
در بحبوحه سلطه فیلمهای ترسناک و انیمیشن در سینماهای ویتنام، فیلم «مزدامس تان ساک» ( Mesdames of the Blue) به کارگردانی تانگ وو، دیدگاه متفاوتی ارائه میدهد. این درام روانشناختی که با الهام از یک نزاع خانگی تکاندهنده در سایگون در دهه ۱۹۶۰ ساخته شده است، بازگشت تان هانگ به پرده سینما پس از سالها را رقم میزند. این سوپرمدل نقش کام تان، رقصندهای مشهور را بازی میکند که در گردبادی از جاهطلبی، عشق و نفرت گرفتار شده و به یک تراژدی وحشتناک منجر میشود.
با این حال، به جای اینکه به خاطر محتوای داستان یا پیام اجتماعیاش مورد توجه قرار گیرد، به طرز غیرمنتظرهای به مرکز بحثها تبدیل شده است. و همه چیز حول محور تان هانگ میچرخد.
«ماشین را نگه دار!» سیلی از پیامهای تبلیغاتی شبکههای اجتماعی را فرا گرفته است.
سریال «مزدام تان ساک» داستان کام تان را از زمانی که دختری جوان و سرگردان در خیابانها بود و توسط صاحب یک کلوب شبانه، مادام ساک، به خانهاش برده میشود تا زمانی که به تدریج به درخشانترین ستاره سریال «کیم دو» تبدیل میشود، دنبال میکند.
پس از سالها فعالیت در این صنعت، دوران او به پایان رسیده بود و زنان جوانتری برای تصاحب جایگاه او رقابت میکردند. وقتی رابطه پنهانی او با با دونگ، شوهر رئیس، فاش شد، کام تان و مادام ساک با هم دشمن شدند. این دو زن مخفیانه با هم میجنگیدند و سعی میکردند یکدیگر را از بین ببرند، غافل از اینکه پیگیری کورکورانه آنها منجر به از دست دادن همه چیزشان میشود.
![]() |
تان هونگ به مرکز توجه و بحث تبدیل شد. |
با گشت و گذار در انجمنهای فیلم و سایتهای رسانههای اجتماعی، به راحتی میتوان تصاویر و ویدیوهای کوتاه متعددی را که از فیلم «مسیح آبی و سفید» بریده شدهاند، پیدا کرد. این تصاویر مورد بررسی، بحث و حتی به عنوان «مواد تشکیلدهنده» برای میمهای طنزآمیز مورد استفاده مجدد قرار میگیرند. این پستها مخاطبان زیادی دارند و بسیاری از ویدیوها صدها هزار بازدید و تعامل را به خود جلب میکنند.
یکی از صحنههایی که به سرعت در حال پخش شدن است، جایی است که شخصیت کام تان در ماشینی که توسط رئیس با دونگ (لونگ د تان) رانده میشود، نشسته است. این دو پس از پشت سر گذاشتن سختیهای فراوان، از دست صاحب کلوپ شبانه که دچار حسادت دیوانهوار شده است، فرار میکنند.
کام تان نتوانست خشم خود را فرو بخورد، زیرا رقیبش در یک چشم به هم زدن تمام داراییاش را نابود کرد. او از معشوقش التماس کرد که ماشین را نگه دارد تا او بتواند بماند و انتقام بگیرد. صحنهای که کام تان در صندلی مسافر نشسته بود و با چشمانی اشکبار میگفت "ماشین را نگه دار" و بارها تکرار میشد، توجهها را به خود جلب کرد. اگرچه این کلیپ فقط چند ثانیه طول داشت، اما به سرعت و با سرعتی سرسامآور به اشتراک گذاشته شد. انبوهی از ویدیوهای تقلیدی، نسخههای دوبله شده، ریمیکسها و میمها در رسانههای اجتماعی ظاهر شدند و حتی به یک ترند تبدیل شدند که مورد استقبال بسیاری قرار گرفت.
دیالوگهای کوتاه تان هنگ به دلیل تصنعی بودن و فقدان احساسات، که به شدت با حالتهای چهرهی درهمریختهی او در تضاد بود، مورد انتقاد قرار گرفت. بسیاری از نظرات معتقد بودند که صحنه عجیب و غریب و بیربط است، گویی از داستان فیلم جدا شده است.
