
فیلم «وسواس» (Obsession) در حال تبدیل شدن به یک پدیده قابل توجه در ژانر فیلمهای ترسناک مستقل در سراسر جهان است. این فیلم به کارگردانی کری بارکر، یوتیوبر، با بودجهای تنها حدود ۷۵۰،۰۰۰ دلار ساخته شد و در ۲۰ روز فیلمبرداری شد. با این حال، پس از انتشار، این فیلم به لطف مفهوم منحصر به فرد ترسناک روانشناختی خود، توجه مخاطبان را به خود جلب کرد و به طور مداوم در صدر گیشه قرار گرفت و نظرات مثبتی از منتقدان دریافت کرد.
تا به امروز، فیلم Obsession تقریباً ۱۶۷ میلیون دلار در سراسر جهان فروش داشته است. تخمین زده میشود که پس از کسر هزینههای سینماها، بازاریابی و توزیع، تهیهکنندگان هنوز میتوانند ۹۰ تا ۱۰۰ برابر هزینههای تولید خود سود کسب کنند. این رقم نشاندهنده حاشیه سود بسیار چشمگیری برای یک فیلم ترسناک مستقل است که به بازیگران پرستاره یا کمپین تبلیغاتی پرهزینه متکی نیست.
وقتی عشق تبدیل به کابوس میشود
فیلم «وسواس» داستان پسری مهربان و خجالتی به نام «بید» (با بازی مایکل جانستون) را دنبال میکند که سعی میکند احساسات شدید خود را نسبت به «نیکی» (با بازی اینده ناوارت)، دوست دوران کودکیاش و همکار فعلیاش در یک فروشگاه موسیقی ، پنهان کند. روزی، «بید» به طور اتفاقی به یک شیء عجیب به نام «بید آرزو» برخورد میکند که گفته میشود آرزوی صاحبش را برآورده میکند.
در یک لحظه از روی بیفکری، خرس آرزو کرد که نیکی او را بیشتر از هر کس دیگری دوست داشته باشد. با این حال، این آرزوی به ظاهر عاشقانه به سرعت به کابوسی وحشتناک تبدیل شد. نیکی تحت تأثیر یک شیء جادویی، به تدریج دیوانه، نامنظم و خطرناک شد و خرس و اطرافیانش را تهدید میکرد.
هرچه خرس بیشتر سعی میکند اوضاع را کنترل کند، بیشتر درگیر عواقب خواستهاش میشود، چرا که هر یک از کارهای او ناخواسته نیکی را پرخاشگرتر میکند.
![]() |
احساسات خرس نسبت به نیکی صرفاً یک عشق پاک و معصومانه نیست. |
در نگاه اول، فیلم «وسواس» ممکن است شبیه یک فیلم ترسناک آشنا با عنوان «آرزوی نفرینشده» به نظر برسد. یک شیء عجیب که قادر به برآورده کردن آرزوها، یک درخواست به ظاهر بیضرر و سپس یک زنجیره برگشتناپذیر از تراژدی است. با این حال، جذابیت فیلم در این است که چگونه کارگردان جوان، کوری بارکر، از یک مضمون قدیمی برای روشن کردن مضامین مدرن استفاده میکند: حس مالکیت در عشق، ذهنیت «آدم خوب»، استقلال زنان و این توهم که عشق را میتوان اجباری کرد.
در ابتدا، خرس به عنوان یک مرد جوان خجالتی و دست و پا چلفتی ظاهر میشود که همیشه از خراب کردن رابطه فعلیاش با نیکی میترسد. همین دست و پا چلفتی بودن باعث میشود که این شخصیت به راحتی حس همدردی را برانگیزد. با این حال، وسواس به سرعت آن ظاهر "تاسفبار" را از بین میبرد. احساسات خرس نسبت به نیکی صرفاً عشق معصومانه نیست، بلکه به تدریج نوعی ایدهآلسازی و حس مالکیت را آشکار میکند. او تصویری از نیکی را که در ذهنش ساخته، بیشتر از نیکی واقعی، با شخصیت، نیازها و انتخابهای خودش، دوست دارد.
بعد از برآورده شدن آرزو، به نظر میرسید که وسواس خرس به نیکی منتقل شده است. و زنی که خرس عاشقش بود، حالا به بازتابی از خواستههای خودش تبدیل شده بود، حتی علیه او قیام کرده و او را میبلعید. نکته وحشتناک این است که حتی وقتی متوجه شد چیزی اشتباه است، خرس بلافاصله سعی نکرد جلوی خودش را بگیرد. او همچنان نیکی را در کنار خود نگه میداشت زیرا نیکی دقیقاً همان چیزی را که همیشه میخواست به او میداد. این تردید، بزدلی و خود-توجیهی، خرس را به شخصیتی واقعاً ترسناک تبدیل میکند.
از نظر موضوعی، فیلم «وسواس» به طور کاملاً تیزبینانهای روانشناسی «آدم خوب» را در فرهنگ معاصر اینترنت بررسی میکند. خرس نمایندهی مردی است که خود را مهربان، وفادار و شایستهی عشق میداند، اما در زیر این ظاهر ملایم، وقتی احساساتش متقابلاً دریافت نمیشود، نارضایتی نهفته است. بنابراین، فیلم ماهیت عشق مبتنی بر مالکیت و حق دریافت متقابل را نیز زیر سوال میبرد.
