Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

دست دراز کردن برای لمس تاریخ.

عصر همان روز، در حالی که خورشید بر فراز رودخانه نام روم غروب می‌کرد و منظره را با رنگی طلایی و سورئال نقاشی می‌کرد، پای بنای یادبود پیروزی دین بین فو ایستاده بودم. در دوردست، مزارع برنج مونگ تان همچنان سرسبز بودند. این بزرگترین مزرعه برنج در شمال غربی ویتنام است که انبار برنج دین بین محسوب می‌شود و برنج خوشمزه و معروفی تولید می‌کند. به نظر می‌رسید که رنگ سبز امروز با رنگ سبز فصول کشاورزی گذشته آمیخته شده است، رنگی که زمانی نمادی از تولد دوباره پس از جنگ در این سرزمین آغشته به خون سربازان کشته شده بود.

Báo Quân đội Nhân dânBáo Quân đội Nhân dân30/08/2025



برای درک خاطرات یک سرزمین، به دنبال بزرگان آن باشید. در ادامه‌ی این مسیر، به بخش مونگ تان، استان دین بین رسیدیم. در خانه‌ی بزرگ و جدیدش در روستای چان نویی ۲، با آقای لای وان نام در مورد نبرد دین بین فو صحبت کردیم. وقتی او از زندگی خانوادگی‌اش گفت و به من گفت که در سال ۱۹۶۰ ازدواج کرده است، همسرش، خانم لو تی تام، به سرعت آمد تا حرف او را اصلاح کند و گفت که آنها در سال ۱۹۶۲ ازدواج کرده‌اند، نه در سال ۱۹۶۰، همانطور که او گفته بود. این یک تعجب بود و ما به او کمک کردیم تا بنشیند و به داستان عاشقانه‌ی این دو فرد مسن مرتبط با دین بین فو گوش دهد. شصت یا هفتاد سال گذشته است - زمانی طولانی، اما در نگاه به گذشته نیز بسیار کوتاه است. بخش دامداری مزرعه‌ی دولتی دین بین فو، جایی که آنها زمانی بسیار نزدیک بودند، در نزدیکی فرودگاه هونگ کام، در غرب دین بین فو، در امتداد رودخانه‌ی نام روم قرار دارد. آقای نام، زمانی که سربازی در عملیات آزادسازی دین بین فو بود، اغلب برای جمع‌آوری اطلاعات در مورد دشمن، در این رودخانه گشت‌زنی می‌کرد. او و همسرش که در مزرعه دین بین فو کار می‌کردند، ابتدا نیمی از اتاق خود را در منطقه مسکونی جمعی نزدیک مزرعه قهوه به دست آوردند. بعدها، به آنها و چندین خانواده دیگر از سربازان-کارگران دستور داده شد تا در آنجا زندگی کنند. منطقه مسکونی کارگران-کشاورزان برای دهه‌ها در آنجا باقی مانده است، با چیدمانی منظم و جاده‌هایی تمیز و مرتب. هنوز هم مانند آن زمان، منطقه دامداری شماره ۲ نامیده می‌شود.

مردم در گورستان ملی شهدای A1 در استان دین بین به قهرمانان کشته شده ادای احترام می‌کنند. عکس: ترونگ تان

نه چندان دور از خانه آقای نام و خانم تام، در امتداد همان جاده، خانه آقای نگوین ون خا قرار دارد که با درختان گلدار زیبا تزئین شده است. با وجود ۹۴ سال سن و شنوایی ضعیف، بینایی او همچنان تیز است و هنوز هم می‌تواند به طور عادی روزنامه بخواند. او که اصالتاً اهل استان قدیمی های دونگ است، در سال ۱۹۵۱ به خدمت سربازی رفت، چهار ماه آموزش نظامی دید، سپس برای جنگ با دشمن به سونگ لو، فو تو بازگشت. پس از آن، واحد او به موک چائو، سون لا و سپس از آن منطقه دروازه شمال غربی به سام نوآ و شینگ خوانگ رفت و در لائوس جنگید.

