Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

دنبال کردن رد ابرهای سرگردان

با شروع اولین سفرم در سال، صبح زود به موک چائو رسیدم، زمانی که تمام فلات هنوز خواب‌آلود و پوشیده از ابر بود. نوارهای نازک و ابریشمی مه بی‌پایان در دامنه تپه‌ها امتداد داشتند و سپس در نور کم‌رنگ و نعنایی سپیده‌دم محو می‌شدند. اینجا، ابرها مانند جاهای دیگر در آسمان سرگردان نیستند. آنها مانند موجودات زنده‌ای که روح خود را دارند، به آرامی و با فراغت خاطر روی زمین قدم می‌زنند.

Báo Đà NẵngBáo Đà Nẵng01/02/2026

یک صبح مه آلود در موک چائو
یک صبح مه آلود در Moc Chau. عکس: Thanh Nhan

شیبی را که به تپه چای قلبی شکل منتهی می‌شد، دنبال کردم. ردیف‌هایی از گیاهان چای سبز پررنگ، نرم و لطیف مانند ضربات قلم‌مو روی یک نقاشی جوهری غول‌پیکر، امتداد یافته بودند. بوته‌های چای به طور مرتب هرس شده و مرتب چیده شده بودند، مانند ضربان قلب زمین. با هر قدم، ابرها کمی فضای بیشتری باز می‌کردند، سپس مانند دری نامرئی پشت سرم بسته می‌شدند.

موک چائو جایی است که ابرها در طول چهار فصل به آنجا مهاجرت می‌کنند و در حرکتند. این فصل، ابرها در روستای تان لاپ هستند؛ فصل بعد، آنها به فینگ لونگ، لانگ لونگ، نا کا... نقل مکان خواهند کرد. ابرها در یک جا نمی‌مانند، اما کاملاً هم آنجا را ترک نمی‌کنند؛ آنها فقط مکان خود را تغییر می‌دهند تا اشتیاق خود را عمیق‌تر کنند. در میان این وسعت، ناگهان فهمیدم که چرا مردم ارتفاعات به ندرت از اشتیاق صحبت می‌کنند، زیرا ابرها قبلاً به جای آنها صحبت کرده‌اند.

باد بر فراز تپه‌های چای، عطر خاکی برگ‌های جوان را با خود می‌آورد، عطری که با تلخی لطیفی بر زبان آمیخته شده است. نیازی به لمس کردن نیست؛ همین که در میان ابرها و چای ایستاده باشید، کافی است تا یک سلام بی‌نظیر را حس کنید: «موک چائو اینجاست، با ریتمی آرام، اما عمیقاً معنادار.»

غروب به سرعت در ارتفاعات فرا رسید. خورشید غروب کرد و سرما مانند پتویی غول‌پیکر بر روستا سایه افکند. یک خانواده تایلندی مرا برای نوشیدن یک فنجان چای گیاهی به خانه‌شان دعوت کردند.

خانه کوچک اما دنج، ساخته شده از چوب سرو، سقفی از تخته‌های چوبی قدیمی و رنگ‌پریده داشت. روی اجاق، آتش هیزم به آرامی ترق تروق می‌کرد. هیچ مکالمه طولانی‌ای در جریان نبود، اما خود آتش داستان کاملی بود. در نور آتش، سایه یک زن تایلندی را دیدم که دستانش را گرم می‌کرد، بچه‌ها رو به پایین دراز کشیده بودند و سیب‌زمینی‌های شیرین برشته را تماشا می‌کردند که به رنگ طلایی درمی‌آیند، و مردی که بی‌صدا هیزم اضافه می‌کرد - بدون هیچ کلامی، اما همه چیز را می‌گفت. اینجا، گرما در کلمات نیست، بلکه در ریتم زندگی است.

آن شب در شهر، در بازار شبانه موک چائو پرسه می‌زدم. غرفه‌ها پر از پارچه‌های زربافت، روسری‌های گلدوزی‌شده، کیف‌های پائو گلدوزی‌شده و دستبندهای نقره‌ای دست‌ساز ساخته‌ی مردم رد دائو بود... غذاهای کوهستانی نیز در همه جا فروخته می‌شد: شراب ذرت تخمیر شده با برگ‌ها، شیر گرم گاو، نسخه‌ی کوهستانی تانگ کو (یک خورش سنتی)، پا پین تاپ (نوعی خورش)، برنج لوله‌ای بامبو...

اما چیزی که بیش از همه مرا تحت تأثیر قرار داد، نه فقط غذا، بلکه شیوه‌ای بود که مردم عید تت را در این محیط مدرن و یکپارچه جشن می‌گرفتند.

بسیاری از جوانان در مناطق کوهستانی اکنون به صورت زنده اجناس را می‌فروشند، از کدهای QR برای پرداخت استفاده می‌کنند، ویتنامی را واضح و رسا صحبت می‌کنند و هنگام معرفی محصولات، چند کلمه قومی نیز به زبان می‌آورند. فناوری دیجیتال ممکن است در زندگی روزمره نفوذ کند، اما به اجاق، نحوه تعظیم مردم هنگام تعارف نوشیدنی یا رنگ روسری جدید پیئو که مادران در اولین روز سال نو قمری دور موهای دخترانشان می‌بندند، نفوذ نکرده است.

من با گروهی از جوانان همونگ که در حال تمرین پرتاب پائو بودند، ملاقات کردم. آنها در حالی که پائو را با ریتم بازی سنتی خود پرتاب می‌کردند، با بلندگوی بلوتوث موسیقی پخش می‌کردند. آنها در مورد ادغام، در مورد استارت‌آپ‌های گردشگری اجتماعی صحبت می‌کردند، اما وقتی از تت (سال نو ویتنامی)، هت چا (یک غذای سنتی)، برنج چسبناک تان همونگ و شراب برنج دم کرده با مخمر برگ جنگلی نام بردند... صدایشان آرام شد، گویی در مقابل محراب کوه‌ها و جنگل‌های خودشان ایستاده بودند.

منبع: https://baodanang.vn/theo-dau-may-rong-ruoi-3322578.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
روسیه

روسیه

یک داستان شاد

یک داستان شاد

خانواده، ها؟

خانواده، ها؟