Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

بولرو و داستان‌هایی از روستای من

(VHQN) - اگر بحث‌های مربوط به «کلاسیک بودن، ابتذال و احساساتی بودن» موسیقی بولرو را کنار بگذاریم، یک مدرک غیرقابل انکار، حضور پایدار آن - به عنوان میراثی تغییرناپذیر در زندگی فولک - است.

Báo Quảng NamBáo Quảng Nam04/05/2025

fb012721951d26437f0c.jpg
دوستان از روستایی در بالادست رودخانه تو بن بازدید کردند تا با هم بولرو بخوانند. عکس: تلویزیون

آهنگ انتظار خورشید

روستای من آنقدر دورافتاده و فقیر بود که قبل از طلوع آفتاب هیچ بلندگویی از تیرهای برق بلند نمی‌شد. در عوض، کافی‌شاپ آقای بن نزدیک خانه‌ام ساعت ۳ صبح موسیقی بولرو پخش می‌کرد. او هنگام جوشاندن آب برای درست کردن چای سبز، با اشعار برخی از خوانندگان همخوانی می‌کرد. پدرم هم طبق عادت دوران پیری‌اش از خواب بیدار می‌شد. او و دوستش به مغازه کوچک می‌رفتند، چهارزانو می‌نشستند، به موسیقی گوش می‌دادند و زیر نور آفتاب درباره همه چیز گپ می‌زدند.

یک بار با پدرم به کافه‌ای رفتم. عجیب بود که بزرگترها حتی یک کلمه هم با هم حرف نمی‌زدند. حدس زدم که سکوت و تاریکی قرار است موسیقی آرام، غمگین و عمیق را در خود جذب کند، عمیق‌تر از هر داستانی که بتواند بگوید، و اجازه دهد هر نت به قلب نفوذ کند.

آقای بن نه سلام کرد، نه سوالی پرسید و نه در شروع روز کلمه‌ای با کسی صحبت کرد. برای هر نفر قهوه آورد، یک فنجان چای سبز جلویشان گذاشت و سپس با پخش‌کننده موسیقی قدیمی‌اش آهنگی را زمزمه کرد.

گروه دوستان پدرم قبل از طلوع آفتاب به موسیقی گوش می‌دادند، سپس برای غذا به خانه می‌رفتند و هنگام سپیده دم به مزارع می‌رفتند. آنها تمام سال به آن موسیقی گوش می‌دادند. حتی در صبح‌های بارانی و بادخیز، با وجود نگاه‌های سرزنش‌آمیز مادرم، پدرم باز هم مجبور بود برود.

آن دکه کنار جاده چیزی بیش از یک محل ملاقات بود؛ بعدها به این فکر افتادم که آنجا یک «پناهگاه» واقعی برای پدرم و دوستانش از آن نسل بود. جایی بود که آنها از موسیقی برای تأمل در زندگی خود، برای شنیدن فراز و نشیب‌های این سرزمین استفاده می‌کردند. فقط موسیقی، به خصوص بولرو، می‌توانست مردم فقیر زادگاه من را تسکین دهد.

پدرم گفت: «بعضی وقت‌ها ممکن است فقط یک خط از موسیقی را گوش بدهی، اما باید به کل آهنگ گوش بدهی.»

چون بولرو داستانی است که از طریق موسیقی روایت می‌شود. داستان‌های شادی‌آور، داستان‌های غم‌انگیز، داستان‌های شادی و غم، داستان‌های میهن و سرنوشت انسان در آن وجود دارد - همه چیز آنجاست. به راحتی به خاطر سپرده می‌شود و به راحتی با شنوندگان طنین‌انداز می‌شود. همچنین در طول نسل‌ها ماندگار است.

من با پدرم به موسیقی گوش می‌دادم و اینگونه بود که بولرو وارد روح من شد.

آهنگ در جنگل باستانی

من صدها آهنگ از پدرم و نسل او را از دوران کودکی‌ام می‌شناسم. موسیقی آرام و مالیخولیایی، با ریتم چهار چهارم و تمپوی به یاد ماندنی‌اش، به نوعی در من نفوذ کرد. اما به نظرم برای درک و تجربه واقعی این موسیقی، باید آن را در اعماق جنگل گوش داد. در شب‌های زیر نور کم و زیاد ماه، در میان بیابان سرد و متروک، اشعار واضح‌تر، سرسبزتر و در اوج به نظر می‌رسند و روح را مجذوب خود می‌کنند.

تابستان سال یازدهم، با چند تا از عموهای همسایه برای جستجوی چوب آگار به جنگل با خه رفتم. سختی‌های جستجوی چوب آگار بی‌شمارند. چیزی که تا به امروز با من مانده، حملات مالاریای جنگلی و تزریق کینین به باسنم است که باعث تحلیل رفتن عضلاتم می‌شد. و تنها چیزی که آن موقع به من آرامش می‌داد، موسیقی بود، به خصوص بولرو. اگر عموها و پسرعموهایم نبودند که در آن شب‌های تنهایی آن آهنگ‌ها را برایم می‌خواندند، احتمالاً تا الان زنده نمی‌ماندم.

