Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

بهار امسال در سودان جنوبی

در میان آفتاب سوزان و باران‌های سیل‌آسایی که می‌توانند کل منطقه بنتیو، سودان جنوبی را زیر آب ببرند، بهاری بسیار متفاوت و آرام آرام پدیدار می‌شود...

Báo Quốc TếBáo Quốc Tế16/02/2026

سرگرد لی ترونگ کین (ردیف ۱، نفر سوم از راست) و ستوان دو هوآنگ تان تام (ردیف ۲، نفر چهارم از راست) در برنامه روز ایدز که در محل مأموریت برگزار شد. (عکس از مصاحبه‌شونده)

نه آتش‌بازی‌ای، نه رنگ‌های بهاری. برای سربازان ویتنامی با کلاه‌های آبی در بیمارستان صحرایی ۲.۷، بهار در میان دلتنگی برای خانه، مکالمات تلفنی با خانواده و ریتم مداوم و خاموش کار اختصاص داده شده به مأموریت صلح‌بانی سازمان ملل متحد از راه می‌رسد.

بزرگ شدن در خطوط مقدم

ستوان دو هوانگ تان تام، متولد ۲۰۰۱، جوان‌ترین سرباز زن در بیمارستان صحرایی ۲.۷ است. در سنی که بسیاری از جوانان هنوز در حال کشف مسیرهای خود هستند، تام پیش از این در بنتیو، سودان جنوبی - یکی از چالش‌برانگیزترین مناطق برای مأموریت صلح‌بانی UNMISS - حضور داشت.

پیوستن به نیروی حافظ صلح سازمان ملل متحد نه تنها یک نقطه عطف شخصی، بلکه یک نقطه عطف بزرگ نیز بود که تم را مجبور کرد منطقه امن خود را ترک کند و با الزامات طاقت فرسای یک ماموریت بین المللی روبرو شود.

در بیمارستان صحرایی ۲.۷، تم به عنوان افسر اداری خدمت می‌کرد و به عنوان رابط انگلیسی زبان واحد در فعالیت‌ها با مأموریت و سایر واحدهای دوست عمل می‌کرد. به عنوان جوان‌ترین افسر واحد، تم هم احساس افتخار می‌کرد و هم تحت فشار قابل توجهی بود.

تم در مورد مشکلاتی که با آنها روبرو بود، گفت که این چالش‌ها نه تنها از شرایط جغرافیایی، بلکه از روند خودسازی خودش نیز ناشی می‌شوند. او همیشه به خودش یادآوری می‌کرد که در هر تصمیمی به وضوح از مسئولیت خود آگاه باشد و نمی‌توانست به بهانه "جوان بودن" به خودش اجازه اشتباه بدهد.

تم معتقد است که مشارکت در بحث‌ها و مشاوره‌های صریح، مناسب، اما ظریف و مؤثر با همکاران بین‌المللی، چالش بزرگی در یک محیط چندملیتی و چندفرهنگی است. علاوه بر شجاعت و مهارت، حفظ آمادگی جسمانی نیز یک چالش مهم است. او به طور مداوم یک برنامه تمرینی بدنی منظم را حفظ می‌کند تا آمادگی لازم برای پاسخگویی به شرایط اضطراری در محیط‌های چالش‌برانگیز را تضمین کند. و صرف نظر از موقعیتش، همیشه از حفظ تصویر یک سرباز ارتش خلق ویتنام آگاه است و از رویارویی با محدودیت‌های خود برای بهبود خود نمی‌ترسد.

در میان سختی‌های کارش و چالش‌هایی که با آنها روبرو بود، داستان اردوگاه پناهندگان، تام را عمیقاً نگران کرد، به خصوص وضعیت اسفناک زنانی که بارها مورد حمله قرار گرفته بودند اما از ترس طرد شدن از اجتماع، سکوت را انتخاب کرده بودند. از این تجربه، او متوجه شد که بزرگترین ترس فقط خشونت نیست، بلکه سکوت و تعصب نیز هست، و همین امر او را بر آن داشت تا با نهایت جدیت و دلسوزی کار کند و به حمایت از افراد آسیب‌پذیر کمک کند.

با گذشت زمان، برای سرباز زن ۲۵ ساله پرانرژی با کلاه آبی، بهار در سودان جنوبی به بهار رشد تبدیل شده است - آرام، عمیق و سرشار از مسئولیت.

دنبال کردن فرزند بزرگم... از طریق صفحه گوشی.

همچنین در بیمارستان صحرایی ۲.۷، هر بار که شب از راه می‌رسد، در فضای آرام سرزمینی بیگانه، سرگرد نگوین هوی نام، پرستار تیم اورژانس هوابرد، تصمیم می‌گیرد تلفن همراهش را باز کند و از طریق صفحه نمایش تلفن به اولین لحظات زندگی پسرش خیره شود.

