وقتی از من درباره دو نویسنده دیگر پرسیدند، جا خوردم، چون در مقایسه با آنها، احساس میکردم درخت کوچکی هستم که مخفیانه کنار نرده رشد کرده و سپس یواشکی شکوفه داده است، برخلاف دو درخت سر به فلک کشیده و باشکوه حیاط مدرسه. آن دو، معلم من، پروفسور هوینه نهو پونگ، و نویسنده فام کونگ لوآن، «محقق سایگون» که همیشه او را تحسین میکردم، بودند.
نویسنده: ترونگ گیا هوآ
عکس: ارائه شده توسط سوژه
وقتی از او پرسیدم چرا من را انتخاب کرده، جوابش نمیتوانست سادهتر از این باشد: «من به یک کتابفروشی رفتم و کتابهای شما را خواندم و از آنها خوشم آمد، همین.» خب، همه اینها سرنوشت بود، به لطف عشق مشترکمان به شهر هوشی مین که این ملاقات دوستداشتنی اتفاق افتاد.
شهر محبوب، بخشی از وجود من شده است.
من در ترانگ بانگ، تای نین ، زادگاهی دارم که پر از پدربزرگ و مادربزرگ، والدین و صدها ارتباط عاشقانه است. در 30 آوریل 1975، والدین من در سایگون در حال آماده شدن برای "استقبال گرم از فرزندشان" بودند، اما هیجان، اضطراب و تنش طاقت فرسا بود و مادرم نمی توانست "روی کارش تمرکز کند".
بنابراین، چمدانهایمان را بستیم و به زادگاهمان برگشتیم. سیزده روز بعد، مادرم به لطف کمک یک مامای محلی، نه در بیمارستان تو دو که قرار بود به دنیا بیاید، مرا به دنیا آورد. من فرزند صلح هستم؛ حتی لقب من در خانه نمادی از صلح است: کبوتر.
پدرم گفت که در آن زمان زیاد به این موضوع فکر نمیکرد؛ صرفاً، توقف جنگ به معنای توقف مرگ و ویرانی بود و زندگی بسیار ارزشمند بود. پدرم برای بزرگداشت یک رویداد خاص، فرزندانش را نامگذاری کرد. به همین ترتیب، در سال ۱۹۷۹، زمانی که برادر کوچکترم به دنیا آمد، کشور با مشکلات بیشماری روبرو بود و جیرههای توزیع شده بین معلمان شامل سورگوم بود، بنابراین اکنون، من یک برادر کوچکتر به نام کائو لونگ (سورگوم) دارم.
پدر و مادرم همیشه نگران بزرگ کردن کبوتر و سورگوم در چنین شرایط محرومی بودند. به طرز عجیبی، من و خواهرانم فقط خوشحال بودیم، زیرا چیزی برای مقایسه نمیدانستیم؛ ما به سادگی مانند گیاهان بزرگ شدیم. هنوز ستارههای درخشان، بارانهای شادیبخش برای به یاد آوردن، برای گرامی داشتن برای یک عمر وجود داشت. و با این طرز فکر، وقتی به دانشگاه رفتم، به زادگاهم برگشتم و از صدای بوق ماشینها به عنوان ملودی هفدهمین سال تحصیلم استفاده کردم.
سفری تازه آغاز میشود. سی و سه سال بعد، همزمان با آغاز جشنهای پنجاهمین سالگرد اتحاد ملی در شهر هوشی مین، ناگهان متوجه شدم که زمانی که در شهر زندگی کردهام دو برابر زمانی بوده که در زادگاهم گذراندهام. اما اگر از من بپرسید که چقدر «در شهر زندگی کردهام»، نمیدانم؛ وقتی کسی را که تازه دیدهام ملاقات میکنم، میگویم: «خب، من اهل روستا هستم...»
نه اینکه بخواهم ناسپاس باشم، اما انگار خیلیها مثل من هستند. همه یک زادگاه مبهم را پشت سرشان حمل میکنند و یک شهر که با وجودشان عجین شده است. آنها بین دو مکان گیر افتادهاند؛ در شهر، دلتنگ زادگاهشان هستند، اما بعد از چند روز برگشت به خانه، دلتنگ بوق ماشینها پشت چراغ قرمز، صدای پیرزن نانفروشی که عاشق گوش دادن به موسیقی بولرو در اواخر بعد از ظهر برای فرار از آفتاب است. صدای او که در تان فو طنینانداز میشود واقعاً خاص است: "نان فروشی! خوشقیافه اما بیملاحظه! همیشه میفروشد، همیشه میفروشد!..."
برخی از آثار نویسنده Truong Gia Hoa
عکس: ارائه شده توسط سوژه
هر روز منتظرم تا صدای آشنای فریاد فروشنده خیابانی را بشنوم و از خنده منفجر شوم، هر خندهام مثل اولین خندهام است. هر بار که میخندم، تان فو و شهر هوشی مین را حتی بیشتر دوست دارم. از آنجایی که در این شهر به دنیا آمدهام، قلب من باید بخشهای زیادی داشته باشد. به همین دلیل است که این مکان بسیار جادار است، این شهر را لطیف میکند و نه تنگ و خشن.
