Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

Uong Thai Bieu - یک نسیم سرگردان

چند سال پیش، وقتی کتاب «بادی که از سرزمین خاطرات می‌وزد» نوشته‌ی روزنامه‌نگار اونگ تای بیو را خواندم، مجذوب سبک نوشتاری غنایی و تأمل‌برانگیز و زبان زیبا و شاعرانه‌ی او شدم. بیشتر اوقات هنگام تحقیق در مورد ارتفاعات مرکزی، فرهنگ عامه و مناطقی که در سراسر کشور امتداد دارند، به نام او برمی‌خوردم. پس از خواندن مجموعه اشعار او با عنوان «به یاد کوهستان»، متوجه شدم که او علاوه بر روزنامه‌نگاری، نویسندگی و فیلمنامه‌نویسی، روحی حساس و شاعر نیز دارد.

Báo Lâm ĐồngBáo Lâm Đồng11/06/2025

روزنامه‌نگار اونگ تای بیو در گورستان روستای پلی پیانگ، استان گیا لای.
روزنامه‌نگار اونگ تای بیو در گورستان روستای پلی پیانگ، استان گیا لای .

من معتقدم که برای خلق ادبیاتی که هم زیبا و هم عمیق باشد و ارزش آن در طول زمان پایدار بماند، نویسنده باید کوشا، فداکار، کنجکاو و با انگیزه کاوش و درک با ذهن و قلب باشد. اونگ تای بیو چنین نویسنده‌ای است. او برای خوانندگان و عموم به عنوان روزنامه‌نگار، شاعر و فیلمنامه‌نویس شناخته شده است. صرف نظر از زمینه کاری، اونگ تای بیو در سفر خود از طریق کلام مکتوب، ردپای خود را به جا گذاشته است.

سفری برای تجربه منابع فرهنگی

اونگ تای بیو درباره موضوعات مختلفی درباره فرهنگ، تاریخ، مردم می‌نویسد... از نظر او، «گلی که نامش را نمی‌دانیم در سرزمینی غریب شکوفا می‌شود. رودخانه‌ای که برای اولین بار از آن عبور می‌کنیم. یک مکان تاریخی، یک مکان دیدنی، یک داستان عامیانه، یک آهنگ باستانی... همین، اما دقیقاً همین تفاوت‌ها هستند که هویت را می‌سازند. یک روزنامه‌نگار سفر می‌کند و به مقصد می‌رسد. به محض ورود، آنها تجربیات و اکتشافات را احساس و مجذوب آنها می‌شوند» (پژواک‌ها).

در هر توقف، کتاب «یونگ تای بیو» بینش عمیقی از فرآیند احیای زمین و سفر انجام شده به خواننده ارائه می‌دهد، نه فقط داده‌ها و اعداد خشک، بلکه کل داستان‌ها و فرآیندهای تاریخی که ماهرانه و به وضوح روایت شده‌اند. سرزمین فو گیا وجود دارد، «جایی که پادشاه جوان میهن‌پرست هام نگی و ژنرال‌های طرفدار جنگ او یک خط دفاعی در برابر مهاجمان ایجاد کردند، مکانی که بیش از یک قرن در پرده‌ای از افسانه پوشیده شده بود» (داستان‌های قدیمی فو گیا). تین دین وجود دارد، جایی که «تون نهو زاهد در حالی که از نسیم رودخانه لام گیانگ لذت می‌برد، خود را باد می‌زد» (قبل از جیانگ دین). فو تو، سرزمین اجدادی مردم ویتنام، وجود دارد: «ما در رویاها به دنبال واقعیت هستیم. ما بر پایه‌های سرزمین اجدادی خود قدم می‌گذاریم، اما قلب‌هایمان در دود عرفانی و افسانه‌ای عود غوطه‌ور است» (به سوی سرزمین اجدادی). این خاطره شهر وین، گذرگاه های وان در زیر ابرهای سفید، کنار رودخانه مرزی است... همچنین مواجهه‌ای با «گنجینه‌های زنده» مردمی است، دائو نونگ از کا ترو، هنرمند چئو خووک، خوانندگان کوان هو از باک نین ، خوانندگان زام از هانوی... با دنبال کردن ردپای نویسنده، من چهره یک نوازنده سیار را می‌بینم که با نوستالژی روزهای قدیم در هم تنیده شده و در جستجوی ترانه‌های باستانی است که هنوز در میان نور مدرنیته باقی مانده‌اند.