نیکی، در این زمینه، تراژیکترین شخصیت فیلم است. او هم منبع ترس روی پرده و هم بزرگترین قربانی داستان است. نسخه پس از آرزو از نیکی ممکن است بیر و اطرافیانش را وحشتزده کند، اما فیلم دائماً به بینندگان یادآوری میکند که او خودش انتخاب نکرده که به این شکل دربیاید.
![]() |
نیکی، شخصیت محوری فیلم، در واقع قربانی داستان است. |
چرا وسواس به یک پدیده در گیشه تبدیل شد؟
پس از اکران، فیلم Obsession به سرعت به یک پدیده در گیشه تبدیل شد و توجه مخاطبان جوان و منتقدان بینالمللی را به خود جلب کرد. طبق آمار Box Office Mojo ، این فیلم در سراسر جهان ۱۷۱.۳ میلیون دلار فروش داشت که شامل ۱۲۶.۵ میلیون دلار از آمریکای شمالی و ۴۴.۷ میلیون دلار از بازارهای بینالمللی بود.
نکته قابل توجه این است که درآمد این فیلم هفته به هفته افزایش یافت، برخلاف روند معمول فیلمهای ترسناک مستقل. گاردین این افزایش را «تقریباً بیسابقه» خواند، به طوری که هفتههای دوم و سوم فیلم حتی از هفته اول آن هم پیشی گرفت.
دلیل موفقیت فیلم « وسواس » به فرضیه ساده اما نافذ آن نسبت داده میشود که جوهره فیلم را در یک جمله خلاصه میکند. این وضوح به فیلم اجازه میدهد تا مخاطبان گستردهتری را جذب کند، در حالی که محتوای آن به مسائل حساس زندگی مدرن میپردازد. به جای توضیحات طولانی، کارگردان فیلم، کوری بارکر، تصمیم میگیرد حس اضطراب و تعلیق را تسریع کند.
یکی دیگر از جنبههای قابل توجه، ترکیب مؤثر وحشت، طنز سیاه و تراژدی در فیلم Obsession است. لحظاتی وجود دارد که به طرز خندهداری پوچ و بیمعنی هستند، اما همچنان حس گناه و ناراحتی را برمیانگیزند. مخاطبان ممکن است به پوچی داستان بخندند، اما کمی بعد متوجه میشوند که آنچه در حال رخ دادن است، اساساً فرآیند نابودی یک فرد است.
کِری بارکر که از یوتیوب آمده، ریتم احساسی مخاطبان جوان را به خوبی درک میکند. او از پیچشهای سریع، تصاویر دلهرهآور و موقعیتهای افراطی استفاده میکند که پتانسیل وایرال شدن در رسانههای اجتماعی را دارند. بنابراین، فیلم هم تکاندهنده و هم سرگرمکننده است و به راحتی به موضوع بحث تبدیل میشود. این واقعیت که یک کارگردان جوان از فضای آنلاین ظهور کرده است، حس آشنایی را نیز ایجاد میکند و بسیاری از بینندگان را کنجکاو میکند تا ببینند چه چیزی این اثر را خاص میکند.
علاوه بر این، بارکر اعتماد به نفس خود را در کنترل فضای فیلم نشان میدهد. فیلم «وسواس» (Obsession) به شدت بر ترسهای ناگهانی تکیه نمیکند، بلکه از طریق ریتم تند، قابهای تاریک، فضاهای محدود و این حس که چیزی در زندگی روزمره به طور نامحسوس اشتباه است، ترس را ایجاد میکند.
![]() |
فیلم «وسواس» با بودجه تولید ۷۵۰ هزار دلاری، ۱۷۱.۳ میلیون دلار فروش داشت. |
موفقیت « ابسشن » همچنین در زمانی اتفاق افتاد که مخاطبان نشانههایی از خستگی از فرنچایزهای بلاکباستر نشان میدادند. این واقعیت که «جنگ ستارگان : ماندالورین» و «گروگو» به سرعت جذابیت خود را در هفته دوم خود از دست دادند و سپس توسط فیلمهایی مانند «ابسشن» و «پشت صحنه» پشت سر گذاشته شدند، نشان میدهد که مخاطبان هنوز هم مایل به جستجوی فیلمهای کوچکتر هستند، مادامی که ایدههای تازه، داستانسرایی جذاب و ایجاد کنجکاوی داشته باشند.
با این حال، «وسواس» هنوز کاملاً کامل نیست. فیلم، نیکی را در مرکز تراژدی قرار میدهد، اما بخش زیادی از داستان از طریق تجربیات و احساس گناه بیر آشکار میشود. بنابراین، گاهی اوقات دیدگاه زنانه به اندازه کافی عمیق بررسی نمیشود تا به مسائل مطرح شده در فیلم بپردازد. اینکه نیکی واقعاً چه کسی بود، چه فکری میکرد، قبل از اینکه توسط این آرزو نابود شود، چه آرزویی داشت - این جنبهها هنوز هم به طور مبهم به تصویر کشیده شدهاند.
علاوه بر این، برخی از صحنههای خشونتآمیز فیلم بیشتر بر نمایش شوک بصری متمرکز هستند تا انتقال کامل عمق روانشناختی. آنها وحشت را تشدید میکنند، اما گاهی اوقات پیام نیکی در مورد تسخیر و استقلال را با حس شوک تحت الشعاع قرار میدهند.
منبع: https://znews.vn/bo-phim-kinh-di-lai-gap-100-lan-post1657519.html