من در سال ۱۹۷۵ به دنیا آمدم و فرزندم در سال ۲۰۰۰ به دنیا آمد. این را یک تصادف جالب میدانم. هر وقت تولدم نزدیک میشود، خواندن روزنامه یا تماشای تلویزیون به من کمک میکند سنم را به خاطر بیاورم. پسرم هم همینطور است؛ هر سالی که در سال ۲۰۰۰ باشد، همان سن اوست. چقدر خوش شانس است برای کسی که در محاسبات ضعیف است!
رسیدن به پایینترین نقطهی زندگی نشان میدهد که زندگی چقدر ارزشمند است.
مدتی برای ستون «اشتراک فضاهای زندگی» در مجله معماری و زندگی مطلب مینوشتم . درباره فضای کوچکم و تأملاتم درباره زندگی و عشق مینوشتم. سپس، به طور طبیعی، تاک کلمات به خیابانها و روح سایگون رسید. عشق من به این سرزمین، هفته به هفته، ماه به ماه، در صفحات آن نفوذ کرد. و سپس، ناخواسته، دو مجموعه از سه مجموعه مقاله من برای سایگون - شهر هوشی مین، تحت حمایت این سرزمین نوشته شد.
میدانید، در چهل سالگی، در میان دریایی از پرچمها و گلها که چهلمین سالگرد اتحاد ملی را جشن میگرفتند، خبر وحشتناکی از بیمارستان دریافت کردم. همه چیز میتوانست برای همیشه بسته شود. اما به طرز معجزهآسایی، اکنون که اینجا نشستهام و برای انتشار پنجاهمین سالگرد مینویسم، غرق در سپاسگزاری از بخت خوبم هستم. ده سال عجیب از زندگیام تازه گذشته است. دوران ناامیدی، دورانی پر از احساسات. دردناک اما مصمم، به ته خط رسیدم تا بفهمم زندگی چقدر ارزشمند است.
زندگی بسیار ارزشمند است، میخواهم این را دوباره تکرار کنم، زیرا در مدتی که شهر هوشی مین با کووید-۱۹ دست و پنجه نرم میکرد ، من ناامیدانه از مادرم در بیمارستان در خانه مراقبت میکردم. هر لحظه پر از انتظار و دعاهای مضطربانه بود. من یک کلیپ کوتاه از خیابانهای متروک و ویران در گرگ و میش هوا تماشا کردم. از شدت غم و اندوه اشک در چشمانم حلقه زد. این شهر واقعاً بیمار است، و به شدت بیمار است.
وقتی حال مادرم تا حدودی خوب شد، از مرز عبور کردم و با استفاده از یک کارت عبور ویژه به خانه برگشتم. شهر خالی از لبخند بود. بدون مردم، شهر واقعاً متروک بود. اما آن لحظهای بود که باور داشتم شهر هوشی مین بر این مشکل غلبه خواهد کرد.
همانطور که من اغلب ضعف و شکنندگی خودم را شناختهام، اما از طریق نوعی مهربانی، نوعی انرژی اولیه این شهر، بر تاریکی زندگیام غلبه کردهام. من معتقدم که میلیونها نفر چراغی روشن، چراغی از زندگی پرشور برای شهر روشن خواهند کرد. یا، به آرامیتر: سایگون، بیایید آرام و عمیق نفس بکشیم!
امروز، من ۵۰ ساله هستم و شهر هوشی مین ۵۰ سالگی اتحاد ملی را جشن میگیرد. راستش را بخواهید، فکر میکنم ۵۰ سال دیگر زنده خواهم ماند و در حال تصور یک جشن صدمین سالگرد هستم... خب، به این دلیل است که مدت زیادی اینجا زندگی کردهام، پس، خب، بگذارید همینجا تمام شود!
ترونگ گیا هوآ در ۱۳ مه ۱۹۷۵ در ترانگ بانگ، استان تای نین متولد شد. او از دانشگاه شهر هوشی مین فارغالتحصیل شد. او به عنوان ویراستار برای چندین انتشارات و روزنامه مانند بازاریابی سایگون ، حقوق شهر هوشی مین و غیره کار کرده است.
او در حال حاضر به عنوان نویسنده و خیاط آزاد کار میکند.
آثار منتشر شده عبارتند از: «امواج مادر و برادر » (مجموعه شعر)، « آیا امشب خواب خواهی دید، فرزندم؟» (مجموعه مقالات، برنده جایزه انجمن نویسندگان شهر هوشی مین در سال ۲۰۱۷)، «آستانه قدیمی سایگون، نور خورشید در حال سقوط» (مجموعه مقالات)، «سایگون به آرامی نفس میکشد، نفس عمیق میکشد» (مجموعه مقالات)...
مقاله «برگهای معطر» نوشتهی نویسندهی ترونگ گیا هوآ برای گنجاندن در کتاب درسی زبان و ادبیات ویتنامی پایه هشتم، بخشی از مجموعهی «افقهای خلاق»، انتخاب شده است.
Thanhnien.v
منبع: https://thanhnien.vn/50-nam-dat-nuoc-thong-nhat-dua-con-cua-hoa-binh-185250429160352639.htm










نظر (0)