اونگ تای بیو، با صحبت از داستان‌های قدیمی و مردمان گذشته، فضایی سرشار از نوستالژی خلق می‌کند: «منظره آرام است، خورشید تابستانی درست در اوج خود. صحنه‌های تجدید دیدار کجا هستند، حیاط‌های کاسیا و اسمانتوس کجا هستند؟ خزه‌هایی که آجرهای قدیمی را پوشانده‌اند، قدم‌های مرا به دوران گذشته هدایت می‌کنند» (قبل از غرفه جیانگ دین). «هزار کاج آبی و بلند هنوز تصویر مغرور ژنرال اوی وین را در خود دارند که سوار بر اسب می‌تازد و آهنگی بی‌خیال در ستایش کاج‌های سر به فلک کشیده می‌خواند. رودخانه لام جیانگ که در باد جریان دارد، هنوز سایه مهتابی تو نهو را حمل می‌کند...» (شکوفه هلو در سرزمین کا ترو). «برگ‌های قرمز انجیر هندی ناگهان در امتداد خیابان، در حالی که با باد پاییزی رنگ‌آمیزی شده‌اند، در مقابل جاده می‌ریزند. احساسات خصوصی در گرگ و میش مه‌آلود سرریز می‌شوند» (خیابان قدیمی، پیرمردها)... سبک نوشتاری او بی‌اختیار مرا به یاد قصه‌گویان قدیمی و متبحر در تاریخ و ادبیات می‌اندازد که با زبان خود، داستان‌های به ظاهر آشنا را به داستان‌های جذاب و گیرا تبدیل می‌کنند.

با این حال، فراتر از نوستالژی، اونگ تای بیو همچنین تأملات خود را در مورد تغییرات و دگرگونی‌های زمان حال بیان می‌کند و صدای کسی را که مشتاق حفظ ارزش‌های به جا مانده از اجدادش است، به گوش می‌رساند. «ناگهان روزی را تصور می‌کنم که در کنار درخت انجیر در روستای من، سوپرمارکتی به نام کورا یا پلازا پدیدار شود. و سپس، از خود می‌پرسم که آیا هنوز جایی برای آهنگ‌های عامیانه و احساسی روستایی وجود خواهد داشت یا خیر» (بازار روستا، جرقه‌ای مقدس). «در حالی که به طرز خطرناکی در لبه گذرگاه ایستاده‌ام و به گذرگاه های وان خیره شده‌ام، غمی فراگیر می‌شود. در حالی که هیچ تصمیم قطعی در مورد اینکه چه کسی مسئول خواهد بود وجود ندارد، باران، خورشید، طوفان هنوز از این مکان عبور می‌کنند» (گذرگاه های وان زیر ابرهای سفید). پژواک‌های نویسنده با بازسازی این مکان دیدنی و بازگرداندن آن به ظاهر باشکوه اولیه‌اش، پاسخ داده شده‌اند.

