این معلم آینده کنار سنگی ایستاد و نشست، سرش را روی شانهی دوست پسرش گذاشت و لحظهی آشناییشان در آگوست ۲۰۲۴ را به یاد آورد. در آن زمان، دوک در حال تمرین برای رژهی بزرگداشت هشتادمین سالگرد تأسیس ارتش خلق ویتنام بود. سپس، به دلیل تأثیر طوفان شماره ۳ ( یاگی )، تمرین موقتاً متوقف شد و دوک توانست به خانهاش در منطقهی وان ین، استان ین بای، که زادگاه هوئه نیز هست، بازگردد. پیش از آن، آنها بدون اینکه بدانند، در فیسبوک با هم دوست بودند.
| ستوان یکم ها هونگ دوک و دوست دخترش لانگ تی هوئه. عکس توسط سوژه ارائه شده است. |
بعد از رد و بدل کردن پیام در فیسبوک، آنها توافق کردند که حضوری، درست در زادگاه هوئه، با هم ملاقات کنند. در اولین ملاقاتشان، هوئه با خودش فکر کرد: «چه مرد پوست تیرهای» و در طول مکالمهشان، خیلی تحت تأثیر قرار نگرفت و کم صحبت کرد. از طرف دیگر، هوئه مجذوب دختر قدبلند و پوست روشنی شده بود که روبرویش نشسته بود. بعدها، وقتی که احساساتشان نسبت به هم بیشتر شد، به شوخی گفت: «تو مثل شیر غلیظ شدهای و من قهوهام؛ ترکیبی بینظیر برای عشق.»
هونگ دوک در اولین ملاقاتشان، با علم به اینکه دوست دخترش هنوز شیفته او نشده بود، تصمیم گرفت استراتژی «آهسته و پیوسته برنده مسابقه است» را به کار گیرد. او هر روز مرتباً به او پیام میداد، از سلامتیاش جویا میشد و او را به درس خواندن تشویق میکرد. هر داستان در مورد محل تمرین، زندگی یک سرباز یا گاهی اوقات فقط به اشتراک گذاشتن وعدههای غذایی عجولانه در طول راهپیماییها... به معلم آینده کمک میکرد تا دنیای منظم اما فوقالعاده گرم دوک را بیشتر درک کند. هر چه بیشتر با افسر جوان صحبت و تعامل میکرد، هوئه بیشتر احساس میکرد که او صادق، فهمیده، مهربان و قابل اعتماد است.
احساسات این زوج جوان پس از رد و بدل کردن پیامها به تدریج شکوفا شد و به آنها قدرت داد تا برای پیشرفت در درس و کار خود تلاش کنند. در طول تعطیلات سال نو قمری، آنها لحظات زیبایی را با هم گذراندند. در شب سال نو، هونگ دوک دست دوست دخترش را گرفت و اعتراف کرد: "بیا عاشق هم باشیم، باشه؟" در آن لحظه، آتشبازیهایی به شکل قلب در آسمان شکوفا شدند که گواهی بر عشق آنها بود. رابطه آنها با حمایت هر دو خانواده حتی قویتر شد.
در طول رابطهشان، با وجود برنامه کاری شلوغ دوک، که گاهی اوقات فقط میتوانست هر چند روز یک بار به او پیام بدهد یا تماسهای تلفنی کوتاه آخر شب داشته باشد، هو همیشه به او درک و همدلی نشان میداد. دوک که میدانست دوست دخترش در موقعیت نامساعدی قرار دارد، با نشان دادن مراقبت آرام و صمیمانهاش جبران کرد. چیزهای سادهای وجود داشت که هو هرگز فراموش نمیکرد، مانند هدایایی که در 20 اکتبر به او داد: یک خودکار چوبی که نامش روی آن حک شده بود و یک خلخال کوچک زیبا، به همراه یک خانه کوچک و جذاب که از پوکههای گلوله ساخته شده بود. هو پیام ظریف و ماهرانه دوست پسرش را در مورد یک خانواده شاد تشخیص داد.
پنجشنبه NGOC
* برای مشاهده اخبار و مقالات مرتبط، لطفاً به بخش دفاع و امنیت مراجعه کنید.
منبع: https://www.qdnd.vn/quoc-phong-an-ninh/xay-dung-quan-doi/vua-van-mot-tinh-yeu-832817






نظر (0)