ازدواج یک رویداد مهم در زندگی هر فرد است. طبیعتاً هر دو طرف زمان قابل توجهی را صرف بررسی و تفکر در مورد همه چیز میکنند تا به تصمیم نهایی برسند که تا حد امکان راحت و شاد باشد. از این گذشته، هیچ کس عروسی پر از پیچیدگی، به خصوص در مورد پول و جهیزیه، را نمیخواهد.
در هر عروسی، جهیزیه ای که خانواده داماد برای خواستگاری به خانواده عروس می آورند، چه کم باشد چه زیاد، ضروری است.
ارزش این هدیه عروسی نیز به عوامل مختلفی مانند خواسته خانواده عروس، وضعیت مالی خانواده داماد، آداب و رسوم محلی و غیره بستگی دارد.
بنابراین، هر دو طرف میتوانند به توافقی مدبرانه برسند تا از برگزاری روان مراسم عروسی اطمینان حاصل شود.
اخیراً، داستانی در مورد جهیزیه یک زوج در هنان (چین) در فضای مجازی سر و صدا به پا کرده است.
طبق تصاویر منتشر شده، این زوج در سوئیت ماه عسل خود هستند. در حالی که داماد از اینکه با موفقیت عروس خود را به خانه آورده بسیار خوشحال به نظر میرسد، عروس چهرهای اخمو و چشمانی بیروح دارد و به نظر میرسد که مجبور به ازدواج شده است.
حتی وقتی داماد گونهی عروس را بوسید، او چهرهای سرد به خود گرفت؛ حتی کسی که چشم تیزبینی نداشت هم میتوانست این بیتفاوتی را حس کند.
حتی وقتی داماد گونه عروس را میبوسد، او خوشحال نیست.
لحظات گیجکنندهی این زوج، نظریههای متعددی را در میان کاربران اینترنتی برانگیخت. برخی اظهار داشتند که عروس عمیقاً عاشق مرد دیگری بوده اما با مخالفت خانواده روبرو شده و همین امر منجر به ازدواج از پیش تعیینشده با این مرد شده است. برخی دیگر گمان میکردند که عروس از اینکه مجبور به ترک والدینش و زندگی با خانوادهی شوهرش شده، ناراحت بوده است.
در بحبوحه گمانهزنیها، شخصی که ادعا میکرد این زوج را میشناسد، ماجرا را روشن کرد. این شخص اظهار داشت که عروس از جهیزیه ای که داماد هنگام پیشنهاد ازدواج آورده بود، ناراضی بود.
پیش از این، خانواده عروس ۳۸۰،۰۰۰ یوان (تقریباً ۱.۳ میلیارد دونگ ویتنامی) درخواست کرده بودند، اما داماد فقط ۱۸۰،۰۰۰ یوان (تقریباً ۶۴۰ میلیون دونگ ویتنامی) آورده بود و مابقی مبلغ را قرار بود بعداً به صورت اقساط پرداخت کند.
وقتی مادرشوهر دید که مبلغ جهیزیه مطابق درخواست نیست، با طعنه به دخترش گفت که دیگر لازم نیست به خانه پدر و مادرش برگردد، چون چنین دختر بیمصرفی را نمیخواهد.
به همین دلیل عروس جدید ناراضی بود. او همچنین فهمیده بود که شوهرش دیگر نمیتواند پول باقیمانده را به والدینش بدهد و حتی اگر هم بخواهد، او موافقت نخواهد کرد. زیرا پس از ازدواج، داراییها مشترک هستند.
اگرچه جهیزیه کافی نبود، اما زوج نتوانستند عروسی را در آخرین لحظه لغو کنند، به همین دلیل عروس آنقدر اخمو بود. از طرف دیگر، داماد از ازدواج بسیار خوشحال بود و از ابتدا تا انتها لبخندی از ته دل میزد. شاید از نظر عروس، این لبخند حتی آزاردهندهتر بود، زیرا به عنوان نشانهای از معامله خوب تلقی میشد.
از ابتدا تا انتها، عروس چهرهای ناراضی داشت.
این حادثه واکنشهای گستردهای را در میان کاربران فضای مجازی برانگیخته است.
بعضیها معتقدند که خانواده عروس بیش از حد توقع داشتند و اساساً برای منافع مالی به دخترشان تکیه کرده بودند. اگر آنها واقعاً دخترشان را دوست داشتند، والدین میتوانستند توضیح دهند که این جهیزیه برای تأمین سرمایه برای کسب و کار زوج است و به این ترتیب آبروی هر دو خانواده را حفظ کنند.
با این حال، برخی از خانواده عروس دفاع کردند و استدلال کردند که میزان پول مورد نیاز برای بزرگ کردن یک کودک تا بزرگسالی ناچیز است، بنابراین مهریه بالا منطقی است. در همین حال، داماد تنها کمتر از نصف این مبلغ را آورده بود که نشاندهنده عدم صداقت بود. اگر آنها احساس میکردند که نمیتوانند از عهده آن برآیند، داماد و خانوادهاش باید از همان ابتدا با خانواده عروس روراست میبودند، نه اینکه تا روز عروسی منتظر بمانند تا دردسر ایجاد کنند.
در حال حاضر، مردم هنوز نظرات مختلفی مینویسند، اما عروس و داماد هنوز چیزی به اشتراک نگذاشتهاند.






نظر (0)