البته باران بند آمده و طوفان فروکش کرده است.
باید اعتراف کرد که خورشید تازه طلوع کرده و درخشش طلایی خود را به نمایش گذاشته است.
فراز و نشیبهای زندگی تمام شد.
چرا من از وسعت قلب چیزی نشنیدهام؟
هنوز امیدوار است که بوتههای برنج با دانههای رسیده طلایی شوند.
فصلی از فراوانی با نزدیک شدن به زمستان.
مزارع مرزی حرف مفت می زنند.
پرندگان شامگاهی بالهایشان را میگشایند و به سوی آسمان پرواز میکنند.
تلخی و غم تمام شد.
خنده ها و صداهای از ته دل بلند شد.
زندگی در روستا، عشق به زمین شکوفا میشود.
دستهای کوچک، اما قلبی بزرگ
پرندگان با صدای بلند در آسمان چهچهه میزنند.
خورشید صبح مرا در گرمای خود غرق میکند و مرا سرشار از شور و اشتیاق میکند...
منبع: https://baodaklak.vn/van-hoa-du-lich-van-hoc-nghe-thuat/van-hoc-nghe-thuat/202512/phia-ban-mai-6fa0822/







نظر (0)