالات متحده همکاری خود را در مقابله با پیامدهای جنگ تقویت می‌کنند.VTV.vn - در 22 ژوئن، دبیر کل و رئیس جمهور، تو لام، وزیر موقت نیروی دریایی ایالات متحده، هونگ کائو، را به حضور پذیرفت.

هر روز، یک کاسه سوپ اسفناج با بادام زمینی به طور منظم روی میز شام خانواده من ظاهر می‌شود. نه به این دلیل که خیلی خوشمزه است، بلکه به این دلیل که به یادآوری ملایمی از موقعیت‌های مرگ و زندگی، قدردانی از پزشکان و پرستاران، قدرت اشتراک‌گذاری و بالاتر از همه، پیوندهای خانوادگی و معجزه عشق تبدیل شده است.

یک روز، موقع غذا خوردن، پسر کوچکم ناگهان پرسید:

«بابا، وقتی مریض بودی، اگر مامان آنجا نبود، می‌توانستی از پسش بربیایی؟»

او به آرامی لبخند زد، صدایش گرم بود: «هیچوقت «فرزندم» وجود نخواهد داشت. چون مامان دلیل زندگی باباست!» سپس با محبت به من نگاه کرد: «متشکرم، همسر عزیزم! تو نه تنها تکیه‌گاه من هستی، بلکه کسی هستی که شعله را در خانواده ما روشن نگه می‌دارید، تا هر وعده غذایی همیشه گرم و پر از عشق باشد!»

با شنیدن حرف‌هایش، اشک از چشمانم سرازیر شد و احساس ملایمی از شادی سراسر وجودم را فرا گرفت.

    منبع: https://www.qdnd.vn/van-hoa/van-hoc-nghe-thuat/phep-mau-cua-yeu-thuong-1046557