Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

بهار از راه می‌رسد و عمو هو را به یاد می‌آورد.

با نزدیک شدن به هفتاد سالگی، هر بار که عید تت (سال نو قمری) از راه می‌رسد، قلبم سرشار از احساسات می‌شود، چرا که خاطرات آرام و به طرز عجیبی زنده بازمی‌گردند. در میان این خاطرات، یک تصویر وجود دارد که هرگز محو نخواهد شد: شب سال نو، تمام خانواده دور رادیو جمع شده بودند و به تبریک سال نو رئیس جمهور هوشی مین و خواندن اشعار بهاری گوش می‌دادند.

Báo Sơn LaBáo Sơn La13/02/2026

رقص دایره‌ای به نماد وحدت در میدان شمال غربی.
عکس: پی‌وی

در دهه ۱۹۶۰، کشور هنوز در شعله‌های جنگ غرق بود. عید تت دوران فقر و خانواده‌های فقیر بود، اما قلب مردم پر از امید بود. خانواده من تقویم هم نداشت، چه برسد به آتش‌بازی. تنها چیزی که با دقت برای شب سال نو آماده می‌کردیم... یک رادیو بود. پدرم اغلب می‌گفت: «اگر تبریک سال نو عمو هو را نشنیده‌اید، واقعاً عید تت نیست.» به محض اینکه صدای عمو هو از امواج رادیو صدای ویتنام پخش می‌شد، انگار فضا آرام می‌شد. صدایش گرم، عمیق و آرام بود، هم سلام و هم گفتگوی صمیمانه‌ای مانند یک پدر با خانواده گسترده‌اش. سپس شعر می‌خواند. ابیاتی کوتاه و به یاد ماندنی، ساده اما عمیق. درست همانطور که خودش گفته بود: «چند کلمه ساده و محبت‌آمیز، هم دعوت به عمل و هم جشن بهار.» در آن زمان، من جوان بودم و لایه‌های معنایی شعر او را به طور کامل درک نمی‌کردم. اما من به وضوح احساس آرامشی را که با گوش دادن به اشعار عمو هو به من دست داد، به یاد دارم. به نظر می‌رسید که در میان بمب‌ها و کمبودها، صرفاً گوش دادن به سخنان عمو هو، گوش دادن به شعرخوانی او، کافی بود تا کشور را متقاعد کند که مطمئناً بر سختی‌های خود غلبه خواهد کرد.

با بزرگ شدن، رفتن به مدرسه و سپس ایستادن بر روی سکو و تدریس ادبیات، کم‌کم فهمیدم که چرا اشعار بهاری عمو هو چنین جایگاه ویژه‌ای در زندگی معنوی ملت دارند. این اشعار فقط اشعار تبریک سال نو معمولی نبودند، بلکه اسناد تاریخی بودند که به زبان شاعرانه نوشته شده بودند، رهنمودهای انقلابی که از قلب منتقل می‌شدند. او در طول زندگی انقلابی خود، تقریباً ۲۲ شعر تبریک سال نو (اشعار بهاری) از سال ۱۹۴۲ تا ۱۹۶۹ سرود. این اشعار هر بار که تت (سال نو قمری) فرا می‌رسید، برای مردم و سربازان در سراسر کشور ارسال می‌شد و اغلب حاوی پیش‌بینی‌ها، تشویق‌ها و تأکید بر ایمان به پیروزی نهایی ملت بود. حتی از اولین بهار جمهوری دموکراتیک ویتنام - بهار ۱۹۴۶ (سال سگ) - عمو هو به وضوح اهمیت تاریخی آن بهار مستقل را احساس می‌کرد: «این تت واقعاً تت مردم ماست / چند کلمه خوشامدگویی در روزنامه ملی / استقلال، پر و لبریز، سه جام شراب / آزادی، طلایی و قرمز، جنگلی از گل.» با بازخوانی این ابیات در طول سال‌های معلمی‌ام، همیشه به دانش‌آموزانم تأکید می‌کردم: این بهار یک دوران جدید است. بهار ملتی که برای اولین بار سرنوشت خود را به دست می‌گیرد. کلمات «استقلال» و «آزادی» در اشعار عمو هو انتزاعی نیستند، بلکه در تصاویر بسیار واقعی ظاهر می‌شوند: یک لیوان شراب، جنگلی از گل‌ها... ساده اما مقدس. در طول جنگ مقاومت علیه فرانسوی‌ها، در میان کوه‌ها و جنگل‌های ویت باک، اشعار بهاری عمو هو طنین باشکوه یک آهنگ رژه را به همراه داشت. شعری که عمو هو در سال ۱۹۴۷ برای تبریک سال نو خوک از رادیو خواند، واقعاً یک قطعه قهرمانانه بود: «پرچم سرخ با ستاره زرد در باد به اهتزاز در می‌آید / شیپور مقاومت در سراسر سرزمین طنین‌انداز می‌شود / تمام مردم مقاومت می‌کنند، مقاومت فراگیر / اراده ما مصمم است، قلب‌های ما متحد است...»

