در روستای هوآنگ ین (بخش ایا فین، منطقه چو پرونگ)، صبح روز ششم ژوئن، مقامات محلی با هماهنگی خانوادهها، مراسم تشییع جنازه قربانیان حادثه غمانگیزی را که عصر دیروز، پنجم ژوئن رخ داد، انجام دادند. خانه قدیمی و یک طبقه نگوین کوانگ هوا (۳۵ ساله، یکی از سه قربانی) غرق در غم و اندوه بود و فریادهای دلخراش غم و اندوه در آن طنینانداز بود.
خانه خانواده آقای نگوین کوانگ هوا غرق در غم و اندوه است.
آقای نگوین شوان هوی (۷۱ ساله، پدر آقای هوآ) با نگاه به سه تابوت که کنار هم قرار داشتند، آنقدر گریه کرد تا اشکهایش خشک شد، در حالی که به طور متناوب میایستاد و مینشست و به اجساد فرزندان و نوههایش خیره شده بود. برای آقای هوی، این فقدان شاید غیرقابل تصور باشد.
آقای هوی گفت که انگار همه چیز بعد از تنها یک تماس تلفنی که خبر وحشتناک را به او داد، زیر و رو شد. همسرش با شنیدن خبر مرگ فرزندان و نوههایشان غش کرد، نمیتوانست باور کند که این خبر حقیقت دارد.
آقای هوی با پریشانی آشکاری تعریف کرد: «حدود ساعت ۵ بعد از ظهر، خانوادهام تماسی تلفنی دریافت کردند که به ما اطلاع میداد پسر و همسرش در حدود ۱ کیلومتری خانهمان تصادف کردهاند. همسرم به محض شنیدن خبر، غش کرد، چون نمیتوانست باور کند چه میشنود. او را پیش یکی از همسایهها گذاشتم و فوراً به محل حادثه شتافتم. در راه، مدام دعا میکردم که اطلاعاتی که شنیده بودم درست نباشد، اما وقتی رسیدم، از دیدن اجساد فرزندان و نوههایم شوکه شدم. حتی الان هم آن صحنه وحشتناک مرا آزار میدهد. پسر، عروس و نوهام بیحرکت روی جاده افتاده بودند. برای من خیلی وحشتناک بود.»
بستگان در کنار تابوت سه قربانی نگون بخت، بی وقفه گریه می کردند.
خانم هان (مادر هوآ) در حالی که هق هق میکرد، چشمانی خالی داشت، گویی روحش را از دست داده بود و برای پسر و نوههایش سوگواری میکرد. خانم هان گفت که هوآ و کیو سالها از طریق کشاورزی امرار معاش میکردند، هر جا که کاری پیدا میکردند، کار میکردند و با پشتکار پول در میآوردند تا هزینه تحصیل چهار فرزندشان را تأمین کنند.
«من و همسرم خیلی همدیگر را دوست داشتیم. ما ازدواج کردیم و صاحب چهار فرزند شدیم. زندگی سخت بود، اما به ندرت با هم بحث میکردیم. همین دیروز، ن. هنوز با من بازی میکرد، پشت و شانههایم را ماساژ میداد، و حالا...» در این لحظه، رنگ از چهره خانم هان پرید و او به سرعت اشکهایش را با لبه پیراهنش پاک کرد.
همسایگان و دوستان هنگام بازگو کردن شرایط دشوار خانواده آقای هوآ، اشک در چشمانشان حلقه زد. این زوج به دلیل طبیعت مهربانشان همیشه مورد توجه همسایگانشان بودند. خانم نگو تی ترا گیانگ (یکی از همسایگان) گفت که خانم کیو فردی بسیار سخت کوش و مهربان بود که با روستاییان در صلح و صفا زندگی میکرد.
خانم جیانگ با صدایی گرفته و پر از احساسات گفت: «کیو خیلی رقتانگیز بود. او برای امرار معاش چهار فرزند خردسالش، کره میخرید، ضایعات فلزی جمعآوری میکرد و به عنوان پیشخدمت فصلی کار میکرد. راستش را بخواهید، وقتی خبر تصادف کیو و همسرش را شنیدم، باورم نشد. چطور ممکن است چنین آدم خوبی اینقدر زود ما را ترک کند!»
رهبران محلی، و همچنین اقوام و همسایگان، برای تسلیت به خانواده آمدند.
همچنین صبح امروز، آقای دوآن هو دونگ، مدیر اداره حمل و نقل و معاون کمیته ایمنی ترافیک استان گیا لای ، به دیدار خانواده و بستگان آقای نگوین کوانگ هوا رفت و به آنها تسلیت گفت. در طول این دیدار، آقای دوآن هو دونگ ضمن ابراز تسلیت، مبلغ ۱۵ میلیون دونگ ویتنامی به عنوان کمک مالی به خانواده اهدا کرد و در غم و اندوه عظیم آنها شریک شد.
کمیته ایمنی ترافیک منطقه چِف پرونگ نیز ۹ میلیون دونگ ویتنامی، کمیته مردمی کمون ایا فین ۹ میلیون دونگ ویتنامی و نمایندگان روستای هوانگ ین ۲ میلیون دونگ ویتنامی برای کمک به برگزاری مراسم تشییع جنازه سه قربانی به خانواده آنها اهدا کردند.
تقریباً ساعت ۴:۴۰ بعد از ظهر روز ۵ ژوئن، یک کامیون با پلاک ۸۱H-۰۱۰.۴۵، به رانندگی آقای هوانگ شوان تای (۵۳ ساله، ساکن بخش تانگ لوی، شهر پلیکو)، از کمون بائو کان به سمت شهر چو پرونگ در حرکت بود که ناگهان با یک وانت با پلاک ۸۱C-۱۴۸.۷۴ که به آرامی در سمت راست حرکت میکرد، برخورد کرد.
سپس خودرو با موتورسیکلتی با پلاک 81B2-783.37 به رانندگی آقای نگوین کوانگ هوا (35 ساله، ساکن روستای هوانگ ین، بخش ایا فین، منطقه چو پرونگ) که همسرش نگوین تی کیو (31 ساله) و پسرشان NHTN (3 ساله) را بر پشت خود حمل میکرد، برخورد کرد.
این حادثه منجر به مرگ فوری تمام اعضای خانواده سه نفره آقای هوآ شد.
هیِن مای
سودمند
احساسات
خلاق
منحصر به فرد
منبع






نظر (0)