صدایش گرم بود و وقتی درباره همسر جوانش - خانم له تی شوان نونگ، مأمور پذیرش مسافر در فرودگاه کام ران ( خان هوا ) - صحبت میکرد، چشمانش از احساس برق میزد. داستان عشق آنها از یک برخورد اتفاقی بین یک نگهبان آسمان ساحلی و یک مهماندار هواپیما از دا لات آغاز شد، سپس در طول سالها رشد کرد و به یک هارمونی ملایم در آسمان آفتابی و بادی کام ران تبدیل شد.
![]() |
| زوج لو شوان سانگ و لو تی شوان نونگ، ژوئن ۲۰۲۴. عکس از شخصیت اصلی داستان |
در فوریه ۲۰۲۳، زمانی که او هنوز دستیار بخش تبلیغات، بخش سیاسی ، لشکر ۳۷۷ بود، سانگ به طور اتفاقی هنگام گشت و گذار در شبکههای اجتماعی به صفحه شخصی نونگ برخورد. چهره معصوم و خطوط ساده اشتراکگذاری دختر اهل دا لات، تأثیر ویژهای بر او گذاشت. پس از چند پیام برای آشنایی با یکدیگر، آنها به سرعت متوجه شدند که با هم هماهنگ، ساده و به طرز عجیبی آشنا هستند. با این حال، سانگ با طبیعت محتاط خود همچنان از خود میپرسید: "آیا این فقط یک احساس گذرا است یا یک سرنوشت واقعی؟". او تصمیم گرفت برای یافتن پاسخ، خودش ملاقات کند. در اوت ۲۰۲۳، در هوای سرد و گلهای آفتابگردان وحشی زرد روشن، آنها برای اولین بار در دا لات با هم ملاقات کردند. دختر ۲۱ ساله در مقابل چشمان سانگ ظاهر شد، زیباتر، با اعتماد به نفس و بالغتر از آنچه تصور میکرد. نونگ با لبخندی ملایم تحت تأثیر افسر قرار گرفت، صمیمانه صحبت کرد و جدیت و مسئولیتپذیری یک سرباز را از خود نشان داد.
از گفتگوهای بعدی، آن دو بیشتر یکدیگر را درک کردند و به هم پیوند خوردند. سانگ برای نونگ از زندگی در محیط نظامی، از نظم، انضباط و شبهای طولانی نگهبانی در نسیم دریایی کام ران گفت. نونگ به حرفهایش گوش میداد، او را درک میکرد و همیشه با ملایمت و ظرافت یک دختر دوستداشتنی، سانگ را تشویق میکرد.
در دسامبر ۲۰۲۳، طی یک سفر کاری به کام ران، نونگ به دیدار سانگ در واحدش رفت. تصویر دختر با لباس آئو دای خالص، افسر جوان را شگفتزده کرد. در آن زمان، نونگ به او گفت که سانگ "مورد علاقهاش" است - مردی ثابت قدم، آرمانگرا و پرانرژی. این جملهی معصومانه قلب سانگ را به تپش انداخت. او فقط توانست با لبخندی آرام پاسخ دهد - لبخند سربازی که برای اولین بار گرمای ملایم عشق را احساس کرده است.
بعد از ۵ ماه آشنایی، در ژوئن ۲۰۲۴، آنها تصمیم به ازدواج گرفتند. هیچ پیشنهاد ازدواج باشکوهی در کار نبود، فقط نگاهی طولانی به یکدیگر و سخنان صمیمانه سانگ: «قول بزرگی نمیدهم، فقط قول میدهم کاری کنم که به انتخاب من افتخار کنی.» در ماه ژوئیه همان سال، نونگ، سانگ را به خانهاش منتقل کرد، زیرا او تصمیم گرفته بود شهر هوشی مین را ترک کند و شغلش را به کام ران منتقل کند تا به شوهرش نزدیکتر باشد.
کاپیتان لو شوان سانگ با یادآوری آن زمان با احساسات گفت: «بزرگترین خوشبختی من داشتن همسری است که مرا درک میکند، با من همدردی میکند و حاضر است در تمام سختیها با من همراه شود. این انگیزه من است که هر روز تلاش کنم و شایسته آن عشق زندگی کنم.»
منبع: https://www.qdnd.vn/phong-su-dieu-tra/phong-su/tinh-yeu-giua-bien-troi-cam-ranh-1014560







نظر (0)