عمویم در کنار آتش، ما را پس از باران سرد و گزنده‌ی جنگل گرم می‌کرد و در حالی که به قابلمه‌ی عرق گیاهی با عطر غنی و دارویی‌اش رسیدگی می‌کرد، همزمان با روشن کردن آتش آواز می‌خواند: «مادر می‌داند که حالا که در این گودال کوچک نشسته‌ام، باد و باران وعده می‌دهند و وقتی به روستای پدربزرگ و مادربزرگ مادری‌ام برگردم، مادر به من سلام خواهد رساند...»

بولرو هزاران آهنگ دارد که هر کدام داستانی را روایت می‌کنند، اما به طرز عجیبی، من خودم را با تک تک آنها "مرتبط" می‌بینم، که باعث می‌شود احساس تضاد کنم. انگار آهنگساز هر آهنگ را به طور خاص برای من، برای داستان خودم نوشته است، و اینگونه بود که من شروع به تمرین خواندن آنها کردم.

بولرو... پلی برای درک متقابل

روستای من در دامنه کوه کا تانگ قرار دارد. در سمت راست، رودخانه زمردی تو بون قرار دارد که هر دو کرانه آن پوشیده از گل‌های وحشی و خاک آبرفتی است. زادگاه من خانه بسیاری از روزنامه‌نگاران و شاعران است، بنابراین دوستان ادبی اغلب در این منطقه پرسه می‌زنند. من مانند پلی هستم که ارواح خویشاوند را به هم متصل می‌کند. و بولرو چیزی است که کسانی را که روح‌های رویایی دارند، مجذوب خود می‌کند.

مادرم با توجه به سطح آب رودخانه‌ی تو بن، از مهمانان با ماهی پذیرایی می‌کرد، اما من و دوستم در تمام طول سال با آن موسیقی آشنا از مهمانان پذیرایی می‌کردیم. ما بارها و بارها، گاهی ظهر، گاهی غروب و اغلب وقتی لباس‌هایمان از شبنم خیس می‌شد، همان آهنگ را می‌خواندیم. اما به طرز عجیبی، هر بار به اندازه‌ی بار اول تازه بود. مهمانان ما طوری با ما همخوانی می‌کردند که انگار قبلاً هرگز نخوانده بودند و دوستی ما عمیق‌تر می‌شد.

همانطور که گفتم، موسیقی فقط یک پل است؛ از طریق اشعار، حرکات و تجربیات بصری و شنیداری، مردم می‌توانند به هم نزدیک‌تر شوند. و از طریق آهنگ‌ها، مردم می‌توانند بسیاری از چیزهایی را که زبان گاهی اوقات از انتقال آنها قاصر است، با هم در میان بگذارند. بولرو در روستای من اینگونه است؛ به خوبی نسخه‌های خوانندگان حرفه‌ای نیست، اما دوست من آن را می‌خواند و مورد علاقه بسیاری است. شاید در پشت اشعار، احساسات نهفته باشد.

دوست من کنار دریا، در یک دهکده ماهیگیری دورافتاده زندگی می‌کند، جایی که امواج در تمام طول سال به آن برخورد می‌کنند. مردانی که به دریا می‌روند، برنزه و بدون لباس هستند، اما به طرز عجیبی، آنها شبیه مردانی هستند که در جنگل‌های شهر من کار می‌کنند. آنها مردانی ساده، بی‌تکلف و مهربان هستند، درست مانند آهنگ‌هایی که می‌خوانند.

من فکر می‌کنم که آواز خواندن در میان امواج وسیع اقیانوس، صدای امواج، ملودی ملایم بولرو را خفه می‌کند، بنابراین به خوبی آواز خواندن در یک جنگل عمیق به نظر نمی‌رسد. این فقط نظر من است! اما بعضی‌ها می‌گویند وقتی شروع به خواندن کردی، برای خودت می‌خوانی، با قلبت گوش می‌دهی و بعد می‌توانی قضاوت کنی که آیا برای خودت خوب است یا بد.

چه شاد و چه غمگین، آهنگی را بر لبانتان جاری کنید! برای آرامش خود و غلبه بر مشکلات، لالایی بخوانید. شخصی زمانی گفته است: «ارزشمندترین چیزی که باید پس از سوادآموزی آموخت، موسیقی است.» اگر نمی‌توانید موسیقی یا آهنگسازی یاد بگیرید، هیچ‌کس نمی‌تواند شما را از خواندن منع کند، زیرا یک آهنگ می‌تواند تمام نگرانی‌هایتان را برطرف کند.

بولرو به راحتی می‌تواند این کار را انجام دهد!

منبع: https://baoquangnam.vn/bolero-va-chuyen-lang-toi-3154060.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
هواپیمایی ویتنام

هواپیمایی ویتنام

قطار بهاری

قطار بهاری

دوچرخه

دوچرخه