هر بار که نودل سرد درست می‌کنم، به محض اینکه آنها را سر میز می‌آورم، همه اهل خانه برای خوردنشان به تکاپو می‌افتند. مادرم حسابی از من تعریف می‌کند: «نودل‌ها خیلی خوشمزه هستند! تو خیلی بااستعدادی، می‌توانی روزی یک مغازه نودل‌فروشی باز کنی!»

سپس به خاطر درست کردن رشته فرنگی سرد خوشمزه شهرت پیدا کردم و همسایه‌هایم با شور و شوق از آنها تعریف می‌کردند. به تدریج، اعتماد به نفس خیلی بیشتری پیدا کردم، اعتماد به نفسی که همیشه نداشتم و همین موضوع والدینم را به شدت نگران می‌کرد.

عکس تصویرسازی: eva.vn

از آن زمان، من شیفته‌ی درست کردن نودل سرد شده‌ام. همیشه می‌خواهم مهارت‌های پخت نودل سردم را به نمایش بگذارم. فرقی نمی‌کند چه فصلی باشد، هر وقت مهمان داریم، همیشه سعی می‌کنم آنها را با غذای نودل سرد مخصوص خودم تحت تأثیر قرار دهم.

آن حس «نودل سرد خانگی من خوشمزه است» تا زمانی که شروع به کار کردم با من ماند.

یک روز، دیر کارم تمام شد و وقت زیادی نداشتم، بنابراین تصمیم گرفتم نودل سرد مورد علاقه دوران کودکی‌ام را برای شام درست کنم. بعد از درست کردن آنها و خوردن اولین لقمه، فوراً خشکم زد، احساس وحشتناکی در جوانه‌های چشایی‌ام رخنه کرد. همه سس سویا بود، مونوسدیم گلوتامات به درستی حل نشده بود و نودل‌ها گلوله گلوله شده بودند...

من حاضر نبودم تسلیم شوم، بنابراین دوباره امتحان کردم، اما نتیجه هنوز همان بود. حتی چندین نوع سس سویای مختلف را امتحان کردم، اما هنوز طعم سال‌ها پیش را پیدا نکرده بودم. با احساس ناامیدی، گوشی را برداشتم و با اینکه آخر شب بود به خواهرم زنگ زدم. در آن سوی خط، خواهرم لحظه‌ای ساکت بود، سپس ناگهان زد زیر خنده.

سعی کردم عصبانیتم را سرکوب کنم و به مونولوگ طولانی خواهرم گوش دادم. قبل از اینکه بفهمم چه شده، اشک از گونه‌هایم سرازیر شد. توصیف احساساتم در آن لحظه دشوار است - ترکیبی از احساس، گناه و سرگرمی.

معلوم شد که تمام خانواده‌ام از خوردن غذاهای تهیه‌شده از آرد گندم، به‌خصوص نودل سرد، خوششان نمی‌آمد. اما وقتی کوچک بودیم، همه سعی می‌کردند آنها را بخورند و حتی مدام از خوشمزه بودنشان تعریف می‌کردند، چون مادرم به همه گفته بود هر کسی که یک کاسه نودل بخورد و بگوید خوشمزه است، ۵۰ سنت پول توجیبی جایزه می‌گیرد.

خواهر کوچکترم از آن طرف خط زد زیر خنده: «به لطف خوردن نودل تو، وقتی کوچک بودم کلی پول توجیبی پس‌انداز کردم!» او گفت که با آن پول کلی مداد نوکی با جاکلیدی‌های توت‌فرنگی و گیلاسی و خیلی از انواع مدادهای دیگر که دوست داشت، خریده است. وقتی او آن خاطرات زیبا را تعریف می‌کرد، هم سرگرم می‌شدم و هم تحت تأثیر قرار می‌گرفتم.