اونگ تای بیو، بیش از سه دهه است که با ارتفاعات مرکزی، منطقه‌ای که با آن در ارتباط است، ارتباط دارد و تأثیر قابل توجهی بر آن گذاشته است. او در حرفه روزنامه‌نگاری خود، لایه‌های رمز و راز بسیاری را در دل کوه‌های باشکوه آشکار کرده و لایه‌های فرهنگی منحصر به فرد گروه‌های قومی در ارتفاعات را آشکار ساخته است. اونگ تای بیو برای توضیح سفر اکتشافی خود، از پروفسور فقید فام دوک دونگ، مدیر مؤسسه مطالعات آسیای جنوب شرقی، نقل قول می‌کند: «من به عنوان نویسنده در ارتفاعات مرکزی زندگی و کار می‌کنم. بدون درک تاریخ، فرهنگ و هویت مردم بومی، نوشته‌های من بی‌مزه، سطحی و ناتوان از ارائه لایه‌های جالب تاریخ و فرهنگ درون به خوانندگان خواهد بود» (کسانی که الهام می‌کارند).

اونگ تای بیو به میان مردم آمد تا آنها را درک کند، داستان‌هایی را به عنوان یک فرد خودی، نه از طریق چشمان یک بازدیدکننده‌ی معمولی، تعریف کند. این سفرها شامل بازدید از روستاها در طول تت (سال نو قمری) بود، جایی که او مشاهده کرد: «در فرهنگ اقلیت‌های قومی بومی ارتفاعات مرکزی، تت سنتی آنها اساساً آیین‌های کشاورزی، آیین‌های چرخه‌ی زندگی و جشنواره‌های سنتی است که با رنگ‌های فرهنگی گروه‌های قومی آنها عجین شده است.» او همچنین زمان‌های غذا خوردن و خوابیدن با مردم را مشاهده کرد تا ارتباط درهم‌تنیده بین آتش و گونگ را درک کند. «آتش، گونگ را تغذیه می‌کند. گونگ فقط می‌تواند به طور طبیعی در کنار آتش احساسات خود را بیان کند و پیام‌های مقدس را منتقل کند. آتش هنگام وداع با روح گونگ خاموش می‌شود و گونگ هنگامی که آتش خاموش می‌شود، ساکت می‌شود.» او برای درک فرهنگ خانه‌های طویل گفت: «در روزگاران قدیم، روستایی با صدها نفر جمعیت فقط پنج یا هفت خانه طویل داشت که هر خانه گاهی اوقات محل سکونت یک خانواده بزرگ کامل، حتی یک طایفه صدها نفره، بود. هر خانه طویل تا دوازده اجاق داشت، به این معنی که دوازده خانواده کوچک با هم زندگی می‌کردند» (آتشدان‌های خانه‌های طویل اکنون کجا هستند؟).

به لطف ارتباط نزدیک او با مردم محلی، اونگ تای بیو مطالب جالب بسیاری را در مورد هویت گروه‌های قومی، در مورد پاهای برهنه آنها، در مورد فصول، در مورد روحیه ماجراجویانه مردمشان برای خوانندگان به ارمغان می‌آورد؛ در مورد موسیقی مردم ارتفاعات مرکزی، «ارتفاعات مرکزی نه زوزه می‌کشد و نه غرش می‌کند. ارتفاعات مرکزی برخلاف تصور بسیاری از مردم، به آتش سوزان تبدیل نمی‌شود. آتش در موسیقی ارتفاعات مرکزی، آتشی است که از قلب می‌سوزد، از جریان خاموش اما قدرتمند فرهنگ می‌سوزد. موسیقی معاصر ارتفاعات مرکزی از سبک‌های آواز محلی آیرای، کووت، لاهلونگ، یالیائو الهام می‌گیرد... در درون آن دنیایی از شیفتگی، لطافت، عمق، وحشیگری وجود دارد؛ از غمی متروک اما خالص مانند یک نهر، مانند یک آبشار» (مانند یک پرنده فی که به سرچشمه خود پرواز می‌کند). او همچنین چیزهای زیادی را که در گذشته محو شده‌اند و اکنون تنها ردپای کمرنگی از خود به جا گذاشته‌اند، آشکار می‌کند. اینکه اجداد مردم چورو در جنگل‌های وسیع امروز ممکن است خانواده سلطنتی چم در گذشته بوده‌اند (چورو سرگردان). اینکه مردم چام زمانی اربابان اقیانوس بودند، «آنها کشتی‌های بزرگی برای سفر به تایلند، خمر، جاوه... می‌ساختند و معماری باشکوه خود را با سبک‌های مختلف خلق می‌کردند» (تفکراتی در مورد منطقه چام)...