Những mùa Xuân ở Nam Sudan
سرگرد نگوین هوی نام (نشسته در وسیله نقلیه) در جریان یک ماموریت نجات بیمار در محل ماموریت. (عکس از مصاحبه‌شونده)

وقتی سرگرد نگوین هوی نام سوار هواپیمای C17 شد تا برای انجام یک مأموریت بین‌المللی به آن سوی دنیا سفر کند، پسرش کمی بیش از دو ماه داشت. قبل از عزیمت، او موفق شد همسر و پسرش را به خانه برگرداند. سرگرد نگوین هوی نام گفت: «خوشبختانه، هر دو خانواده در نزدیکی هم زندگی می‌کنند، بنابراین همسر و پسرم توسط پدربزرگ و مادربزرگشان مراقبت و حمایت می‌شوند که این به کاهش نگرانی‌های من کمک می‌کند.»

فاصله جغرافیایی و تفاوت‌های منطقه زمانی باعث می‌شد که تماس‌های تلفنی به ندرت برقرار شود، بنابراین او بیشتر اوقات فقط می‌توانست سیر رشد فرزندش را، از چرخیدن تا درآوردن اولین دندان یا شروع غذاهای جامد، از طریق صفحه تلفن خود دنبال کند.

مواقعی بود که نام سودان در شیفت شب بود و در خانه، فرزندش از خواب بیدار می‌شد و آرزوی دیدن او را داشت. در آن لحظات، او ترکیبی از احساسات را تجربه می‌کرد که توصیف آنها دشوار بود. سرگرد نگوین هوی نام گفت: «اگرچه نمی‌توانستم فرزندم را در آغوش بگیرم یا با او بازی کنم، اما تصاویر و فیلم‌هایی که همسرم می‌فرستاد، به منبعی از تغذیه معنوی تبدیل می‌شدند و به من قدرت و انگیزه می‌دادند تا مسئولانه، استوار و بااراده زندگی کنم و وظایفم را به خوبی انجام دهم.»

سرگرد نگوین هوانگ نام، ضمن ارائه توضیحاتی در مورد کارش، گفت که خدمات آمبولانس هوایی در سودان جنوبی در شرایط بسیار سخت، مسابقه‌ای با زمان است. حمل و نقل جاده‌ای اغلب غیرممکن است و هر پرواز، جان انسان‌ها را در گرو تمرکز شدید کل تیم قرار می‌دهد.

مواردی وجود دارد که نام هرگز نمی‌تواند فراموش کند، مانند زمانی که یک سرباز غنایی مبتلا به آپاندیسیت وخیم را منتقل کرد. به لطف تلاش‌های کل تیم پزشکی، عمل جراحی موفقیت‌آمیز بود و بیمار بهبود یافت و پس از ترخیص برای تشکر از آنها بازگشت. در آن لحظه، او فهمید که فداکاری‌های خاموش او و خانواده‌اش کاملاً ارزشمند بوده است.

در طول تعطیلات سال نو قمری در سرزمینی بیگانه، احساسات او ترکیبی از احساسات مختلف بود: دلتنگی برای خانه، برای والدینش و برای فرزند خردسالش که روز به روز بزرگ می‌شد. روی صفحه تلویزیون، تبلیغات سال نو، رنگ‌های پر جنب و جوش بهاری، در قلب سرباز کلاه سبزپوش، حس نوستالژی شام شب سال نو، جمع شدن خانواده در سی‌ام ماه قمری، رد و بدل کردن پول شانس و آرزوی سال نو مبارک برای یکدیگر را برمی‌انگیزاند...

او گفت: «تنها زمانی که از سرزمین مادری خود دور هستید، واقعاً ارزش آنها را درک می‌کنید و آنها به خاطراتی فراموش‌نشدنی تبدیل می‌شوند.»

امسال، اگرچه او عید تت (سال نو قمری) را در آن سوی دنیا جشن گرفت، اما نگرانی فرمانده‌اش و رفاقت گرمشان به منبع بزرگی از دلگرمی تبدیل شد و به او و همکارانش کمک کرد تا محکم بایستند و ماموریت خود را با موفقیت به پایان برسانند.

در محوطه‌ی واحد، شاخه‌های شکوفه‌های زردآلو که از کاغذ رنگی درست شده‌اند، کیک‌های برنجی چسبناک که با عجله آماده شده‌اند و یک غذای ساده‌ی شب سال نو، همگی سربازان ویتنامی را در جشن فرا رسیدن بهار همراهی می‌کنند - بهاری از مسئولیت‌های در هم تنیده و اشتیاق بی‌پایان.

بازگشت به بنتیو

اگر برای ستوان دو هوانگ تان تام این یک فرآیند رشد شخصی بود و برای سرگرد نگوین هوی نام یک فداکاری شخصی، برای سرگرد لی ترونگ کین، داروساز بخش داروسازی و تجهیزات بیمارستان صحرایی ۲.۷، سودان جنوبی، این یک سفر بازگشت بود.