شاید برایتان جالب باشد
روستاهای ارتفاعات استان نِگه آن فاقد نیروی کار جوان هستند: نگرانی از «فرار مغزها»ی منابع انسانی.
روستاهای ارتفاعات استان نِگه آن فاقد نیروی کار جوان هستند: نگرانی از «فرار مغزها»ی منابع انسانی.کارگران استان غربی ناگه آن، زادگاه خود را برای کار در مناطق صنعتی، مناطق شهری و خارج از کشور ترک می‌کنند و به بسیاری از خانواده‌ها کمک می‌کنند تا درآمد خود را بهبود بخشند. با این حال، نتیجه این امر، کمبود جوانان در روستاها، کمبود جانشینان صنایع دستی سنتی و خطر کمبود نیروی کار برای توسعه مناطق مرتفع است.
«زیر پنجره روشن» قسمت ۲۰: پدر دیو با شنیدن اعتراف دامادش دلشکسته می‌شود.
«زیر پنجره روشن» قسمت ۲۰: پدر دیو با شنیدن اعتراف دامادش دلشکسته می‌شود.در قسمت ۲۰ سریال «زیر پنجره روشن»، دونگ به پدرزنش اعتراف می‌کند که دیگر احساسی به دیو ندارد، و به همین دلیل است که وقتی رابطه‌اش فاش شد، از او طلب بخشش نکرد.
آب و هوای امروز (30 ژوئن): باران شدید در شمال ویتنام، مراقب گردباد، رعد و برق و وزش باد شدید باشید.
آب و هوای امروز (30 ژوئن): باران شدید در شمال ویتنام، مراقب گردباد، رعد و برق و وزش باد شدید باشید.طبق اعلام مرکز ملی پیش‌بینی هواشناسی و هیدرولوژیکی، هوای امروز (30 ژوئن) در هانوی و بسیاری از استان‌ها و شهرهای شمال ویتنام همچنان ابری با بارش متوسط ​​تا شدید و بارش بسیار شدید محلی خواهد بود که در اواخر بعد از ظهر، عصر، شب و صبح متمرکز است. سازمان هواشناسی نسبت به خطر گردباد، رعد و برق، تگرگ و وزش باد شدید در هنگام رعد و برق هشدار می‌دهد.

در دوران دبستان، عملکرد تحصیلی من بسیار ضعیف بود، به خصوص در واژگان زبان ویتنامی؛ تلفظ من وحشتناک بود. در نتیجه، به تدریج از مدرسه خسته شدم و از رفتن به کلاس می‌ترسیدم، از معلم می‌ترسیدم که به طور غیرمنتظره‌ای مرا برای پاسخ به سوالات صدا بزند و از مسخره شدن توسط همکلاسی‌هایم می‌ترسیدم.

در آن زمان، والدینم به تنبیه بدنی به عنوان نوعی آموزش اعتقاد داشتند. من اغلب به دلیل عملکرد ضعیف تحصیلی کتک می‌خوردم. اما این طبیعت من بود؛ هر چه بیشتر کتک می‌خوردم و سرزنش می‌شدم، کمتر می‌خواستم درس بخوانم و بیشتر تسلیم می‌شدم.

یک بار، پسرعمویم لام، به دلیل اینکه مرتباً مسائل ریاضی را اشتباه حل می‌کرد، اغلب توسط عمویم سرزنش و تنبیه می‌شد. لام دانش‌آموز ضعیفی بود، حتی از من هم بدتر. با دیدن این موضوع، حس «عدالت» در من شعله‌ور شد. اگرچه خودم در ریاضی خیلی بهتر نبودم، اما مصمم بودم که او را «نجات» دهم. تمام بعد از ظهر را صرف توضیح مسائل برای لام کردم. در نهایت، لام یاد گرفت که چند مسئله ساده را حل کند.

عمویم از من تعریف کرد. عمه‌ام حتی یک بسته کلوچه به عنوان جایزه برایم خرید. از آن به بعد، من به خصوص از رفتن به خانه پسرعمویم لذت می‌بردم، عمدتاً برای اینکه به لام درس بدهم و تعریف و تمجید و جایزه بگیرم.

بعد از اینکه مادرم از ماجرا باخبر شد، رفتارش با من را تغییر داد.

مادرم مدام از من تعریف می‌کرد. اما به جز درس دادن به دخترعمویم، چیز قابل توجه دیگری برای تعریف کردن نداشتم. برای همین مدام تکرار می‌کرد که چقدر خوب به دخترعمویم درس می‌دهم. آنقدر این حرف‌ها را می‌شنیدم که از آنها خسته شده بودم.