جملهی «ماشین را نگه دار» از تان هانگ، اخیراً در کنار جملهی «خیلی خطرناکه. من گفتم نه» از کوین تای در فیلم «زمانی که دوست داشتیم » و «تو آدم امنی هستی» از شوان لان در فیلم «سالن زیبایی دنیای زیرین » به فهرست جملات «فاجعهبار» سینمای ویتنام اضافه شده است. نکتهی مشترک این است که این صحنهها، وقتی از متن اصلی خود خارج میشوند، ناشیانه میشوند و به راحتی به یک شوخی جمعی تبدیل میشوند.
فقط صحنهی داخل ماشین نبود که بحثها را برانگیخت؛ تصاویر دیگر تان هنگ در فیلم نیز مورد انتقاد قرار گرفت. صحنهی گریهی او در باران با لباسی خیس و چهرهی دردناکش پس از مصیبت شخصیت، بارها در ویدیوهای تلفیقی در رسانههای اجتماعی ظاهر شد و نظرات منفی زیادی را به دنبال داشت. برخی از بینندگان احساس کردند که بازی این بازیگر بیش از حد تئاتری است، بیشتر شبیه یک اجرای صحنهای تا یک فیلم.
این موج انتقادات باعث شد که نظرات منفی به طور گسترده در رسانههای اجتماعی منتشر شود و بحرانی واقعی برای مسیماس تان ساک ایجاد کند.
پس از گذشت یک هفته از اکران، درآمد این فیلم تنها به 11 میلیارد دونگ ویتنام (تا بعد از ظهر 24 ژوئن) رسیده است - رقمی ناچیز در مقایسه با میانگین فیلمهای داخلی. آمار فروش فیلم در گیشه نیز به سرعت در حال کاهش است و اگر در روزهای آینده فروش آن بهبود نیابد، احتمال ضرر قابل توجهی را افزایش میدهد.
![]() |
خانم تان ساک به تازگی 11 میلیارد دونگ ویتنامی درآمد داشته است. |
«خانم تان ساک» کجا اشتباه کرد؟
در واقعیت، آن صحنهها نمیتوانند سفر عاطفی شخصیت را به طور کامل نشان دهند. شخصیت کَم تان در فیلم «رنگ قلب» اثر مِسدامز، با چند خط دیالوگ یا لحظات عاطفی ساخته نمیشود، بلکه در مرکز یک سفر روانشناختی پیچیده قرار میگیرد، از دختری بیخانمان که آرزوی زندگی بهتری دارد، فرسوده از زمان و شرایط اجتماعی، روبرو شدن با واقعیت سقوطش، تا غرق شدن در حسادت، و در نهایت بیدار شدن برای رها کردن بار سنگین نفرتش.
بنابراین، این نقش برای تان هانگ آسان نبود. بدون شک، پس از سالها، این بازیگر بالغ شده و مهارتهای بازیگری خود را بهبود بخشیده است. در مقایسه با نقشهایش در "مادر شوهر"، "سالهای باشکوه " یا "خواهر خواهر "، تان هانگ در "خانم تان ساک" خویشتندارتر است و به جای تکیه بر دیالوگ، بیشتر از چشمان و زبان بدن خود استفاده میکند. برخی صحنهها که احساسات درونی را نشان میدهند، مشاهده دقیق بازیگر و به تصویر کشیدن احساسات شخصیت را نشان میدهند.
تان هنگ، با تلاشهای ستودنیاش، میتوانست علیرغم کاستیهای ذاتی فیلم، توجه مثبت را به خود جلب کند. با این حال، آنچه در نهایت «خانمهای تان» را به بحران کشاند، پوشش رسانهای نادرست بود.
در واقع، جنجال پیرامون این فیلم حتی قبل از اکران آن آغاز شد. به محض انتشار اولین تصاویر، بسیاری از بینندگان تناسب تان هانگ را برای این شخصیت زیر سوال بردند، زیرا او پیرتر از آن چیزی به نظر میرسید که آنها یک رقصنده مشهور سایگون از دهه ۱۹۶۰ تصور میکردند.
![]() |
تان هونگ تلاشی کرده است، اما هنوز محدودیتهایی در ارائه او وجود دارد. |
اما این همه ماجرا نیست؛ نام تان هانگ دائماً با داستانهای پشت صحنه گره خورده است، از یادگیری رقص برای ماهها، فیلمبرداری در باران، فرو رفتن در نقش برای صحنههای اوج فیلم، یا غرق شدن در آب برای صحنه حسادت...