کابوس حومه شهر

اونگ تای بیو در مقاله خود با عنوان «در اعماق روح سرزمین مادری‌ام» به نقل از هنرمند مردمی، تران ون توی، می‌نویسد: «اگر از دریا عبور کنی... ادامه بده و ادامه بده، در نهایت به... روستای خودت بازخواهی گشت.» شاید او این ایده را از این کارگردان بااستعداد برای صحبت در مورد خودش وام گرفته باشد. او از طریق نوشته‌هایش، خواننده را به کاوش در سرزمین‌های بسیاری که از آنها بازدید کرده است، از جنوب تا شمال، از شرق تا غرب، هدایت می‌کند، اما عمیق‌ترین و صمیمانه‌ترین احساسی که من تجربه می‌کنم هنوز در نِگه آن، سرزمین مادری‌اش، است. این کتاب علاوه بر اینکه خواننده را به سفری در میراث فرهنگی و تاریخی و زیبایی‌های سرزمین و مردمش می‌برد، اشتیاقی عمیق برای گذشته، خانواده و دوستان و کودکی ساده و معصومانه را نیز در خود جای می‌دهد. «با تجربه فراز و نشیب‌های زندگی، هر شب که از خواب بیدار می‌شوم، هنوز هم فریاد سوزناک یک پرنده فاخته را در جنگل حرا هنگام فروکش کردن جزر و مد به یاد می‌آورم. خاطرات من از جنگل‌هایی در میان باتلاق‌ها است که پوشیده از برگ‌های سبز انبوه و گل‌های بنفش بی‌پایان هستند. حتی در شهر در شب، هنوز صدای خرد شدن پاهای برهنه روی جاده خاکی پیش رو را به یاد می‌آورم» (خاطرات باد). حومه شهر دغدغه اوست، زیرا او «بی‌وقفه فکر می‌کند و می‌نویسد اما نمی‌تواند از فضای وسیع و عمیق حومه شهر که در روح او وجود داشته و برای همیشه وجود خواهد داشت، فرار کند» (پسر روستایی با لباس شهری - مصاحبه نویسنده فونگ دیپ با اونگ تای بیو).

در حسرت خانه، رودخانه لام به شدت، به وضوح و با روح، مانند یک موجود واقعاً انسانی، ظاهر می‌شود. «هر شب رودخانه لام سرزمین مادری‌ام را نیز به یاد می‌آورم، گویی آن را به عمیق‌ترین زوایای روحم می‌سپارم. رودخانه لام در قلب من نیز تصویر یک زن است، اما زنی که پس از درد جانکاه رنج جسمی، زایمان می‌کند» (رودخانه آوازخوان). «رودخانه ملایم، شیرین مانند شیر مادر، در آغوش گرفته، آرام کرده و شفا داده است» (قافیه کودکی).