بعد نوبت به درست کردن رشته فرنگی سرد رسید. با نگاهی به گذشته، به نظر می‌رسد که بعد از شروع به درست کردن رشته فرنگی سرد، عملکرد تحصیلی‌ام به تدریج بهبود یافت. اعتماد به نفس بیشتری پیدا کردم. البته، این موضوع با تشویق‌های مداوم مادرم در طول سال‌ها نیز همراه بود.

تعریف و تمجیدهای مادرم حتی استعداد هنری کوچکم را «بیدار» کرد. دو سال متوالی، در مسابقه روزنامه دیواری مدرسه، جایزه اول را بردم. کم کم بر ناامنی هایم غلبه کردم و از یادگیری لذت بردم.

روز بعد، به مادرم زنگ زدم. به داستان خواهرم در مورد «۵۰ سنت برای هر کاسه نودل» اشاره‌ای نکردم. فقط گفتم که شب قبل دوباره نودل سرد دوران کودکی‌ام را درست کرده‌ام، اما به خوبی قبل نبود.

بعد به طور غیرمنتظره‌ای از مادرم پرسیدم: «آیا آن غذای نودل سردی که وقتی کوچک بودم درست می‌کردم واقعاً آنقدر خوشمزه بود؟»

ویتنام شرکت‌های آمریکایی را به گسترش سرمایه‌گذاری در فناوری پیشرفته تشویق می‌کند.
ویتنام شرکت‌های آمریکایی را به گسترش سرمایه‌گذاری در فناوری پیشرفته تشویق می‌کند.صبح روز 26 ژوئن، در دفتر مرکزی دولت، هو کوک دونگ، معاون نخست وزیر، آقای جف پلیس، مدیر زنجیره تأمین گروه Coherent (ایالات متحده آمریکا) را به حضور پذیرفت. در طول این دیدار، معاون نخست وزیر تأیید کرد که ویتنام، کسب و کارهای آمریکایی را به گسترش سرمایه‌گذاری، به ویژه در صنایع فناوری پیشرفته، نوآوری و نیمه‌هادی، تشویق می‌کند.
تشویق کسب‌وکارهای آمریکایی به گسترش سرمایه‌گذاری در بخش‌های فناوری پیشرفته.
تشویق کسب‌وکارهای آمریکایی به گسترش سرمایه‌گذاری در بخش‌های فناوری پیشرفته.هو کوک دونگ، معاون نخست وزیر، گفت که ویتنام از گسترش فعالیت‌های شرکت‌های آمریکایی در ویتنام، به ویژه در صنایع پیشرفته و بخش‌هایی با ارزش افزوده بالا، استقبال می‌کند.
ویتنام و ایالات متحده همکاری خود را در مقابله با پیامدهای جنگ تقویت می‌کنند.
ویتنام و ایالات متحده همکاری خود را در مقابله با پیامدهای جنگ تقویت می‌کنند.VTV.vn - در 22 ژوئن، دبیر کل و رئیس جمهور، تو لام، وزیر موقت نیروی دریایی ایالات متحده، هونگ کائو، را به حضور پذیرفت.

مادرم بدون هیچ تردیدی پاسخ داد: «البته که خوشمزه است. چند بچه کوچک مثل تو بلدند رشته فرنگی سرد درست کنند؟ و تو سال‌هاست که این کار را می‌کنی. هر وقت رشته فرنگی درست می‌کنی، همیشه می‌گذاری خواهر یا برادر کوچکترت اول غذا بخورد. حتی در این سن کم، به من در پذیرایی از مهمان‌ها کمک می‌کنی تا مجبور نباشم اینقدر سخت کار کنم...»

مادرم بی‌وقفه صحبت می‌کرد، هر کلمه و عبارتش پر از تحسین و افتخار برای من بود.

«مادرم رشته فرنگی دوست ندارد. تمام خانواده‌ام هم رشته فرنگی دوست ندارند. رشته فرنگی سردی که درست می‌کنم در واقع آنقدرها هم خوب نیست» - شاید این برای همیشه یک راز بین من و مادرم باقی بماند.

مادرم نمی‌خواهد من رازش را بدانم. و من هم نمی‌خواهم او بداند که من از قبل آن را می‌دانم. بیا این راز را فقط به عنوان یک خاطره زیبا بین من و مادرم نگه داریم...

    منبع: https://www.qdnd.vn/van-hoa/van-hoc-nghe-thuat/bat-mi-lanh-tuoi-tho-1046429