![]() |
| هیئت اعزامی از منطقه دوم نیروی دریایی از طریق رادیو سال نو را تبریک گفتند. |
شب سال نو از صدا و سیما پخش میشود
کیکهای برنجی چسبناک، معطر و داغ، سینیهای پنج میوه، مرباها، آبنباتهای شیرین و شکوفههای زردآلوی طلایی مانند پرتوهای خورشید. امواج غریدند و تکان خوردند و گاهی بشقابهای کیک و مربا مانند جادو از یک گوشه میز به گوشه دیگر پرتاب میشدند. سربازان و خبرنگاران دور هم جمع شده بودند و ضیافت را آماده میکردند و از ته دل به جوکهای طنزآمیز میخندیدند. این حال و هوای استقبال از سال نو در کشتی ۲۶۳، از اسکادران دوم گشت شیلات، منطقه ۲ نیروی دریایی، بود که مأموریت داشت هیئتی را که حامل احساسات سرزمین اصلی بود به سکوهای دریایی DK1 بیاورد و عید تت (سال نو قمری) را با افسران و سربازانی که از حاکمیت فلات قاره جنوبی سرزمین پدری محافظت میکردند، جشن بگیرد.
در لحظه مقدس گذار، با وداع با سال کهنه و استقبال از سال نو، نگاههایی سرشار از احساسات گوناگون رد و بدل شد. همه خبرنگاران حسرت خانههای آشنای خود در وطن را احساس میکردند. در حالت ایدهآل، در همین لحظه، هر یک از آنها باید با شادی به خانوادههایشان بپیوندند...
حرکت لرزان کشتی در میان امواج و باد، غرش دریای آزاد و لبخندهای ساده سربازانی که تعطیلات تت زیادی را در دریا گذرانده بودند، دلتنگی ما را بیاهمیت جلوه میداد. درست همین امروز بعد از ظهر، با رسیدن به سکوی DK1/15، اولین لحظه احساسات فراموشنشدنی را به همراه داشت. در این "قلعه فولادی" در میان دریا و آسمان، افسران و سربازان مدتها بود که منتظر بودند، نمیدانم چقدر. به محض اینکه کشتی ظاهر شد، بازوهای قوی با هیجان تکان خوردند. روی عرشه، سرهنگ دوم دانگ مان هونگ، رئیس گروه ضربت منطقه دوم نیروی دریایی، و رفقایش اشک در چشمانشان حلقه زده بود و لبخند بر لب داشتند.
در فلات قاره جنوبی سرزمین مادری ما، فصل بارانهای موسمی بود، با امواج بلند و بادهای شدید مداوم. کشتی ۲۶۳ مدام به جلو و عقب حرکت میکرد، اما فاصله بین آنها با امواج بلند قبل از سقوط مشخص میشد و خطر بزرگی را ایجاد میکرد. ما نتوانستیم طبق انتظار به سکوهای دریایی برسیم. اینها همچنین تجربیات دشواری در طول سفر ده روزه کشتی ۲۶۳ به سکوهای DK1/11، DK1/14 و DK1/12 بودند.
«رفقا!» صدای گرم و عمیق سرهنگ دوم دانگ مان هونگ از رادیو طنینانداز شد و در میان امواج نفوذ کرد و به رفقا و خبرنگارانش اجازه داد تا آرزوها، احساسات و تبریکهای ساده سال نو خود را که از طریق امواج رادیویی طنینانداز میشد، منتقل کنند. ما خوششانس بودیم که با همان نفس، همان انتظار دلخراش و همان شادی عظیم، زمانی که هدایای سال نو، که گرمای سرزمین اصلی را با خود داشتند، از طریق سیستم قرقرهای دستنخورده به سربازان روی سکوی دریایی رسیدند، شریک بودیم.
این نه لنز دوربین، بلکه قلب تپندهی درون سینهام بود که آن چهرههای عزیز را ثبت کرد. آن سربازان، برای محافظت استوار از حاکمیت دریایی ما، تعطیلات بیشماری از عید تت را دور از والدین، همسران و فرزندانشان گذراندهاند و حسرت و محبت فراوانی را پشت سر گذاشتهاند. حتی آغوش گرم از سرزمین اصلی نیز دور از دسترس است. با تجربهی همهی اینها در خط مقدم امواج، میتوان معنای اشکها و لبخندها را در طول تعطیلات مقدس تت در میان اقیانوس و آسمان وسیع میهنمان به درستی درک کرد.