با خواندن نوشته‌های اونگ تای بیو، به راحتی می‌توان دید که او زیاد در مورد باد صحبت می‌کند. آنقدر که خودش باد است. بادی در اشکال بی‌شمار. بادی که احساسات عمیق و پنهان را با خود حمل می‌کند. بادی که از گذشته به یادگار مانده است. بادی که در جنگل‌های وسیع و عمیق پرسه می‌زند. بادی شیرین و ملایم که از نِگه آن و رودخانه لام می‌وزد. «باد چنان می‌وزد که گویی هزاران سال آرزوی وزیدن دارد. باد بار سنگین سختی‌ها را در سفر خود حمل می‌کند و گل و لای قرمز گل‌آلود را از جنگل‌های دوردست حمل می‌کند. باد بوی تند گل تازه را که با دقت از زندگی پربار جمع‌آوری شده است، با خود حمل می‌کند. باد با گریه‌های غم‌انگیز پرندگان گمشده در پایان شب بازی می‌کند» (فصل گل‌های حرا قدیمی). «باد اشک‌های ستم‌دیدگان را پاک می‌کند. باد اضطراب‌ها را تسکین می‌دهد. باد نوزادان را به خواب می‌برد. باد ارواح سالمندان را با خود می‌برد. اینها بادهای اشتراک و همدلی هستند» (رودخانه آوازخوان). «ارتفاعات مرکزی، ماه‌های بادخیز. بادها می‌وزند، نه با خشونت، نه به شکل طوفان، نه از هم پاشیدن پوشش گیاهی. بادها مانند طوفان‌های مناطق ساحلی نمی‌غرند. باد بر فراز کوه‌ها، تپه‌ها، رودخانه‌ها و آبشارها می‌وزد، درست به اندازه‌ای که تمام جوهره هزاران ساله موجود در قلب عمیق و وسیع جنگل را در سراسر زمین پخش کند. بادهای وحشی و افسارگسیخته» (فصل گذر). در چهار کتاب او، نیمی از مضامین از باد الهام گرفته شده‌اند، از جمله مجموعه شعر «باد مزارع» و مجموعه مقاله «بادی که از سرزمین خاطرات می‌وزد».

***

اونگ تای بیو با ۳۵ سال سابقه روزنامه‌نگاری حرفه‌ای، سفرهای زیادی کرده، با افراد زیادی ملاقات کرده، زندگی‌ها و شرایط متنوعی را تجربه کرده و این تجربیات را در مقالات زنده بی‌شماری بیان کرده است. نوشته‌های او صرفاً ماهیت روزنامه‌نگاری ندارند، بلکه سرشار از روح، تأمل و بینش‌های عمیق هستند. اونگ تای بیو به عنوان یک روزنامه‌نگار، در زمینه‌های بسیاری کار کرده و در طیف وسیعی از موضوعات نوشته است، اما فرهنگ، زمینه‌ای حاصلخیز است که به او الهام بی‌پایان داده و تأثیر عمیقی بر جای گذاشته است. او می‌گوید که برای یک روزنامه‌نگار، شناسایی یک «اصل راهنما» برای قلمش بسیار مهم است و برای او، این سفر، سفر تجربه فرهنگ است. فان کوانگ، نویسنده، روزنامه‌نگار و مترجم، درباره او گفت: «مهم نیست در کجای این کشور، تاریخ و فرهنگ همیشه آهنربا و کاتالیزوری برای نوشته‌های او هستند.» «آنچه روح خواننده را مجذوب خود می‌کند، جوهره فرهنگ است، روحی که از مناظری که بازدید می‌کنیم، از مردمی که به طور اتفاقی با آنها روبرو می‌شویم، سرچشمه می‌گیرد. اونگ تای بیو به آنچه پیش روی چشمانش می‌بیند، قانع نیست. او تلاش می‌کند تا روح پنهان فرهنگ را پیدا کند. برای چیزهایی که به طور کامل نمی‌فهمد یا نمی‌خواهد آنها را کامل‌تر بفهمد، به عنوان یک روزنامه‌نگار، از طریق تبادل نظر به محققان، هنرمندان و صنعتگران متکی است. فرهنگ هم جاذبه و هم پاداش تلاش‌های اونگ تای بیو در سفرها و ملاقات‌هایش است...»

منبع: https://baolamdong.vn/van-hoa-nghe-thuat/202506/uong-thai-bieu-ngon-gio-lang-du-25134cc/


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
شادی ساده

شادی ساده

ارتفاعات در فصل برداشت.

ارتفاعات در فصل برداشت.

رژه سواره نظام.

رژه سواره نظام.