آقای خا با نگاهی متفکرانه به حصار آفتاب‌گیر و رنگارنگ، به یاد آورد که وقتی از لائوس دستور شرکت در عملیات دین بین فو را دریافت کرد، به هر سرباز وظیفه حمل هشت خمپاره‌انداز ۸۲ میلی‌متری داده شده بود. او خمپاره‌ها را به تیرک حمل خود، چهار خمپاره در هر سر، بست. در حین حرکت و درگیری با دشمن، او با تنها چهار خمپاره ۸۲ میلی‌متری باقی‌مانده به دین بین فو رسید، در حالی که گروهش چهار خمپاره شلیک کرده بود. در این زمان، عملیات دین بین فو وارد مرحله دوم حمله خود شده بود و به واحد او وظیفه حمله به پاسگاه هونگ کوم داده شده بود. طبق نقشه نبرد، اگر آنها نمی‌توانستند پاسگاه را تصرف کنند، واحد او وظیفه داشت رودخانه نام روم را مسدود کند تا سطح آب بالا بیاید و سنگرها و استحکامات دشمن را غرق کند و آنها را مجبور به عقب‌نشینی کند تا نیروهای ویتنامی بتوانند به راحتی آنها را سرنگون کنند. در این زمان، او فرمانده گروهان خمپاره‌انداز ۸۲ میلی‌متری بود. کل دسته ۲۱ گلوله توپ داشت و پس از دو شب شلیک مداوم، دشمن با رها کردن تانک‌ها و توپخانه خود به منطقه مرکزی عقب‌نشینی کرد. بنابراین، نقشه مسدود کردن رودخانه نام روم مورد نیاز نبود.

از طریق داستان‌های خاص سالمندان، شاهدان دین بین فو، احساس کردیم که می‌توانیم آنچه را که متعلق به تاریخ است، لمس و حس کنیم. همین‌طور که مکالمه‌ام با آقای و خانم نام-تام به پایان خود نزدیک می‌شد، گویی برای تأیید آنچه که گفته بودند، ما را به آشپزخانه قدیمی کنار خانه جدیدشان دعوت کردند، میزی را که سلول حزب قبل از عروسی‌شان به آنها داده بود به من نشان دادند و یک فلاسک فلاسک رنگ دونگ با پوششی تا حدودی زنگ‌زده بیرون آوردند. در گوشه باغ، یک کوزه سرامیکی بی‌صدا ایستاده بود، گویی بیش از ۶۰ سال تاریخ را در خود جای داده بود. حتی جالب‌تر اینکه، آقای نام یک پوکه خمپاره را به ما نشان داد. او سوخت این پوکه را برداشته و از آن به عنوان سندان برای تیز کردن تیغه‌های بیل و بیلچه برای شخم زدن زمین‌های کشاورزی استفاده کرده بود. به همین دلیل، قسمت میانی پوشش آن فرسوده شده بود. بیل‌ها و بیل‌های مزرعه‌ی دین بین فو در گذشته، به لطف شرایط سختی که با آن مواجه بودند، تیزتر شدند و به توسعه‌ی این سرزمین کمک کردند، برنج و سیب‌زمینی برای تأمین مردم و خطوط مقدم تولید کردند، در کنار مردم کل کشور علیه مهاجمان آمریکایی جنگیدند و جنوب را آزاد کردند. با دیدن نحوه‌ی برخورد این زوج مسن با آثار جنگی‌شان، متوجه شدم که گذشته هرگز واقعاً در این سرزمین به پایان نرسیده است. به نظر می‌رسد که غلاف خمپاره‌ی ۸۲ میلی‌متری، که با خاطرات زندگی یک جانباز دین بین فو سنگین شده است، روح این سرزمین تاریخی را در خود جذب کرده است.

من در ماه کامل به دین بین فو رسیدم، ماه کاملاً گرد بود، به رنگ قرمز تیره مانند رسوبات انباشته شده این سرزمین. آن شب، هنگام قدم زدن در اطراف میدان ۷-۵، من و همکارم به این ایده رسیدیم که سعی کنیم شب هنگام از تپه A1 بالا برویم. به طرز خاصی، ما آنجا بودیم، روی این تپه، همه چیز آرام بود، فقط ماه دامنه تپه را روشن می‌کرد. جاده بالای تپه از کنار سنگر "درخت انجیر سرسخت" عبور می‌کرد، که هنوز هم توسط سربازانی که سال‌ها پیش در تپه A1 جنگیدند، "تپه مرد" نامیده می‌شود، زیرا شکل آن بسیار شبیه یک فرد دراز کشیده بود. این سنگر قدرتمند، با مواضع توپ ضدهوایی خود، دشمن را از حمله محافظت می‌کرد و جان بسیاری از سربازان ما را گرفت. در نزدیکی قله تپه، یک سنگر فرماندهی زیرزمینی مستحکم قرار دارد که فرمانده وقت هنگ ۱۷۴، نگوین هو آن، را عذاب می‌داد. درون آن یک تانک فرانسوی Bazeille قرار داشت که توسط گروهان ۶۷۴، گردان ۲۵۱، هنگ ۱۷۴، لشکر ۳۱۶ - واحدی که وظیفه حمله به تپه A1 را در مرحله سوم عملیات بر عهده داشت - در صبح روز ۱ آوریل ۱۹۵۴ منهدم شد. شب‌ها، تپه A1 خالی از سکنه است؛ چراغ‌ها خاموش هستند و تانک‌ها، مواضع توپ، سنگرها و سنگرها سایه‌های خاموشی می‌اندازند. سایه تاریخ، چه به معنای واقعی کلمه و چه به معنای مجازی، بر این سرزمین سایه افکنده است.