هر چه بیشتر ادبیات تدریس می‌کنم، بیشتر متوجه می‌شوم که اشعار بهاری عمو هو همیشه دو ویژگی به ظاهر متضاد اما کاملاً هماهنگ را با هم ترکیب می‌کنند: عزم راسخ یک سرباز و روح بهاری یک شاعر. این امر به وضوح در شعر "نگوین تیئو"، شاهکاری از بهار که عمو هو در سال ۱۹۴۸ سروده است، نشان داده شده است: "امشب، ماه کامل جشنواره نگوین تیئو / رودخانه بهاری، آب بهاری، به آسمان بهاری متصل می‌شود / در مه غلیظ، در مورد امور نظامی بحث می‌کند / نیمه شب برمی‌گردد، ماه قایق را پر می‌کند." حتی در میان "بحث در مورد امور نظامی"، در میان سرنوشت ملتی که در هاله‌ای از ابهام است، عمو هو هنوز لحظه‌ای زیبا از آرامش را برای ماه و رودخانه نگه داشته است. هنگام تدریس این شعر، اغلب به دانش‌آموزانم می‌گویم: این رفتار یک روشنفکر بزرگ است؛ هر چه بار سنگین‌تر باشد، روح روشن‌تر است. قایق امور ملی در نور ماه کامل بازمی‌گردد و با خود ایمان کاملی به روز پیروزی به همراه دارد. در طول سال‌های جنگ علیه آمریکا، اشعار بهاری عمو هو، مانند یک دستور جنگی، مختصر و فشرده شدند. من هرگز نمی‌توانم حال و هوای بهار ۱۹۶۸ را فراموش کنم، زمانی که تمام کشور با گوش دادن به خواندن عمو هو، ساکت شدند: «این بهار از بهارهای قبلی پیشی می‌گیرد/ پیروزی خبرهای شادی‌آوری را در سراسر کشور به ارمغان می‌آورد/ شمال و جنوب در مبارزه با مهاجمان آمریکایی رقابت می‌کنند/ به پیش! پیروزی کامل مطمئناً از آن ما خواهد بود.» این فقط شعر نبود. این یک فرمان تاریخی بود. و سپس بهار ۱۹۶۹ بود - آخرین بهار عمو هو. وقتی آن شعر را دوباره می‌خوانم، همیشه احساس خفگی می‌کنم: «پیروزی سال گذشته باشکوه بود/ امسال خطوط مقدم مطمئناً پیروزی‌های بزرگتری به دست خواهند آورد/ برای استقلال، برای آزادی/ برای بیرون راندن آمریکایی‌ها بجنگید، برای سرنگونی رژیم دست نشانده بجنگید/ به پیش، سربازان و هموطنان/ شمال و جنوب دوباره متحد شدند، چه بهاری می‌تواند شادتر از این باشد!» عمو هو این اشعار را زمانی سرود که سلامتی‌اش بسیار ضعیف بود، اما ایمانش هرگز متزلزل نشد. او بهار را قبل از ورود به قلمرو ابدی به ملت تقدیم کرد.

حالا که از سالن سخنرانی بیرون آمده‌ام، هر بهار، هنوز عادت قدیمی‌ام را حفظ کرده‌ام: گوش دادن به اشعار بهاری عمو هو. نه برای اهداف پژوهشی، بلکه برای یادآوری به خودم که به اعتمادی که به من کرد، عمل کنم.

برای من، اشعار بهاری عمو هو نه تنها به عنوان یک شیء زیبایی‌شناختی یا متنی برای تحلیل وجود دارند، بلکه به بخشی از حافظه‌ام تبدیل شده‌اند. خاطره یک کودک کوهستانی از گذشته و معلمی که تمام زندگی خود را وقف آموزش و پرورش در مناطق مرزی دورافتاده کشورمان کرد.

و با هر بهاری که می‌گذرد، من قوی‌تر احساس می‌کنم: تا زمانی که معلمانی در حوزه آموزش وجود دارند که می‌دانند چگونه به خاطرات گوش دهند، و ارزش‌های معنوی را که در آزمون زمان سربلند بیرون آمده‌اند، گرامی می‌دارند، بهار ملت ما همچنان در قلب مردم حفظ خواهد شد، آرام و متظاهرانه، اما مداوم، مانند یک جریان فرهنگی زیرزمینی، که در سراسر تاریخ و مردم ویتنام جاری است.

منبع: https://baosonla.vn/van-hoa-xa-hoi/xuan-ve-nho-bac-dnAhktDvR.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
شهر ماهیگیری

شهر ماهیگیری

تان بین

تان بین

صلح آمیز

صلح آمیز