
در حالی که جهان هنوز در هیاهوی نمایش قدرت الهی مسی، تکنیک افسانه ای هفت شمشیر ویل ژرمن یا ظهور قهرمانان آسیایی بود، در گوشه ای دیگر از میدان نبرد آمریکای شمالی، بریتانیای کبیر بی سر و صدا سربازان خود را به میدان نبرد هدایت کرده بود.
حریف آنها کرواسی بود، نیرویی که باید روی آن حساب کرد. این مردان به خاطر قدرت جنگی خود مشهور بودند و مهارتهای خود را حتی در مواجهه با خطر نشان میدادند. بنابراین، بسیاری معتقد بودند که سه شیرها برای پیروزی باید نبرد سختی را تحمل کنند.
به طور غیرمنتظرهای، به محض شروع نبرد، اوضاع به طرز چشمگیری تغییر کرد. گروه استادان سفیدپوش بیوقفه به جلو حرکت میکردند و انرژی شمشیرشان در سراسر میدان نبرد جریان داشت. قبل از اینکه قبیله کرادیا حتی بتواند آرایش خود را تثبیت کند، مجبور شدند قدم به قدم عقبنشینی کنند. اولین کسی که حمله کرد ها دوی کین بود، حملهاش مانند شهابی که در آسمان شب میدرخشد، هوا را شکافت.
با یک حرکت قاطع، ها دوی کین سرش را به عقب انداخت و با صدای بلند خندید، هالهی وجودش به اوج خود رسید. جمعیت اطراف یکپارچه تشویقش کردند.
در آن لحظه، همه فکر میکردند که بعید است وضعیت کرادیا تغییر کند. به طور غیرمنتظرهای، شاگردان با لباسهای راهراه خود مهارتی از خود نشان دادند. آنها که در تنگنا قرار گرفته بودند، نه تنها وحشت نکردند، بلکه به تدریج آرایش خود را تثبیت کردند. کرادیا با استفاده از افت لحظهای تمرکز انگلیس، یک سری ضدحمله ترتیب داد و دو بار آرایش آنها را شکست و باعث شد نبردی که به شدت به یک جهت متمایل شده بود، متشنج شود.
با دیدن آن صحنه، بسیاری به یاد دورانی افتادند که سه شیرها در گذشته ثروت خود را بر باد داده بودند. حتی هواداران انگلیسی حاضر در جایگاه تماشاگران هم احساس ناراحتی کردند.
با این حال، این بار اوضاع متفاوت بود. در حالی که کرادیا با هیجان حریف خود را تعقیب میکرد، بلینگهام مخفیانه حرکت خود را انجام داده بود. این مرد جوان، اگرچه جوان بود، اما در دنیای هنرهای رزمی برای خود نامی دست و پا کرده بود. در میان محاصره حریفانش، بدنش به طور نامحسوسی حرکت میکرد و پشت سر هم از دو حمله جاخالی میداد. حرکات او نه تنها برازنده، بلکه ماهرانه و دقیق نیز بود.
صحبت کردن در موردش خیلی طول میکشد، اما انجامش سریع است. خیلی زود، بی لینگان نزدیک شد و شمشیر بلندش بیوقفه برق میزد. جریانهایی از نور سفید آسمان را پر کرد، آنقدر خیرهکننده که حریفش به سختی میتوانست چشمانش را باز کند و منظرهای سهمگین و کوهشکاف ایجاد کرد.
قبل از اینکه فریادهای حیرت در سراسر میدان نبرد فروکش کند، رشفورد ناگهان ظاهر شد، حرکاتش به سرعت یک روح بود. زمانی که شاگردان کرادیا متوجه او شدند، خیلی دیر شده بود. برق نور سفیدی ظاهر شد. کورسوی امید کرادیا فوراً خاموش شد.
چهار شمشیر سلطه خود را تثبیت کردند، سه شیرها به پیروزی بزرگی دست یافتند. قهرمانان با تماشای خروج شاگردان انگلستان از میدان نبرد در میان تشویقهای پرشور، نتوانستند جلوی نگاههایشان را بگیرند.
سالهاست که مردم سه شیرها را به خاطر شجاعتشان اما نداشتن استراتژی، و اینکه فقط در پرورش انتظارات خوب عمل میکنند و در نهایت آنها را بر باد میدهند، مسخره میکنند. اما پس از این نبرد، به نظر میرسد کمتر کسی جرات میکند دیگر آنها را دست کم بگیرد...
منبع: https://tienphong.vn/tu-kiem-lap-uy-tam-su-gam-thet-post1852649.tpo