تپه A1 همچنین درختان شعله‌ور داشت که هر سال در ماه مه شکوفه‌های قرمز آتشین می‌دادند، استعاره‌ای تکان‌دهنده. حالا، همه چیز در مقابل چشمانمان محو و تار می‌شد. از اینجا، می‌توانستیم شهر دین بین فو را که با نور نقطه نقطه شده بود، ببینیم. از تپه A1، با دنبال کردن مهتاب، به تپه F رفتیم. این یک دماغه است که در کنار تپه A1 بیرون زده، اما در نقطه‌ای بالاتر، قادر به کنترل یک موقعیت استراتژیک حیاتی است. بنابراین، تپه F محل نبرد شدید بین نیروهای ما و دشمن بود، آخرین دفاع فرانسوی‌ها در محافظت از مرکز مونگ تان، قلب مجموعه مستحکم دین بین فو. تعداد بی‌شماری از سربازان ما جان خود را برای تصرف این منطقه مرتفع فدا کردند. یادبود شهدایی که در میدان نبرد دین بین فو جان باختند، در سال ۲۰۱۸ در اینجا ساخته شد. نمی‌دانم که آیا تراکم شهدا در اینجا بالاترین میزان در میدان نبرد دین بین فو است یا خیر، اما می‌دانم که وقتی این یادبود در حال ساخت بود، واحد ساختمانی هنوز بقایای شهدا را پیدا می‌کرد؛ شش مجموعه از بقایای اجساد از تپه F نبش قبر و در گورستان ایندیپندنس هیل دوباره دفن شدند.

صبح روز بعد، پس از بازگشت به تپه F، با دیدن جانبازان نحیف در مقابل مزار شهدا، زبانم بند آمد، دستانشان هنگام روشن کردن عود می‌لرزید و چشمانشان با دوبیتی‌های کم‌رنگی که در دود دیده می‌شد، تار شده بود: «بدن‌هایشان افتاد تا خاک سرزمین پدری شود / روحشان عروج کرد تا جوهر معنوی ملت شود.» دین بین به کانون معنوی این سرزمین تبدیل شده است، جایی که هزاران پسر و دختر از سراسر کشور در آن جان باختند، جایی که هزاران خانواده عزیزان خود را از دست دادند؛ این دردی بزرگ است که هرگز محو نخواهد شد.

عصر همان روز، در حالی که خورشید بر فراز رودخانه نام روم غروب می‌کرد و منظره را با رنگی طلایی و سورئال نقاشی می‌کرد، پای بنای یادبود پیروزی دین بین فو ایستاده بودم. مردم محلی در گرگ و میش هوا قدم می‌زدند و از زیبایی دین بین فو لذت می‌بردند، بسیاری از آنها از نوادگان سربازان دین بین فو بودند. در دوردست، دشت مونگ تان همچنان سرسبز بود. این بزرگترین دشت در شمال غربی ویتنام است که انبار برنج دین بین فو محسوب می‌شود و برنج خوشمزه معروف خود را تولید می‌کند. به نظر می‌رسید که سبزی امروز با شور و نشاط گذشته عجین شده است، نمادی از تولد دوباره پس از جنگ در این سرزمین که با خون قهرمانان کشته شده آغشته شده است.

برای دستیابی به این پیروزی بزرگ، هزاران پسر و دختر ویتنامی جان باختند و گوشت و خونشان با خاک و گیاهان درآمیخت. در سراسر گورستان‌های دین بین فو، صدها، حتی هزاران، گور ناشناس آرمیده است. اینها واقعاً پیام‌های ناگفته‌ای برای کسانی هستند که امروز زنده‌اند. اگر می‌خواهید خاطرات دین بین فو را درک کنید، به این سرزمین بیایید، جایی که تاریخ به راحتی در دسترس است.

یادداشت‌های نگوین شوان توی

 

    منبع: https://www.qdnd.vn/chinh-polit/tiep-lua-truyen-thong/voi-tay-la-cham-vao-lich-su-843897


    نظر (0)

    لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

    در همان موضوع

    در همان دسته‌بندی

    از همان نویسنده

    میراث

    شکل

    کسب و کارها

    امور جاری

    نظام سیاسی

    محلی

    محصول

    Happy Vietnam
    یک درس تاریخ

    یک درس تاریخ

    زندگی روزمره

    زندگی روزمره

    مردم تای

    مردم تای