با این حال، به جای اینکه با جدیت و فداکاری از این بازیگر استقبال شود، تصویر او به شکلی معکوس به تصویر کشیده شد. بخشی از مخاطبان واکنش منفی نشان دادند و استدلال کردند که تان هانگ و تیمش در مورد سختیهای خود اغراق میکنند و "بیش از حد نمایشی" عمل میکنند، در حالی که مشکلاتی که آنها با آن مواجه بودند، جنبههای عادی حرفه بازیگری بود و نیازی به استفاده از آنها به عنوان مطالب رسانهای نبود.
بنابراین، مخاطبان عام نسبت به بازی او در *دختران آبی* انتقاد بیشتری کردند. بنابراین وقتی بازیگر زن کاستیهای خود را آشکار کرد، احتمال ناامیدی حتی بیشتر شد.
با وجود تلاشهایش، بازی تان هنگ هنوز هم نقصهایی داشت. این بازیگر که نقش یک رقصندهی برتر را بازی میکرد، در طول فیلم حتی یک صحنهی رقص تأثیرگذار و خوب اجرا شده نداشت. روی صحنه، تان هنگ همچنان ناشیانه و با حرکات رقص تا حدودی خشک ظاهر میشد. با نگاهی به بازی تان هنگ در نقش کام تان، بینندگان فقط پاهای بلند و باریک او را در لباسهای براق میدیدند، نه حرکات رقص ماهرانه یا هالهی جذاب یک ستارهی محبوب عصر طلایی.
این بیبندوباری از آنجا آشکارتر میشود که کام تان حتی پس از دوران اوجش نیز مورد توجه بود و به گفته مادام ساک، «کام تان بهترین است زیرا علاوه بر حرکات اغواگرانهاش، مردان را نیز درک میکند.» اما تان هانگ هنوز نتوانسته بینندگان را متقاعد کند که این را باور کنند.
کام تان با وجود سالها تجربه در صحنهی کلوپهای شبانه، حساسیت یک دختر باهوش و قلبی مهربان را دارد، اما فاقد یک ترفند خاص، جذابیت خاص یا یک ویژگی شخصیتی جذاب است که بتواند اطرافیانش را مسحور کند. این ویژگی میتواند یک نگاه عشوهگرانه، یک لبخند اغواگرانه مانند عسلی که مگسها را میکشد، یا حال و هوایی مرموز در ارتباطات و رفتار او باشد که باعث میشود مردان به طور مقاومتناپذیری به سمت او جذب شوند.
تان هانگ در لحن صدایش اشتباهاتی داشت، فاقد عمق روایی بود و در اجرا زیادهروی میکرد، طوری که دیالوگها طوری به نظر میرسیدند که انگار در نوعی بازی معلق هستند تا یک مکالمه معمولی. همچنین بیان او فاقد احساس بود و برخی صحنهها، به ویژه عبارت «ماشین را نگه دار»، تصنعی به نظر میرسیدند.
تأسفبارترین جنبه این است که خانم تان ساک وقت خود را صرف پرورش روانشناسی شخصیتها کرده است، اما هر دو لحظه از نظر احساسی تأثیرگذار، بیاثر بودهاند. دلیلش این است که هر دو تراژدی - مورد حمله قرار گرفتن و تحقیر شدن در مقابل معشوقش و از دست دادن تمام ثروت انباشتهاش - با عجله و بدون مهارت لازم برای درک کامل و همدلی بینندگان با شخصیتها ساخته شدهاند.
البته، تقصیر کاملاً متوجه تان هانگ نیست، زیرا طرح فیلمنامه کاملاً قانعکننده نبود. تان هانگ همچنین لحظاتی داشت که در آنها درخشید. او کام تانی را به تصویر کشید که وفادار و نگران امنیت خواهرانش بود؛ کام تانی حساس به جایگاهش به عنوان شماره یک، خسته در تنهاییاش، پشیمان از ایستادن در مقابل صحنهای که مدتها نامش را پرورش داده بود؛ کام تانی که وقتی با طلا آراسته شد به خود آمد و به واقعیت بازگشت، اما نگاهش به پنجرهای که کودکان یتیم با چشمانی پر از تحسین به آن نگاه میکردند، خیره ماند، درست مانند خودش در گذشته...
منبع: https://znews.vn/tiec-cho-thanh-hang-post1662721.html