![]() |
| تحویل هدایای تت به سکوی فراساحلی. |
شکوفههای زردآلو در میان اقیانوس پهناور شکوفا میشوند.
موج بزرگی به زمین خورد و بشقابهای مربا و کیک روی میز را جابهجا کرد. خنده بلند شد، ترکیبی از خندههای شاد و احساسات نوستالژیک. در لحظه مقدس شب سال نو، سربازان شروع به خواندن آهنگ «روز سال نو در زادگاهم» کردند. همه آنها به آنها پیوستند و صدایشان با صدای امواج درآمیخت: «جشن روز سال نو در سراسر سرزمینم / هزاران گل معطر رنگهای زیبای خود را به نمایش میگذارند / کودکان کوچک لباسهای نو خود را به نمایش میگذارند / میدوند و آتشبازی میکنند ... مهم نیست کجا برویم، همه ما به یاد داریم / که برگردیم و با خانوادههایمان جشن بگیریم.»
سرهنگ دوم دانگ مان هونگ اظهار داشت که برای نسلهای متمادی از افسران و سربازان نیروی دریایی، کشتیها، جزایر و سکوهای دریایی در دریاهای ویتنام خانه بزرگ آنها هستند. رفقا مانند خانواده هستند، در کنار هم ایستادهاند، شادیها و غمها را با هم تقسیم میکنند، بر سختیها و خطرات غلبه میکنند، در خط مقدم امواج محکم ایستادهاند، حاکمیت دریایی را حفظ و حراست میکنند، تا بهارها آرام باشند، جوانههای جدید جوانه بزنند و هر خانوادهای تعطیلات شاد تت داشته باشد.
با بیدار شدن پرتوهای ملایم خورشید صبحگاهی، مانند هدیهای معجزهآسا در آغاز سال نو، امواج آرام گرفتند. سکوی DK1/10 در ساحل کمعمق Ca Mau ، در مرز سرزمین مادری ما، با شکوه ایستاده بود. این آخرین، اما اولین و تنها مکانی بود که در طول سفر تقریباً نیم ماههمان در دریا از آن بازدید کردیم.
آغوشهای محکم و دست دادن. لبخندهایی که از اشک میدرخشیدند. نه تنها بسیاری از افسران و سربازان جوان، بلکه کاپیتان نگوین ون تان، فرمانده سکوی DK1/10، و سرهنگ دوم دانگ مان هونگ، سربازانی با شجاعت تزلزلناپذیر و روحیهای پولادین، از این لحظه فوقالعاده گرانبهای تجدید دیدار به گریه افتادند. عطر گرم تت (سال نو ویتنامی) قلبهایشان را پر کرده بود.
ما که از نزدیک افسران و سربازان را روی سکوی دریایی دنبال میکردیم، از سرسبزی پر جنب و جوش باغهای سبزیجات سیار که در میان کمبود زمین، آب شیرین و شرایط سخت آب و هوایی شکوفا میشدند، شگفتزده شدیم. و از شکوفههای زردآلوی گلدانی، گلی که نماد انعطافپذیری و نجابت است و در طول تت (سال نو ویتنامی) ضروری است، که توسط خود افسران و سربازان کاشته و پرورش داده شده و اکنون در میان امواج متلاطم به رنگ زرد درخشان شکوفا شده است، مبهوت شدیم. شکوفههای زردآلوی زرد روشن، نمادی از بخت خوب، ثروت، رفاه، خوشبختی و زندگی پر جنب و جوش، در پایگاه DK1، در خط مقدم دریا، نمایانگر اراده و عشق سربازان به زندگی و چشمههای آرام هستند.
منبع: https://huengaynay.vn/chinh-polit-xa-hoi/bien-gioi-bien-dao/tet-am-giua-bien-troi-to-quoc-162419.html









نظر (0)