Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

درس‌هایی از حلقه‌های ازدواج

Báo Gia đình và Xã hộiBáo Gia đình và Xã hội08/12/2024

بعضی وقت‌ها، یواشکی آرزو می‌کردم که کاش من و همسرم قبل از عروسی در مورد معنی حلقه‌ها صحبت کرده بودیم. اگر این کار را می‌کردیم، شاید می‌توانستیم کمی پول پس‌انداز کنیم. ما فقط حلقه‌هایی می‌خریدیم که با بودجه‌مان جور درمی‌آمد، اما قیمت آن در آن زمان هنوز برای ما قابل توجه بود.


تقریباً سه دهه پیش، در یک صبح خنک ماه سپتامبر در زادگاهم، دوستان و خانواده‌ام دور هم جمع شدند. همزمان با پخش موسیقی متن، آنها دور سبدی بافته شده از پوست درخت قدم می‌زدند که درون آن دو حلقه، یکی برای من و یکی برای او، قرار داشت.

در آن زمان، عروسی ما به دلیل شکل فوق‌العاده منحصر به فردش، در روستا غوغایی به پا کرده بود. از دیدن همه کسانی که دوستشان داشتم و برای عشقمان دعا می‌کردند، خیلی خوشحال شدم. آن لحظه واقعاً مقدس بود.

خیلی از جزئیات عروسی را به خاطر دارم، اما بعداً هر چقدر تلاش کردم یادم نیامد چه زمانی حلقه را به انگشتش انداختم.

یک شب، شوهرم داشت حلقه را در انگشتش این‌طرف و آن‌طرف می‌چرخاند، لحنش نیمه شوخی و نیمه جدی بود:

شاید بهتر باشد یک جلسه خانوادگی برای بحث در مورد این موضوع داشته باشیم، موافقید؟

در ابتدا، او در تمام طول ماه عسلمان حلقه را به دست داشت، اما به محض اینکه به سر کار برگشت، حلقه دیگر چندان مهم نبود. با اینکه ما به طور پیشگیرانه ساده‌ترین و سبک‌ترین حلقه ممکن را انتخاب کردیم، اما هنوز هم هنگام کار دست و پا گیر و ناراحت کننده بود. در واقع، ما هرگز در مورد اینکه چه زمانی حلقه را به دست کنیم و چه زمانی نه، بحث نکردیم؛ این صرفاً یک انتخاب کاربردی بود.

متوجه شدم که او حلقه‌اش را برای کار از دستش درآورد و دیگر به ندرت آن را می‌پوشید. چند ماه اول بعد از عروسی، حلقه فقط عصرها که بیرون می‌رفتیم و با دوستانمان ملاقات می‌کردیم، ظاهر می‌شد. اما خیلی زود، او به کلی فراموش کرد که آن را بپوشد، و من هم فراموش کردم، بنابراین نمی‌توانستم او را سرزنش کنم.

حالا، آخرین باری که حلقه دستش کرده بود را به خاطر نمی‌آورم، و دیگر حتی این موضوع هم آزارم نمی‌دهد. معلوم شد که حلقه انداختن سنتی نیست که به او بیاید، و من با این موافقم.

عشق و ازدواج ما نیازی به اثبات رسمی ندارد؛ آنچه ما با هم ساخته‌ایم، خود گویای همه چیز است.

راستش را بخواهید، پدر و مادرم دیگر حلقه ازدواجشان را دست نمی‌کنند. پدرم بعد از اینکه برای شکستن هیزم آن را درآورد، حلقه ازدواجش را گم کرد.

بعد از این همه سال، پدر و مادرم هنوز با خوشحالی با هم هستند. بعضی وقت‌ها، مخفیانه آرزو می‌کنم که کاش من و همسرم قبل از عروسی‌مان در مورد معنی حلقه‌هایمان صحبت کرده بودیم.

اگر اینطور بود، شاید می‌توانستیم مقداری پول پس‌انداز کنیم. ما فقط حلقه‌ها را در محدوده بودجه‌مان خریدیم، اما قیمت آن در آن زمان برای ما کاملاً قابل توجه بود.

یک جواهرفروش ناگهان به من گفت: «خانم، استفاده از انگشتر همیشه ایده خوبی نیست.» او توضیح داد که استفاده مداوم از انگشتر برای پوست خوب نیست و به من توصیه کرد که بیشتر آنها را در بیاورم.

حرف‌هایش مرا فوق‌العاده خوشحال کرد. مواقعی بود که به دلیل تغییرات بدنم بعد از به دنیا آوردن دو فرزند، دیگر نمی‌توانستم حلقه‌هایم را دست کنم.

من و همسرم دو بار اندازه حلقه‌های ازدواجمان را تغییر داده‌ایم که کلی خرج روی دستمان گذاشته، و بعد، بدون اینکه کلمه‌ای به هم بگوییم، هر دو «گنجینه‌هایمان» را توی کشو گذاشته‌ایم. در چنین مواقعی، من و همسرم فقط به هم نگاه می‌کنیم و لبخندی ناشیانه می‌زنیم.

دخترم چند ماه دیگر ازدواج می‌کند. داستان حلقه، تصمیم‌گیری را برای من آسان کرد: بگذارید آنها تصمیم بگیرند که چه کار کنند.

در طول دهه‌های گذشته، من و همسرم توانسته‌ایم از انتظارات اجتماعی در مورد نحوه‌ی برگزاری مراسم عروسی، حلقه‌های ازدواج و تعیین آنچه واقعاً برای ما مناسب است، فراتر برویم.

از حلقه ازدواج، به سراغ چیزهای مهم دیگر در زندگی مشترکمان رفتیم. مثلاً گاهی اوقات برای راحتی بیشتر در تخت‌های جداگانه می‌خوابیدیم یا تنها سفر می‌کردیم ...

فکر می‌کنم اگر آن کشفیات زودتر اتفاق می‌افتاد، عروسی فرزندانم فوق‌العاده می‌شد، بدون اینکه مجبور باشند چنین هزینه گزافی برای تحصیلشان بپردازند. اما پشیمان هم نیستم، چون بعضی درس‌ها را فقط می‌توان با گذشت زمان یاد گرفت.



منبع: https://giadinh.suckhoedoisong.vn/bai-hoc-tu-cap-nhan-cuoi-17224120722003971.htm

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
نور عصرگاهی

نور عصرگاهی

کودک عاشق کشور است.

کودک عاشق کشور است.

برداشت سیب کاستارد در با دن

برداشت سیب کاستارد در با دن