سرگرد لی ترونگ کین از همان ابتدا رویای پیوستن به نیروی حافظ صلح را در سر می‌پروراند، اما مسیر تحقق آن به هیچ وجه هموار نبود. او در تیم‌های بیمارستان صحرایی سطح ۲.۱ ثبت نام کرد و در آموزش‌های بلندمدت بیمارستان صحرایی سطح ۲.۳ شرکت کرد، اما باز هم فرصت خود را از دست داد و با پشیمانی‌های فراموش‌نشدنی روبرو شد.

پس از نه سال پشتکار و تلاش، آن رویا به حقیقت پیوست و او (در سال ۲۰۲۳) به عضویت بیمارستان صحرایی ۲.۵ درآمد و با هواپیمای C-۱۷ در ماموریت UNMISS در سودان جنوبی خدمت کرد. روحیه فداکاری او که در تحقق آرزوهای جوانی‌اش متوقف نشد، سرگرد لی ترونگ کین را برای بار دوم به بنتیو بازگرداند و به بیمارستان صحرایی ۲.۷ پیوست، جایی که آب و هوای سخت و خطر همیشه وجود دارد.

این بار، سرباز جوان کلاه سبزپوش دیگر مثل دفعه اول گیج، ناآشنا یا نگران امنیت نبود، بلکه در عوض احساس مسئولیت و هیجان داشت. سرگرد لو ترونگ کین گفت: «همه چیز مثل قبل به نظر می‌رسد، حس آشنایی دارد، مثل بازگشت دوباره به «خانه»، جایی که فکر می‌کردم به آن برنمی‌گردم یا بازگشت به آن برایم بسیار دشوار خواهد بود.»

همزمان با اینکه حال و هوای بهار از آن سوی دنیا در سراسر سرزمین مادری‌اش پخش می‌شود، سرگرد لی ترونگ کین اولین عید تت (سال نو قمری) خود را در سودان جنوبی به یاد می‌آورد. اگرچه این اولین باری نبود که او عید تت را دور از خانه جشن می‌گرفت، اما عید تت در قاره‌ای دیگر همچنان احساسات خاصی را در او برانگیخته بود.

او گفت که با وجود سختی‌های فراوان، تمام واحد با هم همکاری کردند تا بان چونگ (کیک برنجی سنتی ویتنامی) درست کنند، صحنه‌های مینیاتوری و غرفه‌های سنتی را برای ایجاد فضای تت برپا کنند، دلتنگی را کاهش دهند و از دوستان بین‌المللی برای شرکت و معرفی فرهنگ ویتنامی دعوت کنند.

لحظه شب سال نو، گذار بین سال کهنه و نو، به وضوح در خاطره سرگرد لو ترونگ کین حک شده است. هیچ آتش‌بازی‌ای در کار نبود، فقط رفقا دور یک وعده غذایی ساده جمع شده بودند و پرچم ملی با گذشت زمان در باد تکان می‌خورد. سرگرد لو ترونگ کین با لبخند گفت: «اگر در آن لحظه آتش‌بازی بود، هیچ تجدید دیداری صورت نمی‌گرفت؛ در عوض، همه ما در موقعیت‌های رزمی قرار می‌گرفتیم.»

دو بار جشن گرفتن تت (سال نو قمری ویتنامی) در سودان جنوبی به سرگرد لی ترونگ کین کمک کرده است تا عمیقاً ارزش همبستگی و فداکاری را درک کند. اگرچه این جشن پر زرق و برق و پر زرق و برق نبود، اما گذراندن شب سال نو زیر پرچم ملی، در محاصره سربازان دیگر، به خاطره‌ای فراموش‌نشدنی تبدیل شده است. برای او، بهار در سودان جنوبی نقطه عطفی در رشد اوست، جایی که مسئولیت‌پذیری و ایمان به بخش جدایی‌ناپذیر زندگی او به عنوان یک سرباز تبدیل شده‌اند.

****

سه نفر، سه داستان در سودان جنوبی به هم می‌رسند، جایی که تت (سال نو ویتنامی) نه تنها لحظه‌ای از گذار به سال جدید است، بلکه تجسم مسئولیت، فداکاری و ایمان نیز می‌باشد.

در سرزمینی مملو از بی‌ثباتی، سربازان کلاه آبی ویتنامی ساکت اما با پشتکار ایستاده‌اند و نه تنها تخصص، بلکه قلب‌های مهربان و آرزوی صلح را نیز با خود به همراه دارند.

در بیش از نیمی از جهان دور از خانه، بهار در هر شیفت کاری، در هر تماس تلفنی از راه دور از راه می‌رسد و امید به تجدید دیدارهای شاد در سال نو قمری پس از سال‌ها فداکاری را پرورش می‌دهد.

منبع: https://baoquocte.vn/xuan-nay-o-nam-sudan-351041.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
شادی کشاورزان از استفاده از فناوری فلیکام در تولید محصولات کشاورزی

شادی کشاورزان از استفاده از فناوری فلیکام در تولید محصولات کشاورزی

بگذار برود

بگذار برود

عمق

عمق